## رای خلاصه جریان پرونده به دنبال گزارش واصله به پلیس مبارزه با موادمخدر شهرستان س. مبنی بر اینکه باندی به سرکردگی م.ک. اقدام به خرید و فروش موادمخدر از نوع حشیش در آن شهر می نمایند و مواد مورد نظر خود را از طریق فردی بنام م.د.ی از استان فارس تهیه می نماید، موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفته است. تا اینکه اطلاع حاصل شده سرکرده باند، درصدد تهیه مقادیری حشیش است و م.د.ی با همدستی س.الف.س. و الف.الف. بار مورد تقاضای ک. را از استان فارس بارگیری نموده و قصد انتقال محموله را به شهرستان س. دارند تا تحویل خریدار بدهند. در مورخ 94/3/9 ساعت 22 مامورین مبارزه با موادمخدر استان با هماهنگی دادستان شهرستان س. و پلیس مبارزه با موادمخدر وارد عمل شده و مشاهده کرده اند که م.ک. با یک دستگاه خودرو پژوی 405 به شماره --‌- ... به منزل یکی از بستگانش مراجعه و شب در آنجا بیتوته و منتظر رسیدن محموله موادمخدر گردیده و در این فاصله اکیپی از ماموران در ورودی شهرستان س. (عوارضی) مترصد ورود فروشنده و حمل کنندگان مواد بوده اند که در ساعت 8/45 مورخ 94/3/10 دو اتفاق همزمان مورد رصد ماموران در دو نقطه جداگانه قرار گرفته است. در مورد اول مشاهده شده که فردی جوان از یک دستگاه کامیون کشنده به شماره ... در محدوده عوارضی پیاده شده و منتظر رسیدن خودرو و خریدار می گردد که در بررسی اطلاعاتی محرز گردید که م.د. در انتظار رویت خریدار می باشد و در مورد دوم مشاهده شده که م.ک. در حالیکه یک پیراهن آستین کوتاه مشکی رنگ به تن داشته سوار بر خودرو پژو شده و به سمت م.د. که منتظر وی بوده حرکت کرده و در جلوی عوارضی خریدار و فروشنده همدیگر را رویت کرده اند و م.د. (فروشنده) سوار بر خودرو م.ک. (خریدار) گردیده و به سمت تهران حرکت نموده اند. از جهت اطمینان از اینکه توسط مامورین تحت مراقبت نمی باشند از چندین مسیر فرعی حرکت نموده و در نهایت ساعت 9/15 خودرو پژو به سمت محل بارانداز حرکت و در فاصله چند کیلومتر مانده به محل توقف کامیون خودرو پژو متوقف گردیده و خریدار از خودرو شخصی اش پیاده و ماشین را در اختیار فروشنده قرار داده و م. به تنهایی به محل بارگیری مواد مراجعت و در محل بارگیری که روبروی شهرک صنعتی کاوه بوده خودروی کامیون حامل موادمخدر به رانندگی سیداحمد سلیمانی و سرنشینی الف.الف. متوقف و الف.الف. و م.د. در زمان کوتاهی اقدام به بارگیری محموله نموده که بلافاصله اقدام علمیاتی از سوی مامورین بعمل آمده و خودرو پژو به رانندگی م.د. در حالیکه سی کیلوگرم حشیش در صندلی عقب بارگیری کرده و قصد داشته بعد از اتمام بارگیری به نزد م.ک. که بصورت پیاده در کنار جاده و در فاصله دو الی سه کیلومتری منتظر بوده تا خودروی حامل تحویلش شود به محض رویت عوامل پلیس به صورت دنده عقب با سرعت بالا به قصد فرار اقدام به تخریب و از کارافتادن خودرو پژو 405 نقره ای سازمان پلیس نموده که بناچار مامورین اقدام به شلیک تیرهوایی و سپس به سمت خودرو پژو شلیک که خودرو پس از اصابت گلوله متوقف و م.د. دستگیر و در بازرسی از صندلی عقب خودرو یک گونی حاوی سی کیلوگرم حشیش کشف و در کنار خودروی کامیون نیز دو گونی حاوی مجموعا 52 کیلوگرم حشیش کشف و راننده و سرنشین آن به اسامی الف.الف. و س.الف.س. دستگیر و کامیون به پارکینگ منتقل گردیده است. بعد از کنترل مامورین بر اوضاع، خریدار مواد در حالی که از جهت تکلم دچار مشکل شده بوده دستگیر شده و وزن مواد مکشوفه حسب صورتجلسه توزین مواد 82 کیلوگرم حشیش اعلام شده است (ص 5) در اولین تحقیق در مرجع انتظامی م.د.