اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:
1) صغار.
2) اشخاص غیر رشید.
3) مجانین.
ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی
قانون مدنی › جلد دوم - در اشخاص › کتاب دهم - در حجر و قیمومت › فصل اول - در کلیات حجر و قیمومت
نظریات مشورتی مرتبط
۱ موردآرای قضایی مرتبط
۱۸ مورد- صدور حکم حجر مستند به اختلال شناختیبر اساس مصاحبه بالینی و معاینه روانپزشکی نامبرده مبتلا به اختلال شناختی است و توانایی تشخیص نفع و ضرر را ندارد؛ لذا حکم حجر وی صادر می شود.
- تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس## رای دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * خواهان: اقای چ. ک. فرزند ط. به نشانی * خواندگان: ۱. رییس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان به نشانی * ۲. اقای ط. ک.
- غیرقابل فرجام بودن دادنامه مربوط به ورشکستگیورشکسته از جمله محجورین محسوب نمی گردد و لذا حکم به بطلان دعوی ورشکستگی قابل فرجام نیست
- تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفساختلال خلقی و رفتاری با ماهیت عود کننده حداقل از سال ۱۳۹۰ که در زمانهای عود و شدت میتواند موجب سلب توانایی اداره امور مالی شود لذا حکم حجر صادر می شود
- صدور حکم حجر مستند به عقب ماندگی ذهنیبر اساس معاینه انجام شده، نامبرده مبتلا به عقب ماندگی ذهنی از دوران کودکی می باشد و در حال حاضر نفع و ضرر خود را تشخیص نمی دهد و به تنهایی قادر به اداره امور خویش نیست لذا حکم حجر وی صادر میگردد.
- رای قضایی## رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: به دلالت اوراق پرونده خانم م. ر. و اقایان ح. ، غ. ، ع. ش. همگی ا. گ. بطرفیت خواندگان باسامی خانم ط. و ث. ا. گ. دعوی بخواست
- مصداق رای اصراریدر صورتی که رای دادگاه تالی به علت نقص تحقیقات، در دیوان عالی کشور نقض شده و به دادگاه صادرکننده رای ارجاع شود، رای صادره از دادگاه تالی پس از این نقض، نمی تواند رای اصراری تلقی شود. عنوان: تکلیف دادگاه تجدیدنظر پس از نقض رای در دیوان عالی کشور پیام: پس از نقض دادنامه تجدیدنظر در دیوان عالی کشور به علت نقص در رسیدگی و ارجاع مجدد پرونده به این دادگاه ، آنچه در پرونده موجود و قابل رسیدگی است، صرفا دادنامه بدوی است؛ لذا وظیفه دادگاه تجدیدنظر، تکمیل تحقیقات و رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از دادنامه ی بدوی و صدور حکم منجز در خصوص رد یا قبول اعتراضات و تایید یا نقض دادنامه بدوی می باشد. عنوان: مرجع تشخیص رای اصراری پیام: تشخیص عنوان و مصداق رای اصراری، قانونا با دیوان عالی کشور است و دادگاه تجدیدنظر نمی تواند رای خود را اصراری اعلام کند.
- تفاوت حجر و ورشکستگیقیاس ممنوعیت ها و محدودیت هایی که در مورد تاجر ورشکسته اعمال می شود با حجر، قیاس مع الفارق است؛ زیرا حجر موضوع قانون مدنی کیفیتی نفسانی و ذهنی است که عارض شخص می شود و با احراز آن از دخالت در اموال و حقوق مالی خود محروم می گردد؛ درحالیکه در ورشکستگی به منظور حقوق طلبکاران، ورشکسته به حکم قانون در عین سلامت عقل اهلیت استیفا از حقوق مالی خود را برای مدتی از دست می دهد. عنوان: فرجام خواهی از تصمیم ادگاه مبنی بر رد اعتراض ثالث به ورشکستگی پیام: تصمیم دادگاه مبنی بر رد اعتراض ثالث نسبت به حکم ورشکستگی قابل فرجام خواهی نیست.
- جایگاه نظریه کارشناس در رفع حجربا توجه به این که احراز حجر مستلزم کسب نظر خبره و کارشناس است، به طریق اولی رسیدگی به درخواست رفع حجر، ملازمه با جلب نظر خبره (پزشک و متخصصین مربوطه) دارد.
- واخواهی توسط اشخاصی غیر از اصحاب دعویدر صورت صدور حکم حجر پدر به درخواست یکی از فرزندان وی، سایر فرزندان او می توانند در صورت غیابی بودن حکم، واخواهی کنند.
- مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خوداحراز عدم توانایی محجور در تصمیم گیری نسبت به امور مالی خود، امری قضایی و در صلاحیت دادگاه است. بنابراین پزشکی قانونی مرجع اظهارنظر نسبت به این امر نیست.
- مرجع تصمیمگیرنده در مورد انصراف از فرجامخواهیچنانچه فرجام خواه از فرجام خواهی انصراف دهد، پرونده به دادگاه صادرکننده رای جهت اتخاذ تصمیم شایسته عودت داده می شود.
نشستهای قضایی مرتبط
۲ مورد- نشست قضایی درباره معرفی فرد محجور به عنوان کفیلآقای الف، پدر خود را که فردی محجور است با علم به محجور بودن وی به عنوان کفیل خود در دادسرا معرفی می کند. (قرار قبولی کفالت صادر می شود). قیم محجور نیز از ماجرا آگاه است.
- نشست قضایی درباره مالی یا غیر مالی بودن حق قصاصالف توسط ب به قتل می رسد و ورثه مقتول عبارتند از: پدر و مادر وی که اعلام رضایت نموده اند و همسر مقتول و دختر مقتول که ۱۰ سال سن دارد. در صورتی که دختر مقتول با این ادعا ک