آرای قضایی مرتبط با ماده 1123
قانون مدنی — ۶۰ مورد
عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود:
1) قرن
2) جذام
3) برص
4) افضاء
5) زمین گیری
6) نابینایی از هر دو چشم
- دعوای فسخ نکاح به دلیل ناباروری زوجهمشکل ناباروری زوجه از بیماری هایی که موجب حق فسخ برای زوج باشد، محسوب نمی شود.
- تکلیف دادگاه در اعتراض به نظریه پزشکی قانونیدر صورت اعتراض به نظریه پزشکی قانونی، دادگاه باید به منظور دقت عمل بیشتر و احراز واقع امر به کسب نظریه علمی کمیسیون پزشکی با حضور حداقل سه یا پنج تن از پزشکان حاذق و متخصص مبادرت ورزد.
- فسخ نکاح به دلیل کتمان بیماری صرع زوجهبیماری صرع زوجه از عیوب مصرح در قانون مدنی جهت فسخ نکاح نمی باشد.
- فسخ نکاح به دلیل نازایی زوجهفقدان رحم و نازایی زوجه از عیوب مجوز فسخ نکاح توسط زوج نبوده و درصورتی که توانایی باروری زوجه، به طور صریح شرط نشده و یا عقد متباینا بر آن صفت واقع نشده باشد، زوج حق فسخ نکاح به این علت را ندارد.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل عیب زوجهعیوب زوجه که موجب حق فسخ نکاح برای زوج است، به صورت حصری در قانون مشخص گردیده، لذا عیوبی خارج از موارد مصرحه در قانون، حق فسخ عقد نکاح را برای زوج بوجود نمی آورد.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل فقدان وصف سلامت زوجهدرصورتی که زوجه در نتیجه یک بیماری پوستی دارای ضایعاتی بر روی بدن خود باشد، اما آن را پیش از عقد نکاح سوختگی اعلام کند، اطلاع نسبی زوج از وجود این مشکل، مانع از حق فسخ وی نیست. زیرا بیماری، جنبه فرایندی داشته و قابل تکرار است و با سوختگی که امری اتفاقی و دفعتا می باشد فرق دارد و زوج صرفا در همین چهارچوب (سوختگی) نقص وی را پذیرفته است.
- تعریف برصبرص که یکی از عیوب مختص زوجه و موجب حق فسخ نکاح برای زوج می شود، معادل بیماری پیسی بوده و در علم پزشکی روز، ویتیلیگو (VITILIGO) نامیده می شود. این بیماری یک اختلال تولید رنگ دانه است که در آن ملانوسیت ها (سلولهایی که رنگدانه تولید می کنند) در قسمتهای از پوست تخریب شده و در نتیجه لکه های سفید در نواحی مختلف بدن ظاهر می شوند.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل ضعف شدید بینایی زوجهضعف یا نقص در بینایی زوجه مطلقا مجوز فسخ نکاح نیست؛ بلکه صرفا در این سه مورد امکان فسخ نکاح به این دلیل وجود دارد: 1-اشتراط لفظی صریح عدم نقص ضمن عقد؛ 2-توصیف زوجه ضمن عقد به نحوی که نشان از عدم نقص وی داشته باشد، 3-توافق بر عدم نقص قبل از عقد و وقوع عقد مبنیا بر همان توافق.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل سفیدی موی زوجهبا توجه به اینکه طبیعت جسمی افراد در رنگ موی سر متفاوت است، سفیدی موی سر زوجه، از عیب موجب فسخ نکاح، محسوب نمی شود؛ و از آنجایی که معمولا هنگام عقد ازدواج، صفت سفیدی یا سیاهی موی سر زن متبادر به ذهن هیچ مردی نیست، عقد متباینا بر آن واقع نمی شود. به ویژه که با امکانات موجود در جامعه امروز، افراد می توانند به دلخواه خود رنگ مو را تغییر دهند.
- نحوه اعمال حق فسخ نکاحدر دعوی فسخ نکاح، خواهان باید بدوا حق فسخ خود را اعمال کرده و سپس از دادگاه، تنفیذ فسخ اعمال شده را تقاضا کند.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل عیب مشترک میان زوجیندر صورتی که زوجین هردو ناشنوا باشند، ازآنجاییکه دارای وصف مشابه هم هستند، صرف ناشنوا بودن زوجه قانونا نمی تواند موجد حق فسخ برای زوج باشد.
- مفهوم سلامت روحی و جسمی زوجین در امر ازدواجمقصود از سلامت روحی و جسمی متعارف هر یک از زوجین آنست که هر کدام از آنان در حین عقد نکاح مبتلا به بیماری غیر قابل علاج یا صعب العلاج نباشند؛ به نحوی که برای طرف مقابل مخاطره آمیز بوده یا موجب اختلال درروابط زناشویی و زندگی مشترک شود. عنوان: تاثیر فقدان وصف سلامت زوجین بر نکاح پیام: بر حسب داوری عرف، سلامت روحی، روانی و جسمی هریک از زوجین، وصف مقصود طرف مقابل در امر ازدواج است. بنابراین حتی اگر صریحا این امر در نکاح شرط نشده باشد، سکوت طرفین بر اساس داوری عرف تفسیر شده و عقد متبانیا بر شرط سلامت زوجین منعقد می شود.
