## رای دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۹۰۹۹۸۷۲۲۱۱۰۰۰۹۵ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک * ( چهارم کیفری استان سابق ) تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۱۲۳۹۰۰۰۲۶۴۲۶۳۴ شکات: ۱. خانم گ. م. فرزند غ. ۲. اقای ص. ع. ن. فرزند ظهراب با وکالت اقای خ. م. فرزند ح. اله به نشانی * . * متهمین: ۱. اقای ف. ا. فرزند ع. ک. با وکالت اقای ح. ش. س. فرزند ج. به نشانی * اول- کد پستی* ۲. اقای س. ح. فرزند س. با وکالت اقای س. م. فرزند س. به نشانی * کد پستی* اتهام ها: ۱. شرب خمر ۲. مزاحمت برای بانوان و اطفال در اماکن عمومی یا معابر ۳. ایراد جرح عمدی با چاقو منجر به قتل عمدی ۴. معاونت در قتل عمدی ( ( رای دادگاه ) ) در خصوص اتهام اقایان ۱-ف. ا. فرزند ع. ک. ۱۹ ساله متولد ( ۱۳۸۱/۸/۳۰ ) مجرد شغل ازاد با سواد شیعه و ایرانی فاقد سابقه کیفری اهل و ساکن * ۲-س. ح. فرزند س. ع. متولد ۱۳۸۳/۱۳/۲ دانش اموز مجرد فاقد سابقه کیفری شیعه و ایرانی اهل و ساکن * ردیف اول دایر بر ایراد جرح عمدی با چاقو منجر به قتل مرحوم م. ع. ن. و شرب خمر و ایجاد مزاحمت برای بانوان و ردیف دوم دایر بر شرب خمر و ایجاد مزاحمت برای بانوان و معاونت در قتل عمدی مرحوم م. ع. ن. با توجه به محتویات پرونده امر و مفاد گزارش و صورت جلسه اولیه مامورین انتظامی صفحه ۱ پرونده در تاریخ ۹۹/۵/۴ ناظر به حضور مامورین در محل وقوع قتل و مشاهده مقتول به حالت درازکش و بیهوش در کنار خیابان و اثار خونریزی و جراحت روی سینه وی سمت راست و اظهارات حاضرین در محل ناظر به اینکه دو نفر دوچرخه سوار که نام و مشخصات انها را نمی دانستند در مسیر خیابان در حال حرکت بودند و یک دستگاه موتورسیکلت که دو نفر جوان با تی شرت سفید سرنشین ان بودند برای خانم های دوچرخه سوار ایجاد مزاحمت نمودند و فردی که مصدوم شده ( مقتول ) با ان دو نفر موتورسوار ( سرنشینان موتورسیکلت ) بحثشان شد و انها با چاقو به سینه وی زدند و با موتورسیکلت از محل به سمت چهار راه استادیوم متواری شدند و یکی از انها گفت ف. سوار شو برویم … مصدوم فوت نموده و متهمان شناسایی و دستگیر شدند متهم اقای ف. ا. در تاریخ ۹۹/۵/۶ نزد بازپرس اظهار داشت در تاریخ ۹۹/۵/۴ … یک تیغ کارد از مغازه شکاربانی خریداری نمودم و سوار بر موتورسیکلت خودم جهت نوشیدن مشروبات الکلی به ادرس بالا اشکان … نشسته بودیم یک مقدار مشروب خوردیم … به اتفاق ح. ح. … به دوراهی * ( تل سیاه ) دوتا دختری را دیدم که می خندیدند سوار دوچرخه و به ما نگاه می کردند. و ما هم طرف انها رفتیم و دو تا متلکی به انها گفتیم که ناگهان فردی با موتور امد و کنار ما ایستاد که به صورت لفظی درگیر شدیم که اول م. با * صورتم زد من عصبی شدم و با کارد به سمت سینه اش پرت کردم … ح. که پشت موتور بود روشن کرد و فرار کردیم و رفتیم ح. را طرف خونه شون پیاده کردم … به علت مشکل داشتن با چند نفر از طایفه بوونی ها چاقو خریداری کردم جهت احتیاط … حدود یک سال می باشد. که به صورت متناوب مشروب مصرف می کنم … ما رفتیم دوتا دور دور انها زدیم و بعد دوباره نزد دختران امدیم من چاقو که غلاف بود از غلاف در اوردم