## رای خلاصه جریان پرونده آقای م. ی. با وکالت آقایان م.م. و س.م. دادخواستی به طرفیت آقایان م.ه. ی. و ع. ی. به خواسته 1- صدور حکم بر صحت و اصالت قرارداد (مقوم به بیست و یک میلیون ریال) 2- اثبات مالکیت مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال به انضمام تصویر وکالت‌نامه، تصویر مصدق قرارداد مورخ ۱۳۹0/7/1 و تصویر قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 و تصویر مصدق دادنامه شماره 1057 مورخ ۱۳۹1/7/30 صادره از شعبه 101 دادگاه جزایی ب... به دادگستری ب... تقدیم نموده و وکلای وی مضمونا مرقوم داشته‌اند خوانده ردیف دوم (آقای ع. ی. ) برابر قرارداد مورخ ۱۳۹0/7/1 شش دانگ یک قطعه باغ متعلق به خود را واقع در جاده شاهرود ب... منطقه معروف به قلیان فروش را با حدود و مشخصات معلوم و معین به خوانده ردیف اول ( م.ه. ی. ) فروخته و متعاقب آن خوانده ردیف اول با انعقاد قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 ملک قرارداد اول را به موکل آنان یعنی خواهان منتقل کرده و ثمن معامله را تمام و کمال دریافت کرده و در حال حاضر ملک در تصرف مالکانه موکل است. احد از خواندگان قصد تصرف مجدد ملک را داشته که موکل اقدام به شکایت نموده و پرونده در شعبه 101 دادگاه جزایی ب... مطرح بوده و به لحاظ نیاز به احراز مالکیت و اثبات قرارداد عادی قرار اناطه صادر گردیده است. نظر به اینکه خواندگان در پرونده مذکور اقرار به امضاء قرارداد نموده‌اند لذا متقاضی صدور حکم طبق ستون خواسته هستند با احتساب خسارات قانونی از جمله حق‌الوکاله پرونده به شعبه اول دادگاه حقوقی ب... ارجاع شده بنا به درخواست خواهان گواهی طرح دعوی از طرف دادگاه صادر شده وقت رسیدگی تعیین و به طرفین ابلاغ گردیده و آقای م.ه. ی. خوانده ردیف اول لایحه‌ای تقدیم داشته و اظهارات خواهان را تایید کرده و مضمونا مرقوم داشته ملک مورد نزاع را در تاریخ ۱۳۹0/7/1 از پدرش آقای ع. ی. خریداری کرده و دخترش خانم پ.ی. کاتب قرارداد بوده و ثمن مورد معامله را از سهم الارث همسرش که از پدرش به ارث برده تامین شده سپس طبق قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 به فرزندش آقای م. ی. منتقل نموده است. متقابلا آقای ع. ی. با وکالت آقای م. م.ز. دادخواستی به طرفیت آقایان 1- م.ه. ی. 2- م. ی. به خواسته دعوی تقابل در پرونده کلاسه 91047 شعبه اول به خواسته 1- صدور حکم بر بی‌اعتباری و فسخ بیع‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 2- صدور حکم بر ابطال عقد بیع عادی مورخ ۱۳۹1/3/4 و الزام خواندگان به پرداخت هزینه دادرسی تقدیم داشته و مضمونا مرقوم داشته که خوانده ردیف اول که فرزند وی است با حیله و نیرنگ و تحت عنوان اینکه می‌خواهد خواهان را تحت سرپرستی وکفالت خود بگیرد برگه‌ای را بدین مضمون به امضاء خواهان رسانده تا به شرکت نفت (محل کار خوانده ردیف اول) ارایه نماید و چون خواهان یک شخص بی‌سواد و دارای کهولت سن و از عقل کافی برخوردار نیست برگه را امضاء کرده است و به خاطر نمی‌آورد که کاغذ موصوف سفید بوده است یا اینکه عباراتی در آن تحریر یافته بوده است و اخیرا خوانده ردیف دوم که نوه خواهان است به وی مراجعه کرده که شماره ملک را به همراه آب چاه به نام ک. به