آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳۱٬۱۲۸ مورد — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- لزوم مالکیت رسمی خواهان در دعوای الزام به تحویل مبیعصدور حکم مبنی بر تحویل مبیع موضوع مبایعه نامه منوط به مالکیت رسمی خواهان است.
- نقش گواهی فوت در اقامتگاه مورثدر صورتی که صغیری در بین ورثه وجود داشته باشد و قیم وی طرف دعوای تقسیم ترکه قرار گرفته باشد، نیازی به اقامه دعوا علیه اداره سرپرستی نیست.
- دعوی تنفیذ وصیتنامه در صورت عدم احراز مالکیت موصیبهتنفیذ وصیت نامه مشروط به احراز مالکیت اموال موضوع وصیت نامه توسط دادگاه است. در صورت عدم احراز مالکیت موصی به مالکیت مال مورد وصیت، قرار رد دعوا صادر می شود.
- پرداخت اماره عدم تبرع یا وجود دین؟پرداخت وجه، اماره مدیون بودن پرداخت کننده نیست بلکه به موجب ماده 265 قانون مدنی، ظاهر در عدم تبرع است مگر خلاف آن (مقروض بودن پرداخت کننده) اثبات گردد. لذا چنانچه دریافت کننده دلیلی بر مقروض و متعهد بودن پرداخت کننده ارائه ندهد، وی حق استرداد مبلغ را دارد.
- شرط تغییر نامدر دعوای تغییر نام، نام جدید باید مناسب بوده و نسبت به نام قبلی ترجیحی داشته باشد و صرف اشتهار به نام دیگر و همچنین حق انتخاب نام نمی تواند مجوزی برای پذیرش تغییر نام باشد.
- دعوی رجوع از هبه ملک در صورت عدم ثبت رسمی هبهعدم ثبت رسمی هبه اموال غیرمنقول مانع از رسیدگی به دعوی مربوط به رجوع از هبه نیست.
- امکان تقاضای خلع ید بر اساس سند رسمی مالکیتی که دعوای ابطال آن مطرح استصرف طرح دعوای ابطال سند رسمی مالکیت مانع از طرح دعوای خلع ید از سوی مالک نخواهد بود.
- اعتبار صلح عادی اموال غیر منقولمواد 46 و 47 و 48 قانون ثبت دلالتی بر عدم نفوذ و بی اعتباری سندعادی صلح مال غیرمنقول ندارد.
- سهمالارث زوجه در صورت فوت زوج قبل از اصلاح ماده 946 قانون مدنیچنانچه فوت مورث قبل از اصلاح ماده 946 قانون مدنی باشد، تقسیم ماترکی که بر اساس موازین قانون سابق صورت گرفته است صحیح است.
- مبنای محاسبه شروع خسارت تاخیر تادیهمطالبه خسارت وارده به اتومبیل از سوی مستأجر فاقد وجاهت قانونی است و تنها مالک می تواند نسبت به مطالبه خسارت اقدام نماید.
- مطالبه اجرت المثل بر مبنای سند عادی انتقال حق کسب و پیشهحق کسب و پیشه متعلق به شخصی است که با سند رسمی به او منتقل شده باشد، لذا طرح دعوی مطالبه اجرت المثل سه دانگ مغازه از شریک دیگر برای ایام تصرف محل تجاری بر مبنای سند عادی انتقال حق کسب و پیشه مردود است.
- تاثیر دریافت اجارهبها بر تنفیذ تغییر شغل مستاجردریافت اجاره بها طی سال های متوالی توسط موجر علی رغم تغییر شغل و عدم اعتراض، دلالت بر تنفیذ عملی تغییر شغل از ناحیه موجر نیست و لذا تغییر شغل موجب تخلیه است.
- موارد تخلیه عین مستأجره به علت نیاز شخصیتنها نیاز شخص موجر به کسب در محل اجاره به منظور ارتزاق می تواند از اسباب درخواست تخلیه محل کسب و پیشه یا تجارت باشد و این نیاز به دیگر افراد (فرزند موجر) تسری نمی یابد.
- تخلیه عین مستأجره به علت تغییر شغلدر صورتی که مستأجر ضمن حفظ شغل سابق، درقسمتی از عین مستأجره، به صورت جزیی به شغل دیگری اشتغال ورزد، موضوع از موارد تغییر شغل محسوب می گردد. ادعای آنکه این شغل ضرر کمتری دارد و یا ذکر شغل در اجاره نامه خصوصیتی نداشته مورد قبول نیست.
- خواندگان دعوای تخلیه عین مستأجره به علت انتقال به غیردعوای تخلیه عین مستأجره به علت انتقال به غیر، باید به طرفیت تمام وراث انتقال دهنده و نیز منتقل الیه (مستأجر دوم) طرح شود و الا دعوا قابل استماع نیست.
- شرط دعوی تخلیه به علت عدم پرداخت اجاره بها در اجاره با سند رسمیتقاضای تخلیه به جهت عدم پرداخت اجاره بها در مورد اجاره مبنی بر اجاره نامه رسمی، بنابر تکلیف بند 9 ماده 14 قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356، منوط به ارسال اخطاریه از دفتر اسناد رسمی مربوطه است.
- دعوای خلع ید در فرض وجود سابقه استیجاری میان طرفینبا احراز سابقه رابطه استیجاری قبلی میان طرفین دعوا (یا قائم مقام قانونی آنها)، دعوی خلع ید قابل استماع نیست.
- طرح دعوای خلع ید به طرفیت مستأجردر صورتی که مستأجر، عین مستأجره را به تصرف اشخاص ثالث بدهد، موجر می تواند دعوای تخلیه به لحاظ انتقال به غیر را طرح نماید لیکن دعوای خلع ید به لحاظ وجود رابطه استیجاری قابل استماع نیست.
- رد دعوی تجویز تغییر شغل مستأجردر قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 صرفا حق تجویز انتقال منافع به غیرپیش بینی گردیده و خواسته تجویز تغییر شغل از سوی دادگاه قابل رسیدگی نیست.
- بی اعتباری قیود بعدی محدود کننده حق مستأجر در اجارهنامههای مشمول قانون 1356در اجاره هایی که تحت حاکمیت قانون روابط موجر و مستأجر1356، هرگونه توافقی که موجب مقید نمودن حقوق مستأجر طی اجاره نامه های بعدی صورت باشد، از درجه اعتبار ساقط است. لذا چنانچه در اجاره اول مورد استفاده اجاره هر فعالیت تجاری باشد و در اجاره بعدی مقید به شغل خاصی شود، این قید لازم الاجرا نیست و تغییر شغل از مورد اخیر موجب تخلیه نخواهد بود.
- اختلاف در حاکمیت قانون روابط موجر و مستأجر 1356 و 1376در صورتی که شروع روابط استیجاری قبل ازسال 1376 بوده و پس ازسال1376 نیزتمدید شده باشد، قانون روابط موجر و مستأجرمصوب 1356 بر روابط استیجاری حاکم است.
- میزان ابطال تمبر وکالتی در دعاوی مربوط به غیرمنقولدر دعاوی مربوط به مال غیر منقول، تمبر وکالتی باید بر اساس ارزش خواسته ابطال گردد. در صورت عدم ابطال کامل تمبر وکالت، دادگاه تجدیدنظر پرونده را برای تکمیل به دادگاه بدوی عودت می دهد.
- ضمانت اجرای عدم درج رقم حقالوکاله در وکالتنامهضمانت اجرای عدم درج رقم حق الوکاله در وکالت نامه ابرازی توسط وکیل در مرحله تجدیدنظر، صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی است.
- مرجع صالح در خصوص رسیدگی به وجود تابعیت ایرانی دارندگان سجل خارجیرسیدگی به صحت و سقم ادعای وجود تابعیت ایرانی از سوی کسی که مطابق اسناد سجلی تابع کشور خارجی است، در صلاحیت شورای تأمین استان است و خارج از صلاحیت هیأت حل اختلاف ثبت احوال و محاکم دادگستری است.
- مسجد و وقف معاطاتیهیأت حل اختلاف اداره ثبت احوال دارای شخصیت حقوقی مستقل بوده و تصمیم آن در نفی تابعیت ایرانی توسط دادگاه عمومی قابل بررسی و نقض است.
- عدماستماع اعتراض به آرای سازمان تعزیرات حکومتی در محاکم دادگستریآرای شعب تجدیدنظرسازمان تعزیرات حکومتی قطعی و لازم الاجرا بوده و قابل اعتراض و رسیدگی در محاکم دادگستری نمی باشد.
- عدماستماع اعتراض به آرای سازمان تعزیرات حکومتی در محاکم دادگستریآرای شعب تجدیدنظر سازمان تعزیرات حکومتی قطعی و لازم الاجرا بوده و قابل اعتراض و رسیدگی در محاکم دادگستری نیست.
- ابطال پروانه نهادها و سازمانهای غیردولتیدر صورت عدم عمل به تکالیف قانونی، پروانه نهادها و سازمان های غیردولتی، به پیشنهاد هیأت مرکزی نظارت بر تأسیس و فعالیت سازمان های مردم نهاد توسط دادگاه ابطال خواهد شد.
- اعتراض از آراء هیأتهای حل اختلاف کارگر و کارفرماآرای هیأت حل اختلاف اداره کار و امور اجتماعی قطعی و لازم الاجرا بوده و در محاکم عمومی دادگستری قابل اعتراض نیستند.
- اعتراض از آراء هیأتهای حل اختلاف کارگر و کارفرماآراء قطعی هیأت های حل اختلاف اداره کار و امور اجتماعی، قابل اعتراض در دادگاه های عمومی دادگستری نیست.