و به ح. گفتم که دوست دارم. با چاقو لاستیک دوچرخه خانم ها را پنچر کنم بعد از اینکه در نزدیک خانم دو تا دور زدیم خانم ها به ما فحاشی کردند. ح. به انها می گفت عروسک من به خانم ها چیزی نگفتم صرفا به انها متلک می گفتم و به انها می خندیدم و در این حین مقتول با موتورسیکلت ۱۲۵ کنار ما ایستاد و گفت چرا مزاحم دخترها می شوید من به ایشان گفتم دلم می خواهد … بین ما درگیری لفظی رخ داد و من از موتورسیکلت پیاده شدم و چاقو را از ح. گرفتم و زمانی که مقتول چاقو رو دست من دید به سمت مخالف جاده دوید … من هم دنبال او دویدم خیال کردم از من ترسیده است.… ایشان یک عدد * بار به او گفتم وایسا وایسا و با پرتاب چاقو او را می ترساندم بعد ایشان * من قصد داشتم کمر ایشان را بگیرم … دستم را به صورت عمودی بالا بردم و چاقو را به سینه مقتول زدم ایشان کمی عقب رفتن و من به سمت موتور فرار کردم … بعد دوباره به سمت او برگشتم و دو ضربه دیگر به کمر او زدم … ورود چاقو به سینه مقتول را حس کردم … مقتول به صورت ایستاده از درد به خود می پیچید … رفتیم ح. کلید منزل دایی اش را داشت وارد منزل شدیم … من پشت موتور نشستم و ح. ترک من نشست و ح. را به منزل انها بردم و بعد به سمت * رفتم و به پدرم زنگ زدم گفتم دعوا کردم بیا درمانگاه … وارد درمانگاه شدیم پرستار به ما گفت برای شستشوی زخم به بیمارستان بروید … بیمارستان رفتیم من … فردی را دیدم در حال گریه کردن از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است.به من گفت یکی از اقوام ما چاقو خورده و کشته شده است.زمانی که محل درگیری خیابان قتل اعلام کرد من سست کردم و سریع از بیمارستان بیرون امدم … فوری به پدرم زنگ زدم گفتم بیمارستان نرود و به منزل بیا من می دانستم در گوشی تلفن نباید به او چیزی بگویم … زمانی که در راه پله بودم ح. ح. به من تماس گرفت و حال مرا پرسید من به او گفتم که روی این خط تماس نگیر و فردی که با او درگیر شدم مرده است.روی گوشی زنگ نزن بعد گوشی را خاموش کردم به پدرم دادم پدرم مرا راهنمایی نکرد و به حالت عصبانیت مرا سرزنش کرد. من به * می روم و از منزل بیرون رفتم بعد به منزل دوستم در * رفتم … بعد سوار موتور شدم که به منزل بیایم من دیدم یک خودرو ۲۰۶ درب منزل ما ایستاده است.و من می دانستم جهت دستگیری من انجا امدند به انها گفتم ببخشید منزل اقای ص. کدام است؟ و انها گفتند بلد نیستیم و بعد من حرکت کردم و انها نیز پشت سر من راه افتادند … جلو من ترمز زد … خودم را تحویل مامورین دادم در زمان درگیری دو ضربه به سینه مرحوم و دو ضربه دیگر به کمر وی زدم … متهم ردیف دوم اقای س. ح. ح. در این مرحله از تحقیقات نزد بازپرس اظهار داشت: حدود یک ماه می باشد. که ف. ا. را می شناسم در روز حادثه ساعت پنج که ف. ا. با من تماس گرفت و گفت بیا امشب برویم جایی بنشینیم … ف. به محله * … امد و من پشت سر او نشستم و ب کافه رفتیم … سوپری انجا وسایل برای مشروب خریدیم … من به ف. گفتم دیرم شد تا با پدر ع. برویم … موتور ف. را برداشتم به طرف شهر حرکت کردیم … وقتی رفتیم … دو تا دوچرخه سوار دختر را دیدیم و ما برای اذیت کردن دختر رفتیم و ف. چاقویی که روی کمر من