## رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده آقای ح. د. فرزند ح. با وکالت آقای ع. ز. در تاریخ 93/6/9 با تقدیم دادخواستی به دادگاههای حقوقی شهرستان یزد اعلام نموده است که خوانده ( خانم م.الف. ع.م. ) همسر شرعی و دایمی اینجانب می باشد اما بلحاظ فقدان وصف سلامت کامل جسمانی درخواست صدور حکم به اعلام فسخ نکاح بلحاظ وصف مذکور را از دادگاه محترم تقاضا دارم. پرونده جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان یزد ارجاع می گردد. خواهان در اولین جلسه دادگاه اظهار داشت همسر اینجانب مبتلا به بیماری هیپوتفیک اسکار به همراه گوشت اضافی در ناحیه کمر می باشد که قبل از ازدواج این مطلب را از اینجانب پنهان نموده است. مشارالیه در توضیح ادعای خود اظهار داشت حدود سه جلسه مراسم خواستگاری ما به طول انجامید و در شب سوم بلحاظ اهمیتی که برای مساله سلامت جسمانی قایل بودم وقتی مساله صداق مطرح شد خاله عروس مادر و خاله اینجانب را کنار کشیده و اظهار نمود که یکی از شانه های عروس سوخته است و این سوختگی ناشی از ریختن چای می باشد که اینجانب این مطلب را نپذیرفتم بعدا داماد ایشان بنام آقای ز. زنگ زدند که چرا نیامدید و ما مجددا بخاطر تلفن داماد ایشان ( داماد زوجه ) که اعلام نمود از خانواده سادات و انسانهای خوبی هستند به منزل ایشان ( زوجه ) رفتیم و داماد زوجه اظهار داشت من ضمانت می کنم که این گوشت اضافی موجود در کمر زوجه فقط ناشی از سوختگی است لذا صداق تعیین گردید و صبح برای تعیین گروه خون عازم درمانگاه شدیم در آنجا از خواهر زوجه سیوال شد علت سوختگی چه بوده است ایشان اظهار داشت در مورد سوختگی از من نپرسید من چیزی نمی دانم، بعد از این حرف ما به شک افتادیم و به منزل زوجه رفتیم و قضیه را از پدر ایشان سیوال کردیم پدر ایشان با قسم اظهار داشت که این مساله فقط ناشی از سوختگی است لذا عقد انجام شد اما در حین عقد به آقای ج. سردفتر اعلام نمودم که اگر مشکلی غیر از آن باشد من طلاق می دهم لذا عاقد این مساله سوختگی را در بخش توضیحات عقدنامه ذکر نموده است. لازم به توضیح است همان شب عقد ایشان برای تعویض لباس خود به اتاق مجاور رفت و درب را بست و لباسش را عوض نمود. در تاریخ حدود 93/5/22 در خانه پدرش در حال عوض کردن لباس بود که دیدم در پشت شانه ایشان به اندازه کف دست حالت برجستگی و گوشت اضافی دارد در سمت کمر هم همین حالت را دارد و جلوی سینه اش نیز خال سیاه است و در اطراف پستان او نیز پر از دانه است که به انسان رغبت نگاه کردن نمی دهد علاوه بر این بوی دهان بدی هم دارد که مرتب از اسپری استفاده می نماید بعد از این تاریخ از پزشک معالج زوجه جناب آقای دکتر الف. تحقیق می شود که آقای دکتر الف. اعلام می دارد بنده نظر خود را با حضور طرفین اعلام خواهم نمود و بعد از حضور طرفین آقای دکتر الف. اعلام داشتند که مشکل زوجه ناشی از سوختگی نمی باشد بلکه ناشی از لیپید سازی بدن ایشان می باشد زیرا بدن ایشان چربی ساز است و خطاب به زوجه اعلام نمود بنده که به شما گفتم در صورت ازدواج بیماری خود را به طرف مقابل خود بگویید در آنجا مشخص شد که این بیماری ناشی از سوختگی نمی باشد و حتی عمل جراحی نیز صورت پذیرفته است و طبق نظر پزشک در صورت زخم یا عمل جراحی در ناحیه قفسه سینه احتمال تکرار وجود دارد و با درمان بهبودی نسبی پیدا می کند اما این بیماری واگیردار نمی باشد. لذا با توجه به دروغ زوجه و خانواده ایشان و پنهان کردن این بیماری ( صدا هم ضبط شده که اظهار داشت دروغ گفته ام ) اینجانب ( زوج ) در مورخه 93/6/4 اظهارنامه فسخ نکاح تنظیم و برای مشارالیها ارسال گردیده است خواهان در ادامه اظهارات خود به این نکته نیز اشاره نمود که تاکنون رابطه زناشویی نداشتیم و خوانده باکره می باشد. برای اثبات ادعای خود از دادگاه محترم تقاضا دارم از شهود حاضر در جلسات مختلف ( اعم از بستگان طرفین و سردفتر ازدواج ) تحقیقات لازم را به عمل آورد. در تاریخ 93/11/14 خانم فاطمه د. ( خواهرخواهان )، آقای ح. د. ( پدر خواهان) و آقای م. د. ( برادر خواهان ) در دادگاه حاضر و همگی شهادت دادند که خانواده خوانده درخصوص بیماری پوستی زوجه مساله سوختگی ناشی از ریختن چای را مطرح نمودند و در تاریخ 94/2/2 آقای ض. ز. ( داماد زوجه ) در دادگاه حاضر و اظهار داشت، گفته های قبلی اینجانب براساس اظهارات مادرزنم بوده است و من هم براساس نظر ایشان اعلام کردم که مشکل زوجه ناشی از سوختگی است لذا چون به حرف مادرزنم اعتماد کردم به خواهان پرونده ( آقای ح. د. ) نیز اظهار کردم که مشکل ایشان ناشی از سوختگی است و الان فهمیدم که این مساله ناشی از بیماری است. در همین تاریخ آقای م. ح. جوادی ندوشن سردفتر ازدواج ( عاقد ) نیز در دادگاه حضور یافته و اظهار داشت قبل از ازدواج ( عقد ) از سوی دو طرف موضوعی مطرح شد که خانم ( زوجه ) در ناحیه کمرشان دچار سوختگی گردیده و زوج نیز از این مساله مطلع می باشند و بنده نیز در ستون ملاحظات عقدنامه ایی موضوع را قید نمودم و زوج هم امضاء نمود که از موضوع سوختگی در ناحیه کمر همسر خود مطلع می باشد لذا از مسایل دیگر که این مساله ناشی از بیماری بوده است بنده در جریان نیستم. خواهان در جلسات دادگاه اظهار نمود با توجه به دلایل و مدارک موجود و شهادت شهود مستندا به ماده 1128 قانون مدنی و اظهارنامه مورخه 93/6/4 تقاضای فسخ نکاح را از دادگاه محترم نموده است و از دادگاه محترم نیز درخواست نموده که جهت بررسی بیشتر موضوع خوانده را به پزشکی قانونی معرفی نمایند که با توجه به این درخواست دادگاه خوانده را به کمیسیون پزشکی قانونی معرفی که علیرغم گذشت یکماه از تاریخ ابلاغ خوانده از همکاری لازم با پزشکی قانونی خودداری که متعاقب تاکید دادگاه به کمیسیون پزشکی قانونی مراجعه و این کمیسیون بشرح ذیل اظهارنظر نموده است : باستناد بررسی مدارک پزشکی و معاینه نامبرده دچار نوعی ضایعات پوستی لیپوم می باشد ( که در اثر تجمع توده های چربی در زیر پوست تظاهر می یابد)، هرچند احتمال تشکیل چنین ضایعاتی در سایر اعضاء بدن با گذشت زمان وجود دارد لیکن در حکم سرایت از عضوی به عضودیگر محسوب نمی گردد و سبب اختلال در عملکرد اعضاء نمی شود. مشارالیها جهت درمان جوشگاه پدید آمد، ناشی از عمل جراحی قبلی برداشتن ضایعه پوستی از خلف تنه ( چپ و راست ) اقدام به درمان کرایوتر اپی نموده است و در حال حاضر به طور نسبی کنترل شده است پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی توسط دادگاه زوج تقاضای معرفی ایشان به پزشکی قانونی جهت بررسی مساله بکارت نموده که در نتیجه پزشکی قانونی بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع و بدون پارگی و ساییدگی را مورد تایید قرار داده است. شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی یزد پس از بررسی محتویات پرونده ختم جلسه و رسیدگی را اعلام و بشرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید: با توجه به اینکه در عقد ازدواج و نکاح بنای طرفین بر سلامت متعارف است و سلامت جسمی که عقد مبینا بر آنها واقع می شود یا در ضمن عقد شرط می شود ، اگر در هریک از زوجین نباشد طرف دیگر حق فسخ از باب تدلیس و تخلف از شرط صفت را دارد و با توجه به دفاعیات غیرموجه خوانده و شهادت شهود و گواهی پزشک قانونی دادگاه مستندا به مواد 1128، 1131 و 1132 قانون مدنی حکم به اعلام فسخ نکاح فی مابین زوجین یاد شده را صادر و اعلام می نماید. زوجه و وکیل ایشان در وقت مقرر به رای صادره اعتراض و در لایحه خود ضمن تکرار مطالب گذشته اعلام نمودند ادعای زوج شامل مصادیق مندرج در ماده 1123 قانون مدنی نمی گردد علاوه براین خانواده زوج از محل مربوط به بیماری معاینه و حتی از آن با تلفن همراه عکس هم گرفتند. لذا تقاضای نقض حکم دادگاه بدوی را درخواست نمودند. وکیل زوج در لایحه خود به شهادت شهود، گواهی پزشکی قانونی و اظهارات خانواده زوجه در قبل از عقد و نیز اظهارات عاقد و درج مساله سوختگی در بخش ملاحظات عقدنامه که نشان دهنده حساسیت زوج به مساله سلامتی همسرش می باشد اشاره و تقاضای تایید رای بدوی را از دادگاه تجدیدنظر نمودند. دادگاه تجدیدنظر پس از بررسیهای لازم در تاریخ 94/6/31 با ذکر این نکته که با توجه به اینکه زوج از زمان خواستگاری و عقد و بعد از آن از موضوع بیماری همسرش مطلع بوده و با این وصف ( بیماری پوستی ) اقدام به ازدواج نموده است حق فسخ دراین خصوص نداشته است ودلیلی بر تدلیس و کتمان نیز ارایه نکرده است و با در نظر گرفتن این مطلب که وقوع عقد که در تاریخ 93/4/6 بوده و علم و اطلاع تفصیلی وی به بیماری پوستی همسرش، بر فرض وجود شرایط فسخ برای ذوالخیار، اعمال حق فسخ عقد نکاح فوریت داشته است. و حال آنکه نامبرده در تاریخ 93/6/4 با ارسال اظهارنامه مضبوط در صفحه ی 60 پرونده مراتب فسخ را به همسرش اعلام کرده است و در این صورت رعایت فوریت هم نشده است. و با توجه به اصل صحت و لزوم عقود و توجها به اظهارات طرفین به شرح صورتجلسه ی مورخه 94/6/29 این دادگاه و سایر محتویات پرونده تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و باستناد صدرماده ی 358 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 440 و 1126 و 1257 قانون مدنی ضمن نقض دادنامه ی تجدیدنظرخواسته رای به بطلان دعوی خواهان بدوی ( تجدیدنظرخوانده فعلی ) را صادر و اعلام می نماید. پس از ابلاغ رای صادره زوج با وکالت آقای ع. زارع نسبت به رای صادره در وقت مقرر فرجامخواهی نموده و لوایح خود را تقدیم دادگاه نمودند که در صورت لزوم و به هنگام شور قرایت خواهد شد. پرونده پس از وصول به دیوانعالی کشور و جری تشریفات لازم جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن حمیدیان عضوممیز و اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره 00538 - 1394/7/11 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
## رای متن رای
فرجامخواهی آقای ح. د. نسبت به دادنامه شماره 00538 - 1394/7/11 صادره از شعبه دهم تجدیدنظر استان یزد با بند 3 از ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد زیرا دادنامه فرجامخواسته مطابق دلایل و مستندات ارایه شده در پرونده و برابر موازین مقررات قانونی صادر نگردیده است لذا بلحاظ عدم رعایت اصول و قواعد دادرسی رای صادره دارای منقصت قانونی می باشد. با استناد به ماده مارالذکر و همچنین ماده 370 قانون مذکور رای فرجامخواسته نقض می گردد و رسیدگی بعدی باستناد بند ج از ماده 401 قانون دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی به شعبه هم عرض صادرکننده رای منقوض محول می گردد تا با توجه به شهادت شهود از خانواده زوج و زوجه و همچنین شهادت سردفتر ازدواج و طلاق و همچنین نظر صریح پزشکی قانونی دایر بر این مساله که بیماری موصوف جنبه فرایندی داشته و قابل تکرار می باشد و با سوختگی که امری اتفاقی و دفعتا می باشد فرق دارد و همچنین حساسیت زوج درخصوص سلامتی همسر آینده و ذکر نوع بیماری ( سوختگی ) در ستون ملاحظات عقدنامه و پذیرش زوج در همین چهارچوب ( سوختگی ) و همچنین شهادت پزشک مخصوص زوجه و اینکه مشارالیها در رابطه با بیماری خود خصوصیاتی را مطرح که در واقع فاقد آن خصوصیات بوده است و با توجه به اینکه قانونگذار تعیین مهلت معقول برای حق فسخ را بر عهده عرف نهاده و فاصله میان تاریخ 93/5/22 ( تاریخ آگاهی و اطلاع زوج ) تا تاریخ 93/6/4 ( تاریخ ارسال اظهارنامه اعلام فسخ نکاح) مهلت غیرمعقول محسوب نمی گردد لذا با توجه به مجموع دلایل و مستندات موجود در پرونده دادگاه محترم موضوع را از ابعاد مختلف بررسی و رای مقتضی را صادر فرمایند.
شعبه پانزدهم دیوان عالی کشوررییس: جعفر قدیانی عضو معاون: مرتضی شریفی عضو معاون: حسن حمیدیان
فهرست
خلاصه جریان پرونده
متن رای
نقد رای
درخواست فسخ نکاح به دلیل فقدان وصف سلامت زوجه
۱۳۹۵/۰۱/۲۳
چکیده: درصورتی که زوجه در نتیجه یک بیماری پوستی دارای ضایعاتی بر روی بدن خود باشد، اما آن را پیش از عقد نکاح سوختگی اعلام کند، اطلاع نسبی زوج از وجود این مشکل، مانع از حق فسخ وی نیست. زیرا بیماری، جنبه فرایندی داشته و قابل تکرار است و با سوختگی که امری اتفاقی و دفعتا می باشد فرق دارد و زوج صرفا در همین چهارچوب (سوختگی) نقص وی را پذیرفته است.