آرای قضایی
آرای قضایی منتشرشده پژوهشگاه قوه قضاییه. ۶۱۷ مورد از سال 1402 — هر سند به مواد قانونیای که به آنها استناد شده متصل است.
همه۱٬۴۰۴۱٬۴۰۳۱٬۴۰۲۱٬۴۰۱۱٬۴۰۰۱٬۳۹۹۱٬۳۹۸۱٬۳۹۷۱٬۳۹۶۱٬۳۹۵۱٬۳۹۴۱٬۳۹۳۱٬۳۹۲۱٬۳۹۱۱٬۳۹۰۱٬۳۸۹۱٬۳۷۴۱٬۳۲۶۱٬۳۲۳۱٬۳۱۲
- صدور حکم به آزادی تحت نظارت سامانه الکترونیکیدر صورت حصول شرایط قانونی، چنانچه مشارکت در زندگی خانوادگی خارج از محیط زندان، در فرایند اصلاح محکوم علیه موثر باشد، دادگاه مبادرت به صدورحکم به ادامه حبس تحت نظارت سامانه های الکترونیکی می نماید.
- اعتبار وصیت مشروطمطابق نظر فقها وصیت مشروط باطل نیست و حتی اگر وصیت را ایقاع بدانیم نیز وصیت مشروط و معلق باطل اعلام نشده است. بنابراین اگر موصی شرط کند بعد از مرگم خانه و مغازه به همسر برسد به شرطی که بچه ها را بزرگ و سرپرستی نماید چنین وصیتی تا ثلث اموال صحیح می باشد.
- اعمال مرور زمان در مورد تقسیم ترکه در فقه حنفیحسب نظر فقها احناف (اهل سنت حنفی)، چنانچه ظرف سی و سه سال پس از فوت مورث، درخواست تقسیم ترکه نگردد، مشمول مرور زمان می گردد. مرور زمان مذکور در صورتی اعمال می گردد که بین وراث در طول سی و سه سال اختلافی موجود نبوده و نسبت به ماترک اصلا ادعایی ننموده باشند در غیر اینصورت مرور زمان مطابق فقه احناف لحاظ نمی گردد.
- وضعیت افزایش مهلت اعلام نظر داور توسط دادگاهمهلت اعلام نظر داور یا با توافق طرفین تعیین می شود و یا مطابق قانون سه ماه خواهد بود. بنابراین انحراف دادگاه از این موضوع و دادن مهلت بیشتر از سه ماه فاقد مبنای شرعی است.
- امکان تعیین سود مقطوع در عقود مشارکتیسود بانکی مقطوع در عقود مشارکتی از جمله مشارکت مدنی مجاز نیست و با عنایت به اینکه مصوبات بانک مرکزی جنبه امره دارد، بانک نمی تواند از این ضوابط تخطی نماید.
- قلمرو اصل 139 قانون اساسیاگر توافقات حاصل شده راجع به قراردادی که سابقا منعقد شده و کم و کیف اجرای آن باشد موضوعا از شمول اصل 139 قانون اساسی خارج است.
- ارتباط طلاق به استناد عسر و حرج و شروط ضمن عقد نکاحنمی توان با استناد به تحقیقات محلی انجام شده توسط مامورین از محل سکونت زوجه و نه زوج ، عسر و حرج مد نظر قانونگذاردر الزام زوج به طلاق همسرش را احراز نمود
- مطالبه باقیمانده ثمن پس از توافق طرفین در خصوص اختلافاتاگر طرفین تمامی اختلافات خود را حل و فصل کرده و در قرارداد تصریح نموده باشند که با یکدیگر تصفیه کامل نموده و هیچ مطالباتی نسبت به یکدیگر ندارند مطالبه تتمه ثمن بر خلاف مفاد توافق و سازش است و اگر یکی از طرفین نسبت به مفاد توافقنامه حقی برای خود قایل باشد مستلزم طرح دعوی الزام به ایفای تعهد می باشد و نه مطالبه مابقی ثمن که مورد توافق قرار گرفته است.
- نحوه تعیین میزان غرامات در فرض مستحق للغیر بودن مبیعدر فرض مستحق للغیر درآمدن مبیع، فروشنده مکلف است از عهده غرامات وارده به خریدار از جمله کاهش ارزش ثمن برآید و میزان آن با ارجاع به کارشناس براساس ارزیابی املاک مشابه مالی که مورد معامله بوده است، تعیین می شود.