بود را دراورد دخترا را ترساند … دوباره پایین و بالا کردیم یک دفعه یک موتوری نگاه عمیقی به ما کرد و سرعت خود را کم کرد و ف. به او گفت نگاه نکن که عینکت را توی چشمات خرد می کنم و موتوری نزدیک ما امد و … ف. سریع یک ضربه چاقو به سینه مقتول زد و من موتور را روشن کردم … ف. دنبال مقتول حرکت می کرد … مقتول قصد درگیری نداشته و قصد داشت فرار کند … من ف. را صدا زدم و پشت سر من نشست و به سمت خانه دایی ام رفتیم … بعد بیست دقیقه … زنگ زدم گفت به من زنگ نزن مرده … متهم اقای ف. ا. در جلسه مورخ ۹۹/۱۰/۲۹ این دادگاه اظهار داشت: من شرب خمر را قبول دارم. بقیه اش را نمی دانم فقط یادم می اید اگاهی بودم مست بودیم گفتند شاهد بوده تو قتل کردی کاغذ گذاشتند جلوم گفتند ریز به ریز بنویس من هم طبق گفته هم جرمم هر چه گفت نوشتم … چاقو داشتم … خودم نوشتم … با توجه به اظهارات متهمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱ دادگاه متهم اقای س. ح. در این جلسه دادگاه اظهار داشت: … شرب خمر و ایجاد مزاحمت بانوان قبول دارم. … ساعت حدود هشت و نیم نه شب بود رفتیم بیرون شهر اول با ف. بودیم بعد رفتیم ف. موتورش زد خونه دوستش ع. با ماشین … چهار پنج نفر بودیم رفتیم … همه مشروب خوردیم حدود ساعت یازده شب بود وقتی پدر یکی از بچه ها … می خواست برود من و ف. با ماشین ایشان رفتیم که ف. برود موتورش بردارد. برویم خونه … موتور برداشتیم ف. راننده بود و حرکت کردیم … تو راه … دوتا دختر دوچرخه سوار بودند رد شدیم یکدفعه خندیدند دور زدیم دوباره نمی دانم چه گفت یهو دختر فحش داد ف. چاقو در اورد که دختر را بترساند من از پشت سر ازش چاقو گرفتم نگاه کردم تا مرحوم دارد. نگاه می کند ف. نگاهش کرد … مرحوم ب. تور بود پیاده شد ف. هم پیاده شد ف. گفت چاقو بده بهش ندادم از دستم کشید چاقو را و رفت طرف مرحوم … ف. با چاقو زد تو سینه اش من ترسیدم موتور را روشن کردم گفتم بیا بنشین تا برویم … امد پشت سر من نشست … نگاه کردم تا لب بالایی اش زخم است. ( بود ) گفتم برویم خونه دایی ام تا صورتت بشوییم … سر * پیاده شدم و سوار موتور شد و رفت نیم ساعت بعد زنگ زدم بهش گفت زنگ نزن مرحوم فوت کرده … من ندیدم ( مرحوم ) با * به ف. زده باشد. … ضربه اول دیدم که مرحوم چاقو خورده رفت ان طرف * بعد که رفتیم اگاهی ف. گفت ان طرف خیابان * زد تو صورت من، خودم ندیدم ف. گفت: … با ضربه اول مرحوم فرار کرد رفت ان طرف خیابان … بلی ف. دنبال مرحوم رفت ان طرف خیابان … متهم اقای ف. ا. در این جلسه دادگاه اظهار داشت: به نام خدا و با کسب اجازه از دادگاه محترم و عرض تسلیت به خانواده محترم ع. نیا در روز وقوع اتفاق برای تفریح رفتیم بیرون مشروب خوردیم …. حالم دست خودم نبود قدرت تصمیم گیری نداشتم … من راننده بودم قصد داشتم اقای ح. هم جرمم را خانه شان برسانم وقتی برگشتیم دیگر درست یادم نمی اید هم جرمم برایم تعریف کرد … مرحوم امد به ما گیر داد … شاید هم فکر کرده ما می خواهیم مزاحم دخترا بشویم … قبلا هم مشروب می خوردم … ان شب دست خودم نبود چیز دیگری یادم نمی اید … بیمارستان شاید هم رفته باشم … اظهارات قبلی ام بلی قبول دارم. شغلم ازاد هم