آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۳٬۲۸۶ مورد از سال 1391 — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- ملاک تعدی و تفریط در مورد اجارهملاک تعدی و تفریط مستأجر در املاک مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356، خروج از حدود اذن مالک و امور عرفی مطابق تعریف قانون مدنی در ماده 951 است. لذا احداث بالکن در مورد اجاره بدون اذن موجر، از مصادیق تعدی مستأجر است.
- رد دعوای تجویز تغییر شغل مستأجربا توجه به عدم رضایت موجر به تغییر شغل مورد اشاره در قرارداد، و آنکه در قانون روابط موجر و مستأجر 56 دعوای تجویز تغییر شغل از سوی مستأجر پیش بینی نشده و قابل اجابت از سوی دادگاه نیست.
- شرط مطالبه حقالوکاله وکیل دادگستری طبق قرارداد خصوصیمطالبه حق الوکاله توسط وکیل دادگستری وفق قرارداد خصوصی، در صورتی که قرارداد مربوطه به دادگاه ابراز نشده باشد و حق الوکاله مطابق تعرفه اعلام شده، برخلاف موازین وکالت و قانون مالیات های مستقیم بوده و رد می شود.
- امکان استفاده شرکتهای وابسته به نهادهای عمومی از نماینده حقوقیدر صورت تعلق صددرصد سهام شرکت به نهادهای عمومی غیردولتی (همچون بنیاد مستضعفان)، این شرکت ها می توانند از نماینده حقوقی استفاده کنند.
- مرجع صالح رسیدگی به اعتراض به عملیات اجرائی ثبتاعتراض به عملیات اجرائی ثبت در صلاحیت اداره ثبت و هیأت های نظارت بوده و در صلاحیت دادگاه ها نمی باشد.
- پذیرش دعوی علیرغم عدم سعی در سازش مقرر در قراردادپیش بینی روال خاص برای سعی در سازش در قرارداد قبل از طرح دعوی، نافی صلاحیت دادگستری در رسیدگی به اختلاف طرفین حتی بدون انجام روال پیش بینی شده، نیست.
- امکان اعتراض از آرای هیأتهای تخلفات انتظامی دانشگاه آزاد در محاکم عمومیمحاکم دادگستری به عنوان مرجع رسیدگی به تظلمات عامه محسوب و چنانچه قانون در رابطه با مرجع اعتراض به آراء صادره از ناحیه هیأت های تخلفات انتظامی دانشگاه آزاد ساکت باشد مانع از رجوع به محاکم دادگستری نمی باشد.
- رسیدگی به اعتراض نسبت به آراء مراجع غیر دادگستریآرا صادره از هیأت های تشخیص مطالبات ، مذکور در ماده 44 قانون تامین اجتماعی، قابل اعتراض، در محاکم عمومی دادگستری نیست. مرجع صالح به اعتراض هیأت تجدیدنظر مربوطه است و آراء این مرجع قطعی است و قابل اعتراض نزد محاکم دادگستری به لحاظ صلاحیت عام نیست.
- رسیدگی به اعتراض نسبت به آراء مراجع غیر دادگستریآراء هیأت های حل اختلاف مالیاتی در شعب هم عرض قابل اعتراض بوده و پس از آن قطعی می شوند، و قابل اعتراض در دادگاه های دادگستری نیستند.
- رسیدگی به اعتراض نسبت به آراء مراجع غیر دادگستریآراء قطعی صادر شده از مراجع غیر دادگستری نظیر اداره کار قابل رسیدگی مجدد در محاکم دادگستری نیست.
- صلاحیت دادگاههای عمومی در اعتراض به آرای هیأتهای رسیدگی غیردادگستریمحاکم دادگستری صلاحیت رسیدگی به اعتراض از آرای هیأت های مختلف قضایی غیردادگستری (در اینجا هیأت حل اختلاف اداره کار و امور اجتماعی) را به عنوان مرجع عمومی رسیدگی به تظلمات دارند.
- امکان رسیدگی به دعوای تقابل با وجود رد دعوای اصلیرسیدگی به دعوی تقابل به عنوان دعوای طاری ملازمه با اتخاذ تصمیم ماهوی راجع به دعوای اصلی ندارد. لذا چنانچه در مورد دعوی اصلی قرار عدم استماع دعوا صادر شود، دادگاه مکلف به رسیدگی ماهوی به دعوای طاری است.
- صلاحیت دادگاهها در صورت عدم تصریح به شرط داوری در قرارداد میان تعاونی و عضو تعاونیبا وجود تصریح اساسنامه شرکت تعاونی مسکن مبنی بر داوری اتاق تعاون در صورت بروز اختلاف بین تعاونی و اعضای آن، چون در قرارداد عادی تنظیمی بین تعاونی و عضو تعاونی، هیچ گونه اشاره ای به داوری نشده است، محاکم دادگستری مکلف به رسیدگی به دعوای مبتنی بر قرارداد عادی فوق هستند.