پدرم فروخته‌اید و من نیز آن را از پدرم خریداری کرده‌ام. بعد از آن خواهان متوجه می‌شود که برگه‌ای که امضاء کرده به مبایعه‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 تبدیل شده است متعاقبا علیه وی شکایت کیفری نموده که پرونده تحت کلاسه 911403 در شعبه 101 دادگاه جزایی ب... در حال رسیدگی است و از طرفی خوانده ردیف دوم مدعی گردیده که خوانده ردیف اول موضوع مبایعه‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 را طی بیع‌نامه عادی مورخ ۱۳۹1/3/4 به ایشان واگذار کرده و بر همین اساس دعوی صدور حکم برصحت و اصالت قرارداد موصوف را درخواست کرده است حال چون در خصوص اخذ امضاء ذیل مبایعه‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 شکایت کیفری شده و نتیجه آن در دعوی صحت و اصالت موثر است و به فرض که مبایعه‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 صحت داشته باشد چون موکل در بیع موصوف مغبون گردید، چون ملک موصوف به مبلغ یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون ریال فروخته شده است، لذا حق فسخ برای ایشان محفوظ بوده است و مراتب فسخ نیز از طریق اظهارنامه شماره 91103400001 اعلام شده است لذا با تقدیم دعوی تقابل تقاضای صدور حکم بر بی‌اعتباری و اعلان فسخ بیع‌نامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 را با توجه به استماع دلایل ذکر شده و ارجاع امر به کارشناسی و شهادت شهود و به تبع بی‌اعتباری و فسخ بیع‌نامه عادی مورخ ۱۳۹1/4/3 را دارد و به انضمام دادخواست تصویر استشهادیه و اظهارنامه و قراردادهای موصوف را ارایه کرده است. در تاریخ 91/11/4 جلسه دادگاه بلحاظ عدم ابلاغ نسخ ثانی دادخواست تقابل موجبات رسیدگی را فراهم ندیده لذا با اعلام ختم جلسه دستور داده دعوی تقابل لف پرونده جاری و هردو مقید به وقت نظارتی باشند و پرونده کلاسه 911403 از شعبه 101 مطالبه گردد در تاریخ 94/11/24 پس از وصول پرونده مطالبه شده به شماره 911403 مورد مطالعه واقع و بدین مضمون خلاصه نویسی شده که آقای م. م.ز. به وکالت از آقای ع. ی. علیه آقای م.ه. ی. شکایتی تحت عنوان خیانت در امانت وکلاهبرداری و تخریب ومزاحمت تقدیم واجمالا منکر فروش مبیع موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 90/7/1 به آقای م.ه. ی. شده و مدعی گردیده سند سفیدامضاء بوده و امضاء مقدم بر متن بوده است و موضوع به کارشناسی ارجاع گردیده و نظریه واصل شده لکن نتیجه ابلاغات اعاده نشده است ونظریه دلالت دارد که امکان تشخیص تقدم یا تاخر امضایات نسبت به تحریر متن وجود ندارد وپرونده حکایت دیگری ندارد. سپس بلحاظ تاثیر تصمیمات اتخاذ شده در آن پرونده در ماهیت دعوای مطروحه در پرونده جاری (910474) مقرر شده پرونده استنادی شعبه 101 اعاده شود و وقت نظارتی طولانی تاحصول نتیجه و اتخاذ تصمیم در پرونده 911403 تعیین شود. در ادامه وکیل خواهان با تقدیم لایحه ای اعلام کرده بنا به اعلام موکل باغ متنازع فیه در وضعیت فعلی شدیدا نیاز به رسیدگی و آبیاری دارد و بلحاظ وجود اختلافات حضور موکل در باغ احتمال تشدید اختلافات وحتی درگیری را سبب خواهد شد لذا تقاضا کرده دستور موقت را جهت حضور موکل برای انجام امور مربوط به باغ را صادر نماید و دادگاه دستور داده شرحی به نیروی انتظامی نوشته شود و رسیدگی به امور جاریه جهت حفظ باغ از طرف متصرف تا پایان دادرسی بدون ساخت و ساز یا تصرفات جدید بلا مانع است و موضوع به نیروی انتظامی منعکس شده است (سپس موضوع حفظ و نگهداری باغ در نیروی انتظامی به طرفین پرونده و نگهبان موتور آب چاه کوروش تفهیم و صورتجلسه شده است.) در تاریخ 92/10/3 بلحاظ عدم اتخاذ تصمیم در پرونده کیفری وقت نظارت تجدید شده است. سرانجام بنا به قرار صادره از شعبه 101 دادگاه جزایی بسطام درباره اتهامات آقای م.ه. ی. دایر بر اخذ سفید امضاء و سوء استفاده از سفید امضاء قرار منع پیگرد صادر شده و در خصوص اتهام مزاحمت و تخریب نیز بلحاظ عدم احراز مالکیت شاکی قرار اناطه صادر گردید، و دادنامه موصوف به شماره 1507-920 مورخ 1392/9/30 مورد اعتراض وکیل خواهان متقابل آقای م. م.ز. واقع شده و مطابق دادنامه شماره 1093-920 مورخ 1392/12/11 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان ضمن رد تجدیدنظرخواهی قرارهای معترض عنهم تایید شده است و در ادامه دادرسی شعبه اول دادگاه حقوقی بخش بسطام بلحاظ اینکه سابقا در پرونده کلاسه 1305-910 مطرح در شعبه 101 دادگاه جزایی در رابطه با دعاوی طرفین پرونده وعلیه همدیگر باعناوین اتهامی کلاهبرداری وخیانت در امانت و سوء استفاده از سفید امضاءبه عنوان دادرس علی البدل در مورد مبایعه نامه مورخ 1390/7/1 ماهیتا رسیدگی نموده و منجر به اصدار دادنامه شماره 1507-920 گردیده که طبق دادنامه 1093-920 صادره از شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان سمنان قطعی شده است لذا به استناد بند د ماده 91 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامور مدنی قرار امتناع از رسیدگی صادر می نماید. پرونده جهت ادامه رسیدگی به دادرس دیگری جناب آقای ابراهیمی ارجاع می شود. قاضی جدید بلحاظ اینکه هردو دعوا قابلیت رسیدگی جداگانه دارد و به اینکه مشخصات پلاک ثبتی ناقص است مقرر کرده به هردو وکیل خواهان اصلی و تقابل اخطار شود تا پس از رفع نقص به نظر برسد. خواهان اصلی در راستای این دستور در لایحه تقدیمی عنوان کرده باغ موضوع پرونده فاقد پلاک ثبتی است ولی بدون معارض است و حدود 50-40 سال است که پدر بزرگش آقای ع. ی. ملک را در تصرف دارد و باغ همجوار که بنام آقای محمدعلی ی. است ثبت شده و سند مالکیت بنام مالکش صادر شده است وکیل خواهان اصلی نیز درلایحه تقدیمی قید کرده که ملک فاقد پلاک ثبتی است و اظهارات خواهان اصلی را تایید کرده است. وکیل خواهان تقابل نیز در لایحه تقدیمی قید کرده که قطعه زمین موصوف در محدوده پلاک ثبتی یک اصلی بخش 3 بسطام است لیکن پلاک فرعی برای آن منظور نشده است و موکل از قدیم الایام آنرا بصورت موروثی در تصرف دارد. سپس بنا به ضرورت قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر شده و مقرر شده اولا موضوع خواسته با مشخصات اعلامی تطبیق داده شود. ثانیا معلوم شود ملک متنازع فیه در تصرف چه اشخاصی است. ثالثا وضعیت ثبتی آن معلوم شود و النهایه اظهارنظر شود در ادامه پس از حضور کارشناس و تفهیم موضوع کارشناسی درشعبه به محل اعزام و پس از بررسی نظریه خود را درتاریخ 93/6/12 اعلام نموده است که مضمونا مطلب خاصی الا بیان سرگذشت