## رای خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده : 9009980228900898 شماره دادنامه : 9409970908200281 تاریخ : 1394/11/28
خلاصه جریان پرونده
بموجب پرونده های واصله بشرح آتی میباشد : 1- بدلالت پرونده کلاسه 271/62 که ضمیمه پرونده اصلی موضوع فرجام خواهی معموله میباشد آقای لطیف زاهدی بوکالت از آقای م. آ. دادخواستی بطرفیت آقای ح. ب. بخواسته الغاء حکم حجر صادره درباره آقای یوسفعلی ب. تقدیم دادگاه مدنی خاص تهران نموده و در شرح دادخواست ، خلاصتا توضیح میدهد که بشرح پرونده کلاسه 1896/61 موجود در اداره سرپرستی دادسرای تهران ، آقای ح. ب. اقدام به اخذ حکم حجر پدر خود بنام ی. ب. از شعبه 28 دادگاه شهرستان تهران مینماید و چون ی. ب. در تفرش مقدار زیادی از املاک خود را بموجب اسناد رسمی به دیگران و از جمله به خواهان فروخته و پس از گذشت سالها و گران شدن زمین ، اقدام باین کار ( اخذ حکم حجر ) نموده و دادگاه نیز حکم حجر یوسفعلی ب. را صادر مینماید و حتی بموجب حکم دیگری تاریخ حجر را به چند سال قبل تسری داده و اکنون قیم محجور با اخذ حکم حجر پدر خود ، شروع به آزار خواهان و سایر خریداران اموال نموده و دادخواست ابطال معاملات رسمی انجام شده را در چند سال پیش بدادگاه اراک داده ، در حالیکه نامبرده (محجور) کاملا سالم بوده و سالها بعد از صدور حکم حجر نیز با بانکها و مردم تفرش معاملاتی انجام داده که دلیل سلامت وی میباشد و با توجه بمراتب فوق و سایر توجیهات مذکور در دادخواست مزبور ، تقاضای رسیدگی و فسخ و ابطال حکم حجر یوسفعلی ب. را نموده و فتوکپی های : 1- چک مورخ 61/5/1 بعهده بانک ملی --- معادل 27 هزار تومان در وجه یوسف ب. بابت قیمت باغ صادره از ناحیه م. آبابایی . 2- قولنامه عادی مورخ 60/12/14 تنظیمی فیمابین حاج یوسف ب. و م. آبابایی ( بعنوان فروشنده و خریدار ) راجع به معامله 6 دانگ باغ . 3- استشهادیه محلی .4- دو فقره اظهارنامه ارسالی از ناحیه یوسفعلی ب. جهت م. آبابایی مفادا مبنی بر مغبون بودن خود در انجام معامله باغ ، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید .دادخواست مذکور در تاریخ 62/2/27 جهت رسیدگی به شعبه 2 دادگاه مدنی خاص تهران ارجاع شده و طرفین دعوت به دادرسی شده و پرونده حجر آقای یوسفعلی ب. از شعبه اول دادیاری امور سرپرستی تهران مطالبه مینماید .متعاقبا آقایان و خانم ها ح. و ن. و پری زمان نام خانوادگی همگی ب. و ز. ب. ( فرزندان و عیال ی ب. ) بموجب لایحه ای که در تاریخ 62/4/5 تقدیم شعبه 2 دادگاه مدنی خاص تهران نموده اند با ارایه رونوشت گواهی مرگ یوسفعلی ب. اعلام میدارند که نامبرده در تاریخ 62/3/27 بدرود حیات گفته و نامبردگان خود را وراث آن مرحوم اعلام میدارند .شعبه 102 دادگاه عمومی تهران پس از تشکیل جلسات متعدد و استماع اظهارات طرفین و وکلای آنان و مطالعه پرونده کلاسه 1/61-1896 مربوط به صدور حکم حجر یوسفعلی ب. مبادرت بصدور حکم مینماید .( توضیحا اینکه شعبه 102 دادگاه عمومی تهران جانشین شعبه 2 دادگاه مدنی خاص بنظر میرسد .) بموجب دادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی تهران ، اجمالا ضمن رد ادعاهای وکیل خواهان ، با عنایت باینکه آقای ی. ب. قبل از اولین جلسه رسیدگی فوت نموده و تقاضای خواهان مبنی بر جلب نظر کارشناس پزشکی قانونی متعذر گردیده و با توجه باختلاف فاحش معامله و اینکه خود خواهان نیز باین مسیله با ذکر جمله پس از گذشت سالها و گران شدن زمین معترف میباشد ، چه بفاصله کمتر از سه ماه بطریق رسمی