- موارد حصری ابطال رأی داوریابطال رأی داوری صرفا در حدود موارد احصا شده در ماده 489 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قابل پذیرش است و چنان چه دلیلی بر صدور رأی داوری بر خلاف قوانین موجد حق ارائه نشود، دعوی رد می شود.
- ضمانت اجرای دعوای ثبت عضویت در تعاونی مسکنخواسته ثبت عضویت در تعاونی مسکن یک امر ترافعی نیست و دادگاه وارد رسیدگی در ماهیت نمی شود.
- خوانده دعوای ابطال رأی کمیسیون ماده 77 شهرداریدر دعوای ابطال رأی کمیسیون ماده 77 شهرداری، لزومی به طرح دعوا علیه کمیسیون نیست و طرح دعوی به طرفیت شهرداری صحیح است.
- دعوای جبران ضرر و زیان ناشی از جرم استفاده از سند مجعولتقاضای جبران ضرر و زیان ناشی از بزه استفاده از سند مجعول به طور کلی، خواسته کلی است و قابلیت استماع ندارد.
- نوع تصمیم دادگاه در دعوای فروش املاک مشاعدر مورد خواسته فروش املاک مشاع، دادگاه مکلف به صدور دستور بوده و تصمیم دادگاه نمی تواند به صورت حکم صادر شود.
- نوع رای دادگاه پس از ورود به ماهیت دعوادادگاه پس از ورود در ماهیت دعوا باید حکم صادر کند و صدور قرار، محملی ندارد.
- صدور حکم بدون تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفینرسیدگی به دعوا و صدور رأی در وقت فوق العاده، بدون تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین، تخطی از قواعد آمره و از موجبات نقض رأی صادره است.
- تجدیدنظرخواهی از قرار ابطال دادخواست به علت استرداد دادخواستقرار ابطال دادخواست بدوی که به دلیل استرداد دادخواست در جلسه اول دادرسی صادر شده است، قابل تجدیدنظرخواهی نیست.
- احیاء مهلت تجدیدنظرخواهی با صدور رأی اصلاحیصدور رأی اصلاحی توسط دادگاه بدوی، زمان تجدیدنظرخواهی را برای تجدیدنظرخواه مجددا احیا می نماید و مهلت، از تاریخ ابلاغ رأی جدید شروع می شود.
- اختصاص اعسار از پرداخت هزینه دادرسی به اشخاص حقیقیاعسار از پرداخت هزینه دادرسی مختص اشخاص حقیقی است.
- ارتباط دعوی اعسار خواهان و داشتن وکیلداشتن وکیل حکایت از تمکن مالی خواهان دارد فلذا دعوای اعسار وی از پرداخت هزینه دادرسی پذیرفته نمی شود.
- عدم پذیرش دادخواست اعسار از تاجراشتغال به خرید و فروش وسایل دندانپزشکی عمل تجاری است و دعوای اعسار از تاجر پذیرفته نیست.
- شرط صدور قرار رد دادخواست اعاده دادرسیدادگاه بدون صدور قرار رد یا پذیرش درخواست اعاده دادرسی، نمی تواند وارد رسیدگی شده و رأی صادر نماید، لذا صدور قرار رد دادخواست اعاده دادرسی بدون صدور قرار مذکور صحیح نیست.
- مصداق دلیل مکتوم در اعاده دادرسیدلیل مکتوم باید در جریان دادرسی موجود باشد تا بتواند موجب اعاده دادرسی شود و نامه ای که پس از صدور رأی صادر شده از مصادیق دلیل مکتوم نیست.
- اعاده دادرسی به استناد شهادت و استشهادیه مکتومشهادت شهود و استشهادیه از مصادیق سند مکتوم موضوع بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی محسوب نمی شود و موجب اعاده دادرسی نیست.
- استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات طرفینپس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا، خواهان نمی تواند بدون رضایت خوانده، دعوا را مسترد کند؛ مگر این که از حق خود به طور کلی صرف نظر کند.
- اثر عدم ارائه اصول اسناد علیرغم وجود دلایل دیگرعدم ارائه اصول اسناد عادی در اولین جلسه رسیدگی به تنهایی موجب صدور قرار ابطال دادخواست نبوده و جهت صدور این قرار، تعرض به اصالت سند (اظهار انکار و تردید) و مستند نبودن دادخواست خواهان به ادله دیگر نیز ضروری است.