رای دادگاه بدوی در خصوص دعوی آقای ج.س. فرزند غ. به طرفیت خواندگان 1- ک.ح. 2- م.س. 3- د.ت. 4- ع.ه. 5- م.م. 6- ن.ن. 7- م.ت. 8- م.الف. 9- م.ف. 10- م.خ. 11- ش.م. به خواسته صدور حکم مبنی بر اعسار و تقسیط به دادنامه شماره 00791 مورخه 18/1/88 صادره از شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران بدین توضیح که خواهان خود را معسر از پرداخت محکوم و فاقد تمکن مالی و دارایی معرفی و حدود شش سال بیشتر از جنبه کیفری جرم در زندان می باشند و جهت اثبات ادعای خویش به گواهی گواهان استناد نموده و گواهان تعرفه شده نیز ادعای مشارالیه و تایید و تصدیق نموده اند از طرفی خواندگان دعوی در وقت رسیدگی دادگاه حاضر نگردیده اند و لایحه ای نیز تقدیم دادگاه نگردیده و نسبت به ادعای خواهان ایراد و اعتراضی به عمل نیاورده اند علی هذا دادگاه حسب مراتب فوق الذکر و مستندا به مواد 504و513 قانون آیین دادرسی مدنی بدوا خواهان را از تادیه هزینه دادرسی و پرداخت دفعتا و واحده محکوم به معاف می دارد و ثانیا خواهان قادر است محکوم به را به صورت اقساط در حق محکوم له کارسازی و پرداخت نماید لذا با وارد تلقی نمودن خواسته خواهان مستندا به مواد 1و20و21و23و26 قانون اعسار و ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی رای به اعسار کامل محکوم به تا زمان متمکن شدن و مالدار شدن صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر درمحاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رییس شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران حسین زاده رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی خانم م.خ. و آقای ش.م. به طرفیت آقای ج.س. نسبت به دادنامه شماره 1001-14/10/92 شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران دایر بر صدور حکم بر اعسار کامل تجدیدنظر خوانده از پرداخت و رد وجوه تجدیدنظرخواهان و سایر مجنی علیهم، وارد است. اولا تجدیدنظر خوانده در دادخواست خود را قادر به پرداخت به صورت اقساط شناخته و مفاد حکم با اقرار ایشان در این مورد در تضاد است. ثانیا حبس و سابقه بازداشت تجدیدنظر خوانده جملگی ناشی از ارتکاب جرایم مالی بوده که درنتیجه ارتکاب جرم اموال غیر را تصاحب نموده و سرنوشت اموال حاصل شده درنتیجه آن جرایم مشخص نگردیده است. ثالثا: اطلاع گواهان از اموال تحصیل شده از طرق فوق و نیز میزان دارایی محکوم علیه محرز نبوده و مودای آنان مثبت عدم توانایی استرداد وجوه و اموال نمی باشد مضافا حسب اقرار تجدیدنظر خوانده نامبرده به جهت اعمال مقررات قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی از طرف دادگاه حقوقی در بازداشت می باشد و حبس وی ارتباطی به محکوم به موضوع این دعوی ندارد بنابراین دادگاه دادنامه مذکور را قابل تایید ندانسته و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی و 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و حکم به بطلان دعوی نخستین صادر و اعلام می دارد. این رای قطعی است. رییس شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه دوبحری قیصری فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رای