- قلمرو ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنیمقصود قانونگذار از افزایش خواسته موضوع ماده 98 قانون آیین دادرسی، افزایش کمی خواسته است که نیازمند اقامه دعوی جدید نیست و افزایش کیفی خواسته تعیین شده در دادخواست، مستلزم طرح در قابل دادخواست و دعوی جدید می باشد. بنابراین در دعوای مطالبه کاهش ارزش ثمن پرداختی که فرع بر مطالبه اصل ثمن می باشد، اگر تنها خواسته اول مطالبه گردد این امکان وجود ندارد که در قالب افزایش خواسته، مطالبه ثمن را به دادخواست افزود.
- اجرای اصل عدم در خصوص بیعاگر تحقق اصل عقد محل تردید باشد اصل عدم جاری خواهد شد. بنابراین در فرضی که قسمتی از بیع نامه به صورت سفید بوده تا متعاقبا تکمیل گردد و تکمیل سایر مندرجات مبتنی بر توافق طرفین نباشد نمی توان قایل به وقوع بیع بود.
- رجوع از بخشش مهریهمهریه دین است و هرگاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.
- فوریت در خیار تخلف از شرطحکم فوری بودن اعمال خیار مختص خیاراتی چون خیار عیب ، غبن و تدلیس است که سبب آنها آنی است و در مورد خیار تخلف از شرط که اسباب آن مستمر است، با بقای تخلف، حق مذکور نیز وجود خواهد داشت.
- وضعیت ارجاع به کارشناس جهت تشخیص وقفیت ملکبررسی وقفیت یا عدم وقفیت ملک مورد نزاع، کاملا جنبه قضایی داشته و دادگاه باید خود با بررسی ادله طرفین و ارزیابی آنها خصوصا سابقه ثبتی پلاک موضوع دعوا درباره آن اظهار نظر نماید و ارجاع به کارشناسان جهت تشیص این موضوع صحیح نبوده و خلاف بین شرع تلقی می شود.
- اثر انتقال اعتبار اسنادی بدون موافقت بانکفروشنده، بدون اجازه بانک حق انتقال اعتبار اسنادی به غیر را نداشته و بانک نیز هیچ گونه تعهدی به انتقال اعتبار ندارد مگر به ترتیب و حدودی که صریحا با ان موافقت نموده باشد. بنابراین انتقال برخلاف این شرط می تواند دلیل بر سوءنیت ذینفع و دارنده اعتبار اسنادی باشد و منجر به نقض اصل استقلال اعتبار اسنادی گردد.
- موضوع وثیقه در قراردادهای مشارکت منعقده با بانکدر عقود مشارکت برای تولید موضوع تبصره بند ( ب ) ماده ۳ قانون عملیات بانکی بدون ربا، بانک نمی تواند از شرکت، وثیقه خارج از طرح بخواهد. بنابراین چنانچه بانک علاوه بر محل اجرای طرح، وثیقه ای خارج از طرح نیز از شرکت مطالبه نماید چنین قراردادی به لحاظ مخالفت با قانون امره فاقد اعتبار می باشد.
- تعیین مهرالمثل در عقد دایمعلم اجمالی بر موضوع مهریه کافی بوده و نیازی به علم تفصیلی نبوده و زوج مکلف به رعایت حد وسط و متعارف از مهریه تعیینی در حق زوجه خواهد بود.
- اعتبار تعهد در فرض تعیین حداکثر مدت تعهدتعیین حداکثر مدت تعهد برای صحت آن صحیح می باشد و عدم ذکر حداقل مدت تعهد با وجود تصریح به حداکثر خدمت، خللی به تعهدنامه وارد نمی سازد و موجب بطلان آن نمی شود.
- فرجام خواهی از قرار رد دعواقرار رد دعوا قابل فرجام خواهی نمی باشد.
- اثر اقرار برخی از ورثه به وقوع هبه نسبت به سایر ورثهدر دعوای الزام به تنظیم سند رسمی اگر تعدادی از ورثه که خوانده قرار گرفته اند، ادعای هبه از سوی مورث را تایید نمایند دادگاه نمی تواند این اظهارات را به عنوان اظهارات شهود تلقی نکند زیرا مانعی ندارد که نقش اقدام آنان هم اقرار به نسبت سهم خود و هم شهادت بر صحت هبه باشد. زیرا اساسا در ارزیابی ادله اثبات دعوی نمی توان سندی را به نسبت سهم مالکیت افرادی که آن را تایید کرده اند صحیح اعلام و نسبت به سهم دیگران که انکار نموده اند باطل شناخت.
