آرای قضایی مرتبط با ماده 197
قانون آیین دادرسی مدنی — ۶۸۹ مورد
اصل برائت است، بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند، در غیر این صورت با سوگند خوانده حکم به برائت صادر خواهد شد.
- خسارت تأخیر تأدیه مربوط به محکومیت مالی شهرداریدرصورتی که شهرداری در مهلت تعیین شده در قانون راجع به منع توقیف اموال منقول و غیر منقول متعلق به شهرداری ها مصوب 1361، محکوم به را پرداخت نماید، خسارت تأخیر تأدیه به محکوم له تعلق نمی گیرد.
- اصل عدم تبرع در واریز وجه به حساب شخص دیگردر صورت پرداخت وجه به حساب شخص دیگر، اصل بر عدم تبرع بوده و امکان استرداد وجه و مال از سوی تأدیه کننده وجود دارد مگر این که دریافت کننده دلیلی حاکی از اینکه مستحق دریافت وجه بوده یا وجه واریزی ثمن کالا و محموله ای بوده که به پرداخت کننده تسلیم شده، اقامه نماید.
- دعوای خلعید مالک علیه مستأجردعوی خلع ید از طرف مالک به طرفیت مستأجر قابل استماع نیست.
- تعدی و تفریط در عین مستأجرهتجاوزی مصداق تعدی است که متعارف نبوده و یا به گونه ای صورت پذیرفته باشد که شکل معماری عین مستأجره را تغییر و این تغییرات باعث پایین آمدن مقاومت و استحکام و دوام بنا و کاهش ارزش مورد اجاره شده باشد و کوتاهی در صورتی مصداق تفریط است که مستأجر با عمل نکردن به آن، موجبات پایین آمدن استحکام بنا را فراهم نموده باشد.
- تغییر شغل در اجارههای مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356الف درصورتی که فعالیت تجاری منظور در عقد اجاره، از نظر قانونی ممنوع اعلام گردد، مستأجر فقط می تواند از عین مستأجره برای فعالیتی مشابه شغل سابق استفاده نماید ب سکوت و عدم اعتراض موجر در ایام طولانی با وصف دریافت اجاره بها دلیل بر رضایت در تغییر شغل محسوب نخواهد شد.
- انتقال منافع مورد اجاره به غیرصرف مشغول به کار نمودن فردی از طریق شراکت کاری یا استخدام به صورت کارگری، از مصادیق انتقال یا واگذاری منافع مورد اجاره محسوب نمی شود.
- تصرف عدوانی اموال منقولموضوع دعوی رفع تصرف عدوانی، اموال غیر منقول است؛ بنابراین طرح دعوای تصرف عدوانی درخصوص مال منقول قابل استماع نیست.
- نحوه طرح دعوای مطالبه محکومبه و خسارت تأخیر تأدیه آن توسط وکیل محکوملهذی نفع در مطالبه محکوم به نقدی که به حساب دادگستری واریز شده است و خسارت تأخیر تأدیه آن، محکوم له است و وکیل وی حتی با فرض داشتن اختیار اخذ محکوم به و محاسبه حق الوکاله از آن باید دعوا را از جانب موکل خود مطرح کند نه به عنوان اصیل.
- خوانده دعوا در مطالبه تعهدات قراردادیدر مواردی که بیش از یک شخص با خواهان قراداد منعقد کرده باشند، دعوای مطالبه تعهدات قراردادی باید به طرفیت همه طرح شود وگرنه قابل استماع نیست.
- قطعیت رأی دادگاه در مورد اعتراض نسبت به آراء شوراهای حل اختلافاحکام صادره از سوی محاکم عمومی حقوقی درخصوص تجدیدنظرخواهی و اعاده دادرسی و اعتراض ثالث از آراء صادره از شوراهای حل اختلاف قطعی است و رسیدگی به آن ها در دادگاه تجدیدنظر موقعیت قانونی ندارد.
- رابطه جهیزیه و طلاجات زوجهبا توجه به اینکه زیورآلات و طلاجات زوجه علی الاصول عنوان جهیزیه ندارد زیرا طبیعت آن و نحوه استفاده عرفی آن دلالت بر استعمال و استفاده اختصاصی زوجه دارد بنابراین صرف ذکر آن در سیاهه جهیزیه دلالت بر تحویل آن به زوج نمی کند.
- تأثیر اثبات نشوز بر نفقه زوجهصرف عدم سکونت زوجه در منزل مشترک تا زمانی که نشوز وی توسط زوج به اثبات نرسیده است مسقط حق نفقه نیست.
- درج مبلغ بیش از سقف تعیین شده در سفتهسقف تعیین شده برای برگه سفته به منظور تعیین میزان مالیات است و در صورت درج مبلغ بیشتر از سقف مذکور، صادرکننده متعهد به پرداخت می باشد.