شغلی نداشتم … اول من دستگیر شدم … اول من هیچ اعترافی نداشتم … دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اظهارات و اقرار متهم ردیف دوم از جهاتی در مراحل رسیدگی دادگاه به نحو مطابق واقع و منطبق با اوضاع و احوال مسلم و شکایت اولیایدم مقتول و اظهارات مطلعین به شرح صفحات ۳۴ الی ۳۷ پرونده نزد بازپرس و گزارش معاینه جسد و کالبدگشایی مرحوم و نظریه پزشکی قانونی پیرامون علت نهایی مرگ مرحوم و با لحاظ شرایط سنی و شغلی و تحصیلی متهمان و نحوه ارتباط و اقدامات متهمان قبل، حین و پس از وقوع بزه قتل و هماهنگی و برنامه ریزی و تهیه مقدمات برای رفتن به بیرون شهر و شرب خمر و پس از شرب خمر زمانی که متهمان به اتفاق درحالی که متهم ردیف اول که مدعی است.مشروب زیاد خورده و حالت عادی نداشت رانندگی می کرد و در خیابان متوجه دختران دوچرخه سوار می شوند و به انها متلک می گویند و متهم ردیف دوم اعلام کرده ان مسیر رفتیم برای دختر بازی و با مشاهده دخترها متهمان از خنده دخترها تصور خلاف واقعی داشتند و با قصد ایجاد مزاحمت اقداماتی انجام و با توجه به اینکه ابتدا متهم ردیف دوم چاقو از متهم ردیف اول گرفته و به موضوع ترساندن دخترها اشاره نموده چه بسا در فرض عدم حضور مقتول در محل و وقوع قتل اقدامات دیگری نسبت به دختران دوچرخه سوار از ناحیه متهمان به عمل می امد و پس از مجروح شدن مرحوم متهمان از ترس اینکه شناسایی و دستگیر شوند محل را ترک کردند. و با توجه به اظهارات متهم اقای ف. ا. که اعلام داشته اول مرا دستگیر کردند. اعتراف نکردم در واقع متهم اگاهانه و با قصد به صورت خلاف واقع موضوع را انکار و اطلاع از شناسایی و دستگیری متهم دیگر نداشته وقتی مامورین متوجه می شوند به ایشان اعلام می کنند که شاهد وجود داشته شما مرتکب قتل شدید و ریز به ریز بنویس متهم متوجه شده انکار بی فایده است.و دوستش ( متهم دیگر ) همه چیز را اقرار کرده لذا با دست خط خود کامل با بیان جزییات توضیح داده و نزد بازپرس مطابق واقع اقرار داشته و اظهارات و اقرار ایشان ناظر به اقدامات مشار الیه ارتباطی به اظهارات متهم دیگر ندارد. و این طور نیست که متهم ردیف اول صرفا هرچه متهم دیگر گفته را اقرار کرده باشد. متهم با توجه به شرایط وی و اظهاراتش در مراحل مختلف تحقیقات و رسیدگی چه بسا برای فرار از مجازات در فرض عدم حضور متهم دیگر و اظهارات وی به طور کلی موضوع را انکار می کرد زیرا متهم ردیف اول اگاهانه و با قصد به صورت خلاف واقع در مراحل رسیدگی دادگاه اظهارات خلاف واقعی بیان و ضمن بیان برخی موارد مرتبط اظهار می دارد. یادم نمی اید و انچه را که سعی می کند اصرار داشته باشد. که یادم نمی اید همان موضوع قتل مرحوم است.مثلا یادش هست که رفتند برای تفریح و شرب خمر و برگشتند و موتورش برداشت رانندگی می کرد و می رفتند که متهم دیگر را منزل او برسانند و سپس به منزل خویش برود یا اینکه اعلام می کند در حالت عادی نبودم وقتی قصد داشتم هم جرمم را به خانه اش برسانم مسیر را اشتباهی رفتم … مرحوم امد به ما گیر داد … نمی دانم می خواست جلوی دخترا جلب توجه کند شاید هم فکر می کرد ما می خواهیم مزاحم دخترا شویم … خیلی بدجور رانندگی می کردم ….