این اختلاف باطلاع معترض رسیده و تصور افزایش قیمت به چند برابر قیمت در ظرف مدت سه ماه غیرقابل تصور است و با عنایت باینکه همزمان با اعلام حجر آقای ی. ب. انجام معاملات غیرعادی وی بدادگاه اعلام گردیده و دادگاه با آگاهی بنحوه معاملات انجام شده و با توجه بنظریات خبره ( نظریه پزشکی قانونی ) اقدام بصدور حکم حجر نموده و م. ا انجام معامله غیرعقلایی با اختلاف فاحش در تصمیم گیری دادگاه موثر بوده است و با توجه به جمیع جهات مذکور در رای مزبور و اینکه خواهان دلیل موجهی بر خواسته خویش ارایه ننموده است ، لذا اعتراض آقای م. آ. را غیروارد تشخیص و حکم صادره در خصوص حجر آقای ی. ب. را تایید مینماید .و پرونده امر انعکاس موثری بیش از این ندارد و ضمیمه میباشد .2- بدلالت پرونده کلاسه 900907 متشکله در شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که موضوع فرجام خواهی میباشد ، آقای م. س. بوکالت از آقایان و خانم ها ح. و م. و م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی هر 9 نفر آ. و ع. ز. دادخواستی بطرفیت آقایان و خانم ها ر. و کامران و نسرین و راحله و م. و م. و شهناز و شهرام و پری زمان نام خانوادگی هر 9 نفر ب. و ف. موذن خداشناس و ز. قربان خانی بخواسته اعاده دادرسی در پرونده کلاسه 271/62 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی فعلی تهران و 102 سابق که منجر بصدور دادنامه شماره 1005-62/7/21 گردیده است باستناد بندهای 5 و 6 و 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی تقدیم دادگاه عمومی تهران نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که بدنبال فروش مقادیری زمین بوسیله آقای یوسفعلی ب. به پدر خواهانها ، فرزند یوسفعلی بنام ح. ب. فقط بمنظور ابطال معاملات مذکور ، تنها راه حل را اخذ حکم حجر پدر خود می بیند و با مراجعه بدادگاه حقوقی تهران ، موفق به اخذ حکم حجر پدر خود میشود لیکن از آنجایی که مدتی از تاریخ معامله سپری شده و حکم حجر صادره نیز مربوط به زمان حال بوده ، با حیله و ترفند موفق به اخذ گواهیهای مورخ 61/6/17 و 62/10/10 از پزشکی قانونی تهران و تسری حکم حجر پدر خود به سال 1359 میشود و مورث خواهان ها نسبت به حکم حجر صادره اعتراض نموده و شعبه 102 دادگاه حقوقی سابق تهران ( 29 فعلی ) اقدام بتایید حکم حجر صادره نموده و چون گواهیهای پزشکی قانونی خلاف واقع بوده اند ، مقامات وقت پزشکی قانونی تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و پس از انجام کارشناسی ، با احراز جعلی بودن گواهی های مذکور ، موضوع مشمول مرور زمان قرار گرفته و رسیدگی و تعقیب موقوف میشود و از آنجاییکه قرار موقوفی مانع پیگیری حقوقی نمیباشد لذا خواهانها در جهت اخذ حکم اثبات جعلی بودن گواهیهای صادره ، دادخواستی به دادگاه حقوقی تهران تقدیم که بموجب دادنامه شماره 254-89/10/28 شعبه 29 دادگاه حقوقی تهران ، حکم به اثبات جعلیت گواهیهای صادره پزشکی قانونی صادر شده که نسبت به آقایان و خانم ها م. و کامران و شهرام و راحله و نسرین و ف. موذن خداشناس و پری زمان و شهناز و ز. قربان خانی بلحاظ عدم اعتراض آنان قطعیت یافته و دو نفر از محکوم علیهم بنامان م. و ر. نسبت به آن اعتراض نموده و شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران بشرح دادنامه شماره 04263 راه حل موضوع را طرح دعوی اعاده دادرسی دانسته است و با توجه بمراتب فوق و احراز جعلی بودن گواهیهای پزشکی قانونی و اثبات حیله و تقلبی که آقای ح. ب. جهت اخذ حکم حجر آقای