ی، اظهار داشته قبول دارم که مواد مکشوفه را از شهرستان ک. به همراه الف.الف. و س.الف.س. بارگیری کردیم و به شهرستان س. آوردیم آقای ک.ی. را من نمی شناسم راننده تریلی و الف.الف. وی را می شناسند در شهرستان س. خودرو را از آقای ک. گرفته و نمی دانستم مواد مکشوفه مخدر است. در کنار تریلی بارگیری کردیم به همراه الف.الف. و مواد مکشوفه متعلق به الف.الف. است و نمی دانم از چه کسی خریده است. الف. الف. اظهار داشته من نمی دانستم مواد مکشوفه حشیش و موادمخدر می باشد به اتفاق آقای م.د. در شهرستان ک.، بارگیری کردیم و بار متعلق به آقای م.د. می باشد. خریدار را نیز م.د. می شناخت که بمحض رسیدن به شهرستان س. رفت خودرو پژو را آورد تا سه کیسه بار خود را از تریلی روبروی شهرک صنعتی ... پیاده کرده بودیم که مامورین سررسیدند. آقای س.الف.س. اظهار داشته هیچ اطلاعی از بار موادمخدر مکشوفه نداشته و آن را آقای الف. و م.د. بارگیری کردند. م.ک. نیز اظهار داشته گزارش مامورین را قبول ندارم و من خریدار موادمخدر نیستم پرونده پس از انجام تحقیقات مقدماتی جهت رسیدگی به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان س. ارسال و به دادیار دادسرا ارجاع گردیده است. آقای م.ک. متولد 1352 در دفاع از اتهام خرید 82 کیلوگرم حشیش اظهار داشته قبول ندارم. س - شما به چه علتی اتومبیل خود را در اختیار آقای م.د. قرار دادید ؟ ج - به علت شناختی که از پسرعموی ایشان داشتم به رسم امانت اتومبیل را در اختیارش قرار دادم تا برود مدارک خود را بیاورد. س - طبق اظهارات آقای الف.الف. و م.د. قرار بوده که آقای م.د. 82 کیلوگرم حشیش مکشوفه را تحویل شما بدهد چه توضیحی دارید ؟ ج - دروغ می گوید بنده حرفهای آنها را قبول ندارم. س - طبق اظهارات آقای م.د. در مرجع انتظامی ایشان اتومبیل شما را تحویل گرفته که برود موادمخدر را داخل ماشین شما قرار بدهد اما شما می گویید ماشین به آقای د. دادید برود مدارکش بیاورد چه توضیحی دارید ؟ ج - من قبول ندارم و از مواد اطلاعی نداشتم. س - به چه علت وقتی آقای د. را سوار خودرو کردید در چندین مسیر فرعی حرکت و سپس مجددا به سمت کامیون حامل موادمخدر حرکت نمودید و در فاصله چند کیلومتری کامیون حامل موادمخدر توقف کردید؟ ج - ما اصلا در مسیرهای فرعی نرفتیم و منتظر اتومبیل ایستادیم. س - گزارشات مرجع انتظامی با اظهارات شما در تضاد است شما دروغ می گویید یا گزارش مرجع انتظامی اشتباه است ؟ ج - من دروغ نمی گویم و گزارش مرجع انتظامی راست است. س - اگر شما بی گناه بودید چرا وقتی مامورین شما را دستگیر کردند قادر به تکلم نبودید ؟ ج - ترسیدم در ضمن متهم اذعان به وجود سابقه در امر موادمخدر دارد م.د. متولد 1367 در دفاع از اتهامات ایراد خسارت به اتومبیل نیروی انتظامی و فروش 82 کیلوگرم حشیش اظهار داشته من به همراه آقای الف.الف. آمدیم شهرستان س. تا جنس را تحویل بدهیم. س - مواد مکشوفه متعلق به چه کسی می باشد ؟ ج - تمامی مواد متعلق به آقای الف.الف. است. س - به چه علت شما اقدام به فرار و ایراد خسارت به اتومبیل نیروی انتظامی نمودید ؟ ج - ترسیده بودم به همین علت فرار کردم و ماشین پلیس را تخریب کردم. آقای الف.الف. متولد 1368 در دفاع از اتهام مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش و نگهداری 13 گرم حشیش اظهار داشته من حمل 82 کیلوگرم حشیش را قبول دارم این مواد را از قبل از کازرون دوراهی رادار در پشت صندلی گذاشتم. مواد را آقای م.