باهم جرمم بحث کردم … سوار موتور دور می زدم … اشاره متهم به موارد جزیی اتفاقات قبل، حین و پس از وقوع قتل تلقین اظهارات متهم دیگر نبوده و دلالت بر این دارد. متهم اگاهانه و با قصد در مواردی اظهار داشته یادم نمی اید … انچه مسلم است.متهمان برای دختران دوچرخه سوار مزاحمت ایجاد و به انها متلک می گفتند و چه بسا قصد ادامه مزاحمت و اقدامات دیگری داشتند که مرحوم در حال عبور از خیابان با موتورسیکلت متوجه مزاحمت متهمان برای دختران شده و توقف می کند و پیاده می شود. و با نگاهی که ا. از متهمان اعلام داشت نگاه عمیقی به ما کرد به نحوی متهمان را از مزاحمت نسبت به دخترها منع و به اقدام انها اعتراض کرده و برداشت متهمان نیز همین موضوع بوده است.و مرحوم خلاف ضوابط امر به معروف و نهی از منکر اقدام ننموده است.و اینکه متهم ردیف اول پس از وقوع قتل اگاهانه محل را ترک و پیگیر وضعیت خود و مرحوم بوده و به درمانگاه مراجعه نموده و به وی اعلام کرده اند بیمارستان برای پانسمان برو او وقتی به بیمارستان مراجعه می کند متوجه می شود. که کسی که چاقو خورده فوت کرده مرحوم بوده بیمارستان را ترک و به پدرش تماس می گیرد بیمارستان نیاید و به متهم دیگر نیز اعلام می کند فوت کرده روی گوشی من زنگ نزن و اعلام کرده به پدرم نگفتم تو تلفن چه اتفاقی افتاده می دانستم نباید تو تلفن بگویم وقتی مراجعه می کند جلوی منزل افرادی را می بیند از انها سراغ منزل اقای ص. را می گیرد که شناسایی و دستگیر نگردد. و قصد فرار و رفتن به * را داشته و سیم کارت تلفن خویش را تعویض می نماید. اقدامات متهم پس از وقوع قتل ارادی و اگاهانه و با قصد فرار از مجازات بوده و این اظهارات و اقدامات متهم ارتباطی به اظهارات متهم دیگر نداشته و اینکه اعلام کرد چاقو خریدم برای اینکه بچه بوونی با من دشمن بودند برای احتیاط و چاقو همراه داشته و بلافاصله از متهم دیگر گرفته و در موقعیت حمله با چاقو به سینه مرحوم زده و مرحوم خطری نسبت به متهم ایجاد نکرده و سعی کرده محل را ترک نماید. وقتی متوجه شده متهم چاقو همراه دارد. و اقدام مرحوم در جهت منصرف کردن متهم اول از تعقیب خویش موثر نبوده با توجه به مراتب مذکور متهم مسلوب الاراده نبوده و با اختیار و اراده و اگاهی قبل، حین و پس از وقوع بزه اقداماتی انجام داده به صورت ارادی و ماهیت و حرمت جرم را درک و اگاهی داشته و از باب رشد و کمال عقلانی وی بر این اساس به نظر دادگاه شبهه و تردیدی وجود ندارد. با توجه به شرایط سنی وی در زمان وقوع بزه و اینکه نظریه پزشکی قانونی از این حیث کلی و مبهم و بدون مبنای علمی اعلام شده و با توجه به مراتب مقدم الذکر خلاف واقع به نظر می رسد و محتویات پرونده و اظهارات متهم و اقداماتی که خصوصا بعد از قتل و قبل از دستگیری انجام داده است.با نظریه پزشکی قانونی از این حیث مغایرت دارد. بعلاوه اینکه اصولا مطابق قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ صرفا در مورد افراد بالغ زیر هجده سال تمام احتمال تردید در رشد و کمال عقلانی وجود دارد. و کمیسیون پزشکی قانونی در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۲۷ زمانی که متهم در شرایط سنی بالای هجده سال تمام بوده اظهارنظر و صرفا به معاینه انجام شده پرونده کیفری بررسی گردید.