## رای خلاصه جریان پرونده آقای م. پ. و خانم الف. ک.ب. طی یک فقره عقدنامه عادی در تاریخ 1391/7/22 مبادرت به انعقاد عقد موقت یکساله با مهریه 6 عدد سکه بهار آزادی نموده اند و عقدنامه با مشخصات فوق الذکر توسط عاقد امام جماعت مسجد ...شهر ری صادر و گواهی شده است. و بر طبق گواهی مامایی شاغل در بیمارستان ....در تاریخ 1392/2/6 نوزاد پسری در اثر این ازدواج از خانم الف. ک. متولد شده است پس از بروزبرخی اختلافات بدوا خانم الف. ک. اقدام به اقامه دعوی جهت ثبت واقعه ازدواج نموده که شعبه 263 دادگاه حقوقی تهران طی دادنامه مورخ 1393/6/3 مبادرت به صدور رای بر الزام آقای م. پ. به ثبت واقعه ازدواج می نماید متعاقبا در تاریخ 1393/8/25 خانم الف. ک. طی دادخواستی علیه م. پ. درخواست اثبات نسب مولود فوق الذکر را می نماید ( موضوع پرونده جاری ) که این پرونده نیز به شعبه 263 دادگاه حقوقی تهران ارجاع می شود. پس از یک مرحله تجدید وقت به درخواست طرفین جلسه رسیدگی در تاریخ 1393/10/8 برگزار می گردد ابتدا خواهان به شرح مذکور در مقدمه گزارش جریان را توضیح و تقاضای اثبات نسب جهت اخذ شناسنامه می نماید. خوانده در جلسه حاضر نبوده و وکیل وی ابتدا تقاضای مراجعه به پزشکی قانونی جهت آزمایش DNA جهت اطمینان خاطر موکل می گردد. و درمرحله دوم درخواست می نماید درصورتیکه دادگاه خواسته خواهان را موجه دانست طبق تعهدنامه منعقده بین طرفین در محضر اسناد رسمی..... عملی شود تصویر تعهدنامه که به پیوست می باشد و در تاریخ 1394/2/14 یعنی یک هفته پس از تولد نوزاد منعقد شده است حاوی نکات زیر است الف – توافق طرفین بر بذل بقیه مدت عقد انقطاعی ب- اقرار زوجه به این بذل و ابراء وی نسبت به کلیه حقوق مال مربوط به زوجیت ج- تعهد خانم الف. ک. به قبول حضانت فرزند مشترک به پرداخت نفقه وی و اینکه آقای پ. هیچگونه ادعایی در مورد حضانت فرزند نخواهد داشت. د- تعهد خانم ک. خودداری از مزاحمت نسبت به م. ک. و خانواده اش ه- تعهد خانم ک. به اخذ شناسنامه برای کودک با نام خانوادگی خودش در قبال واگذاری حضانت و عدم ادعا نسبت به پرداختی های قبلی و- صرف نظر نمودن الف. ک. از شکایتهای خود علیه م. پ.. در هر صورت دادگاه حقوقی (شعبه 263) در تاریخ 1393/10/9 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید:در خصوص دادخواست خانم الف. ک.ب. فرزند ع. با وکالت آقای ح. ز. و خانم الف. ز. به طرفیت آقای م. پاک رای فرزند ک. با وکالت آقای ع. ق. بخواسته اثبات نسب کودک پسر متولد شده در تاریخ 1392/2/6 در بیمارستان .....تهران به خوانده ، با توجه به محتویات پرونده و ارایه مدارک دال بر زوجیت نامبردگان به نحو منقطع از تاریخ 1391/7/22 لغایت 1392/7/22 و بودن اماره فراش بر نسب فرزند مذکور و سایر قراین و امارات موجود ، دادگاه ادعای خواهان را وارد دانسته و مستندا" به مواد 1257 و 1158 قانون مدنی ، نسب کودک متولد شده فوق الذکر به خواهان مسلم و محرز است و اداره ثبت احوال مربوطه مکلف به ثبت ولادت کودک مذکور و صدور شناسنامه برای وی منتسب به خوانده بعنوان پدر میباشد . این رای حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و سپس ظرف بیست روز قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است .دادنامه فوق به طرفین ابلاغ می شود که آقای پاک رای در موعد قانونی تجدیدنظرخواهی می نماید. عمده ایراد وی دو نکته است الف – خواسته صرفا اثبات نسبت بوده و دادگاه خارج از خواسته در مورد الزام به اخذ شناسنامه رای داده است. ب- این رای مغایر با توافق محضری بین طرفین می باشد. پرونده به شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می شود که طی دادنامه شماره 9309970222602120 مورخه 1393/12/12 چنین رای می دهد:در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. پ.ر. با وکالت آقای ع. ق.ب. به طرفیت خانم الف. ک.ب. از دادنامه شماره931424-1393/10/9 صادره از شعبه محترم 263 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به اثبات نسب فرزند متولد شده در فراش تجدیدنظرخواه به تاریخ 1392/2/6 در بیمارستان .....تهران صادر شده است بشرح توضیحات داده شده در دادنامه موصوف باعنایت به اوراق و محتویات پرونده و لوایح تقدیمی طرفین وارد نیست و رای صادره وفق موازین شرعی و قانونی اصدار یافته و ایراد شکلی و ماهوی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و مستندات آن نیز صحیح می باشد و وکیل تجدیدنظرخواه دلیلی که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارایه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه متسندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379/1/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا رای دادگاه حضوری بوده و به موجب مواد 368- 397 از قانون فوق الذکر ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی دردیوانعالی کشور می باشد.دادنامه دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1393/12/26 به وکیل خوانده ( تجدیدنظر خواه ) ابلاغ می شود و وی در تاریخ 1394/1/16 فرجام خواهی می نماید. لایحه فرجام خواهی تکرار همان دو نکته مرحله تجدیدنظر خواهی یعنی اینکه اولا خوانده خواهان فقط اثبات نسب بوده و حکم در مورد الزام موکل به اخذ شناسنامه خارج از خواسته و مغایر آیین دادرسی مدنی است ثانیا این رای مخالف آزادی اراده به جهت مغایرت با توافق محضری بین طرفین می باشد. به هر حال پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای علی رازینی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمید درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته مورد تقاضاست. درخصوص دادنامه شماره 9309970222602120 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور اولا پس از اثبات خواسته خواهان مبنی بر انتساب طفل مولود به خوانده و احراز ابوت وی، الزام وی به اخذ شناسنامه مطلب جدیدی نیست که صدور حکم در مورد آن زاید بر خواسته تلقی شود و اخذ شناسنامه برای فرزند توسط والدین از لوازم عرفی و الزامات قانونی والدین می باشد. ثانیا با توجه به اقرار خوانده پرونده بدوی به ابوت فرزند مولود در مراحل دادرسی و قبل از آن از جمله در متن قرارداد محضری ارایه شده توسط وی بعنوان مستند لایحه اعتراضیه که از نوزاد مورد بحث بعنوان فرزند مشترک تعبیرشده است. و امور مربوط به حضانت به مادر واگذار شده در نتیجه مورد مشمول ماده 1161 قانون مدنی و قاعده فراش بوده و از جهت ماهوی ایرادی بر رای دادنامه بدوی در مورد اثبات نسب وارد نیست. ثالثا – تعهد نامه محضری ارایه شده عمده محتوای آن مربوط به دعوای فعلی نیست و آنچه مربوط به این دعواست فراز پنجم توافق مبنی بر اینکه خانم الف. ک. متعهد به گرفتن شناسنامه برای کودک با نام خانوادگی خوانده است و لذا منافاتی با دادنامه مورد اعتراض ندارد. چون مفاد دادنامه اخذ شناسنامه برای نوزاد با نام والدین و قید خوانده بعنوان پدر می باشد و اینکه نام خانوادگی پدر یا مادر برای طفل ذکر شود خارج از مطالب دادنامه است یعنی تعارضی بین دادنامه و توافق وجود ندارد که با صدور دادنامه محتوای توافق نقض شده باشد. رابعا – امور مربوط به اخذ شناسنامه و قیدنام والدین عمدتا از مقررات آمره می باشند و توافق بر خلاف آن اعتبارقانونی ندارد لذا نمی توان توافق نمود که برای فرزند کسی به نام دیگری شناسنامه گرفته شود. با توجه به آنچه گذشت فرجامخواهی قابل پذیرش نیست و به استناد ماده 270 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته تایید و ابرام می شود. رییس و مستشار و عضومعاون شعبه 41 دیوان عالی کشور علی رازینی - عبدالعلی ناصح - سیدقاسم حسینی کوه کمری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای