## رای دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * شکات: ۱. خانم س. ز. فرزند و. ۲. خانم ک. ذ. فرزند و. ۳. خانم ز. د. فرزند چ. ۴. اقای ح. ذ. فرزند و. ۵. خانم ف. ذ. فرزند و. ۶. دادسرای *- دادستان ۷. خانم ر. ذ. فرزند و. ۸. خانم ز. ذ. فرزند و. ۹. اقای ا. ذ. فرزند و. ۱۰. اقای ا. ذ. فرزند و. متهمین: ۱. اقای ا. د. فرزند خ. با وکالت اقای س. م. فرزند س. به نشانی *۴ و اقای ج. ی. فرزند ح. به نشانی *( ع ) *و اقای ج. ک. فرزند ی. به نشانی *و اقای س. ر. فرزند س. به نشانی * ۲. اقای ع. ف. فرزند ا. با وکالت اقای م. ش. فرزند م. به نشانی *۴ و اقای ج. ی. فرزند ح. به نشانی *( ع ) *و اقای ج. ک. فرزند ی. به نشانی *و اقای س. ر. فرزند س. به نشانی * اتهام: شرکت در قتل عمدی مسلمان باسمه تعالی بتاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۰۴ در وقت مقرر هیات دادگاه پس از ختم جلسه شور نموده و با استعانت از خداوند متعال ختم رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.: ( ( رای دادگاه ) ) راجع به اتهام اقایان ۱- ع. ف. فرزند ا. متولد ۱۳۶۲ ، ایرانی ، مسلمان ، فاقد سابقه محکومیت کیفری ، متاهل و کارمند شهرداری *با وکالت اقایان ج. ی. وسی ه. ر. ۲- ا. د. فرزند خ. متولد ۱۳۶۲ ، ایرانی ، مسلمان ، متاهل ، کارمند شهرداری *با وکالت اقایان س. م. و ج. ی. دایر بر مشارکت در قتل عمدی مرحوم م. ذ. موضوع کیفرخواست شماره *۹۷ مورخ ۱۳۹۷/۰۲/۲۹ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *و شکایت اولیای دم اقایان و خانمها ا. ، ا. ، ح. ، ک. ، س. ، ف. و ز. همگی ذ. ( خواهران و برادران متوفی به جانشینی از پدر متوفی به جهت فوت ایشان بعد از مرگ مرحوم م. ذ. ) و همچنین خانم ز. د. دودویی ( مادر متوفی ) ، بدین وصف که حسب صورتجلسه اولیه مرجع انتظامی در تاریخ ۹۵/۰۷/۱۱ اقای ع. ف. به مامورین گفته است.فردی بنام م. ذ. فرزند و. که برای اهالی ایجاد مزاحمت می نماید. صبح امروز شیشه های منزل ف. پ. ( مادرم ) را تخریب و از محل متواری شده که ایشان را رویت کردیم و به همراه م. ف. و دیگر اهالی ، وی را دستگیر کردیم و با پلیس تماس گرفتیم. حسب صورتجلسه اولیه مرجع انتظامی م. ذ. دستهایش بسته بود و از ناحیه کتف و صورت کمی زخمی بود و بی حال افتاده بود و با خودروی شخصی شاکیان به سازمان *دلالت و در سازمان *با اورژانس جهت معاینه وی تماس گرفته شد. در تحقیق اولیه از ع. ف. به عنوان شاکی در سازمان *وی گفته است.م. ذ. اقدام به تخریب شیشه های منزل شخصی خودم و مادرم نموده است.و سابقا" شکایت کردم و طبق حکم شعبه ۱۰۲ ایشان تبعید و فراری بوده و شیشه مصرف می کند و همیشه مزاحمت ایجاد می نماید. وی را دستگیر و به سازمان *تحویل دادیم. حسب دادنامه مورخ ۹۱/۰۴/۲۸ صادره از شعبه *، م. ذ. به اتهام ورود به عنف و تهدید با چاقو و توهین موضوع شکایت ع. ف. به تحمل سه سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم گردیده است. در همین پرونده شکایات دیگری از ناحیه اقایان ح. ف. و ا. ر. ن. به ترتیب دایر بر تخریب عمدی لاستیک خودرو و ایراد جرح عمدی با چاقو علیه م. ذ. ( متوفی ) مطرح و پیوست شده است. ر. ذ. خواهر متوفی در تاریخ ۹۵/۰۷/۱۳ در شعبه دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب *اعلام کرده است.