آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۱٬۲۵۶ مورد از سال 1400 — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- فرجام خواهی از قرار رد دعواقرار رد دعوا از جمله قرارهای قابل فرجام خواهی محسوب نمی شود.
- مرجع صالح در فرض اختلاف در انتقال پروانه چاهدر دعوای خلع ید و اثبات مالکیت چاه، اگر اختلاف طرفین بر سر انتقال پروانه چاه باشد در صلاحیت کمیسیون موضوع تبصره 5 ماده واحده قانون تعیین و تکلیف چاه های اب فاقد پروانه بهره برداری می باشد.
- اختلاف در صلاحیت میان دادگاه و دیوان عدالت اداریدر صورت اعتقاد دادگاه به صلاحیت دیوان عدالت اداری، باید ابتدا پرونده را به مرجع اخیر ارسال دارد و تنها در صورت حدوث اختلاف در صلاحیت است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می شود.
- نحوه محاسبه نفقه در فرض استقراض زوجهدر احتساب نفقه معوقه، دادگاه باید میزان آن را از تاریخی که زوج عملا در زندگی مشترک با زوجه در یک خانه نبوده است و زوجه برای غذا و پوشاک و ضروریات متفرقه زندگی خویش ناچار به استقراض بوده براورد نماید.
- اموال مشمول شرط تنصیف داراییتنصیف دارایی زوج شامل اموالی می شود که زوج بعد از تاریخ عقد ازدواج بدست اورده و در هنگام دادخواست طلاق از سوی زوج موجود باشد. بنابراین اموالی که قبل از ازدواج تحصیل شده شامل این شرط نمی باشد.
- نقش قاضی مشاور در دادگاه خانوادهدادگاه خانواده با حضور رییس یا دادرس علی البدل و قاضی مشاور زن تشکیل میگردد. بنابراین قاضی مشاور جزو تشکیلات دادگاه خانواده بوده و نظر وی باید اخذ و در رای صادره منعکس گردد.
- ارتباط اجرت المثل با نحلهجمع بین اجرت المثل و نحله ممکن نیست و در صورتی که اجرت المثل تعیین نشده باشد نوبت به تعیین نحله می رسد.
- ارجاع به داوری در دعاوی طلاقارجاع به داوری در کلیه موارد طلاق و تحصیل نظریه داوران و ترتیب اثر دادن به نظریه آنان تکلیف قانونی است.
- بار اثبات برایت از مهریهدر صورت اختلاف زوجین در خصوص برایت از مهریه، اصل بر بقای دین زوج بابت مهریه زوجه بوده و مدعی خلاف آن باید اثبات برایت ذمه خود را بنماید.
- ارتباط اجرت المثل با نحلهدر شرایطی که زوجه مستحق اجرت المثل نباشد دادگاه باید مبلغی را تحت عنوان نحله برای زوجه تعیین نماید.
- احراز قصد تبرع در مطالبه اجرت المثل ایام زوجیتهرگاه تبرع زن در انجام کارهای منزل اثبات نشود، مستحق اجرت المثل است و اگر زوجه عنوان کند که قصدم گرفتن مزد نبوده و هدف تحکیم خانواده در زندگی بوده است از این کلام نمی توان قصد تبرع او را احراز کرد.
- اصل تبرع درخصوص اجرت المثل ایام زوجیتاصل بر عدم تبرع خدمات زوجه در ایام زوجیت بوده مگر اینکه زوج دلیلی بر تبرعی و مجانی بودن ان ارایه نماید. ظهور عرفی بر مجانی بودن خدمات زوجه با توجه به قوانین و مقررات موضوعه در ارتباط با حقوق زنان و تغییرات در عرف جامعه امری معلوم الحصول و قطعی و مسلم نیست تا قابلیت معارضه با اصل قانونی یاد شده را داشته و مقدم بر اصل باشد.
- ارتباط نحله و شرط تنصیف داراییشرط تنصیف دارایی و نحله مبانی و آثار متفاوتی دارند و تعارضی میان آنها نیست بنابراین صدور حکم به تنصیف دارایی، نحله را منتفی نمی نماید.
- ارتباط اجرت المثل با نحلهدر صورتی که دعوای زوجه درمورد اجرت المثل رد شود بالحاظ سالهای طولانی زندگی مشترک دادگاه باید در مورد نحله اتخاذ تصمیم نماید.
- توافق طرفین در خصوص محدود کردن حق مراجعه به دادگاههای صالح مختلفدر مواردی که طرفین قرارداد حق طرح دعوا در دادگاه های مختلفی را دارند آنها می توانند حق خود را در اختیار انتخاب مرجع صالح محدود کرده و صرفا یک مرجع را به عنوان مرجع صالح اعلام نمایند.
- اثر انتقال اموال بر شرط تنصیف داراییدر صورت انتقال اموال زوج به ثالث، زوجه از ثمن و بهای آن بابت شرط تنصیف دارایی مستحق است.
- جایگاه قاضی مشاور زن در دادگاه خانوادهدادگاه خانواده با حضور رییس یا دادرسی علی البدل و قاضی مشاور زن تشکیل میگردد. بنابراین قاضی مشاور جزء ارکان و تشکیلات دادگاه خانواده می باشد و قاضی مشاور به طور مکتوب در مورد موضوع دعوی باید اظهار نظر نماید و در دادنامه به نظر قاضی مشاور اشاره گردد.
- تاثیر عدم رضایت زوجه بر درخواست طلاق از سوی زوجزوج می تواند هر وقت که بخواهد زوجه را با رعایت مقررات قانونی مطلقه نماید و تکلیفی جهت ارایه دلیل در توجیه این اقدام خود ندارد و مخالفت یا عدم رضایت زوجه موثر در مقام نمی باشد.