یوسفعلی ب. بکار برده اند باستناد بندهای 5 و 6 و 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی ، تقاضای پذیرش اعاده دادرسی و نقض حکم حجر صادره از حیث تسری آن به قبل شده و فتوکپی های : 1- وکالتنامه رسمی شماره 71116-86/5/8 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 45 تفرش که طی آن آقایان و خانم ها م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی همگی آبابایی و م. آقابابایی و ع. ز. بعنوان موکلین مبادرت به تفویض وکالت به ح. آبابایی بعنوان وکیل جهت طرح و اقامه هر گونه دعوی حقوقی و جزایی با اختیارات مشروح و مذکور در وکالتنامه مزبور نموده اند . 2- نظریه مورخ 62/10/10 مرکز پزشکی قانونی تهران مبنی بر اختلال حواس یوسفعلی ب. و قادر نبودن وی به اداره امور مالی خود . 3- نظریه مشاوره ای مورخ 61/6/17 سه پزشک مبنی بر قادر نبودن یوسفعلی ب. به اداره امور مالی خود از تاریخ 61/5/11 .4- نظریه مشروح هیات سه نفره پزشکی بعنوان شعبه 101 دادگاه عمومی تهران اجمالا مبنی بر اینکه اختلال حواس یوسفعلی ب. در زمان حدوث قابل تسری به زمان انجام معامله نبوده و قابل انتساب به حوالی تاریخ معاینه در کمیسیون دوم پزشکی ناشی از بروز یک ضایعه حاد مغزی و زوال سریع است . 5- رای مورخ 61/5/13 صادره از شعبه 28 دادگاه عمومی تهران مبنی بر اعلام حجر یوسفعلی ب. . 6- تصمیم مورخ 61/6/20 شعبه 28 دادگاه عمومی تهران مبنی بر اینکه تاریخ حجر یوسفعلی ب. سال 1359 قرار داده شده و اثر حجر از همان تاریخ مترتب میشود . 7- دادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی تهران اجمالا مبنی بر رد دعوی آقای م. آبابایی دایر بر الغاء حکم حجر صادره درباره یوسفعلی ب. بلحاظ عدم ارایه دلیل موجه از ناحیه خواهان . 8- قرار شماره 272-79/7/17 صادره از شعبه 1401 دادگاه عمومی تهران که طی آن در خصوص اتهام ح. ب. مبنی بر سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود که کارمند دادگستری است و معاونت در صدور گواهی خلاف واقع و نیز اتهام آقایان دکتر مختاری و دکتر گودرزی و دکتر خلیل نژاد و دکتر ناصح از پزشکان قانونی سازمان پزشکی قانونی دایر بر صدور گواهی خلاف واقع مورخ 62/10/10 بلحاظ شمول مرور زمان باستناد ماده 173 قانون آیین دادرسی کیفری ، قرار موقوفی تعقیب صادر گردیده است . 9- خلاصه گزارش 16 صفحه ای شماره 25/ م ق-84/9/15 تنظیمی از ناحیه آقای دادرس دادگاههای تجدیدنظر استان مرکزی در مورد پرونده های متعدد مطروحه فیمابین م. بابایی و یوسفعلی ب. در دادگاههای عمومی تهران و تفرش و اراک . 10- دادنامه شماره 20/279-87/5/30 صادره از شعبه 20 دیوان عالی کشور که بموجب آن خلاصتا درخواست ریاست قوه قضاییه مبنی بر اعمال مقررات ماده 2 قانون اختیارات رییس قوه قضاییه نسبت بدادنامه شماره 272-79/7/17 صادره از شعبه 1401 دادگاه عمومی تهران که مورد تایید شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان تهران واقع گردیده است و مشعر بر صدور قرار موقوفی تعقیب ح. ب. بلحاظ ارتکاب بزه استفاده از موقعیت شغلی خویش و معاونت در صدور گواهی خلاف واقع و نیز در مورد اتهام چهار نفر پزشکان اداره پزشکی قانونی تهران دایر بر صدور گواهی خلاف واقع بجهت مشمول مرور زمان میباشد ، مردود اعلام گردیده است . 