به نمایندگی از برادرم که بی هوش و در حالت کما می باشد. از اقایان ع. ف. و م. ف. و یک نفر ناشناس ( ا. د. ) به علت ضرب و جرح عمدی برادرم م. ذ. شاکی هستم علت هم درگیری لفظی با این افراد است.چون برادرم فردی روانی و دچار اختلال حواس است.و دارای درک و استنباط نیست و بر اثر سویمصرف مواد مخدر اقدامات وی ارادی نیست. ( ص۳۸ ) خانم ص. ک. ( زن برادر متوفی ) نیز بعنوان گواه در شعبه دادیاری گفته است.ساعت ۱۰/۳۰ صبح بود و برادر شوهرم م. ذ. در حیاط خانه خودش بود اقای ع. ف. و این اقا که نماینده شهرداری است.خود را مامور معرفی کرد و گفت در دادگاه برای خودم کسی هستم و سپس م. ذ. برای انکه فرار کند سنگی در دست داشت چون روانی و معتاد است.فرار کرد و این اقایان با سنگ پرانی دنبال وی رفتند و ایشان را دستگیر کردند. و به منزل ع. ف. بردند و در انجا وی را مورد ضرب و جرح قرار دادند صدای ضرب و جرح وی که فریاد می زد رهایم کنید و مرا تحویل قانون بدهید می امد من به همراه پدر م. ذ. که نابینا است.رفتیم جلوی درب ع. ف. گفتیم کتک نزنید ببرید تحویل دادگاه بدهید ولی ف. فریاد می زد و می گفت اویزان می کنیم این مردک را وقتی درب را باز کرد دیدم که پاهایش بسته بود و زیر چشمش کبود و گیج شده بود و حالت تعادل نداشت پایش را باز کردند. و دستش را بستند و در حالی که چوبی در دست مامور شهرداری بود به بدنش فشار می اورد و می گفت فرار نکنی ها ، سپس بردند سازمان *و از انجا به بیمارستان برده بودند و می گفتند سرش را به دیوار سازمان *کوبیده است. ( ص۴۲ و۴۳ ) اقای م. ر. ش. در تاریخ ۹۵/۰۷/۱۸ به سازمان *( پزشک معتمد دادگستری *) اعلام کرده است.م. به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر در تاریخ ۹۵/۰۷/۱۱ دچار کاهش شدید سطح هوشیاری و خونریزی مغزی شده است.و بستری می باشد. ( ص۹۵ ) طی صورتجلسه مورخ ۹۵/۰۷/۲۸ مرجع انتظامی ، م. ذ. در بیمارستان فوت نموده است.حسب گزارش معاینه جسد در سروصورت متوفی به غیر از اثار ناشی از عمل جراحی و اقدامات درمانی و تغییرات پس از مرگ ، صرفا" یک ساییدگی درسمت راست پیشانی وجود داشته است. در پشت تنه اثار جراحت کتف چپ قسمت میانی خلف تنه ( دو عدد ) وقسمت تحتانی کمر مشهود بوده است. در کالبد گشایی سروصورت زیر پوست سر خونمردگی در ناحیه نیمه راست جمجمه با برداشتن تکه ای از استخوان تمپورال راست و اثار عمل جراحی مشهود بوده و اثار خونریزی اپیدورال وسیع ناحیه تمپور ال راست و دورای بخیه شده ( جراحی ) مشهود بوده و ادم مغزی وجود نداشته است.و تعیین علت مرگ بعد از دریافت جواب ازمایشات موکول شده است. ( ص۱۱۷و ۱۱۷ ) حسب نظریه کمیسیون پزشکی قانونی استان *علت فوت تجمع مزمن مایع مغزی نخاعی در ناحیه زیرسخت شامه به میزان هشتاد درصد و خونریزی حاد زیرسخت شامه ای به میزان بیست درصد می باشد. که هر دو عامل در کاهش سطح هوشیاری وفوت موثرمی باشند. ( ص۳۳۰ ) کمیسیون پزشکی قانونی استان شعبه *اعلام نموده است.که علت خونریزی تحت سخت شامه مغزی در ناحیه تمپور رتیال راست ناشی از ضربه وارده به مغز می باشد. تجمع مایع مزمن نخاعی به دلیل ادم مغزی متعاقب ضربه وارده بوده و از عوارض خونریزی مغزی ناشی از ضربه محسوب می گردد. و تجمع مایع مزمن نخاعی قبل از درگیری در متوفی نبوده است.و در وصورت عدم درگیری این عارضه در مرحوم ایجاد نمی گردید.