- ارتباط اجرت المثل با نحلهدر جایی که زوجه مستحق دریافت اجرت المثل نمی باشد دادگاه باید در خصوص استحقاق زوجه به دریافت نحله اظهار نظر نماید.
- تکلیف دادگاه در خصوص حقوق مالی زوجه در دعوای طلاقدر هنگام صدور حکم طلاق در همه فروض ان خصوصا در جایی که متقاضی طلاق زوج باشد دادگاه باید با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج تکلیف تمامی حقوق مالی زوجین از قبیل جهیزیه ، مهریه ، نفقه زوجه و اطفال ( اعم از معوقه و جاریه و ایام عده ) و اجرت المثل ایام زوجیت و حضانت فرزند ان و نحوه پرداخت هزینه های حضانت را تعیین و در خصوص تمامی موارد مذکور رای مقتضی صادر نماید.
- دلالت شکایت کیفری بر اعلام فسخ نکاحطرح شکایت کیفری که پس از مدت کوتاهی از عقد صورت گرفته است نیز می تواند دلیلی بر صحت ادعای زوجه در اعلام فسخ نکاح باشد و لازم نیست صرفا با اظهارنامه، زوج را از فسخ مطلع نماید. زیرا تعقیب کیفری زوج نیز خود نوعی اظهارو ابلاغ است.
- اثر انتقال اموال بر شرط تنصیف داراییدر تعیین شرط تنصیف، منظور از دارایی موجود تنها اموال منقول و غیر منقولی که با سند رسمی درمالکیت زوج باشد، نیست بلکه هر مالی که دارای وصف شرط دارایی موجود باشد را شامل می شود از جمله در صورت انتقال اموال توسط زوج، ثمن، ما به ازایی است که جزء اموال تحصیل شده در ایام زوجیت محسوب و مشمول شرط تنصیف خواهد بود.
- تاثیر نشوز در شرط تنصیفاگر زوجه ناشزه اعلام شود مستحق شرط تنصیف دارایی نخواهد بود.
- مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازشمدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش به دفتر رسمی ازدواج و طلاق سه ماه پس از تاریخ ابلاغ رای قطعی است.
- تاثیر باکره بودن و سابقه ازدواج زوجه بر فسخ نکاحدر ازدواج اول مرد، عرفا تنها باکره بودن زوجه به عنوان وصف کمال شرط بنایی نکاح محسوب می شود که عقد مبنیا بر ان واقع می گردد و فقدان آن موجب حق فسخ نکاح برای زوج خواهد بود اما عدم سابقه ازدواج زوجه عرفا شرط بنایی محسوب نشده و فقدان آن موجب حق فسخ نکاح نخواهد بود.
- امکان ابطال قرارداد توسط دادگاهاستدلال مبنی بر اینکه دادگاه ، محل ابطال اعمال حقوقی نبوده و صرفا باطل بودن آن را تایید می نماید، مبنای حقوقی ندارد زیرا در بسیاری از موارد از جمله قراردادهایی مخل نظم عمومی یا اخلاق حسنه، یا معامله به قصد فرار از دین یا معاملات غیر نافذ و به طور کلی معاملات خلاف قوانین امره، قابل ابطال توسط دادگاه می باشد.
- اثر تاخیر در اعمال خیار تخلف شرطاگر در قرارداد شرط شود که درصورت عدم پرداخت وجه چک، فروشنده حق فسخ معامله را دارد از مصادیق خیار تخلف شرط می باشد و عدم اقدام مبنی برپاس کردن چک یا اخذ گواهی عدم پرداخت در تاریخ مقرر به معنای اعراض از حق خویش و اسقاط حق فسخ می باشد. زیرا اصل فوری بودن خیارات مستلزم آن است که در موارد تردید میان فوری بودن خیار و اعمال نامحدود آن، مطابق قاعده اصولی دوران امر بین اقل و اکثر قایل به فوری بودن آن باشیم.
- حدود اعمال ماده 355 قانون مدنیماده ۳۵۵ قانون مدنی ناظر به فرضیست که مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود و در واقع مقدار، وصف مبیع باشد که هر یک ازخریدار وفروشنده اختیار فسخ معامله در نتیجه کم یا زیاد شدن مبیع را بر اساس خیار تخلف از شرط یا وصف دارد.در نتیجه اگر ملک موضوع معامله به شرط داشتن مساحت معین فروخته نشود مشمول ماده مذکور نخواهد بود.
- اثر تاخیر در اعمال خیار تخلف شرطاگر چه قانون گذار درخیار تخلف از شرط صراحتا فوریت را شرط نمی داند ولی با توجه به اینکه اصل لزوم و صحت قرارداد ها می باشد و خیارات استثنا براصل هستند بنابراین در موضوع فوریت و تراخی، استصحاب فوریت متبادر می باشد.
- دلالت گواهی عدم حضور بر آمادگی خریدار برای پرداخت ثمنمطالبه وجه التزام قراردادی فرع بر اثبات احراز تخلف فروشنده و همچنین احراز ایفای تعهد خریدار مبنی بر حاضر نمودن تتمه ثمن معامله در دفتر اسناد رسمی است و گواهی عدم حضور صادره از دفترخانه صرفا مثبت حضور خریدار در دفترخانه است و هیچ دلالتی بر این ندارد که وی تعهد خود مبنی بر حاضر نمودن تتمه ثمن را ایفا کرده است و صرف حضور وی در دفترخانه بدون امادگی جهت تادیه تتمه ثمن کافی نیست.