د. با یک وانت برای من آورد و داخل کامیون قرار داد و من پشت صندلی و روی تخت انداختم و سپس کمی جلو آمدیم. آقای د. هم سوار کامیون شدند و سپس آقای س. هم آمدند که راننده کامیون بودند. سوار شدند و قرار بود این مواد را آقای د. در شهرستان س. تحویل بدهد. اما نمی دانم چه کسی قرار بود تحویل بدهد سپس نرسیده به عوارضی آقای د. با یک شخصی تماس داشت که آن شخص تحویل گیرنده مواد بود و قرار شد ماشین خودش را بیاورد و مواد را تحویل بگیرد در عوارضی س. آقای د. از کامیون پیاده گردیده که خودروی خریدار (تحویل گیرنده) بیاید و جنس را از کامیون پیاده کنند و آقای د. که در عوارضی پیاده شد به من گفت برو مقابل شهرک صنعتی توقف کن تا من خودم را برسانم و من تا ورودی شهرک صنعتی آمدم چون عجله داشتم (بار اصلی کامیون که ورق آهن بود قرار بود به شرکت --‌- ببرم) مواد را که در داخل سه کیسه بود از کامیون پیاده کردم و سپس با آقای د. تماس گرفتم و گفتم بیا کیسه ها را تحویل بگیر که ایشان گفت الان می آیم در مسیر هستم من می دانستم که کیسه ها حاوی موادمخدر است ولی نوع آن را نمی دانستم سپس ایشان با یک پژو 405 سفید رنگ آمد و به من گفت مواد را داخل ماشین بگذار من هم درب عقب سمت شاگرد ماشین را باز کردم و یکی از کیسه ها را داخل پژو گذاشتم که مامورین رسیدند و آقای د. با دنده عقب فرار کرد. س - آیا آقای س.الف.س. هم از وجود موادمخدر در کامیون اطلاع داشت ؟ ج - خیر ایشان اطلاعی از موادمخدر نداشتند آقای س.الف.س. متولد 1352 در دفاع از اتهام مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش اظهار داشته من اصلا هیچ اطلاعی از این موضوع نداشته و ندارم. نوع مواد مکشوفه با استفاده از دستگاه نمایشگر حشیش اعلام شده است (ص 38) برگ انگشت نگاری حکایت از این دارد که آقای م.ک. دارای 4 فقره سابقه در ارتباط با جرایم موادمخدر و سه فقره سابقه غیرمرتبط با جرایم موادمخدر دارد (ص 51) آقای الف.الف. در مقام آخرین دفاع از اتهام مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش و نگهداری 13 گرم حشیش اظهار داشته قبول دارم آقای م.د. که کیسه حاوی حشیش را در حوالی شهرستان ک. در داخل کامیون گذاشت و سپس سوار شدیم و به سمت تهران حرکت کردیم قرار بود م.د. مواد را در شهرستان س. تحویل شخصی بدهد و آقای س.الف.س. که در قسمتی از مسیر رانندگی کرد هیچ اطلاعی از وجود مواد نداشت. وقتی عوارضی رسیدیم دستگیر شدیم بنده قبول دارم اشتباه کردم که این مقدار مواد را حمل کردم و نگهداری 13 گرم حشیش هم قبول دارم. ولی خبری در امر موادمخدر ندارم تنها یکبار بلحاظ سرقت به زندان رفتم و آخرین حرفم این است که فریب آقای م.د. را خوردم و تقاضای عفو و بخشش و تخفیف در مجازات دارم (ص 81). آقای س.الف.س. بعنوان آخرین دفاع از اتهام مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش اظهار داشته من هیچ اطلاعی از این مواد نداشتم و دیگر متهمین آقایان الف.الف. و م.د. نیز بر این امر شهادت داده اند. در مورخ 94/4/31 دادیار محترم بین م.د. و م. ک. در حضور مامورین مواجهه حضوری انجام داده است. ایشان خطاب به م.د. حسب گزارش نیروی انتظامی و اظهارات الف.الف. شما با خریدار آقای م.ک. قرار گذاشته بودید که مواد را در شهرستان س. تحویل ایشان بدهید و نیز قبل از رسیدن به عوارضی س. با آقای ک. در تماس بودید و سپس در عوارضی با آقای ک. قرار گذاشته و سپس ماشین پژو 405 سفید رنگ را از ک. تحویل گرفتید تا موادمخدر از نوع حشیش به میزان 82 کیلوگرم را در آن جاساز و تحویل آقای ک. دهید چه توضیحی دارید ؟ ج - من صاحب بار موادمخدر نبوده ام. بنده حتی از نوع موادمخدر هم اطلاع نداشتم. فقط قرار من با آقای الف.