11- دادنامه شماره 8900254-89/4/12 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که طی آن در خصوص دعوی ح. و م. و م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی همگی آبابایی و ع. ز. بطرفیت سازمان پزشکی قانونی تهران و ح. و ن. و پری زمان و ز. نام خانوادگی همگی ب. بخواسته صدور حکم بر اثبات جعلیت و بی اعتباری گواهیهای صادره از پزشکی قانونی بشماره های 10/3/694-61/10/17 و 10/52614-62/10/10 خلاصتا بنا بتوجیهات منعکس در دادنامه مذکور ، حکم بر اثبات جعلیت و بی اعتباری گواهیهای صادره از پزشکی قانونی بشماره های فوق و بطلان آنها صادر گردیده است و حکم صادره در مورد م. و م. ب. حضوری و نسبت به مابقی خواندگان قابل واخواهی اعلام شده است .12- دادنامه شماره 9009970223704263-90/10/25 صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که بموجب آن در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای ر. ب. از دادنامه شماره 254-89/10/28 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران ( بنظر میرسد که تاریخ دادنامه مذکور اشتباه ذکر شده و 89/4/12 صحیح میباشد .) بنا بتوجیهات منعکس در دادنامه مزبور بلحاظ اینکه با وصف صدور حکم حجر لازم بوده که چنانچه تجدیدنظر خواندگان ادعایی بر حکم حجر داشته اند در آن پرونده از طرق فوق العاده شکایت از احکام ، اقدام نمایند نه اینکه دعوی مستقلی به ادله حکم آن اقامه نمایند ، لذا دعوی خواهانهای بدوی را غیرمسموع دانسته و با نقض حکم تجدیدنظر خواسته ، مبادرت بصدور قرار رد دعوی خواهانها بدوی گردیده است .13- گواهی مورخ 89/6/28 صادره از دفتر شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر اینکه دادنامه غیابی شماره 8900254-89/4/12 نسبت به م. و کامران و راحله و نسرین و فخری و پری زمان و شهناز و شهرام و طاهره همگی ب. و سازمان پزشکی قانونی تهران قطعیت یافته است ، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید .دادخواست مذکور در تاریخ 90/12/6 جهت رسیدگی به شعبه 29 دادگاه عمومی تهران ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ 90/12/21 مقرر میدارد که تاریخ ابلاغ دادنامه صادره از مرجع تجدیدنظر به خواهان اعاده دادرسی مشخص و اعلام گردد و سپس اصل پرونده ضمیمه پرونده حاضر شده و بنظر دادگاه برسد .آقای ح. آبابایی بموجب لایحه ای که در تاریخ 90/12/23 تقدیم دادگاه مذکور نموده است اعلام میدارد که حکم مورد نظر در تاریخ 90/12/8 ابلاغ گردیده است و فتوکپی دادنامه شماره 4263-90/10/25 صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران را ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید .شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران در تاریخ 91/2/4 با توجه به مفاد دادخواست و دلایل ابرازی و در نظر داشتن دادنامه صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و باستناد مواد 435 و 426 قانون آیین دادرسی مدنی ، مبادرت بصدور قرار قبولی اعاده دادرسی نموده و طرفین را دعوت به دادرسی مینماید .آقای هوشنگ امیر س. خود را به وکالت از آقای ر. ب. معرفی نموده و بموجب لایحه ای که در تاریخ 91/5/4 تقدیم شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران نموده است خلاصتا اعلام میدارد که دعوی اعاده دادرسی حاضر قبلا توسط مورث خواهانها بخواسته اعاده دادرسی بجهات مندرج در ماده 592 قانون آیین دادرسی مدنی سابق ( ماده 426 فعلی ) علیه وراث یوسفعلی ب. که ر. ب. نیز یکی از وراث فرزندان یوسفعلی بنام ن. میباشد ، مطرح گردیده و منجر به صدور دادنامه شماره 1476-71/12/23 مبنی بر رد دعوی اعاده دادرسی مطروحه مورث خواهانها گردیده و از طرف مورث خواهانها نسبت به رای