استناد که پرونده کیفری غیر از استناد و ایراد وکیل متهم سایر محتویات ان دلالت بر عدم رشد و کمال عقلانی متهم در زمان وقوع بزه ندارد. متهم ردیف دوم نیز شرب خمر و ایجاد مزاحمت را قبول دارد. از باب معاونت در قتل عمدی با توجه به قصد عام و مشترک متهمان همراه داشتن چاقو و اینکه چاقو متهم ردیف دوم به هر نحو در اختیار متهم اول قرارداده و از قصد درگیری متهم اول با مرحوم اطلاع داشته و نتیجه درگیری و استفاده از چاقو برای متهم ردیف دوم نیز قابل پیش بینی بوده و در محل به عنوان یک عامل موثر حضور داشته و محل را ترک نکرده و موتورسیکلت روشن و تغییر مسیر که بلافاصله متهم دیگر را از محل ببرد و صرفا عدم اشتراک در وحدت قصد برای قتل عمدی موثر نمی باشد. زیرا مباشر نیز قصد قتل نداشته و همان قصد عام و مشترک متهمان برای درگیری و استفاده از چاقو کافی بوده و متهم دوم به نحوی با اقدامات خویش وقوع جرم قتل را تسهیل و به نظر دادگاه با توجه به دفاعیات غیرموجه وکلای مدافع متهمان و شکایت اولیایدم مقتول و دفاعیات موجه وکیل مدافع انها و کیفرخواست دادسرا و سایر قراین و امارات موجود در پرونده امر و احراز اینکه مقتول در مقام امر به معروف و نهی از منکر مجروح و درنتیجه جراحت وارده به قفسه سینه به قتل رسیده است.به نظر دادگاه بزه های انتسابی به متهمان محرز و مسلم است.دادگاه با لحاظ مطالبه قصاص نفس از ناحیه اولیایدم مقتول به استناد مواد ۱۹ و ۸۹ و ۱۲۶ و ۲۱۱ و ۲۶۴ و ۲۶۵ و بند ب ماده ۲۹۰ و مواد ۲۵۱ و ۳۸۱ و ۴۱۷ و ۴۱۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ و رعایت ماده ۲قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۹ و با لحاظ نوع و تعدد جرایم انتسابی به متهمان و زمان و مکان و نحوه وقوع بزه ها و اثار و تبعات فردی و اجتماعی ناشی از وقوع بزه ها موثر در تعیین میزان مجازات تعزیری حکم بر محکومیت متهم اقای ف. ا. به قصاص نفس از باب قتل عمدی مرحوم م. ع. ن. وتحمل هشتاد ضربه شلاق با رعایت موازین شرعی و قانونی از حیث شرب خمر و شش ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری با رعایت موازین قانونی از حیث ایجاد مزاحمت بانوان و محکومیت متهم اقای س. ح. به پنج سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت با احتساب ایام بازداشت قبلی از باب معاونت در قتل مرحوم م. ع. ن. و با رعایت ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ پرداخت مبلغ ده میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق حدی در حق دولت از باب شرب خمر و پرداخت مبلغ یک میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت از حیث ایجاد مزاحمت بانوان صادر و اعلام می گردد. اولیایدم دم مقتول می توانند با اذن ولی امر مسلمین یا مقام ماذون از ناحیه معظم له قاتل را قصاص نمایند این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد. رییس شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس مستشار شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس م. ر. ن. م. س. دار فهرست دادگاه بدوی نقد رای