الف. این بود که بنده 2 میلیون تومان پول از ایشان دریافت کنم تا موادمخدر را از داخل تریلی که تقریبا روبروی شهرک صنعتی پارک شده بود تحویل بگیرم و تقریبا 2 کیلومتر پایین تر ماشین پژو 405 را که داخل آن مواد قرار گرفته بود تحویل آقای ک. بدهم و صاحب بار هم آقای الف.الف. می باشد. و من از تماس تلفنی آقای الف. با آقای ک. خبر ندارم و این را هم عرض کنم که در شهرستان ک. آقای الف.الف. به من زنگ زد و گفت برو موادمخدر را از یک پژو 405 نقره ای در ق. تحویل بگیر و من در ق. تا آن پژو 405 را دیدم اصلا از ماشین پیاده نشدم و سرنشین آن خودرو پیاده شد و مواد داخل وانت بار انداخت این وانت متعلق به برادرم می باشد سپس بنده با وانت آمدم و مواد را به الف.الف. تحویل دادم و بعد از دو ساعت الف. زنگ زد گفت بیا تا تهران برویم من به او گفتم آیا می خواهی مواد به تهران حمل کنی ؟ الف. : نه فقط می خواهم یک ماشین را اسکورت کنم من وقتی سوار ماشین شدم اصلا از وجود مواد داخل تریلی خبر نداشتم تا اینکه به چند کیلومتری عوارضی س. رسیدیم الف. به من گفت سه میلیون بگیر و ماشین را که داخلش موادمخدر می گذاریم 20 کیلومتر پایین ببر و تحویل بده الف. گفت حاجی (خریدار مواد) خودش به تو زنگ می زند من هم قبول کردم. سپس آقای ک. با بنده تماس گرفت و گفت همانجا بایست من با یک پژو 405 سفید رنگ الآن می آیم بعد که ک. آمد من سوار ماشین شدم و با ک. به سمت شهرستان س. رفتیم و ک. گفت بیا تا پیاده برویم ببینم کسی ما را تعقیب می کند یا خیر ؟ سپس مجددا دور زدیم و 4 یا 5 کیلومتر جلوتر از محل اولیه ای که من ایستاده بودم متوقف شدیم و ک. پژو 405 سفید رنگ را تحویل من داد و به من گفت می روم آن طرف جاده می ایستم شما برو جنس را بیاور و به من تحویل ده ضمنا آقای الف. الف. هم به من گفته بود که من ( الف. الف. ) می روم جلوتر می ایستم تا خریدار ( ک. ) ماشین تریلی را شناسایی نکند همینکه من پشت فرمان پژو نشستم آقای الف. با من تماس گرفت و گفت سریعا بیا و من هم به سمت تریلی رفتم در آنجا آقای الف. قبل از اینکه من برسم گونی ها را روی زمین انداخته بود. وقتی من رسیدم الف. یکی از آنها را داخل پژو انداخت و الف. تا آمد کیسه دوم در داخل ماشین قرار دهد با مشاهده مامورین کیسه را انداخت و به کنار کامیون رفت و فریاد زد که برو در همین لحظه یک ماشین پلیس جلوی من متوقف شد و من هم دنده عقب گرفتم و با ماشین نیروی انتظامی برخورد کردم. ضمنا آقای الف. در بازداشتگاه پلیس مبارزه با موادمخدر به من گفت که مواد را هر سه نفر گردن بگیریم که جرم کمتری مرتکب شده باشیم و مجازات حمل مواد را به ما بدهند آقای الف. و آقای م.د. هم به من گفتند تو مواد را گردن بگیر ما به تو رشوه می دهیم. آقای م.ک. پس از شنیدن اظهارات آقای م.د. در پاسخ دادیار مبنی بر اینکه شما خریدار 82 کیلوگرم حشیش مکشوفه می باشید توضیح دهید. اظهار داشته: بنده اظهارات تازه ای ندارم و دفاعیاتم همان دفاعیات سابق مبنی بر عدم قبول اظهارات آقای الف. و م. د. می باشد و در این پرونده کاملا بی گناه هستم دادیار محترم دادسرا با توجه به سوابق کیفری متهم م.ک. مستندا به ماده 92 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و نوع و میزان مجازات جرم ارتکابی از دادستان عمومی و انقلاب شهرستان س. درخواست کرده پرونده را به شعبه بازپرسی ارجاع که ایشان پرونده را به شعبه چهارم بازپرسی ارجاع نموده است (ص 158). بازپرس محترم در مورخ 94/7/7 با توجه به محتویات پرونده اتهام در معرض فروش قرار دادن 82 کیلوگرم حشیش و تخریب خودرو نیروی انتظامی را به آقای م. د. تفهیم و از وی خواسته دفاعیاتش را بیان نماید که وی اظهار داشته صاحب جنس الف.