مصرف مواد مخدر و روانگردان تاثیری در بروز خونریزی و عارضه مزمن تجمیع مایع مغزی ندارد. ( ص۱۱۱۳ ) متعاقب اعتراض وکلای متهمان به نظریه اخیر کمیسیون پزشکی قانونی ، موضوع به هیات هفت نفره کمیسیون های مرکزی پزشکی قانونی کشور ارجاع شده و اعلام نموده اند نقش ضربه به ناحیه سروصورت به میزان هفتاد درصد ( ضربه روی گونه چپ ) و عوامل زمینه ای به میزان سی درصد در فوت موثر بوده است. متهم ع. ف. در جلسات دادرسی مورخه های ۱۴۰۰/۱۲/۰۸ و ۱۴۰۱/۰۵/۰۴ این دادگاه در مجموع بیان داشته است.حوالی ساعت ۱۰ صبح بود که زن پسر عمویم که همسایه ماست به من زنگ زد گفت متوفی امده بنزین دستش است.می خواهد خانه مادرت را اتیش بزند و درگیر است.من با همکارم ا. د. و راننده شهرداری بودیم به همکارانم موضوع را گفتم وقتی وارد منزل شدم متوفی حضور نداشت مادرم داخل حیاط افتاده بود و روسری سرش نبود کتک نخورده بود ولی از ترس افتاده بود و سراسیمه بود صدای متوفی را می شنیدم که کنار دیوار ما بود رفتم او را ببینم از سال ۸۶ بارها چنین مشکلاتی را برای ما ایجاد کرده بود او را دیدم گفتم چرا هر روز داری اذیت می کنی و درگیری درست می کنی شروع به فحش و بدو بیراه کرد سنگ دستش بود پرتاب کرد من رفتم پشت یک درخت نخل بعد که دوباره از پشت نخل بیرون امدم همکارم اقای ا. د. از دور می گفت ولش کن برویم به سمت او سنگ انداختم ولی برخورد نکرد وفرار کرد بعد از درب کوچک وارد خانه شدیم روسری سر مادرم کردم چند دقیقه بعد متوفی از درب بزرگ حیاط وارد خانه شد دو تا سنگ دستش بود امد به سمت من خیلی نزدیک به من بود او را از روبرو گرفتم دستهایش را گرفتم م. ف. پسر عمویم کمک کرد من او را گرفتم و م. دستش را بست و او را بردیم کنار درب هال نشاندیم مقداری مقاومت کرد وقتی دستهایش را بستیم طبیعی بود ا. د. هیچ کمکی نکرد و ان گوشه ایستاده بود بعد از بستن دستهایش بالای شش هفت بار به ۱۱۰ زنگ زدم بیست دقیقه منتظر ماندیم می گفتند مامور می فرستیم وقتی دیدیم مامور نمی فرستند در حضور مرحوم پدرش و زن برادرش گفتیم می خواهیم ببریمش سازمان *و انها هم استقبال کردند. با ماشین استیجاری شهرداری وی را سوار کردیم من و م. ف. صندلی عقب کنار او نشستیم و ا. د. هم صندلی جلو نشسته بود. قسم می خورم وی را نزده ام. متهم ا. د. ن. در جلسات فوق الذکر دادرسی مجوعا" گفته است.من در فاصله ده متری از مرحوم ایستاده بودم و هیچ چوبی دستم نبود و اظهارات شاهد را قبول ندارم. وی را اصلا" در صحنه ندیدم من فقط وقتی اقای ف. دستهای وی را بست گفتم به ۱۱۰ زنگ بزن قسم می خورم که هیچ صحبتی نکرده ام که مامور دولت هستم پنج سال است.گرفتار شده ام به ناحق. من سر کار بودم و دنبال مسیوولیت خودم بودم اصلا" برای زدن کسی باید انگیزه داشته باشی. من چه انگیزه ای داشتم که بخواهم وی را بزنم اصلا" اقای ف. از من نخواست که به وی کمک کنم ما وقتی وارد منزل شدیم دیدم یک نفر حالت عادی نداشت و فحش می داد دوتاسنگ انداخت و فرار کرد اقای ف. هم به سمت وی سنگ انداخت و به وی نخورد و فرار کرد ما امدیم داخل خانه و اقای ف. چادر مادرش را درست می کرد متوفی دوباره امد داخل اقای ف. رفت و از روبه رو او را گرفت و م. ف. هم با یک سیم یا طناب بود دستهای وی را بست پاهای وی را برخلاف اظهارات شاهد نبست حتی پدر متوفی گفت این فلان