رای خلاصه جریان پرونده
یکم:در تاریخ 1392/6/5 آقا ا. ک. پ. بوکالت از خانم ش. م. ارس با ارایه دادخواست بطرفیت آقای ح. ل. بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و طلاق به ضمیمه وکالتنامه اش و تصاویر مصدق از شناسنامه و کارت ملی موکله اش و از رو نوشت سند ازدواج طرفین به شماره ترتیب .. تاریخ وقوع و ثبت عقد 1388/4/6 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره .... کرج و نیز از دو فقره آرای استنادی توضیح داد: موکله در تاریخ مقید در سند ازدواج ابرازی به عقد دایمی خوانده در آمده لیکن برابر اظهار موکله و اسناد (آرای ) ارایه شده مکررا توسط همسر خویش مورد ضرب و جرح قرار گرفته که برابر رای کیفری بپرداخت دیه و نیز بعلت عدم پرداخت نفقه محکومیت یافته است بدلیل وجود خطرات قطعی ودر عسر و حرج قرار گرفتن موکله و مستندا به قانون مدنی و قانون حمایت خانواده تقاضای رسیدگی و صدور حکم بخواسته مزبور را دارد با ارجاع پرونده به شعبه 28 دادگاه خانواده کرج تحت کلاسه 920933یا 926-/92 به ثبت رسید . برابر تصویر مصدق دادنامه شماره 703-/91 مورخ 1391/6/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظراستان البرز در پرونده کلاسه 910178 تجدیدنظر خواهی آقای ا. ج. بوکالت از آقای ح. ل. نسبت به محکومیت موکل اش موضوع دادنامه شماره 63-/90 در پرونده کلاسه 900503 شعبه 118 دادگاه جزایی کرج به اتهام (شرکت در ضرب و جرح عمدی نسبت به م. م. (ظاهرا برادر زوجه ) مباشرت در ضرب و جرح عمدی زوجه و ترک انفاق نسبت به خانم ش. م. به پرداخت دیه و حبس و جزای نقدی غیر موجه تشخیص ورد و دادنامه معترض عنه تایید شد و قطیت یافت و برابر تصویر مصدق دادنامه دیگری به شماره 975-/92 مورخ 1392/5/1 شعبه 28 دادگاه خانواده کرج در پرونده کلاسه 911030 ضمن صدور حکم بر بی حقی زوج در مورد دو فقره دعاوی مطروحه وکلای مشارالیه به طرفیت زوجه بخواسته های الف = الزام زوجه به تمکین (به لحاظ وجود خوف ضرر بدنی و . . . برای زوجه برابر دادنامه کیفری 1063-/90 مورخ 1390/10/19 شعبه 118 دادگاه جزایی کرج که به موجب آن زوج به پرداخت دیه در حق زوجه بجرم ایراد ضرب و جرح عمدی شدید محکوم شده است ) ب = مطالبه و استرداد هدایا و لوازم شخصی و عکس. . . حکم بر محکومیت زوج بپرداخت نفقه در حق زوجه حسب نظریه هییت سه نفره کارشناسان دادگستری از تاریخ 1390/6/15 لغایت 1391/1/1 ماهیانه بمبلغ 1/900/000 ریال و از 1391/1/1 لغایت 1391/10/15 هر ماهه 2/200/000 ریال و از 1391/10/15 لغایت صدور حکم نیز ماهیانه 2/200/000 ریال صادر که ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظر خواهی اعلام شد . تصاویر آرای یاد شده به ضمیمه دادخواست تقدیم گردیده است ، چون خوانده با ارایه استشهادیه ای که توسط چند نفر گواهی و تسجیل اعلام کرد استطاعت مالی برای انتخاب و معرفی وکیل ندارد برای او وکیل انتخاب شود با اعلام مراتب به کانون وکلای دادگستری آقای ک. گ.در تاریخ 1391/10/7 به عنوان وکیل معاضدتی از نامبرده وکالتنامه ارایه نمود. برابر گزارش دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی زوج با طلاق زوجه موافق نبوده و اظهار داشته زوجه با او مشکل ندارد و تحت تاثیر اطرافیان تصمیم به طلاق گرفت اما زوجه با اعلام اینکه در منزل زوج امنیت ندارد و از ادامه زندگی با زوج کراهت دارد ، امکان سازش بین آنان برای واحد مددکاری موصوف مقدور نگردید . در اولین جلسه مقرر رسیدگی بتاریخ 1392/9/25 که وکیل خواهان و خوانده حاضر شدند وکیل خواهان اظهار نمود خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است اما خوانده ضمن اعلام عدم قبول درخواست و ابراز علاقمندی نسبت به عیالش با طلاق مخالفت کرد0دادگاه علاوه بر قرار ارجاع امر به داوری جهت اصلاح ذات البین و معرفی زوجه جهت تست بارداری به آزمایشگاه دستور تجدید وقت رسیدگی و دعوت از طرفین افزود از زوجه خواسته شود در وقت رسیدگی شهود و دلایل خود را