ملک و اقدامات طرفین نسبت به همدیگر وذکر دادنامه های صادره ندارد. اعلام شده است که بنا به اجرای دستور موقت ملک فعلا در اختیار آقای ع. ی. است که مالک اولیه بوده است. و در پایان حدود اربعه ملک ذکر شده است وکیل خواهان اصلی در لایحه تقدیمی نسبت به نظریه کارشناسی مضمونا مرقوم داشته در قسمتی از دستور دادگاه مقرر شده بود کارشناس منشا و مبنای تصرف و نحوه آنرا توضیح دهد که کارشناس در این خصوص اظهارنظر نکرده و در ادامه مطالب قبلی را در خصوص نحوه تصرف خواهان متقابل توضیح داده است. وکیل خواهان متقابل نیز در لایحه تقدیمی ضمن قبول نظریه کارشناسی درخصوص پرونده 911403 مربوط به شکایت جعل موکل وی از خواهان اصلی مضمونا عنوان کرده هرچند طبق نظریه کارشناسان رسمی دادگستری در پرونده موصوف درخصوص مبایعه نامه عادی مورخ 90/7/1 مبنی جعلی بودن آن بوده لکن قاضی رسیدگی کننده نظریه کارشناس را منطبق با واقع ندانسته و بنوعی صحت آنرا پذیرفته است چون قیمت واقعی مبیع حدود یک میلیارد ارزش داشته لذا موکل مغبون گردیده و چون اسقاط خیارغبن بعمل نیامده لذا دادخواست فسخ ارایه شده است و چون دراین خصوص موضوع به کارشناس ارجاع نشده است تقاضای ارجاع امر به کارشناس را دارد. پس از وصول پرونده های سابق تشکیل شده فی مابین آقای ع. ی. و م.ه. و م. ی. به کلاسه 911403 از شعبه 101 دادگاه جزایی بسطام مورد مطالعه و گزارش نویسی دادگاه واقع شده که مضمون آن عبارتست از اینکه آقای ع. ی. وخانم سکینه کردپور بر علیه آقای م. ی. به اتهام ورود به عنف، تهدید ، فحاشی و ایجاد رعب ووحشت شکایت کیفری نموده و در تحقیقات آقای ع. ی. مضمونا بیان کرده از بی سوادی وی سوء استفاده شده و با خودکار بر روی انگشت وی جوهر مالیده و برگه ای را با اخذ امضاء از وی جعل کرده اند به بهانه بازنشستگی فرزندش م.ه. ی. و اظهار داشته مرا به منزل خودشان بردند و سند مذکور را از من گرفتند من این قولنامه را قبول ندارم. من این زمین را به همسرم خانم سکینه کردپور بخشیده ام و او مالک آن است. من زمین را به کسی نفروخته ام خانم کردپور نیز مراتب فوق را تایید کرده آقای م. ی. ضمن انکار اتهام اظهار داشته کاری انجام نداده ام باغ را پدربزرگم در تاریخ 90/7/1 به پدرم به مبلغ بیست وپنج میلیون تومان فروخته آقای م.ه. ی. نیز به عنوان متهم اظهار داشته خانم سکینه ی. دخترم و م. ی. پسرم وآقای محسن پور علی دامادم شاهدامضاء واثر انگشت پدرم در منزل بودند خانم سکینه ی. نیز مراتب راتایید کرده اند پرونده جهت حل اختلاف به شورای حل اختلاف ارسال شده و بعلت عدم موفقیت اعاده شد. آقای محسن پور علی داماد آقای هاشم ی. نیز اظهار داشته در منزل پدرخانمش شاهد وقوع معامله بوده و مبلغ 25 میلیون تومان توسط آقای محمدرضا و صمدایلجاری تحویل آقای م.ه. ی. شده بود و ایشان به عنوان ثمن معامله به آقای ع. ی. دادند و آن مبلغ سهم الارث خانم آقای م.ه. ی. بوده و خانم رقیه الیجاری مادرزنش نیز حضور داشته است خانم سکینه ی. وآقای م. ی. و خانم رقیه ایلجاری همین مطالب را تکرار و تایید کرده اند وآقای شمس به عنوان مسیول آب چاه کوروش بیان کرده هرکس زمین را بخرد قولنامه را باید مسیول چاه امضاء کند چون هزینه سالانه چاه را باید بپردازد تا این ساعت پول آب را از آقای ع. ی. اخذ کرده است. النهایه دادگاه انشاء رای نموده و به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی رای قطعی شده، سپس آقای ع. ی. شکایتی برعلیه آقایان م.