آرای قضایی مرتبط با ماده 290
قانون مجازات اسلامی — ۱۳۱ مورد
جنایت در موارد زیر عمدی محسوب میشود:
الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
ب- هرگاه مرتکب، عمدا کاری انجام دهد که نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، میگردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن میشود.
پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمیشود لکن در خصوص مجنی علیه، به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعا موجب آن جنایت یا نظیر آن میشود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.
ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند.
تبصره 1- در بند(ب) عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی است مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب، واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالبا شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمیشود.
تبصره 2- در بند(پ) باید آگاهی و توجه مرتکب به اینکه کار نوعا نسبت به مجنی علیه، موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن میشود ثابت گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمیشود.
- مصداق معاونت در بزه قتل عمدجابجایی قاتل با استفاده از وسیله نقلیه و رساندن وی به محل ارتکاب بزه قتل، مصداق تسهیل در وقوع بزه و موجب تحقق معاونت در بزه قتل عمدی است.
- نحوه تعیین مجازات در ارتکاب قتل عمدی با استفاده از اسلحهدر ارتکاب قتل عمدی با استفاده از سلاح گرم، دادگاه مکلف است علاوه بر صدور حکم به قصاص نفس، درخصوص اتهام نگهداری غیر مجاز سلاح نیز حکم صادر نماید.
- اخلال در نظم عمومی از طریق قدرت نمایی با چاقوقدرت نمایی با اسلحه، به نوعی اخلال در نظم عمومی بوده و صدور حکم به مجازات جداگانه، فاقد وجاهت قانونی است.
- تعدد معنوی تخریب و تحریقتحریق خودرو در راستای تیراندازی مرتکب، چنانچه بدون قصد تحریق باشد، عنوان مجرمانه ی عمل وی از تحریق عمدی به تخریب عمدی خودرو تغییر خواهد یافت.
- شرط عدم امکان توسل به قوای دولتی در احراز دفاع مشروعدر فرض وقوع تهاجم مسلحانه، چنانچه امکان توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملا ممکن نباشد، دفاع و دفع خطر از سوی فردی که مورد تهاجم واقع شده، معقول است فلذا اعمال و رفتار ارتکابی از سوی ایشان در مقام دفاع مشروع تشخیص داده می شود.
- شرط وحدت قصد معاون با مباشر در ارتکاب بزهتحقق عنوان معاونت در قتل عمدی از طریق تسهیل وقوع جرم، منوط به احراز وحدت قصد بین رفتار مباشر و معاون در بزه مذکور است. عنوان: شرایط صدور حکم به بیش از حداقل مجازات قانونی پیام: نحوه ارتکاب جرم و گستره اثار زیانبار آن، اعمال مجازات حبس تعزیری بیش از حد اقل قانونی را توجیه می کند.
- اعتبار قانونی اقرار در اثبات قتل عمدیتحقق بزه قتل عمدی، با اقرار متهم ثابت می شود مگر آنکه در تحقیق و بررسی صورت گرفته توسط دادگاه، قراین و امارات مخالف اقرار وی باشد.
- مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشندهایراد ضربه با چاقو به روده، معده و کلیه با توجه به اینکه احشای داخلی که از اجزای اساسی بدن انسان هستند مورد اسیب قرار گرفته اند، مورد از مصادیق بارز فعل نوعا کشنده محسوب می شود و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر کشنده نبودن عمل، در اینخصوص طریقیت دارد نه موضوعیت.
- عمل نوعا کشنده در قتل عمدرفتار نوعا کشنده ( شلیک با سلاح گرم اتشین از فاصله نزدیک به داخل سر ) همراه با علم به کشنده بودن عمل مجرمانه قصد انجام عمل نوعا کشنده موضوع بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ محرز است.و رابطه سببی و حسی بین رفتار مادی که عبارتند از عمد در رفتار ( سوینیت عام ) و علم مرتکب به موضوع که همان انسان زنده معصوم الدم و مستقر الحیاه بوده و قصد فعل نوعا کشنده ارکان بزه قتل عمدی را محقق می نماید عنوان: عمل نوعا کشنده در قتل عمد پیام: شلیک با اسلحه گرم از فاصله ی بیش از 3 متر و کمتر از 10 متر(فاصله نزدیک) به سر مقتول، از مصادیق فعل نوعا کشنده بوده و احراز قصد قتل در این خصوص منتفی است. عنوان: تشدید مجازات حمل اسلحه بدون مجوز پیام: چنانچه حمل اسلحه بدون مجوز، جهت استفاده در ارتکاب قتل نفس صورت گیرد، مجازات آن تشدید می شود.
- شرط تحقق بزه معاونت در جرمتحقق معاونت در جرم منوط به آنست که دلیل احصایی یا اقنایی بر وحدت قصد مباشر و معاون که مبین تقدم یا حتی اقتران زمانی فی مابین باشد، احراز گردد.
- تهدید و قدرت نمایی با اسلحهدر بزه ضرب و جرح عمدی، جراحات ایجاد شده در راستای معالجات پزشکی، قابلیت استناد به رفتار محکوم علیه که واردکننده صدمه اولیه بوده است، ندارد و از این بابت مستوجب پرداخت دیه یا ارش توسط وی نمی باشد.
- احراق عمدی به عنوان شروع به قتلچنانچه احراق عمدی صرفا موجب دودزدگی جزیی شده و به محل سکنای شکات سرایت نکرده باشد، نمی تواند به منزله شروع به قتل تلقی شود.
- تقاضای تفکیک ملک مشاعی توسط مالک از دادگاهدر صورت تخریب ملک (اعیانی) در اثر گودبرداری نامناسب همسایه، مسیولین حادثه به نسبت میزان تقصیر در ایراد خسارت مسیولند. در این باره حکم جبران خسارت بر اساس پرداخت هزینه های بازسازی ملک انجام می شود. همچنین مسیولین مکلفند اجاره بهای ملک تخریب شده را تا پایان بازسازی پرداخت نمایند
- مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشندهبرخود عمدی ماشین با موتور(کوباندن مکرر به موتور) توسط فردی که عرفا راننده شناخته می شود، متفاوت از یک حادثه ترافیکی بوده و از مصادیق فعل نوعا کشنده است.
- اعتبار قانونی اقرار در اثبات قتل عمدیبرای اعضای دادگاه بزهکاری متهم به استناد اقرار وی به زدن چاقوهای مکرر که دیگر نیازی هم به بررسی سایر دلایل از قبیل شهادت شهود و غیره نمیرسد انچه در ماده ۱۷۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ امده که هرگاه متهم اقرار به ارتکاب جرم کند اقرار وی معتبر است.و نوبت به ادله دیگر نمیرسد
- قتل در حکم عمد به اعتبار موضع اصابتپرتاب سنگ به سر مقتول،حتی بدون قصد قتل و فارغ از اندازه سنگ، به اعتبار موضع اصابت که حساس است، از مصادیق قتل عمدی در اثر فعل نوعا کشنده محسوب می شود.
- اعمال تخفیف از جهات متعدددر اتهام قتل عمد ، اعلام رضایت ولی دم و فقد سابقه کیفری و اقدامات تحریک آمیز مجنی علیه در مورد شروع درگیری از موجبات تخفیف مجازات میباشد
- قتل عمد از طریق خفه کردنهرچند متهم مبتلا به بیماری خلقی با ماهیت روان پریشی بوده لیکن واجد قدرت تشخیص بوده لذا حکم به به قصاص نفس صادر می شود - زدن دسته هاون به سر مقتول ، نوعا کشنده و کاشف از قصد قتل است
- قتل به اعتبار موضع محل اصابت - اعمال کیفیات مخففهسر مقتول به عنوان موضع محل اصابت نوعا کشنده بوده و به علت گذشت اولیا دم از قصاص و اعمال کیفیات مخففه حکم به حبس تعزیری صادر می شود
- شرایط مسیولیت پرداخت دیه توسط عاقلههر چند متهم در خصوص جنبه عمومی جرم با احراز جنون قرار موقوفی تعقیب صادر شده است و لیکن دادگاه در وضعیت فعلی عقیده دارد که شک و شبهه در سلامت عقلی نمی تواند رافع مسیولیت کیفری وی باشد در نتیجه اصل بر مسیولیت شخص مجرم است و مسیولیت عاقله زمانی به وجود می اید که جنون متهم در زمان وقوع جرم محرز باشد.
- ضرورت احرازصحت وضعیت مزاجی و روانی متهم حین ارتکاب بزهتشخیص علایم خلقی در زمینه رفتاری متهم ، باعث اشکال در قوه تشخیص و تمیز و اراده فرد نمی گردد و لذا ایرادی بر صحت وضعیت مزاجی و روانی متهم حین ارتکاب بزه وارد نمی شود.
- مصداق عمل نوعا کشندهایراد ضربات محکم و سنگین با شی فلزی مثل قفل پدال فرمان به سر و صورت از مصادیق بارز کار نوعا کشنده می باشد.
- عدم امکان درخواست اعاده دادرسی توسط عاقله به عنوان اصحاب دعواتعیین دوبار مجازات از حیث جنبه عمومی برای مشارکت در نزاع از طریق ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو برخلاف قواعد شکلی است. همچنین بزه قدرت نمایی با سلاح گرم بزه مستقلی نبوده وبه کارگیری ان توسط متهم قسمتی از رکن مادی بزه ضرب و جرح عمدی بوده است.
- مصادیق فعل نوعا کشنده (ضربه به زیربغل)آنچه که به طور قطع احراز می گردد این است که مقتول ضربه ای را با چوب به سر متهم وارد آورده است و متهم پس از آن چند لحظه ای به زمین نشسته، لکن متهم پس از آن هوشیارانه از زمین بر می خیزد و از داخل خودرو خود خنجری را برمی دارد و به تعقیب مقتول که دست خالی بوده پرداخته و مقتول پا به فرار می گذارد و متهم به او می رسد و با خنجر از پس و پیش ضرباتی را به ناحیه زیر بغل او وارد آورده که منتهی به مرگ مقتول می گردد. مقتول به دلالت اظهارات گواهان و محتوای فیلم آغشته به خون می گردد و زمین پر از خون می شود. بنابراین در هجوم متهم به مقتول در حالیکه او در حال فرار بوده و حربه ای برای دفاع در دست نداشته شبهه و تردیدی وجود ندارد. در گواهی پزشکی قانونی مورخ ۹۹/۹/۱۸ جرح زیر بغل به عمق ۷/۵ سانتی متر، توام با پارگی وسیع عضلانی وریدی و شریانی و تجمع خون و لخته های فراوان آن که متعاقب برخورد با جسم برنده نوک تیز حادث شده، توصیف گردیده است و اضافه شده است که جراحت مذکور با توصیفات گفته شده می تواند کشنده باشد. اصولا عرف عام نیز این رفتار را کشنده می داند و پرواضح است که چنین جرحی با چنین عمقی و با چنین آلتی ( خنجر ) در چنین موضع حساسی ( زیر بغل ) که منجر به پارگی عضلانی وریدی و شریانی شده، کشنده محسوب و متهم عالما به نتیجه آن و متوجها به کاری را که انجام می دهد عامدا این ضربات را وارد کرده است؛ لذا مورد مصداق بارز بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ ارزیابی می گردد.
- فوت ناشی از استرس عصبی هیجانی در اثر نزاعبنا بر اعلام پزشکی قانونی استرس عصبی هیجانی در حول و حوش مرگ متعاقب حادثه نزاع مورد ادعا همراه برخورد ضربه سطحی به بدن متوفی در قبل از زمان وخامت حال عمومی متوفی، حدوث فوت متوفی در حول و حوش یک حادثه خاص ( نزاع بدنی با برخورد ضربات سطحی و بدون اثر ظاهری روی بدن ) می توان یک رابطه علت معلولی ما بین علت تامه فوت متوفی ( حدوث تغییرات میکروشیمیایی تحت تاثیر قرار دهنده سیستم تنظیم کننده متابولیک بدن ) بعلاوه استرس هیجانی در حول و حوش مرگ در نظر گرفت در اینصورت قتل حادث شده از نوع شبه عمد خواهد بود.