فلان شده را ببرید تحویل سازمان *بدهید که دیشب هم قرص خورده بود و امده بود به مادر خودش تعرض کند من هیچگونه همکاری ای نکردم و فقط گفتم زنگ بزنید سازمان *. علی ایحال دادگاه با عنایت به مراتب مذکور در فوق و جمیع اوراق پرونده من جمله اظهارات گواهان و مطلعین ، تحقیقات مرجع انتظامی ، نظریات پزشکی قانونی ، دفاعیات وکلای متهمان در جلسات مختلف دادرسی از انجا که حسب نظریه کمیسیون هفت نفره پزشکی قانونی ضربه وارده به گونه چپ متوفی به میزان هفتاد درصد و عوامل زمینه ای متوفی به میزان سی درصد در فوت موثر بوده است.بنابراین اولا" چون ضربه وارده به ناحیه سروصورت یک ضربه بوده است.بنابراین توسط یک نفر ایراد شده است.و بحث اشتراک در جنایت منتفی است. ثانیا" چون ضربه وارده به گونه چپ در کنار عامل دیگری باعث مرگ شده است.پس شدت ضربه به گونه ای نبوده است.که به خودی خود باعث مرگ شود. بنابراین این ضربه نوعا" کشنده نبوده است.بلکه ضربه وارده یکی از اسباب حدوث فوت بوده است.و سبب موثر در فوت محسوب می گردد. ( بر اساس میزان تاثیر ) ثالثا" رفتار ارتکابی مشمول بند پلاک ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی نیز نمی باشد. چرا که دلیلی برای اثبات علم و اگاهی مرتکب نسبت به نوعا" کشنده بودن فعل در مواجهه با وضعیت خاص مجنی علیه در پرونده موجود نیست. با وصف فوق و با توجه به اینکه متهم ردیف اول صراحتا" در جلسات رسیدگی به پرتاپ سنگ به سمت متوفی بدون برخورد سنگ با وی ، گرفتن دستهای متوفی و بستن ان با سیم اقرار نموده است.و دفاعیات وی درمورد عدم ایراد هیچگونه ضرب و جرحی به وی با توجه به فضای حاکم بر موضوع دور از ذهن و بلاوجه است.و طبیعتا" متوفی در هنگام بستن دستان خود مقاومت نموده و زدو خورد فیزیکی گریز ناپذیر است.ضمن اینکه صرفا" وی انگیزه لازم برای درگیر شدن با متوفی را داشته است.و متهم ردیف دوم از چنین انگیزه ای برخوردار نبوده و مداخله موثری در درگیری نداشته است.و صرف حضور وی در صحنه و کمک به انتقال متوفی به سازمان *نمی تواند به معنای مشارکت وی در ایراد ضرب و جرح باشد. بنابراین مشارکت در قتل عمدی منتفی بوده و صرفا" متهم ردیف اول مرتکب تسبیب در قتل شبه عمدی شده است.لذا با عنایت به شکایت اولیای دم و ادله مطروحه بزهکاری وی را علما" از حیث اتهام تسبیب در قتل شبه عمدی محرز دانسته و به استناد مواد ۲۹۱ و۴۹۳ و ۴۹۲ و ۵۲۹ و ۱۶۰ و ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و همچنین ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ حکم بر محکومیت نامبرده به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی صادر و اعلام می نماید.در مورد دیه قتل شبه عمد با عنایت به عدم مطالبه دیه از ناحیه اولیای دم دادگاه مواجه با تکلیفی نیست. با وصف فوق در مورد اتهام هر دو متهم دایر بر مشارکت در قتل عمدی مرحوم م. ذ. به جهت منتفی بودن اشتراک در جنایت و همچنین انتساب تسبیب در قتل شبه عمد به متهم ردیف اول توجها" به ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و تبصره های ان و مستندا" به ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری حکم بر برایت متهمان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است. مستشاران شعبه * ا. ا. م. و. ن. ا. فهرست دادگاه بدوی نقد رای