- امکان مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به خسارتاگر آنچه که مورد حکم قرار گرفته است از باب جبران خسارت باشد، مطالبه خسارت تاخیر تادیه آن وجاهت شرعی ندارد زیرا خسارت از خسارت محسوب می گردد. بنابراین اگر به دلیل عدم حفاظت و نگهداری، بار موجود در انبار دچار آتش سوزی گردد و مالک بار در این خصوص مطالبه خسارت نماید امکان مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به خسارت مذکور ممکن نیست.
- مفهوم غرامات قابل جبران درفرض مستحق للغیربودن مبیعپرداخت ارزش پول براساس ارزش زمان پرداخت ، جبران غرامات نیست بلکه پرداخت دین به ارزش واقعی آن است. به همین دلیل نمی توان تفاوت ارزش اسمی زمان مطالبه و زمان پرداخت را خسارت تاخیرتادیه تلقی کرد خسارت تاخیرتادیه ارتباطی با کاهش ارزش اقتصادی طلب ندارد و حتی در صورت عدم کاهش ارزش اقتصادی طلب مطالبه شدنی است.خسارت تاخیرتادیه عبارت است.از ضرری که صرفا به واسطه عدم تادیه به موقع دین بر بستانکار وارد می شود. نه به واسطه تورم و کاهش ارزش پول
- تجدیدنظرخواهی از رای در فرض اعلام قطعیت آندادگاه باید ذیل رای خود ، قابل تجدید نظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدید نظر آن را معین نماید. این امر مانع از ان نخواهد بود که اگر رای دادگاه قابل تجدید نظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند، هریک از طرفین درخواست تجدید نظر نماید.
- قلمرو تاثیر رای عالی کشوردیوان عالی کشور ، عالی ترین مرجع قضایی است باید و رای قطعی آن در دعاوی مرتبط و موثر، مدنظر سایر دادگاه ها و سازمان های دولتی قرار گیرد.
- شرایط اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفریمرجع اعاده دادرسی عادی در امور مدنی دادگاهی است که رای قطعی را صادر نموده و نه دیوانعالی کشور و مرجع اعاده دادرسی فوق العاده یا همان اعمال ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری، دادگاه صادرکننده رای قطعی نیست و بایستی وفق مفاد دستور العمل اجرایی ماده مذکور صورت پذیرد و نیاز به دادخواست هم ندارد. بنابراین تقدیم دادخواست اعاده دادرسی به دادگاه تجدیدنظر، اعاده دادرسی عادی تلقی می گردد.
- ارتباط قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و قانون تعیین تکلیف اراضی واگذاری دولت و نهادهامقررات قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری با توجه به عبارات و مضامین به کار رفته در آن جنبه استثنایی داشته و در دایره شمول مقررات ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی واگذاری دولت و نهادها مصوب ۱۳۷۰/۱۲/۱۵ قرار نمی گیرد تا پس از ابطال موادی از آیین نامه اجرایی قانون صدرالذکر در هیات عمومی عدالت اداری، چنانچه امکان ابطال اسناد مالکیت صادره برای ایادی لاحق و خلع ید ملک به نفع مالک مربوطه نبود یا به دریافت قیمت روز اراضی رضایت داد او را مستحق قیمت منطقه ای ملک اعلام نمود.
- امکان ادعای جعل پس از گذشت زمان مدیدادعای جعل نسبت به سندی که حدود پنجاه سال از تنظیم آن سپری شده است، متعارف نمی باشد.
- دعوی لغو حضانت به دلیل ازدواج مجددزمانی که ابوین در حال حیات باشند مادر بزرگ صلاحیت حضانت را ندارد.
- تصمیم دادگاه خانواده در صورت عدم صلاحیتماده ۱۲ قانون حمایت خانواده مختص به طرح دعوا در محل اقامت زوجه می باشد. وسایر موارد تابع عمومات ایین دادرسی مدنی است.
- اخلال در نظم عمومی از طریق برقراری تماس تلفنیبرقراری تماس تلفنی و توهین و تهدید از طریق آن، مصداق بزه اخلال در نظم و آسایش عمومی نیست.