رسیدگی فرجامی عبارت است از تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.
ماده ۳۶۶ قانون آیین دادرسی مدنی
قانون آیین دادرسی مدنی › باب پنجم - فرجامخواهی › فصل اول - فرجامخواهی در امور مدنی › مبحث اول - فرجامخواهی و آرای قابل فرجام
آرای قضایی مرتبط
۱۰ مورد- تاثیر نشوز زوجه بر نفقه و شرط تنصیفدر صورتی که در حکم طلاق صادره دردعوی طلاق از ناحیه زوج قید شود که "زوجه ملزم به تمکین با صدور حکم قطعی در همین دادگاه شده است"، این امر نشان دهنده نشوز زوجه بوده و حق وی نسبت به دریافت نفقه ایام عده و اعمال شرط تنصیف دارایی، ساقط خواهد شد؛ هرچند که دادگاه صراحتا نشوز و سوءرفتار زوجه را به عنوان مبنای حکم طلاق معرفی نکرده باشد.
- (1)- مرجع رسیدگی به اعاده دادرسی از رای تایید شده در دیوان عالی کشور - (2)- ماهیت دیوان عالی کشور1- مرجع رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی دادگاه صادرکننده حکم است؛ و از آنجا که دیوان عالی کشور، دادگاه محسوب نمی شود و امکان رسیدگی ماهوی به موضوعات را ندارد، مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی نسبت به رای تایید شده در دیوان، دادگاه صادرکننده آن رای است. 2- دادگاه عنوانا به مرجعی اطلاق می شود که طبق مقررات، صلاحیت رسیدگی و صدور حکم در ماهیت دعوی را دارد. بنابراین دیوان عالی کشور که مرجع تشخیص انطباق یا عدم انطباق آراء صادره با موازین شرعی و قانونی بوده و صرفا نسبت به آراء فرجام خواسته، رسیدگی شکلی می کند، مصداق دادگاه محسوب نمی شود.
- محدوده تکلیف دادگاه در تعیین حقوق مالی زوجهتکلیف دادگاه نسبت به تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه ضمن صدور حکم به طلاق، صرفا ناظر به حقوق مالی ناشی از رابطه زوجیت (نفقه، اجرت المثل و نحله و جهیزیه) است. بنابراین رسیدگی به مطالبات ناشی از سایر روابط مالی میان آنها که منشایی چون عقد قرض داشته باشد، نیازمند طرح دادخواست مستقل در دادگاه صالح است.
- رابطه بذل مهریه و کراهت زوجهدرخواست طلاق توسط زوجه در صورت بذل تمام حقوق قانونی از جانب وی که بیانگر کراهت از زوج است؛ قابل پذیرش است. عنوان: رابطه اجازه ازدواج مجدد و کراهت زوجه پیام: اخذ اجازه ازدواج مجدد دلالت بر عدم تمایل واقعی زوج به ادامه زندگی دارد ولو اینکه اقدام به ازدواج مجدد نکرده باشد.
- وضعیت تقسیط مهریه در صورت ثبت طلاقطلاق در صورت تقسیط مهریه ثبت می شود و لزومی به الزام زوج به پرداخت تمام یا قسمتی از آن به صورت یکجا نیست؛ زیرا حکم تقسیط مهریه از مواردی است که مشمول قاعده اعتبار امر مختومه نیست، بنابراین زوجه می تواند با معرفی اموال زوج، استیفاء حقوق خود را درخواست کند.
- درخواست فسخ نکاح به استناد عیوب زوجهدر صورتی که قبل از عقد، زوج به نحو کلی و اجمالی در جریان این امر که زوجه در سلامت کامل جسمی به سر نمی برد قرار گرفته و نسبت به آن علم پیدا کرده است؛ درخواست فسخ نکاح به این دلیل قابل پذیرش نیست.
- قراین انصراف زوج از حق فسخ نکاحدر صورت وقوف اجمالی زوج بر عدم سلامت زوجه پیش از عقد و اشراف وی نسبت به نوع بیماری بعد از عقد، اقدام او در ازاله بکارت زوجه موید انصراف از حق فسخ عقد نکاح بر اساس قاعده اقدام است.
- خوانده دعوی طلاق ازناحیه زوج محجوردر دعوی طلاق از ناحیه زوج محجور، از آنجا که صدور حکم توام با الزام محجور به پرداخت حقوق مالی زوجه است باید علاوه بر زوجه، دادستان به عنوان حافظ منافع محجور طرف دعوی قرار گیرد؛ در غیراینصورت دعوی قابلیت استماع ندارد.
- وجه التزام تاخیر در پرداخت دیوناستناد به ماده 230 قانون مدنی در تاخیر دیون وجوه نقدی وجاهت قانونی ندارد زیرا در این خصوص، ماده 228 این قانون مقرره خاص وضع نموده است و با وضع مقرره خاص امکان استناد به قانون عام بلاوجه است. به علاوه ماده 230 قانون مدنی ناظر بر شروط ضمن معاملات است اما ماده 228 این قانون ناظر بر تعهدات است اعم از آنکه معاملی و یا غیر معاملی باشد. عنوان: وجه التزام تاخیر در پرداخت دیون / صلح در مقام ایقاع پیام: 1- استناد به ماده 230 قانون مدنی در تاخیر دیون وجوه نقدی وجاهت قانونی ندارد زیرا در این خصوص، ماده 228 این قانون مقرره خاص وضع نموده است و با وضع مقرره خاص امکان استناد به قانون عام بلاوجه است. به علاوه ماده 230 قانون مدنی ناظر بر شروط ضمن معاملات است اما ماده 228 این قانون ناظر بر تعهدات است اعم از آنکه معاملی و یا غیر معاملی باشد. 2- صلح بر خلاف ماده 10 قانون مدنی می تواند در مقام ایجاد تعهد یکجانبه و ایقاع باشد و ایجاد تعهد یکجانبه در مقام صلح تعهد ابتدایی نیز محسوب نشده و معتبر است.
- مرجع صالح رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسیازآنجاکه شعب دیوان عالی کشور حسب اصول رسیدگی، مرجع ممیز نقض و ابرام آرای محاکم قضایی بوده و مرجع صدور حکم نیستند بنابراین رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی از احکام حقوقی، از اختصاصات دادگاه عمومی حقوقی صادرکننده رای قطعی است و دیوان در این خصوص با تکلیفی مواجه نیست.