الف. و الف.د. بودند و آنها فراری هستند و ما را نگه داشته اند. الف. مواد را گذاشت داخل ماشین، راننده پژو من بوده ام پژو را از آقای ک. تحویل گرفتم تا بار بزنم و بیاورم تحویل ک. بدهم که دستگیر شدم. بعنوان آخرین دفاع از اتهامات منتسبه آقای م.د. اظهار داشته الف.الف. گفت پژو را از او می گیری مواد را تحویلش می دهی و سه میلیون قرار شد بگیرم. در اصل برای سند آمده بوده پسرخاله ام الف. گفت سندی است الف. می دهد به تو و زنگ زدم پسرخاله ام گفت مشکل ندارد با او برو و حالا فهمیدم اصل کاری اوست راننده ماشین هم س.س. بود که او هم خبر داشت و با هم خبردار شدیم آقای الف. گفت اگر خبردار شدند می گویم برای من است و گولم زد و سندی در کار نبوده الکی من دنبالش شدم به آقای م.ک. با توجه به محتویات پرونده اتهام شروع به خرید مقدار 82 کیلوگرم حشیش تفهیم که وی در دفاع از خود اظهار داشته می خواستم برویم شرکت فک رهن کنم من یک خودرو کامیون آمیکو را فروخته بودم به م.ر.د. و وی فروخته بود به الف.د. س - چرا ماشینت را تحویل دادی ؟ ج - آمدم ساوه بروم منزل برادرم سرکار بود (الف.ک.) با شماره اش تماس گرفتم گفت از سرکار رفته منزل رفیقم الف.م. و اقع در ... من هم آنجا ماندم صبح الف. زنگ زد و گفت پسرخاله ام رسید . پژوی خودت را ببر و به سمت تهران رفتم او را سوار کردم اول وقت بود گفت کیفم تو ماشین جا مانده . جلوی ترمینال دور زدیم حین دور زدن الف. داشت با او صحبت می کرد گفت نامزدش همراه دایی اش آمده اند ، سر پل ورودی ... بعنوان آخرین دفاع از بزه شروع به خرید 82 کیلوگرم حشیش اظهار داشته اتهام را قبول ندارم و آقایان س.الف.س. و الف.الف. نیز در این مرحله از تحقیق نزد بازپرس محترم بر همان دفاعیات قبلی تاکید نموده اند. بازپرس محترم پس از اتهام تحقیقاتش اتهام آقایان 1- م.د. دایر بر معرض فروش قرار دادن 82 کیلو حشیش و تخریب عمدی خودروی نیروی انتظامی 2- الف.الف. دایر بر مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش و نگهداری 13 گرم حشیش 3- س.الف.س. دایر بر مشارکت در حمل 82 کیلوگرم حشیش 4- آقای م.ک. دایر به شروع به خرید 82 کیلوگرم حشیش را نسبت به موارد مطروحه بنا به جهات مرقوم احراز و قرار جلب به دادرسی آنان را صادر و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی س. ارسال که دادگاه مرجوع الیه پس از فراهم شدن مندرجات دادرسی در مورخ 94/10/21 با حضور متهمین و وکلای مدافعشان و نماینده دادستان تشکیل جلسه داده و پس از استماع دفاعیات متهمین و وکلای مدافع آنان بشرح مندرج در صورتجلسه دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و سپس مبادرت به صدور رای نموده است : (رای دادگاه)درخصوص کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان س. علیه آقای م.د. متولد 1367 مجرد صادره از ک. فاقد سابقه کیفری دایر بر در معرض فروش قرار دادن هشتاد و دو کیلوگرم حشیش با وکالت آقای س.ع.ج. 2- آقای الف.الف. متولد 1368 صادره از ک. مجرد دایر بر مشارکت در حمل و نگهداری هشتاد و دو کیلو گرم حشیش و نگهداری سیزده گرم حشیش با وکالت آقای ااف.م. 3- س.الف.س. متولد 1352 صادره ک. متاهل فاقد سابقه کیفری دایر بر مشارکت در حمل و نگهداری هشتاد و دو کیلوگرم حشیش با وکالت آقای ح.ج. 4- م. ک. متولد 1352 صادره از د. دارای سابقه کیفری دایر بر خرید 82 کیلوگرم حشیش (با اصلاح شروع به خرید مقدار 82 کیلوگرم) با وکالت خانم س.س.، دادگاه با توجه به گزارش مرجع انتظامی به شرح صفحه یک پرونده بدین شرح که اظهار داشته اند در پی اطلاع دقیق و موثق واصله مبنی بر اینکه در سطح شهرستان س. فعالیت خرید و فروش موادمخدر از نوع حشیش در قالب فعالیت باندی و گروهی به سرکردگی م.ک. در جریان است فردی به نام م. د. اهل و ساکن ف. فروشنده مواد می باشد و هرچند از گاهی بنابر تقاضای سرکرده باند چند ده کیلوگرم حشیش را به شهرستان س. منتقل و در اختیار وی قرار می دهد موضوع توسط اداره عملیات ویژه پلیس مبارزه با موادمخدر فرماندهی انتظامی استان مرکزی مورد رصد دقیق قرار گرفت فلذا در تاریخ نهم خرداد ماه سال هزار و سیصد و نود و چهار اطلاع دقیق حاصل گردید که سرکرده باند درصدد تهیه مقادیری قابل توجه حشیش است و م.د. نیر با همدستی س.الف.س. و الف.الف. موادمخدر مورد تقاضای ک. را از استان فارس بارگیری نموده و قصد دارند محموله موادمخدر را در حوزه شهرستان س. تحویل خریدار بدهند که پس از تعقیب و مراقبت از محل سکونت خریدار به صورت شبانه روزی در دید مستقیم مامورین قرار گرفت که در ساعت یک شب مورخ 1394/3/10 آقای م. ک. با یک دستگاه پژو 405 به شماره انتظامی ... به منزل یکی از بستگان مراجعه نموده و شب در آنجا بیتوته نموده و منتظر رسیدن محموله موادمخدر گردیده در این مقطع نیز یک تیم از مامورین انتظامی در حوالی ورودی شهرستان س. (عوارضی) مترصد فروشنده و حمل کنندگان مواد بوده اند در ساعت 8/45 دقیقه صبح مورخ 1394/3/10 کامیون کشنده به شماره انتظامی... در عوارضی توقف فردی جوان از آن پیاده شده و منتظر رسیدن خودروی خریداری گردد که پس از بررسی اطلاعات مشخص گردید که م. د. در انتظار خریدار می باشد. آقای م.ک. در حالیکه یک پیراهن آستین کوتاه مشکی رنگ پوشیده سوار بر خودرو پژو شده و به سمت م.د. که منتظر وی بود حرکت نموده و در جلوی عوارضی خریدار و فروشنده همدیگر را رویت کردند و م. د. (فروشنده) سوار بر خودرو م.ک. گردیده و به سمت تهران حرکت نموده و به جهت اطمینان از اینکه توسط مامورین تحت مراقبت نمی باشند از چندین مسیر فرعی حرکت نمودند النهایه مقارن ساعت 9/15 خودرو پژو به سمت محل بارانداز حرکت نموده و در فاصله چند کیلومتر مانده به محل توقف خودرو کامیون خودرو پژو متوفف گردید و خریدار از خودروی شخصی خود پیاده و ماشین را در اختیار فروشنده قرار می دهد و م.د. به صورت تنها به حمل بارگیری مراجعت می نماید. در محل بارگیری که ورودی روبروی شهرک صنعتی ... بود خودروی کامیون حامل موادمخدر به رانندگی س.الف.س. و سرنشین الف.الف. متوقف و متنظر خودرو پژو بود ، راننده پژو به کامیون مراجعت ، الف.الف. و م.د. در کمتر از چند ثانیه اقدام به بارگیری محموله نمودند که بلافاصله مامورین انتظامی اقدام لازم را به عمل آورده خودرو پژو قصد داشت بعد از اتمام بارگیری به نزد م.ک. که به صورت پیاده در کنار جاده و در فاصله دو الی 3 کیلومتری منتظر بود مراجعت و خودرو پژو را به همراه مواد تحویل وی دهد. به محض رویت مامورین به صورت دنده عقب و با سرعت بالا به قصد فرار اقدام به تخریب و از کار افتادن خودرو پژو 405 سازمانی مامورین --‌- 88) نمودند که خودرو ناچارا پس از اصابت گلوله متوقف و متهم م.د. دستگیر و در کنار خودرو کامیون نیز تعداد دو گونی مجموعا به وزن 52 کیلوگرم حشیش کشف گردیده مواد توزین شده که مقدار دقیق آن 82 کیلوگرم حشیش بوده است متهم آقای الف. الف. در مراحل تحقیقات و بازجویی اقرار داشته اند که موادمخدر مکشوفه را در مورخه 94/3/9 نرسیده به ک. دوراهی رادار به همراه آقای م.د. بارگیری کردیم و قصد آوردن و تحویل آن به شهرستان س. به آقای ک. را داشتیم. آقای م.د. ، ک.