مذکور اعتراضی نشده و دادنامه قطعی گردیده و از اعتبار امر مختومه برخوردار بوده و دعوی حاضر قابلیت استماع نداشته و اعاده دادرسی به همان جهات سابق موجه نیست و مهلت درخواست اعاده دادرسی نیز 20 روز از تاریخ اطلاع مستدعی اعاده دادرسی بوده و درخواست مطروحه خارج از مهلت قانونی است و دادنامه شماره 8900254-89/4/12 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی تهران نیز توسط شعبه 37 دادگاه عمومی حقوقی تهران نقض گردیده و ادعای اعتبار آن نسبت به تعدادی از وراث یوسفعلی ب. را صحیح ندانسته و ضمن مدافعاتی در ماهیت دعوی تقاضای صدور حکم بر رد دعوی مطروحه را نموده و فتوکپی های دادنامه شماره 1476-71/12/23 صادره از شعبه 102 دادگاه مدنی خاص تهران را که مشعر بر رد درخواست اعاده دادرسی اقامه شده از ناحیه آقای م. آبابایی بطرفیت ح. و ن. و خانم پری ناز ب. بلحاظ عدم مطابقت درخواست مزبور با ماده 592 قانون آیین دادرسی مدنی میباشد . و گواهی قطعیت رای مذکور و دادنامه شماره 8900254-89/4/12 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران و دادنامه مورخ 90/10/25 صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و گزارش 16 صفحه ای آقای دادرس دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی را ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید .در تاریخ 91/5/4 جلسه دادرسی شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران با حضور وکیل خواهانها و وکیل ر. ب. تشکیل شده و وکیل خواهانها خواسته را بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی اعلام داشته و اظهار میدارد که اعاده دادرسی سابق در خصوص جعلیت نبوده است و بعد از آن جعلیت نظریه پزشکی احراز و ثابت گردیده است و بر آن اساس اعاده دادرسی خواسته شده است . وکیل آقای ر. ب. نیز اظهارات خود را بشرح لایحه تقدیمی اعلام میدارد .شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران بموجب دادنامه شماره 9109970228900744-91/7/25 در خصوص دادخواست خواهانها بطرفیت خواندگان بخواسته اعاده دادرسی نسبت بدادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 محاکم عمومی تهران که بر اساس آن تغییر تاریخ حکم حجر صادره در خصوص مرحوم یوسفعلی ب. تایید شده است با عنایت باینکه بحکایت کلیه مدارک و مستندات ارایه شده از سوی خواهانها و بخصوص نظریه شماره 492 کارشناس منتخب دادگاه که در دادنامه شماره 8900254-89/4/12 آن دادگاه ( شعبه 29 ) ملحوظ نظر قرار گرفته نظریه های ارایه شده سابقه در خصوص نوع بیماری و تعین تاریخ زمان آن فاقد ارزش علمی و پزشکی اعلام گردیده است لذا با وارد دانستن دعوی و مطروحه و منطبق دانستن ادعای خواهانها با بندهای 5 و 6 و 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 438 از همان قانون ، حکم معترض عنه را نقض و به رد خواسته خواهان در خصوص تسری حکم حجر به سال 1359 اظهارنظر مینماید و رای صادره نسبت به خوانده اول حضوری و نسبت به سایر خواندگان غیابی اعلام میگردد .آقای ح. آبابایی بموجب درخواستی که در تاریخ 91/9/28 تقدیم شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران نموده است بلحاظ قطعیت رای صادره نسبت به پری زمان و شهرام و شهناز و حمید و م. و راحله و کامران و نسرین نام خانوادگی همگی ب. و ز. قربان خانی و ف. موذن خداشناس ، تقاضای صدور گواهی قطعیت دادنامه فوق الذکر را نسبت به نامبردگان نموده و دفتر شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران نیز حسب دستور دادگاه ، مبادرت بصدور گواهی مورد درخواست متقاضی در مورد افراد فوق مینماید .دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی آقای ر. ب. با وکالت آقای الف.ه. س. قرار گرفته و وکیل مذکور اجمالا و مفادا همان مطالب عنوان شده سابق خود را تکرار نموده و مستدعی نقض رای بدوی ( تجدیدنظر خواسته ) میگردد .وکیل تجدیدنظر خواندگان ( آقای م. س. ) نیز طی لایحه ای که در پاسخ تجدیدنظر خواهی معموله آقای ر. ب. از دادنامه تجدیدنظر خواسته مذکور تقدیم داشته است مدافعاتی را که مفادا تکرار مطالبی است که در مرحله سابق دادرسی عنوان نموده است ، معمول داشته و مستنداتی را نیز ضمیمه لایحه مذکور مینماید .متعاقبا آقای هوشنگ امیر س. (وکیل آقای ر. ب. ) طی لایحه ای که در تاریخ 92/4/22 تقدیم شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نموده است فتوکپی مصدق صلحنامه رسمی شماره 14024-92/4/19 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 20 تفرش را که در دو برگ (دو صفحه) تنظیم گردیده است تقدیم دادگاه مذکور نموده و اعلام میدارد که موکل وی با تجدیدنظر خواندگان به صلح و سازش رسیده و تقاضای صدور گزارش اصلاحی فیمابین موکل خود و تجدیدنظر خواندگان را مینماید بموجب صلحنامه رسمی مذکور ، مصالحین تمامی وراث مرحوم مسیب آبابایی باسامی آقایان و خانم ها م. و م. و ح. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی همگی آبابایی و م. آقابابایی و ع. ز. و متصالحین باسامی آقای ر. و خانم راحله نام خانوادگی هر دو ب. و خانم ف. موذن خداشناس و مورد صلح کلیه حقوق مکتبسه ، متصوره ، فرضیه و احتمالی مصالحین اعم از موجود و یا ادعایی آنها در حال یا در آتیه نسبت به ششدانگ هر یک از 7 قطعه زمین بشماره پلاکهای ثبتی 11 و 35 و 36 و 37 و 33 و 30 و 29 فرعی از 1182 الی 1185 اصلی بدون قید استثناء که متصالحین فعلی حاضر به نسبت سهم خود مشاعا و رسما در 4 پلاک اول ملکیت ثبتی و رسمی دارند و نسبت به سهم پدری خود دارای سهم الارث میباشند و نسبت به سه پلاک 33 و 30 و 29 فرعی از اصلی مذکور ارثا دارای مالکیت مشاعی میباشند همچنین کلیه حقوق مکتسبه ، متصوره ، فرضیه و احتمالی مصالحین نسبت به تمامی پلاکهای ثبتی فروخته شده توسط مرحوم ن. ب. در پلاکهای ثبتی 1182 الی 1185 اصلی به اشخاص ثالث بنحوی که هیچ حقی تحت هیچ عنوان و ادعایی و تحت هیچ عنوان و شرایطی برای مصالحین در مورد صلح باقی نماند ( موقعیت و محل وقوع ، حدود و مشخصات اراضی مذکور نزد اصحاب صلح کاملا معلوم و مشخص است ) و مال الصلح یک سیر نبات که تحویل و تسلیم متصالحین شده است و نیز توضیحات راجع به صلح نامه مذکور نیز در آن منعکس میباشد .شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در وقت فوق العاده بموجب دادنامه شماره 9209970222900505-92/5/7 در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای ر. ب. با وکالت آقای الف.ه. س. بطرفیت آقایان و خانم ها ح. و م. و م. و ح. و م. و ز. و م. و م. و ف. نام خانوادگی همگی آبابایی و ع. ز. نسبت به دادنامه شماره 744/91 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب آن دادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی تهران نقض و حکم به حجر مرحوم یوسفعلی ب. را به سال 1359 تسری داده است ، صرفنظر از اینکه اعتراض تجدیدنظر خواه وارد است یا خیر ، و قطع نظر از اینکه در ذیل دادنامه تجدیدنظر خواسته رای صادره نسبت به ردیف اول حضوری و به سایرین غیابی اعلام شده است ، در حالیکه صدور رای غیابی در پی درخواست ( نه دادخواست ) اعاده دادرسی در هر حال منتفی است و حاکمیت وصف حضوری و غیابی در آخر باب چهارم قانون آیین مدنی ( بنظر قانون آیین مدنی مبتنی بر اشتباه بوده و آیین دادرسی مدنی صحیح است .) ( ماده 365 ) به اتمام رسیده است و با عنایت به صلحنامه شماره 14024-92/4/19 دفتر اسناد رسمی شماره 20 شهرستان تفرش که بحکایت آن تجدیدنظر خواه به تجدیدنظر خواندگان مصالحه نموده است لذا باستناد ماده 184 قانون آیین دادرسی با توجه به حصول سازش فیمابین طرفین گزارش اصلاحی صادر مینماید که نسبت به طرفین و وراث و قایم مقام قانونی آنها نافذ و معتبر است و مانند احکام بموقع اجرا گذاشته میشود .متعاقبا آقای ح. آبابایی بموجب لایحه ای که در تاریخ 93/9/2 تقدیم شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نموده است اعلام میدارد که در خصوص پرونده شماره 910967 که در آن شعبه رسیدگی و منتهی به رای شماره 507-92/5/7 گردیده ، با توجه باینکه نسبت به رای صادره هیچگونه اقدامی صورت نگرفته است تقاضای اصلاح آنرا مینماید .شعبه 29 دادگاه تجدیدنظراستان تهران در تاریخ 93/10/27 در وقت فوق العاده بموجب دادنامه تصحیحی شماره 9309970222901259-93/11/12 پیرو گزارش اصلاحی صادره از آن دادگاه ( شعبه 29 تجدیدنظر ) بشماره دادنامه 550/92 در رابطه با تجدیدنظر خواهی آقای ر. ب. با وکالت آقای هوشنگ س. بطرفیت آقایان و خانم ها ح. و م. و م. و ح. و م. و ز. و م. و م. و ف. نام خانوادگی همگی آبابایی و ع. ز. نسبت بدادنامه شماره 744/91 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب آن دادنامه شماره 1005/62 صادره از شعبه 102 تهران نقض گردیده و حکم به حجر یوسفعلی ب. به سال 1359 تسری داده شده است ، توجها باینکه نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته در گزارش اصلاحی آن شعبه ( شعبه 29 تجدیدنظر ) مغفول مانده است بنا بمراتب و باستناد ماده 360 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به ماده 309 همان قانون ، دادنامه تجدیدنظر خواسته بشماره 744/91 شعبه 29 دادگاه بدوی را نقض مینماید .دادنامه اصلاحی مذکور حسب گزارش مندرج در ذیل آن در تاریخ 93/11/19 در دفتر شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به آقای ح. آبابایی ابلاغ شده و مشارالیه تعهد ابلاغ دادنامه اصلاحی فوق را به سایر خواندگان مینماید و متعاقبا آقایان ح. و ح. آبابایی بموجب دادخواستی که در تاریخ 93/11/29 در دفتر دادگاه صادر کننده رای مذکور بثبت رسیده است و منحصرا ممضی به امضاء آقای ح. آبابایی میباشد دادنامه تصحیحی فوق را که پیرو گزارش اصلاحی شماره 550/92 صادره از شعبه مذکور اصدار یافته است ، مورد فرجام خواهی قرار میدهند . لازم به یادآوری است که دادخواست مذکور و لایحه ضمیمه آن با جوهر آبی نگارش یافته و هر دو ( دادخواست و لایحه ) بگونه ای که فوقا ذکر گردیده است فقط ممضی به امضاء آقای ح. آبابایی میباشند و در ستون مربوط به مشخصات وکیل نیز نام آقای م. س. با خودکار آبی و بصورت لاک گرفته درج شده ولکن دادخواست و لایحه مذکور فاقد امضاء وکیل یاد شده بوده و همین امر در نسخه ثانی دادخواست فرجامی نیز که بصورت فتوکپی میباشد مشهود بوده و نام آقای وکیل فوق الذکر با خودکار آبی رنگ و بصورت لاک گرفته ، درج گردیده است و دفتر دادگاه یاد شده پس از انجام اقدامات قانونی و بصورتی که فوقا عنوان گردیده است ، مبادرت بارسال پرونده بدیوان عالی کشور مینماید و رسیدگی بموضوع بدوا به شعبه محترم بیستم دیوان عالی کشور ارجاع شده و ریاست محترم شعبه مذکور طی مرقومه مورخ 94/3/4 خلاصتا بلحاظ اینکه اقدامات معموله در پرونده حاضر حقوقی بوده و در محاکم حقوقی رسیده شده است لذا پرونده را جهت ارجاع به یکی از شعب حقوقی بنظر معاونت محترم دیوان عالی کشور میرسانند و در نتیجه پرونده امر بمنظور رسیدگی باین شعبه ( شعبه بیست و دوم ) ارجاع میشود و مندرجات عرضحال فرجام خواهی تقدیمی و لایحه ضمیمه آن و همچنین لایحه ای که توسط آقای علی رفیعی بعنوان وکیل آقای ح. آبابایی و مع الواسطه از ناحیه 9 نفر دیگر از وراث مرحو م. آبابایی تقدیم شعبه محترم بیستم دیوان عالی کشور گردیده است ، بهنگام شور قرایت خواهند گردید . هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای جنتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد.
## رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ح. آ. از رای تصحیحی شماره 9309970222901259-93/11/12 شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که پیرو گزارش اصلاحی شماره 505/92 صادره از شعبه مذکور اصدار یافته است از قابلیت طرح در دیوان عالی کشور برخوردار نیست زیرا احکام قابل فرجام خواهی صادره از دادگاههای تجدیدنظر استان بموجب بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی احصاء و پیش بینی گردیده و مقررات ماده 369 قانون مذکور نیز راجع به متفرعات احکامی است که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی باشد و توجها باینکه بمستفاد از مقررات مادتین 178 و 184 قانون فوق الذکر گزارش اصلاحی در زمره تصمیمات نافذ و معتبر و غیرقابل اعتراض محاکم محسوب گردیده و از شمول مقررات ماده 368 قانون مارالذکر منصرف میباشند و همانگونه که گزارش اصلاحی صادره از محاکم از عنوان قطعیت برخوردار هستند بطریق اولی آراء اصلاحی صادره راجع به آنها نیز غیرقابل فرجام خواهی میباشند و با التفات باینکه در مانحن فیه ، قطع نظر از چگونگی اقدامات شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ، در صدور گزارش اصلاحی ، با عنایت باینکه گزارش اصلاحی مذکور با وصف مراتب فوق قطعی میباشد رای تصحیحی معترض عنه نیز صرفنظر از کیفیت اصدار آن ، به تبع قطعیت اصل گزارش اصلاحی قطعی است و طرق پیش بینی شده قانونی در رسیدگی مجدد به دادنامه های صادره در مبحوث عنه متفاوت از طریق انتخابی بعنوان فرجام خواهی میباشد علیهذا فرجام خواهی معموله فرجام خواه مذکور از دادنامه اصلاحی فرجام خواسته موصوف ، غیرقابل طرح در دیوان عالی کشور اعلام میگردد و چون دادخواست فرجام خواهی تنظیمی و تقدیمی ممضی به امضاء آقای ح. آبابایی یا وکیل مذکور در دادخواست فرجامی نمیباشد علیهذا موجبی برای اظهارنظر در مورد آنان ملحوظ بنظر نمیرسد و مقرر میدارد دفتر پرونده امر بمرجع مرسل آن اعاده شود.
شعبه 22 دیوان عالی کشور- رییس و عضومعاون
سعید جنتی - احمد حضرتی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
فرجام خواهی از رای تصحیحی گزارش اصلاحی
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۸۲۰۰۲۸۱ · ۱۳۹۴/۱۱/۲۸ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۲۲ دیوانعالی کشور
چکیده: رای تصحیحی که پیرو گزارش اصلاحی صادر می شود قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست. زیرا همانگونه که گزارش اصلاحی صادره از محاکم، از قطعیت برخوردار است، به طریق اولی آراء اصلاحی صادره راجع به آنها نیز قطعی هستند.