ه. و م. ی. تحت عنوان خیانت در امانت و کلاهبرداری و تخریب و مزاحمت طرح کرده که منجر به تشکیل پرونده 911403 شده که خلاصه آن عبارتست از اینکه مطالب قبلی تکرار شده النهایه قولنامه مورخ 90/7/1 به کارشناسی ارجاع شده کارشناس اولیه نتوانسته تشخیص بدهد پس از استکتاب وارجاع امر به هیات کارشناسی، کارشناسان امضاء واثر انگشت آقای ع. ی. را مطابق دانسته و لیکن اعلام کرده اند که برگه بصورت سفیدامضاء بوده است که این نظر پس از ابلاغ مورد اعتراض وکیل مشتکی عنهم قرار گرفته لیکن ددگاه پس از مطالعه پرونده به اثبات مالکیت وضع مبایعه نامه (موضوع در حال رسیدگی) مبادرت وانشاء رای کرده است پس از تجدیدنظرخواهی رای صادره توسط شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظراستان سمنان تاییدشده است (صفحات 181-132 پرونده تصاویر اوراق دو پرونده واصله از شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی بسطام است که پس از مطالعه به دستور قاضی محترم تهیه و ضمیمه پرونده شده که عبارتند از شکواییه ها واوراق تحقیق و نظریه کارشناسی و آراء صادره عضوممیز) در تاریخ 1393/9/29 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بخش بسطام ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای نموده و درخصوص دعوی خواهان اصلی با استناد به دادنامه شماره 1507-920 مورخ 1392/9/30 صادره از شعبه 101 دادگاه جزایی بسطام در باب جرایم کلاهبرداری و خیانت در امانت، سوءاستفاده از سفید امضاء، مزاحمت وتخریب که منجر به منع تعقیب، موقوفی تعقیب متهمین گردید، و همچنین قرار اناطه صادر گردیده که مطابق دادنامه شماره 1093-920 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظراستان سمنان به تاریخ 92/12/1 عینا تایید گردیده است و در دادنامه های موصوف به اصالت امضاء اثر انگشت آقای ع. ی. نظر داده شده و به استناد ماده 227 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی دایر بر تبعیت از آرای قطعی صادره از محاکم کیفری درخصوص اصالت یا عدم اصالت سند و باعنایت به اظهارات مسجلین مبایعه نامه مورخ 90/7/1و وجود رابطه معاملی بین خواهان دعوی اصلی و خوانده ردیف اول و همچنین بین خوانده ردیف اول با خوانده ردیف دوم دعوی اصلی را محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد 198، 204، 227، 229، 230، 233، 241 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10، 140، 210، 219، 220، 1257، 1258، 1275، 1301، 1315، 1316 قانون مدنی حکم به صحت و اصالت قرارداد مورخ 90/7/1 تنظیمی فی مابین فروشنده (خوانده ردیف دوم) آقای ع. ی. و خریدار آقای م.