آرای قضایی مرتبط با ماده 1128
قانون مدنی — ۱۴۸ مورد
هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد.
- تاثیر پذیرش تقاضای اعاده دادرسی برخی شرکای جرم بر سایر شرکامجرد محکومیت کیفری زوجه به اتهام فریب در ازدواج مجوز فسخ نکاح نیست.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج زوجهچنانچه در هنگام خواستگاری یا زمان عقد، به طور صریح یا ضمنی عدم سابقه ازدواج زوجه مطرح نشده باشد دعوی فسخ نکاح توسط زوج به جهت ازدواج سابق زوجه وارد نیست.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل صرع زوجچنانچه زوج بیماری صرع خود را از زوجه کتمان کرده باشد، از موارد فسخ نکاح است زیرا در زمان نکاح، عرفا، سلامت زوجین و عدم ابتلاء آنان به بیماری صعب العلاج یا غیرقابل علاج وصف مقصود بوده که عقد نکاح مبنیا بر آن واقع گردیده است.
- حاکمیت امر کیفری بر حقوقی در دعوای فسخ نکاحچنانچه دادگاه جزایی علیه زوجه حکم بر جعل، استفاده از سند مجعول (کم کردن سن در شناسنامه) و تدلیس در نکاح صادر کرده باشد، دعوای فسخ نکاح زوج پذیرفته شده و حکم دادگاه جزایی فصل الخطاب است.
- تقاضای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجهکتمان ازدواج سابق زوجه تدلیس در نکاح محسوب نمی شود چراکه عدم ازدواج سابق به صورت صریح در عقد اشتراط نشده است و عقد نیز متبانیا بر این شرط واقع نشده است.
- تقاضای فسخ نکاح به دلیل تدلیسسکوت زوجه نسبت به عیب موجب تحقق تدلیس نبوده و در صورت عدم شرط وصف سلامت در حین عقد، استناد به بیماری و عدم اطلاع زوج موجب خیار فسخ نکاح نمی شود.
- تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابقچنانچه زوج پیش تر ازدواج های مکرر داشته و در زمان نکاح، این موضوع را از همسر خود پنهان کند چون عقد متبانیا بر این بسته شده که ازدواج اول زوج باشد بنابراین زوجه می تواند نکاح را فسخ کند.
- ضمانت اجرای عدم امضای دادخواستچنانچه دادخواست امضاء نداشته و لایحه ارسالی پیوست آن نیز، تصدیق نشده باشد، دادخواست ناقص محسوب و با امضاء مجددا به جریان می افتد.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل عیوب ظاهریاگر سلامت زوجین به هنگام ازدواج، عرفا شرط بنایی طرفین محسوب گردد مقصود سلامت نسبی آن ها است نه سلامت مطلق. به علاوه چنین شرطی مربوط به عیوب و بیماری های درونی صعب العلاج یا غیرقابل علاج بوده نه عیوب ظاهری که از ناحیه زوجین و اطرافیان آنان در ملاقات ها و معاشرت ها قابل رویت و تشخیص است بنابراین وجود چنین عیوب ظاهری در هر یک از زوجین نمی تواند دلیل بر فقدان سلامت نسبی در آنان باشد.
- دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجهمجرد کتمان عقد محرمیت توسط زوجه، ایجادکننده حق فسخ نکاح نیست بلکه در صورتی مجوز فسخ نکاح است که هنگام اجرای صیغه عقد نکاح، عاقد صریحا در ضمن عقد لفظا شرط کند و یا اینکه زوج قبل از اجرای صیغه عقد دوشیزه بودن و فقد عقد محرمیت با نامزد قبلی را مطرح و عاقد صیغه عقد را مبنیا بر آنچه مطرح شده است جاری نماید.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل سوختگی بدن زوجهسوختگی قسمت پشت بازو و ساعد و پشت تنه زوجه از عیوب مصرحه در قانون که موجب حق فسخ باشد نیست.
- دعوای فسخ نکاح بهدلیل کتمان عیب جسمیصرف کتمان عیب جسمانی موجب تحقق حق فسخ نکاح به علت تدلیس نمی شود بلکه فقدان عیب می بایست صراحتا یا متباینا شرط شده و قید فوریت اعمال خیار نیز مراعات گردد.
- مصادیق عیوب موجب فسخ نکاحمصادیق عیوب موجب ایجاد حق فسخ نکاح جنبه حصری داشته و ریزش مو از این موارد شمرده نمی شود. همچنین تدلیس هنگامی موجب ایجاد حق فسخ نکاح می گردد که مسیله مورد تدلیس صراحتا یا متبانیا در عقد شرط شده باشد.
- مفهوم شروط بنایی(تبانی) در نکاحشروط بنایی یا تبانی، شروط ضمنی هستند که در عقد تصریح نمی شوند ولی مقصود طرفین می باشند برای نمونه زوجین در زمان ازدواج این قصد را دارند که طرف مقابل مبتلا به بیماری صعب العلاج یا لاعلاج نباشند.
- دعوای فسخ نکاح بهدلیل کتمان افسردگی توسط زوجهبیماری افسردگی از عیوب موجد حق فسخ نکاح نیست همچنین تدلیس موجب فسخ به علت کتمان بیماری محقق نشده است زیرا سلامت زوجه از افسردگی جزو قیود مصرحه به عنوان شرط ضمن عقد ذکر نشده و عقد نیز متباینا بر آن واقع نشده است.
- مصداق تدلیس در نکاحتدلیس در نکاج عبارت است از غرور و خدعه در عیب و یا صفت کمال طرف عقد. در موردی که مرد هنگام عقد، در عقد نکاح با دیگری بوده و خود را مجرد اعلام کرده باشد از مصادیق تدلیس در نکاح بوده و موجب فسخ نکاح است.
- دعوی فسخ نکاح به لحاظ عقبماندگی ذهنی خفیف زوجهعقب ماندگی ذهنی خفیف زوجه از موارد فسخ نکاح نیست و سکوت زوجه یا ولی وی در این باره تدلیس مجوز فسخ تلقی نمی شود. زیرا طبق فتوای امام خمینی (ره)، درصورت فقدان صفت کمال (مثل ضریب هوشی کمتر از حد طبیعی)، در غیر عیوب موجب خیار، سکوت زوجه یا ولی وی حتی با توجه به اینکه زوج معتقد به وجود صفت کمال در زوجه نیز باشد، موجب خیار فسخ نیست و این استدلال که در سلامت زوجه احتیاجی به شرط نیست، با توجه به اینکه موضوع دعوی صفت کمال است مخدوش می باشد.
- دعوای فسخ نکاح بهدلیل مخفی کردن ازاله بکارتاخفاء ازاله بکارت از طریق عمل جراحی و تظاهر به باکره گی فی نفسه موجب تحقق خیار فسخ نکاح نمی شود مگر بکارت زوجه صراحتا شرط شده باشد یا عقد مبتنی بر آن واقع شده باشد.
- تقاضای فسخ نکاح بهدلیل ازدواج قبلیازدواج قبلی زوجه در صورت باکره بودن، از موجبات فسخ نکاح به استناد تخلف از شرط ضمن عقد نیست چرا که شرط عدم ازدواج قبلی به صورت بنایی مورد توافق طرفین قرار نگرفته است.
- تدلیس در نکاحعدم توانایی زوجه در باروری و بچه دار شدن از موارد فسخ نکاح نیست.
- زمان اعمال خیار فسخ نکاحخیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ پس از گذشت این فوریت، دلیل بر اسقاط عملی خیار تدلیس میباشد.
- زمان اعمال خیار فسخ نکاحخیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل فقدان وصف مورد نظر پس از گذشت 7 ماه از اطلاع، دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
- وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونیدر مواردی که زوجه شخصا اقرار نماید که باکره نبوده و در سند ازدواج قید شده باشد که دوشیزه است، اگر زوجه دلیل کافی برای اثبات آگاهی زوج از این امر ارایه ندهد از موارد فسخ نکاح است.