حاضر نماید . مراتب مزبور حضورا به وکیل خواهان و خوانده ابلاغ شد . در وقت مقرر رسیدگی جدید بتاریخ 1392/10/7 وکیل خواهان حاضر نگردید فقط خوانده حضور یافت دادگاه رسیدگی ماهوی را مقدور ندانست . و لایحه تقدیمی آقای ک. گ. بوکالت معاضدتی از خوانده برای جلسه مزبور بدون ثبت پیوست می باشد نامبرده در لایحه یاد شده اعلام کرد بنا به اظهار موکل او علت تصمیم خواهان به تقدیم دادخواست طلاق ناشی از اختلافات و دخالت های بلا وجه خانواده همسرش با موکل است و موکل راضی به طلاق نیست و از دادگاه محترم درخواست ارشاد یاد شده را به چشم پوشی از بعضی از حقوق خویش جهت بقای زندگی مشترک و . . . دارد حکم محکومیت موکل او بپرداخت نفقه قطعیت نیافته است بعد از معرفی داور برای هر یک از زوجین و طی تشریفات هر کدام از داوران جداگانه نظریه شان را اعلام کردند که مفادا حکایت از عدم توفیق شان در ایجاد سازش بین زوجین دارد . آقای وکیل زوجه به ضمیمه لایحه ای گواهی آزمایشگاه مبنی بر منفی بودن تست بارداری موکله اش در تاریخ معاینه را ارایه نمود که پیوست پرونده شد بعلاوه طی لایحه دیگری ضمن تکرار مطالب معنونه قبلی افزود حسب اظهار موکله قبل از اعلام اولین شکایت علیه زوج مکررا از طرف زوج مورد ضرب و جرح قرار گرفته که در هیچیک از آن موارد به دادگاه مراجعه نداشته است لیکن بعد از تنگ شدن عرصه زندگی به مشارالیها و قادر نبودن به تحمل جو حاکم بر زندگی مشترک تحت هیچ شرایطی و نگران بودن از بین رفتن جانش بلحاظ بیم جراحات خطر ناک بدلیل ایراد ضرب و جرح عمیق بدلیل شکستگی بینی از طرف همسرش برابر رای شعبه 118 دادگاه جزایی زوج بپرداخت 10% دیه کامل بابت صدمه مذکور و نیز مقادیر دیگر دیات بلحاظ جرایم دیگر محکوم شد که رای صادره قطعی شده است و نیز بدلیل ارتکاب بزه ترک انفاق به جزای نقدی مقرر بدل از حبس محکوم شد . و دعوی زوج بطرفیت زوجه بخواسته الزام زوجه به تمکین در همین دادگاه وارد تشخیص نشد و محکوم به بی حقی شد ولی در مورد مطالبه معوقه مورد مطالبه زوجه بپرداخت نفقه محکوم شده است و قبل از تقدیم دادخواست طلاق اقدامات او برای ترغیب زوجه به ادامه زندگی مشترک موثر واقع نگردید . بنا بمراتب دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش و طلاق باین موکله را دارد. بعلاوه قبل از تشکیل جلسه مقرر رسیدگی بعدی بتاریخ 1393/1/26 لایحه دیگری توسط وکیل خواهان ارایه و ضمیمه شده است که علاوه بر تکرار مطالب معنونه قبلی افزود دادنامه شماره 83-/ 91 مورخ 1391/2/11 که در مورد تخریب جهیزیه موکله بوده تنظیم و ابلاغ شده است بلحاظ عدم امنیت جانی و خوف ضرر از ناحیه زوج به موکله و قطعیت یافتن ایراد ضرب و جرح و در عسرت و تنگدستی قرار گرفتن موکله بعلت عدم پرداخت نفقه وتخریب جهیزیه موکله و رد دعوی تمکین از ناحیه زوج تقاضای طلاق باین از دادگاه محترم دارد. و در جلسه مقرر رسیدگی اخیرالذکر وکلای طرفین حاضر شدند وکیل زوجه اظهار نمود زوجه درخواست طلاق دارد بعلت ایراد ضرب و جرح عمدی و داوری نظریه خود را تقدیم داشته است زوجه بار دار نمیباشد و فرزند مشترک ندارند مهریه و نفقه را طی دعاوی جداگانه مطالبه کرده و جهیزیه خود را گرفته است و اجرت المثل ایام زندگی را بذل مینماید و زوج قبول بذل نمی نماید لیکن دادکاه بذل زوجه را قبول می نماید وکیل زوج پاسخ داد زوج همسرش را دوست دارد و نظریه داوری را تقدیم داشته است و ضرب و جرح ادعایی زوجه جزء عسر و حرج نمیباشد زوجه بعد از ضرب و جرح ادعایی خود با زوج زندگی میکرده است لذا از موارد عسر و حرج نمیباشد . دادگاه با اعلام ختم رسیدگی و ارایه نظریه قاضی مشاور دادگاه خانواده (مبنی بر اعلام عقیده به صدورگواهی عدم امکان سازش بمنظور اجرای صیغه طلاق بلحاظ موثر واقع نشدن تلاش دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش بین طرفین و مقرون به صحت دانستن ادعای عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی مشترک به استناد موارد قانونی مندرج ) طی دادنامه شماره 187-/93 مورخ 1393/1/27 با شرح دعوی و خواسته و احراز زوجیت طرفین و موثر واقع نشدن تلاش دادگاه و سعی داوران در اصلاح ذات البین و نظریه قاضی مشاور، ادعای زوجه مبنی بر عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک ناشی از ایراد ضرب و جرح عمدی مقرون به صحت تشخیص و به استناد مواد 26 و 27 و 29 و31 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1119 و 1129 و 1130 قانون مدنی حکم به اجری صیغه طلاق برای زوجه صادر و مهلت اعتبار حکم از تاریخ ابلاغ رای قطعی 6 ماه و زوجه حسب اقرارخود و گواهی آزمایشگاه باردار نبوده و نامبرده می تواند به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با وکالت در توکیل به غیر از طرف زوج خود را به طلاق خلع مطلقه سازد در مورد مهریه و نفقه از طریق دعوی جداگانه اقدام و مطالبه کرده و جهیزیه را گرفته و اجرت المثل ایام زندگی را بذل نموده و فرزند مشترک ندارند و دادگاه بعلت عدم قبول (ما) بذل از ناحیه زوج بذل اجرت المثل زوجه را قبول نمود رای صادره حضوری و ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظر خواهی و . . . اعلام گردید.دوم=تجدیدنظرخواهی آقای ک. گ.بوکالت معاضدتی اززوج موصوف درمهلت مقررقانونی بخلاصه اینکه دادگاه بدوی به نظریه داور زوج که ادامه زندگی را بصلاح طرفین اعلام داشته توجه ننمود و علت طلاق زوجه را عسر وحرج ذکر نموده در حالیکه پس از درگیری فیزیکی بین زوجین، زوجه به ادامه زندگی مشترک رضایت داده و مدتها در منزل مشترک بسر میبرده و امنیت روحی و جسمی داشته و در کنار یکدیگر زندگی می کردند فقط اطرافیان مانع ادامه زندگی آنان شده اند درخواست نقض رای معترض عنه را کرد و با ارایه لایحه دفاعیه زوجه تجدیدنظر خوانده که مدعی عسر وحرج خویش و سوء رفتار زوج و مورد کتک کاری قرار گرفتن توسط زوج و نداشتن تامین جانی و بناچار اقامت گزیدن در منزل پدر خود و عدم پرداخت نفقه ای که به او تعلق گرفته شد افزود به دلیل سوء رفتار زوج مصمم به طلاق است بموجب دادنامه شماره 1187- /93 مورخ 1393/9/25 در پرونده کلاسه 930974 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز با رد اعتراض بعمل آمده دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و رای تجدیدنظری ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجام خواهی اعلام شد .سوم= پس از ابلاغ رای تجدیدنظری مزبور در تاریخ 1393/10/8 به وکیل معاضدتی موصوف زوج تجدیدنظر خواه و ثبت فرجام خواهی زوج در تاریخ 1393/10/23 و نیز به ثبت رسیدن لایحه ابرازی زوجه فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه هشتم ارجاع شده است که هنگام شور توسط اعضای هییت لوایح طرفین قرایت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره مذکور فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ح. ل. نسبت به دادنامه شماره 1187-/93 مورخ 1393/9/25 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز که در مقام تایید دادنامه بدوی و مفادا متضمن حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجام خوانده انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا که وکیل زوجه خواهان بدوی بشرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی و لوایح ابرازی اعلام داشته زوجه مکررا توسط همسرش مورد ایراد ضرب و جرح عمدی قرار گرفته و پس از محکومیت زوج برابر دادنامه شماره 63-/90 – 1390/10/19 شعبه 118 دادگاه جزایی کرج به جرم شرکت در ضرب و جرح عمدی نسبت به م. م. (ظاهرا برادر زوجه ) و مباشرت در ضرب و جرح عمدی زوجه و ترک انفاق مشارالیها بپرداخت دیه و حبس و جزای نقدی اعتراض وکیل او طی دادنامه شماره 703-/91 مورخ 1391/6/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان البرز رد و دادنامه معترض عنه قطعیت یافته است و طی دادنامه شماره 975-/92 مورخ 1392/5/1 شعبه 28 دادگاه خانواده کرج دعاوی وکلای زوج بطرفیت زوجه بخواسته الف الزام به تمکین بلحاظ وجود خوف ضرر بدنی و000 برای زوجه و ب = استرداد هدایا و لوازم شخصی و . . . محکوم به بی حقی شد بعلاوه زوج وفق نظریه تقویمی هییت سه نفره کارشناسان بپرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1390/6/15 لغایت 1390/1/1 بمبلغ ماهیانه 1/900/000 ریال و از تاریخ 1391/1/1 لغایت 1391/10/15 و نیز از تاریخ اخیر لغایت صدور حکم بپرداخت ماهیانه مبلغ 2/200/000 ریال بابت نفقات معوقه و جاری در حق زوجه محکوم شده است زوجه قبل از اولین شکایت اش علیه زوج مکررا از طرف زوج مورد ضرب و جرح قرار میگرفته لیکن در هیچ یک ازآن موارد به دادگاه مراجعه نداشته بعد از تنگ شدن عرصه زندگی بر مشارالیها و قادر نبودن به تحمل جو حاکم بر زندگی مشترک و نگران بودن از بین رفتن جانش بلحاظ بیم جراحات خطرناک بدلیل ایراد صدمات بدنی عمدی منتهی به شکستگی بینی استخوانش که برابر آرای استنادی زوج بپرداخت 10% دیه کامل و نیز مقادیر دیگر دیات بلحاظ ارتکاب جرایم دیگر محکوم شد و رای صادره قطعیت یافته است و نیز محکومیت زوج به جزای نقدی بدل از حبس به جرم ترک انفاق و مردود شدن دعوی زوج بطرفیت زوجه بخواسته تمکین و نیز بپرداخت نفقات معوقه ایام مورد مطالبه و جاری زوجه در حق مشارالیها و بلحاظ عدم امنیت جانی و در عسرت و تنگدستی قرار گرفتن زوجه بدلیل عدم پرداخت نفقه وتخریب جهیزیه زوجه و مطالبه مهریه و نفقه طی دعاوی جداگانه و بذل اجرت المثل ایام زندگی مشترک درخواست طلاق دارد و دادگاه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و عدم توفیق واحد مددکاری بهزیستی در اصلاح ذات البین و ارجاع امر به داوری و عدم توفیق دادگاه و داوران در ایجاد صلح و سازش بین آنان با وارد دانستن دعوی حسب نظریه قاضی محترم مشاور دادگاه بلحاظ احراز ادعای زوجه مبنی عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک و مقرون به صحت دانستن دعوی مشارالیها باستناد مقررات مواد 26 و 27 و 29 و 31 و 33 قانون حمایت خانواده و مواد 1119 و 1129 و 1130 قانون مدنی حکم به اجازه اجرای صیغه طلاق برای زوجه صادر تا با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق با وکالت در توکیل به غیر از طرف زوج خود را به طلاق خلع در قبال بذل اجرت المثل ایام زندگی و قبول ما بذل توسط دادگاه بشرح مرقوم مطلقه نماید از اینرو دادنامه فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی ادله اثباتی و قراین و امارات موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط قضایی و تشخیص دادگاه بوده و با توجه به جامع اوراق پرونده و مستندات پیوست آن و رسیدگی های معموله موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که بر مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خدشه و خللی وارد و موجبات نقض آنرا ایجاب نماید فلذا با قید باینکه چون استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل ایام زندگی مشترک هنوز به اثبات نرسیده و حق مسلم و ثابت شده ای برای وی محسوب نبوده تا جهت اجرای صیغه طلاق از نوع خلع قابلیت بذل را داشته باشد بنابمراتب زوجه برای اجرای صیغه طلاق از نوع خلع بایستی مال دیگری را بهنگام اجرای صیغه طلاق به زوج بذل نماید بنابراین با اصلاح مرقوم در فوق ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه 8 دیوان عالی کشور- رییس و مستشار و عضو معاون
حسن عباسیان - سیروس کیقبادی - جعفر پوربدخشان
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
بذل اجرت المثل در قبال طلاق خلع
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۶۸۰۰۱۷۱ · ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۸ دیوانعالی کشور
چکیده: مادامیکه استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل ایام زندگی مشترک به اثبات نرسیده، حق مسلم و ثابت شده ای برای وی محسوب نمی شود؛ بنابراین قابلیت بذل جهت اجرای صیغه طلاق از نوع خلع را ندارد.