ه. ی. خوانده ردیف اول مربوط به یک قطعه باغ واقع در جاده شاهرود منطقه معروف به قلیان فروش را مطابق نظریه وکروکی تنظیمی کارشناس منتخب واثبات مالکیت خواهان نسبت به رقبه مذکور را بلحاظ اقرار خریدار معامله 90/7/1 به واگذاری آن به خواهان مطابق قرارداد 91/3/4 صادر نموده است و درخصوص دعوی خسارت نسبت به خوانده دوم را وارد دانسته و نسبت به خوانده ردیف اول وارد ندانسته و رد نموده است و درباره دعوی تقابل باتوجه به اینکه معامله در تاریخ 90/7/1 واقع شده واظهارنامه ادعای غبن در تاریخ 91/10/3 جهت ابلاغ به خریدار ارسال شده و دعوی فسخ باتوجه خیار غبن در تاریخ 91/11/3 اقامه گردیده و نظر به اینکه وفق ماده 420 قانون مدنی خیار غبن پس از علم به غبن فوری است و اقامه دعوی غبن حدود شش ماه بعد از تاریخ اطلاع از منافی فوریت است به استناد ماده 420 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی متقابل صادر واعلام شده است. دادنامه صادره به شماره 0523-930 پس از انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی مورد فرجامخواهی آقای ع. ی. واقع و پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است. توضیح اینکه وکیل فرجامخواه به وکالت از وی ادعای اعسار از پرداخت هزینه فرجامخواهی نموده لکن بعلت عدم احراز سمت وکیل در ادعای اعسار خواسته وی رد شده و موضوع پس از اعتراض قرار صادره در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان تایید شده است در ادامه وکیل فرجامخواه در لایحه فرجامخواهی ادعای اعسار موکل از هزینه دادرسی نموده و تقاضای رسیدگی توام دارد لکن بنا به محتویات پرونده هزینه فرجامخواهی پرداخت شده است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت آقای حسین اکبری عضوممیز واوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور نظر به اینکه فرجامخواه به شرح دادخواست نخستین مدعی غبن درمعامله وفسخ به اعتبار آن شده است واصولا خیارات ناظر به معاملات صحیحه می باشد با وصف اذعان مذکور اعتراض به آن قسمت از رای که معطوف به صدور حکم به احراز اصالت مبایعه نامه مورخ 1390/7/1 می باشد بی وجه بوده و از این حیث اشکالی بر آن وارد نیست لذا با رد اعتراض مستند به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امورمدنی رای فرجامخواسته در این خصوص ابرام می گردد. وانگهی در مورد اعتراض فرجامی نسبت به بخش دیگر رای مبنی برصدور حکم بطلان دعوا در رابطه با دعوای فسخ معامله به جهت عدم رعایت فوریت در اعمال خیار غبن ادعا شده وارد است زیرا اعمال خیار علی الاصول از زمان اطلاع وآگاهی بایع می باشد و نه تاریخ انعقاد عقد و چون حسب محتویات پرونده تاریخ دقیق اطلاع فرجامخواه از وجود غبن ثابت ومحرز نیست و مع الوصف ارسال اظهارنامه در تاریخ آن می تواند ملاکی بر این امر باشد وباوصف ایجاد حق خیار برای وی اصل بر بقای آن است و اقدام نامبرده درتقدیم دادخواست پیرو ارسال اظهارنامه متعارف و معقول به نظر می رسد و خصوصا عدل وانصاف نیز ایجاب می نماید که این ادعا مورد رسیدگی واقع گردد و چون رای صادره برخلاف مراتب صرفا برمبنای این امر که خیار بلحاظ عدم اعمال فوریت زایل شده واجد اشکال می باشد لذا با پذیرش اعتراض و مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامور مدنی نقض وبه تجویز بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه همعرض ارجاع می شود و مقرر می دارد پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد. شعبه اول دیوان عالی کشور- عضومعاون و عضو معاون حسین اکبری - عنایت حیاتی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای