## رای دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
شکات: ۱. خانم ا. ر. فرزند ا. با وکالت اقای ا. ا. د. فرزند م. به نشانی *و اقای م. پ. فرزند ع. ا. به نشانی *دوم- کد پستی*
۲. دادسرای عمومی و انقلاب *- رییس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مرکز استان
متهمین: ۱. اقای م. ک. فرزند ا. به نشانی *
۲. اقای د. ض. فرزند ع. به نشانی *
۳. خانم ص. ک. ن. فرزند ق. به نشانی *
۴. اقای م. س. فرزند ی. به نشانی *
۵. اقای ع. ک. فرزند م. به نشانی *
۶. اقای م. ت. فرزند ا. به نشانی *
۷. اقای م. ک. ب. فرزند م. به نشانی *
۸. خانم س. ز. فرزند ر. ا. به نشانی *
۹. اقای ا. م. م. فرزند م. به نشانی *
۱۰. خانم ط. ر. فرزند ن. به نشانی *
۱۱. اقای س. ناظر ۱۲. اقای ن. ح. پ. ۱۳. اقای م. ر. همگی به نشانی *
۱۴. اقای ا. ر. فرزند ح. ا. به نشانی *
۱۵. اقای خ. ض. فرزند ا. با وکالت خانم س. و. ع. ف. فرزند س. به نشانی *
۱۶. خانم پ. پ. فرزند ا. به نشانی *
۱۷. خانم ص. س. فرزند ر. ا. به نشانی *
۱۸. اقای و. س. ق. فرزند ا. به نشانی *
۱۹. اقای س. ف. فرزند س. به نشانی *
۲۰. اقای س. ر. فرزند ب. به نشانی *
اتهام: قصور پزشکی
باسمه تعالی
گردشکار: در تاریخ ۰۶/۲۷/ ۱۴۰۱ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.پرونده کلاسه *تحت نظر است. پیرو اتهام اقایان دکتر خ. ض. و ع. ک. دایر بر به ترتیب تقصیر در امر پزشکی و درمان ناشی از عدم توجه به شمارش گاز منتهی به قتل به میزان ۵ درصد و عدم دقت در سی تی اسکن ریه بیمار به میزان ۵ درصد موضوع شکایت ا. ر. ( اولیا دم مرحوم ا. ر. ) پس از انجام تحقیقات دادسرا از جانب شعبه *، صدور کیفرخواست ، رسیدگی ترافعی در این دادگاه ( استماع اظهارات طرفین – اخذ نظریات متعدد پزشکی قانونی ) ، نسبت به اتهام متهم دیگر دکتر ع. ک. با توجه به تغییر در اتهام به مشارکت در قتل شبه عمد به میزان ۵۰ درصد تقصیر که در ادامه توضیح لازم داده می شود. و لازم بود اتهام به ایشان تفهیم و رسیدگی ترافعی انجام شود. و وقت رسیدگی به ایشان ابلاغ نگردیده است.مستند به ماده ۳۶۵ قانون ایین دادرسی کیفری صرفا نسبت به اتهام متهم ردیف اول رسیدگی و راجع به متهم دیگر در وقت دیگر رسیدگی می شود. ) ، حال دادگاه با لحاظ دستورالعمل ارزیابی اتقان ارای قضایی و سایر اوراق و مندرجات پرونده ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به انشای رای می نماید.
رای دادگاه
در خصوص اتهام اقای دکتر خ. ض. فرزند ا. متولد ۱۳۳۸ - فاقد سابقه کیفری – ازاد به قید التزام و با وکالت خانم س. و. ع. دایر بر قتل شبه عمد مرحوم ا. ر. با تاثیر رفتار به میزان ۵ درصد موضوع شکایت اقایان م. پ. و ا. ا. د. به وکالت از خانم ا. ر. ( اولیا دم مرحوم ا. ر. ) .با تنصیص نصوص شکایت شاکی ، مرحوم ا. ر. در تاریخ ۱۱ / ۴ / ۹۹ جهت عمل جراحی قلب در *بستری و تحت نظر دکتر ض. عمل جراحی صورت می پذیرد و پس از جراحی و انتقال به بخش ای سی یو و به هوش امدن سطح هوشیاری ۱۵درصد و در وضعیت طبیعی قرار می گیرند.یک روز بعد از ان به درخواست پزشک بیهوشی دستگاه تنفسی به بیمار متصل می گردد. و چند روز در همین وضعیت قرار می گیرد.در تاریخ ۲۰ / ۴ / ۹۹ دوباره دستگاه از بیمار جدا می گردد. و امکان ملاقات فراهم می شود.در تاریخ ۲۱ / ۴ / ۹۹ با خانواده مرحوم تماس که بیمار حال مساعدی ندارد. و دوباره دستگاه تنفس متصل می شود. و سطح هوشیاری به ۳ کاهش می یابد و پزشک معالج نیز کاهش سطح هوشیاری را به دلیل پیوند کلیه اعلام می نمایند.درخواست سی تی اسکن می شود. و به دلیل خرابی دستگاه تهیه سی تی انجام نمی شود. و در تاریخ ۲۱ / ۴ / ۹۹ بیمار دچار مرگ مغزی می گردد.بیمار در تاریخ ۱۰ / ۵ / ۹۹ ( ۱۰ ذی الحجه ۱۴۴۱ ) فوت می نماید.در گزارش شرح معاینات جسد صفحه ۳۹: یک عدد گاز بیمارستانی در زیر دنده های طرف چپ سینه گزارش شده است. همچنین امده است.که بافت نرم مدیاستینوم در این ناحیه متخصرا تغییر رنگ دارد. و تیره تر از معمول هستند و قوام نرم دارند.پرده های *سطوح جانبی ندارند اما چسبندگی به کیسه قلب دیده می شود.در فضای *و سمت چپ خونابه رقیق با حجم مجموعا ۳۰۰ میلی لیتر دیده می شود. .مطابق نظریه کمیسیون ۵ نفره پزشکی قانونی صفحه ۷۹: علت فوت عفونت منتشر خونی در زمینه عفونت ریه و عفونت کلیه پیوندی و اختلال در اکسیژن رسانی به مغز به دنبال ایست قلبی تنفسی تعیین و پزشک جراح دکتر ض. به علت تاخیر در تصمیم گیری جهت انجام تعبیه راه هوایی مصنوعی با توجه به شکست در خارج سازی لوله درون نای و دکتر س. م. ف. متخصص بیهوشی به علت عدم تصمیم گیری نادرست جهت خروج لوله تنفسی درون نای مرتکب تقصیر شده اند و میزان تقصیر مجموعا ده درصد و مابقی ( نود درصد ) شرایط زمینه ای و غیرقابل اجتناب عمل جراحی تعیین می گردد. . نظریه کمیسون ۷ نفره پزشکی قانونی صفحه ۱۴۲: علت فوت عفونت منتشر خونی به دنبال نارسایی تنفسی و بستری طولانی مدت بعد از عمل جراحی قلب در زمینه بیماری کلیوی و نارسایی قلبی و دیابت تعیین می گردد. ….گاز جراحی … تا حدودی در عدم توانایی بیمار برای جداشدن از دستگاه تنفس مصنوعی نقش داشته و منجر به بستری طولانی مدت وی در بیمارستان و عوارض بعدی گردیده است.دکتر ض. به علت باقی ماندن گاز جراحی در ناحیه عمل جراحی و عدم مراقبت های کافی بعد از عمل به میزان ۲۵ درصد و پرسنل سیرکولر و اسکراب اتاق عمل به علت عدم شمارش گاز به میزان مساوی جمعا ۵ درصد و متخصصین بیهوشی که بیمار را بعد از عمل جراحی ویزیت نموده اند.دکتر س. م. ف. – ا. م. – م. س. – د. ض. – و. س. ق. – م. ک. – م. ک. ب. - س. ا. ر. – ا. ر. به علت عدم توجه کافی به شرایط بیمار و عدم مشاهده دقیق گرافی قفسه سینه همگی به میزان مساوی و جمعا ۱۵ درصد و دکتر ع. ک. به علت عدم گزارش صحیح سی تی اسکن قفسه سینه ۵ درصد مقصر و مابقی ( ۵۰درصد ) ناشی از بیماری زمینه ای نارسایی کلیوی و قلب و دیابت تعیین می گردد. .