- ضابطه تشخیص عیوب موجب حق فسخ نکاحبرای تعیین ضابطه تشخیص سلامتی زوجین به عرف رجوع می شود و داوری عرف مبتنی بر سلامتی نسبی هر یک از زوجین بوده نه سلامتی کامل و مطلق آنان و مقصود عرف از سلامتی نسبی نیز این است که هر یک از زوجین فاقد بیماری غیر قابل علاج یا صعب العلاج مخاطره آمیز باشند.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجهصرف ازدواج سابق زوجه در صورتی که وی باکره غیر مدخوله باشد موجب تحقق تدلیس و از موجبات فسخ نکاح توسط زوج نیست.
- شرایط فسخ نکاح به علت بیماری زوجهزوج در صورتی می تواند به علت بیماری زوجه تقاضای فسخ نکاح نماید که: 1-ثابت کند زوجه در حین عقد نکاح مبتلا به آن بیماری بوده؛ 2- عیب مذکور جزء عیوب موجب فسخ نکاح مندرج در قانون باشد. عنوان: درخواست فسخ نکاح به استناد عیوب زوجه پیام: در صورتی که صفت سلامت زوجه در حین عقد یا قبل از آن مطرح نشده و در ضمن عقد ولو به صورت توصیف، شرط نشده و عقد نکاح متبانیا بر آن نیز جاری نشده است؛ بنابراین وجود عیب در حین عقد و کتمان آن از سوی زوجه یا ولی او و یا سکوت آنان و اعتقاد و باور زوج به سلامت زوجه تدلیس موجب فسخ نکاح نیست.
- عیوب موجب فسخ نکاحعیوب زوجه که مشمول یکی از بندهای احصایی در قانون مدنی نباشد موجب فسخ نکاح توسط زوج نیست؛ مگر اینکه در عقد شرط شده باشد و یا عقد بر مبنای آن واقع شده باشد.
- مبدا محاسبه فوریت در اعمال خیار فسخ نکاحدر دعوی فسخ نکاح به دلیل بیماری یکی از زوجین، طرف مقابل از تاریخ اثبات بیماری مورد نظر، حق فسخ خواهد داشت. بنابراین مبدا زمانی محاسبه فوریت در اعمال خیار، تاریخ اثبات بیماری منتسب به شخص است.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل کم مویی زوجهدر هنگام ازدواج زوجه باید سلامت نسبی داشته باشد و سلامت کامل عرفا ملاک نیست بنابراین چنانچه زوجه کم مویی سر داشته باشد این امر از موارد فسخ نکاح محسوب نمی شود.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجهوصف سلامت از بیماری صرع ازجمله مواردی که عقد متباینا بر آن واقع شده باشد، نیست بنابراین امکان فسخ نکاح براساس آن وجود ندارد.
- شمول شروط بنایی بر شرط فعلشرط بنایی منحصر به شرط صفت نیست بلکه شامل شرط فعل نیز می شود.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل ضعف بینایی زوجهکتمان ضعف شدید بینایی زوجه از موارد تدلیس و ایجاد حق فسخ در نکاح محسوب نمی شود.
- مفهوم شرط بنایی و شرط تبانیشرط بنایی ناظر بر عدم نقصان است به طوری که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد و به منزله ذکر در عقد است اماشرط تبانی ناظر بر شرط کمال است ؛ صفت خاصی شرط شده که در زمره شروط قبل از عقد است که اغلب فقهای امامیه آن را ذیل و یا جزء شروط ضمن عقد مقرر داشته اند.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل کممویی زوجهنداشتن موی سر زوجه از موارد فسخ نکاح و تدلیس در نکاح محسوب نمی شود؛ هرچند زوجه آن را کتمان کرده باشد.
- موارد فسخ نکاح به علت عیبدرخواست فسخ نکاح به علت عیب، منحصر به موارد مصرح در ماده 1123 قانون مدنی است و شرط بنایی موضوع ماده 1128 قانون مدنی نیز صرفا ناظر به شروطی است که جنبه ایجابی و مثبت دارد بنابراین نمی توان شرط فقدان عیب به طورکلی را جزء شروط بنایی و تخلف از آن را موجب ایجاد حق فسخ دانست.
- ضمانت اجرای عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونینظریه پزشکی قانونی در حکم نظر کارشناسی است و باید به طرفین دعوا ابلاغ شود تا اگر به آن اعتراضی دارند، مطرح شود. در غیر این صورت، حکم صادره نقض می شود.