- تاثیر حجر زوج و زوجه جهت تعیین مهرالمثل در عقد دائمدر صورتی که ازاله بکارت با میل و رضایت زانیه صورت پذیرفته باشد، وی حقی نسبت به مهرالمثل و ارش البکاره ندارد.
- مصادیق خسارات ناشی از مستحق للغیر در آمدن مبیعمنظور از غرامات وارده در فرض مستحق للغیر در آمدن مبیع، خسارات و مخارجی است که مشتری در معامله متحمل شده، نظیر مخارج دلالی، باربری. ولی افزایش قیمت سوقیه قابل مطالبه نیست.
- قائممقامی موجر در حق تخلیه اجارههای مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356در اجاره اماکن تجاری مشمول قانون سال 1356، حق تخلیه مورد اجاره بلحاظ تخلف مستأجر در تعدی و تفریط در عین مستأجره از حقوقی نیست که با انتقال عین مستأجره به مالک جدید قابل انتقال باشد.
- دعوای صدور دستور فروش حق کسب، پیشه و تجارتبا عنایت به اینکه حق کسب، پیشه و تجارت یک حق مالی اعتباری است که متفرع بر عقد اجاره می باشد بنابراین یک حق مستقل مالی نبوده و بطور مستقل قابلیت نقل و انتقال را ندارد.
- تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلیاز نظر اصطلاحی بین "حق کسب، پیشه و تجارت" و "سرقفلی" تفاوت آشکار وجود دارد و حق کسب، پیشه و تجارت در اثر اقدامات مستأجر در محل کسب «مانند دقت و تعهد کاری و رفتار صحیح و شایسته با مشتریان یا ارائه کالای فاقد عیب و با قیمت مناسب و نظم در کار»; به وجود می آید اما سرقفلی غالبا وجهی است که موجر در ابتدای اجاره از مستأجر أخذ می نماید.
- ماهیت حق کسب، پیشه و تجارت (سرقفلی)از آنجا که سرقفلی اماکن تجاری، امر مستقلی نبوده بلکه امری تبعی است که به تبعیت از قرارداد اجاره برای مستأجر ایجاد می گردد بنابراین در صورت عدم وجود قرارداد اجاره، سرقفلی و حق کسب، پیشه و تجارت نیز منتفی است. همچنین این حق تبعی مالی، مستقلا یا در قالب عقد بیع نمی تواند مورد معامله قرار گرفته و الزاما در قالب عقد اجاره قابل انتقال است.
- طرح دعوا علیه شرکت راهآهن شهری تهران و حومه (مترو)هر چند شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) از شرکت های زیرمجموعه شهرداری تهران محسوب می شود اما از لحاظ شخصیت حقوقی مستقل از شهرداری و دعوی علیه شرکت باید به طرفیت خود شرکت اقامه شود.
- نحوه تعیین محکومبه در حکم دادگاهدادگاه در صورت ورود در ماهیت دعوی، باید منجزا میزان محکوم به را معین نموده و نباید بدون تبیین موضوع و میزان آنچه که باید رد شود، مبادرت به صدور حکم کلی نماید زیرا چنین حکمی قابل اجرا نیست.
- تقاضای پرداخت دیه صدمات بدنی از بیت المالموارد شمول پرداخت دیه از بیت المال ناظر به قتل بوده و مشمول صدمات بدنی نمی گردد
- شرط تعلق مهرالمثل و ارشالبکاره در زنادر صورتی که زنا با میل و رضایت زانیه صورت گرفته باشد، با توجه به روایات وارده از جمله "لامهر لبغی: زناکار مهر ندارد " و نظر مشهور فقهای امامیه، مهرالمثل و ارش البکاره به وی تعلق نمی گیرد.
- مسئول و میزان مسئولیت وی نسبت به تخریب املاک مجاور در عملیات ساختمانیمجری عملیات ساختمانی (پیمانکار) به عنوان مباشر در تخریب غیر اصولی ملک و ایراد خسارت به املاک مجاور مسئول است و پرداخت اجرت محل ملک ساکنین املاک مجاور در مدتی که امکان ادامه تصرف آنها در ملک خود را ندارند، بر عهده دارد. مهندس مشاور، هر چند در نظارت خود قصور کرده باشد، مسئولیتی دراین باره ندارد چون نهایتا مسبب در ایراد خسارت محسوب می شود و با توجه به عمل مباشر، مسئولیتی متوجه او نیست.
- تاریخ شروع حجر در صورت عدم تعیین تاریخ توسط دادگاهالف چنانچه دادگاه، علیرغم تکلیف قانون امور حسبی در رأی راجع به اعلام حجر، مبادرت به تعیین تاریخ شروع حجر محجور ننماید، تاریخ حجر از تاریخ قطعیت دادنامه محاسبه می شود. ب کسی که مدعی حجر قبل از زمان قطعیت حکم است، می تواند عمل به تکلیف تعیین زمان شروع حجر را از همان دادگاه صادر کننده رأی حجر یا جانشین او بخواهد و تقاضای مذکور از شعبه دیگر دادگاه مسموع نیست.