نظریه کمیسون ۹ نفره پزشکی قانونی صفحه ۲۴۵: علت تامه فوت عفونت منتشر خونی به دنبال بستری شدن طولانی مدت بعد از عمل جراحی قلب در زمینه بیماری کلیوی و نارسایی قلبی و دیابت تعیین می گردد. … پزشک جراح قلب دکتر خ. ض. به علت عدم توجه به گزارش شمارش گاز و همچنین متخصص رادیولوژی دکتر ک. به علت عدم دقت در سی تی ریه بیمار هر یک به میزان ۵ درصد مرتکب تقصیر شده اند و ۹۰ درصد به ذات بیماری های زمینه ای تعلق می گیرد و سایر کادر درمان مرتکب قصور نگردیده اند .ملاحظه می گردد. که کمیسون پزشکی قانونی در هر مورد نظریه متفاوت را گزارش داده اند بنابراین دادرس ناگزیر باید به تحلیل موضوع پردازد.حق نیز همین است.زیرا تشخیص تقصیر امری قضایی بر عهده دادرس است. ( نه پزشک ) .با عنایت به مفاد شکایت شاکی و توجه به نظریات پزشکی قانونی – اظهارات کارشناسان اتاق عمل نزد مقام تحقیق به شرح صفحات ۱۵۶- *که متفق القول اظهار می دارند کمبود گاز خارجی به اطلاع مقام مافوق و جراح رسیده و ثبت شده است و نظر به اینکه علت تامه فوت مطابق نظریه اخیر پزشک قانونی ( اماره فعلی ) عفونت منتشر خونی به دنبال بستری شدن طولانی مدت بعد از عمل جراحی قلب در زمینه بیماری کلیوی و نارسایی قلبی و دیابت تعیین شده است.و این موضوع ناشی از جا گذاشتن گاز در بدن بیمار است. می توان ان را یکی از دو سبب و بخشی از علت تامه فوت دانست. زیرا جا گذاشتن گاز در داخل بدن نوعی بی احتیاطی محسوب می گردد. و منظور از ان فعلی است.که از نظر علمی و اصول پزشکی نباید انجام می گرفت.علاوه بر این بر خلاف رویه معمول پزشکان قانونی که بیماری زمینه ای را در تعیین علت فوت و تقصیر دخالت می دهند که مطابق موازین قانونی صحیح نمی باشد. و لازم است.مورد بازنگری قرار گیرد چرا که علت فوق باید عامل مستقل محسوب شود. مطابق قاعده جمجمه باریک ( متهم باید بزه دیده را همانگونه که می یابد بپذیرد ) در این قضیه پزشک باید بیمار را با علم از بیماری های پیشین و گزارش پرونده بالینی معالجه نماید. بنابراین بیماری زمینه ای دفاع برای پزشکان محسوب نمی گردد.چون جا گذاشتن گاز عامل انتشار عفونت است.و پزشک جراح سبب محسوب می شود. و بیماری زمینه ای و پیشین موجب قطع رابطه علیت و اسناد نمی شود. این دیدگاه از حیث حقوق تطبیقی نیز قابل دفاع است.در حقوق *بیماری – ناتوانی جسمانی و وجود حساسیت ویژه در مجنی علیه به گونه ای که فعل متهم را بر خلاف مجرای عادی امور خطرناک کند نافی رابطه سببیت شمرده نشده است.دادگاه عالی ، کسی را که سنگی به سوی مجنی علیه پرتاب کرده و او که دچار بیماری عدم انعقاد خون بوده بر اثر خون ریزی شدید می میرد ، مسیول قتل غیرعمدی دانست.همچنین در رویه قضایی *وضع جسمانی ناگوار مجنی علیه که همراه با فعل متهم در ایجاد نتیجه نقش داشته است.رابطه سببیت را میان ان فعل و نتیجه از بین نمی برد اگر چه جراحتی که کار متهم ایجاد کرده خطرناک نبوده یا اگر وضع اسیب دیده ناگوار نبود مرگ حادث نمی شد و این قاعده در جایی که بدون فعل متهم مجنی علیه در اثر بیماری می مرده و نقش این فعل تنها تسریع در هنگام رخ دادن مرگ بوده است.نیز اجرا می شود.در مجموعه ا. این گونه امده است: شخص ، قاتل است ، اگر فعل او در مرگ اسیب دیده ای تسریع نماید. که از اسیب یا بیماری رنج می برد و این بیماری خود جدای از ان فعل ، می تواند موجب مرگ شود. .حالت صحی مجنی علیه در حقوق *نیز موجب قطع رابطه سببیت نمی شود. و در این باره تفاوتی ندارد. که در سلامت نبودن مجنی علیه حاصل ضعف عمومی بدنش باشد. یا بر اثر بیماری ای که از گذشته به ان دچار بوده یا استعداد فطری و اکتسابی وی که خطر اسیب فعل حاصل از فعل متهم را زیادتر می کند.در همه این موارد رویه قضایی *وجود رابطه سببیت را موجود می داند.دیوان عالی کشور فرانسه در یک مورد که مجنی علیه از پیش دچار سرطان ریه و وضعیت سلامتی اش خطرناک باشد. و متهم جراحت هایی بر وی وارد کند که در مرگ او تسریع نماید. میان فعل او و مرگ مجنی علیه رابطه سببیت وجود دارد. و این اصلی را ایجاد کرده که بر پایه ان برای وجود رابطه سببیت کافی است.فعل در روی دادن نتیجه تسریع کند به گونه ای که اگر فعل ارتکاب نمی یافت ، روی دادن نتیجه هر چند زمانی دیرتر محقق یا محتمل بود. دیوان از این اصل این گونه تعبیر می کند که جراحت های وارد شده ، اگر چه سبب یگان و مستقیم مرگ نیست با این حال موجب تسریع در مرگ شده است ، بنابراین رابطه سببیت میان ان دو وجود دارد.توانایی پیش بینی نیز معیار رابطه سببیت است.که متهم می توانسته ان را پیش بینی کند.بنابر مراتب فوق و حسب تجویز ماده ۲۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری با اصلاح اتهام هر دو متهم به مشارکت در قتل شبه عمد با میزان تاثیر ۵۰ درصد ( در رابطه با میزان تاثیر رفتار هر یک ، از پزشکی قانونی استعلام شده است.اما همان نظریات سابق اعلام شده است.صفحه ۳۱۰ و ۳۱۷ ) ، دادگاه بزهکاری پزشک جراح اقای خ. ض. ، ناشی از بی احتیاطی در جا گذاشتن گاز در بدن بیمار و توانایی پیش بینی مرگ را محرز و مسلم تشخیص و مستند به مواد۱۴۵- ۲۹۱- ۴۴۸- ۴۵۳ – ۴۶۲ – ۴۸۸ – ۴۹۲ – *قانون مجازات اسلامی و ماده ۶۱۶ کتاب پنجم همین قانون از حیث جنبه خصوصی بزه حکم بر محکومیت متهم به پراخت یک دوم دیه کامل مرد مسلمان به علاوه یک سوم: ماه حرام ( ۵۰ درصد ) در حق ورثه به نسبت سهم الارث در مهلت دو سال از تاریخ وقوع جرم و از حیث جنبه عمومی جرم نیز به تحمل یک سال حبس تعزیری را صادر و اعلام می دارد.لیکن در پرتو اموزه های کیفرشناسی ، اصل فردی کردن مجازات: سابقه علمی و خدماتی پزشک ، تاهل ، فقدان سابقه کیفری ، جبران خسارت از محل بیمه ، پیش بینی اصلاح مرتکب و اعمال سیاست های جنایی تقنینی و قضایی کاهش جمعیت کیفری زندان مستند به مواد۴۰٫۴۶ و ۵۴ قانون مجازات اسلامی قرار تعلیق اجرای مجازات تعزیری را برای مدت یک سال صادر می نماید.هر گاه محکوم علیه از تاریخ صدور قرار تا پایان مدت تعلیق مرتکب یکی از جرایم عمدی موجب حد ، قصاص ، دیه یا تعزیر تا درجه هفت شود. پس از قطعیت حکم اخیر دادگاه قرار تعلیق را لغو و هر دو مجازات اجرا می شود. رای صادره حضوری در مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر *می باشد.لازم به توضیح است.که نسبت به متهم دیگر در وقت دیگر با ابلاغ وقت رسیدگی ، انجام می شود.
ج. ا. س. – دادرس محاکم کیفری دو *
فهرست
دادگاه بدوی
نقد رای
عدم امکان استناد پزشک به بیماری زمینهای بیمار بهعنوان عامل رافع مسیولیت بر اساس قاعده جمجمه باریک
۱.۴۰۱۱۲۳۹۰۰۰۵۳۸۴۵۶E+۱۷ · ۱۴۰۱/۰۶/۲۹ · دادگاه بدوی · ۱۰۱ دادگاه کیفری دو شهر شیراز (۱۰۱جزایی سابق)
چکیده: مطابق قاعده جمجمه باریک ( این قاعده در جایی بهکار میرود که تقصیر مرتکب بهدلیل آسیبپذیری و حساسیتهای از پیش موجود در زیاندیده به آسیبی پیشبینیناپذیرمنجر میشود ) در این قضیه پزشک باید بیمار را با علم از بیماری های پیشین و گزارش پرونده بالینی معالجه نماید بنابراین بیماری زمینه ای دفاع برای پزشکان محسوب نمی گردد.