ی. را می شناخت سه کیسه مواد را که حمل خودرو نمودیم من نمی دانستم مواد مخدر است. و به شهرستان س. که رسیدیم اقای م.د. گفت شما کنار جاده نزدیک شهر صنعتی بایست تا بنده خودرو پژو 405 خریدار آقای ک. ی را بیاورم و بار را تحویل وی بدهم و من با راننده س.الف.س. در آنجا ایستادیم و آقای د. رفت پس از یک ربع با خودرو پژو مقارن 9:30 مورخ 1394/3/10 با خودرو تریلی مراجعه نمود و کیسه های موادمخدر را من آورده بودم به پایین که م.د. اینها را ببرد. متهم آقای م.د. به شرح صفحه 14 پرونده اظهار داشته اند آقای ک. با بنده تماس گرفت و گفت کجا ایستاده ای من به ک. گفتم جلوی عوارضی ایستاده ام و یک پیراهن آبی آستین بلند بر تن دارم که ک. به من گفت همان جا بایست من با یک پژو 405 سفید رنگ الان می آیم بعد که ک. آمد من سوار ماشین شدم و با ک. به سمت شهرستان س. رفتیم، ک. گفت بیا تا آنجا برویم ببینیم کسی ما را تعقیب می کند یا خیر سپس مجددا دور زدیم و 4 الی 5 کیلومتر جلوتر از محل اولیه ای که من ایستاده بودم متوقف شدیم و ک. پژو 405 به رنگ سفید را تحویل من داد و به من گفت من می روم آن طرف جاده می ایستم شما برو جنس ها را بیاور و به من تحویل بده ضمنا آقای الف.الف. هم به من گفته بود که من می روم جلوتر می ایستم تا خریدار ( ک. ) ماشین تریلی را شناسایی نکند همین که من پشت فرمان پژو آقای ک. نشستم آقای الف. با من تماس گرفت و گفت سریع بیا ، سپس من هم به سمت کامیون رفتم در آنجا الف.الف. قبل از اینکه من برسم گونی ها را انداخته بود وقتی من رسیدم الف. یک عدد از آن سه گونی را داخل پژو انداخت و الف. تا آمد که کیسه دوم را به داخل ماشین پژو بگذارد چون مامورین را مشاهده کرد کیسه را به زمین انداخت و به کنار کامیون رفت و فریاد زد که برو که در این لحظه یک ماشین پلیس در جلوی من متوقف شد . و با توجه به کیفرخواست صادره و دفاعیات هریک از متهان در جلسه دادگاه و ملاحظه برگ توزین مواد و نیز سوابق کیفری هر یک از نامبردگان ، بزه کاری آقایان م.د. ، الف.الف. ، م.ک. برای دادگاه محرز است. لذا دادگاه به استناد بند 4 و تبصره ماده 4 قانون اصلاح قانون مبارزه با موادمخدر اصلاحی 1389/5/9 آقای م.د. را بابت توزیع 82 کیلوگرم حشیش به اعدام و آقای الف.الف. را بابت حمل هشتاد و دو کیلوگرم و سیزده گرم حشیش به استناد بند 5 ماده 5 قانون مذکور به تحمل ده سال حبس و پرداخت سی و دو میلیون و چهارصد و هفتاد و هشت هزار تومان جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری علاوه بر ضبط موادهای مکشوفه و تحویل آن به مراجع ذی صلاح محکوم ، و آقای م.ک. را بابت خرید 82 کیلوگرم حشیش با توجه به سوابق کیفری وی به استناد بند 5 ماده 5 قانون اصلاح مبارزه با موادمخدر اصلاحی 1389/5/9 به اعدام محکوم می نماید. ضمنا خودرو پژو 405 به شماره انتظامی ... متعلق به آقای م.ک. و خودرو کامیون کشنده به شماره ...حامل موادمخدر در راستای ماده 30 قانون مذکور به نفع دولت ضبط و مصادره می گردد. درخصوص اتهام آقای س.الف.س. دایر بر مشارکت در حمل مواد مکشوفه دادگاه با عنایت به مندرجات در پرونده و تحقیقات جامع و کامل از نامبرده و انکار وی مبنی بر عدم اطلاع از وجود موادمخدر در داخل ماشین به لحاظ عدم اقناع وجدان قضایی و فقد ادله کافی به استناد اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی --‌- و ماده 376 قانون آیین دادرسی کیفری، رای بر برایت متهم صادر و اعلام می نماید رای صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ با توجه به ماده 433 و 428 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. مقرر است دفتر ثبت دادنامه برابر مقررات به طرفین پرونده ابلاغ گردد .پس از ابلاغ رای آقای عمران امیدی بوکالت از آقای م. د. و آقای الف.م. بوکالت از آقای الف.الف. و آقای م.ع. و خانم س.س. بوکالت از م. ک. با تقدیم لوایحی از آن فرجام خواهی نموده اند وکیل مدافع آقای الف.الف. در لایحه خود با توجه به شرایط خانوادگی موکل خواستار اعمال تخفیف در مجازات موکل را نموده است در خلاصه لایحه وکیل آقای م.د. اشاره به این معنی شده که موکل مالک مواد مکشوفه نبوده بلکه متعلق به فردی بنام س.د. معروف به الف.د. بوده که مدیریت حمل مواد را برعهده داشته که علی رغم تاکید موکل برای بررسی موضوع هیچ اقدامی صورت نگرفته است و ارتباط آقای م.ک. (خریدار) با آقای س.د. بوده است و نه موکل، در خلاصه لایحه خانم س.س. وکیل تسخیری آقای م.ک. آمده است که موکل بفرض اینکه قصد خرید مواد را داشته بلحاظ دستگیری توسط مامورین قبل از تحویل مواد قصدش محقق نگردیده و بزه انتسابی به موکل، شروع به جرم خرید بوده است و باید در ارتباط با همان بزه محکوم شود. پرونده در اجرای ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحات بعدی آن جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است .هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای مهدی احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م. باقر باقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ( تقاضای نقض دادنامه نسبت به آقای م. د. و م.ک. و ابرام آن نسبت به آقای الف. الف. رادارم.) درخصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد : ## رای شعبه دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده و جهات و کیفیات منعکس در آن 1- رای صادره نسبت به آقای الف.الف. با عنایت به اظهارات و اقاریر صریح نامبرده در طی مراحل مختلف تحقیق ودادرسی درخصوص بزه انتسابی ، صورتجلسه کشف و توزین مواد ، دستگیری وی بعد از انتقال مواد به شهرستان س. توسط مامورین ، گزارش مامورین از نحوه کشف مواد و اینکه در فرجام خواهی وکیل مدافع نامبرده ایراد موثری که نقض دادنامه را ایجاب نماید اقامه نگردیده لذا با رد فرجام خواهی بعمل آمده، دادنامه فرجام خواسته مستندا به شق الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحات بعدی آن ابرام می گردد. 2- حکم اعدام صادره درخصوص آقای م.ک. بلحاظ اینکه دادگاه جرم اخیر وی را شروع به جرم خرید موادمخدر مکشوفه تشخیص داده است و نه مباشرت یا مشارکت، خلاف با موازین قانونی و منصرف از قسمت اخیر بند 5 ماده 5 قانون مبارزه با موادمخدر دانسته و هم چنین حکم اعدام آقای م.د. را بلحاظ وجود شبهه جدی در اینکه وی مالک مواد مکشوف باشد و هیچ قرینه و اماره ای در اینکه ایشان مواد را برای فروش آن به شهرستان س. تهیه کرده باشد وجود ندارد الا اینکه وی مواد مکشوفه را با همکاری دیگر متهمین به ساوه جهت تحویل به خریدار انتقال داده است. زیرا هیچ بحثی از چگونگی انجام معامله بین م.د. و م.ک. در پرونده طرح نگردیده است جرم ارتکابی وی به کیفیت مذکور در پرونده که در گردشکار تنظیمی به خلاصه ای از آن اشاره شده در حد مشارکت در حمل موادمخدر مکشوفه می باشد. لذا با قبول فرجام خواهی وکلای مدافع آقایان م.ک. و م.د. دادنامه فرجام خواسته نسبت به مشارالیهما مستندا به بند 4 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحات بعدی آن جهت رسیدگی مجدد در دادگاه هم عرض نقض می شود . شعبه چهل و هشتم دیوان عالی کشور - رییس و اعضای معاون مهدی احمدی - قاسم مزینانی - حجت اله علی یاری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای