## رای خلاصه جریان پرونده خانم ح. ر. متولد 58 ساکن ارومیه، خانه‌دار به اتفاق همسرش و متهمان دیگر به اتهام نگهداری 9/230 کیلوگرم هرویین که در توزین مجدد 4 کیلو و800 گرم هرویین خشک اعلام شده تحت تعقیب قرار گرفته است. بدین شرح که متهمه به همراه همسر و فرزندانش در حالیکه در سوار بر خودرو بوده در ایست بازرسی ارومیه در تاریخ ۱۳۹1/12/27 دستگیر و از زیر پای وی یک کیسه برنج حاوی مواد مخدر از نوع هرویین کشف شده است (ص 2) مواد مکشوفه توزین شده است.(ص 5 و109 و111) که پس از انجام تحقیقات و صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست پرونده به دادگاه ارسال و شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه پس از رسیدگی مبادرت به صدور حکم اعدام برای وی و شوهرش ب. پ. صادر ( 387 ) که پس از ارسال پرونده به دادستانی کل کشور این مرجع با لحاظ اظهارات متهم که تحت اجبار شوهرش مرتکب بزه شده است به منظور بررسی این ادعاء دادنامه صادره را نقض و رسیدگی مجدد را به دادگاه صادرکننده رای محول نموده است (ص 427) در تحقیقات به عمل آمده از ب. پ. وی اظهار داشته است قبول دارم که مقدار 9/230 کیلوگرم هرویین از خودرو زانتیای بنده کشف شده است که سمت شاگرد زیر پاهای همسرم بود (ص 22) وزنم فکر می‌کرد وسایل توی شان می‌باشد.(ص 44) از ماموران کاشف تحقیق شده است آقای ح. اظهار داشته است. نامبرده ( ح. ر. ) به عنوان سرنشین جلو خودرو بوده و مواد از نوع هرویین از زیر پای ایشان کشف شده است و از خودشان اختیار زیادی ندارند.(ص 460) آقای ب. نیز اظهارات تقریبا مشابهی داشته است.(ص 461 ) متهم ح. ر. در مرجع انتظامی اظهار داشته است شوهرم به من نگفته بود کجا می‌رویم و فقط می‌دانستم که به مسافرت می‌رویم. من خوابیده بودم و متوجه نشدم شوهرم چه زمانی هرویین‌ها را زیر پای بنده گذاشته است.(ص 22) در دادسرا نیز اظهار داشته، من به شوهرم ب. گفتم گونی حاوی چیست به من گفت به تو مربوط نیست امانتی دوستم می‌باشد. خیلی گریه کردم اما گفت به تو مربوط نیست آنقدر بداخلاق است که نمی‌توانم با وی حرف بزنم (ص 48 ) و نمی‌دانستم گونی برنج را چه کسی گذاشته و حاوی چه چیزی است (ص 295) در دادگاه اظهار داشته است اتهام را قبول ندارم. من خبر ندارم پیش شوهرم می‌گویم من خبر نداشتم من نمی‌دانم چه هست (ص 358) در جلسه پس از نقض دادنامه نیز اظهار داشته است : 4 شب من و بچه‌ها را بیدار کرده و گفته مسافرت می‌رویم با شوهرم نشستم و حتی یک کلمه حرف نزدم یک دفعه دیدم ما را گرفتند و من خواب بودم. اگر می‌دانستم مواد است اصلا با او نمی‌رفتم.(ص 456) وکلای وی در دفاع ضمن تقدیم لایحه اظهار داشته‌اند موکل با شوهرش اختلاف داشته و راضی به مسافرت با وی نبوده است ایشان به اجبار موکله را سوار ماشین کرده است.(ص 429) دادگاه پس از استماع اظهارات حاضرین و اخذ آخرین دفاع متهم با اعلام ختم دادرسی، ضمن رد ادعای اجبار و با احراز اتهام به استناد مواد 171 و 215 قانون مجازات اسلامی و مواد 8 و 38 قانون مبارزه با مواد مخدر به مجازات اعدام با پیشنهاد یک درجه تخفیف حکم صادر نموده است که پس از ابلاغ وکلای محکوم‌علیه نسبت به آن اعتراض و پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای مرتضوی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدرضا الهی منش دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر با توجه به محتویات پرونده و ادعای متهمه دایر بر اینکه به اجبار شوهرش این کار صورت گرفته است تقاضای نقض دادنامه فرجام‌خواسته را دارم. در خصوص دادنامه شماره 679 فرجام‌خواسته مشاوره نموده چنین رای می‌دهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور وقوع بزه و به تبع آن مجازات متهم فرع بر تجمیع عناصر سه گانه متشکله از جمله تحقق رکن مادی آن می‌باشد که در پرونده مطروحه هیچ دلیلی که حاکی از انجام اقدامات و عملیات مجرمانه از ناحیه ح. ر. باشد وجود نداشته و صرف وجود مواد مخدر در خودرو که تحت اختیار دیگری است دلالت بر ارتکاب بزه از سوی ایشان نمی‌نماید و به ویژه مشارالیه در تمام مراحل دادرسی منکر اطلاع از وجود مواد در خودرو بوده و نه تنها اطلاع وی به اثبات نرسیده بلکه حسب آنچه که موجب نقض دادنامه صادره در خصوص وی در دادستانی کل کشور از باب ادعای اجبار شده و تحقیقات بعدی صورت گرفته از ناحیه دادگاه از مامورین، وی سرنشین خودرو بوده و از دستورات شوهرش در رفتن به مسافرت و در معیت وی بودن وجود اختیار تبعیت نموده که همین امر کفایت صدور حکم به برایت وی را از بزه انتسابی می‌نماید لهذا به استناد مواد 469 و 470 قانون آیین دادرسی کیفری با نقض دادنامه صادره رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع می‌گردد. رییس و عضو معاون شعبه 32 دیوان عالی کشور رضا فرج اللهی - عبدالحمید مرتضوی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای