رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۹ خانم ف. ز. بطرفیت همسرش اقای م. ن. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق بدلیل تخلف زوج از بند ۱۲از شروط ضمن عقد نکاح مبنی بر ازدواج مجدد خوانده بدون اذن خواهان تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد خانم ز. ب. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است. درجلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۱/۱/۲۲ فقط وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته موکل بشرح دادخواست تقدیمی است.موکل طبق سند نکاحیه پیوست پرونده با خوانده نکاح دایم نموده و یک فرزند مشترک بنام ا. ۱۱ساله دارند موکل سالهاست که با خوانده اختلاف دارند و زوج به موکل و فرزند ش توجهی نمی نماید. و نفقه انها را پرداخت نمی کند و موکل هزینه های زدگی را از طریق کار در موسسه اموزشی تامین می نماید. و بعلاوه زوج بدون اجازه زوجه و دادگاه اقدام به ازدواج دوم نموده است. لذا بجهت تخلف از شروط ضمن عقد تقاضای صدور حکم طلاق را دارم. ضمنا موکل تمام حقوق مالی خود را بجز جهیزیه که در اختیار خودش میباشد. مطالبه می کند و نسبت به اجرت المثل ایام زوجیت چنانچه ادعایی داشته باشد. طی لایحه ای اعلام خواهم نمود حضانت فرزند مشترک با مادر میباشد. و ملاقات با فرزند در هفته یکروز ممکن خواهد بود و نسبت به نفقه وی تقاضایی ندارد. و نسبت به زوج کراهت دارد. و یک عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه خویش را به زوج بذل مینماید. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی ازعدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه بعدی رسیدگی بتاریخ ۱۴۰۱/۳/۲۴ که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت نظریه داوران را قبول دارم. و امکان ادامه زندگی مشترک موکل با خوانده وجود ندارد. و از زوج کراهت دارد. و نسبت به اجرت المثل و جهیزیه و نفقه خود و فرزند مشترک بعدا اقدام خواهد نمود و موکل از مهریه خویش تنها یک سکه را به زوج بذل می کند و الباقی مهریه یعنی۶۱۳ سکه و یک سفر عمره را د راین پرونده مطالبه دارد. و سایر حقوق مالی را موکل به زوج بذل می کند علل درخواست طلاق یکی ازدواج مجدد زوج بدون اجازه دادگاه و بدون اذن زوجه می باشد. زوج خوانده اظهار داشت نظریه داوران را قبول دارم. با طلاق مخالفم در سال۸۷ ازدواج مجدد نمودم که بدون اذن دادگاه بوده است.و نام همسر جدید بنده م. م. ز. می باشد. سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱ پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دایم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی داوران و مرکز مشاوره خانواده در اصلاح ذات البین موثر واقع نشده و خوانده در جلسه رسیدگی اقرار به ازدواج مجدد با خانم م. م. ز. در سال۸۷ بدون اذن دادگاه نموده است.لذا تخلف خوانده از بند ۱۲ از شروط مندرج در سند نکاحیه ومالا دعوی خواهان را محرز و وارد تشخیص و باستناد مواد ۱۱۱۹-۱۱۴۵-۱۱۴۶قانون مدنی و مواد ۲۴-۲۶-۲۹-۳۱-۳۴-۳۷ قانون حمایت خانواده حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق توسط زوجه و ثبت رسمی ان صاد رو به زوجه اجازه داده با اعمال وکالت تفویضی در یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نماید. و نوع طلاق را باین خلعی ع. که عده ان سه طهر می باشد. اعلام نموده و با توجه به مطالبه مابقی مهریه از سوی زوجه لذا زوج خوانده را مکلف به پرداخت ۶۱۳ سکه بهار ازادی و یک سفر حج عمره در حق خواهان نموده است.و حضانت فرزند مشترک در مقام رعایت مصلحت طفل به مادر ( زوجه ) واگذار و برای پدر ( زوج ) بنحو مقرر حق ملاقات فرزند تعیین نموده است.و پدر را مکلف نموده که ماهیانه مبلغ هشتصد هزار تومان بابت نفقه فرزند پرداخت نماید. مدت اعتبار حکم صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی اعلام داشته است. پس از ابلاغ رای صادره اقای م. د. بوکالت از طرف اقای م. ن. ( زوج ) نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه ووصول پرونده بمرجع تدیدنظر *وضوع رسیگی و طی دادنامه شماره *مورخ۱۴۰۱/۵/۲۲ اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی تشخیص و با اصلاح محل تحویل فرزند مشترک تحت حضانت مادر و استرداد طفل ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح بعمل امده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۴ به زوج و وکیل ایشان ابلاغ شد و وکیل زوج در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۵ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرایت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۵/۲۲ شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱صادره از شعبه *که بموجب ان بلحاظ احراز و اثبات تحقق بند ۱۲ از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم به احراز تحقق شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا ، زوج فرجام خواه در دادرسی مرحله بدوی صریحا اقرار نموده که بدون تجویز دادگاه اقدام به ازدواج مجدد با خانم دیگر بنام م. م. ز. نموده است.که چون دلیلی بر اذن و رضایت زوجه فرجام خوانده بعنوان همسر اول بر تجدید فراش و ازدواج مجدد خود اقامه و ابراز ننموده ، لذا تخلف نامبرده از بند ۱۲از شروط مندرج در قباله نکاحیه که بامضای وی رسیده است.ثابت و محرز بوده و بلحاظ ثبوت تحقق شرط مذکور ، شرط وکالت در طلاق تفویضی در سند ازدواج برای زوجه محقق بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد. که با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن عقد نکاح ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود و ثبت رسمی ان اقدام نماید. و اینکه زوجه سابقا با استناد به همین تخلف از شرط ضمن عقد نکاح زوج درخواست طلاق نموده که منتهی به صدور حکم مبنی بر تجویز اعمال وکالت در طلاق بنفع زوجه گردیده و زوجه در مهلت اعتبار قانونی حکم صادره نسبت به اعمال وکالت و اجرای طلاق و مطلقه نمودن خویش اقدامی بعمل نیاورده و در نتیجه اعتبار اجرایی حکم صادره منتفی گردیده است.و این اقدام سابق زوجه حق نامبرده را جهت درخواست مجدد طلاق با استناد به همان تخلف زوج و هم چنین حق او را جهت اعمال وکالت حاصل از تحقق این شرط تخلف ساقط نمیسازد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در اصل و اساس حکم با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اسباب توجیهی منعکس در ارای صادره و اقدامات و رسیدگی های بعمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد. النهایه چون زوجه فرجام خوانده خود متقاضی طلاق از همسرش بوده و تعیین تکلیف نسبت به حقوق مالی وی در دعوی طلاق مطروحه از شمول حکم مقرر در ماده۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال۱۳۹۱که صرفا در دعوی طلاق به درخواست زوج جهت جلوگیری ازسوی استفاده وی از اختیار مطلقش در مطلقه نمودن همسر خویش و حفظ بنیان خانواده و جلوگیری از تزلزل و از هم پاشیدگی ارکان خانواده قابل اعمال و اجرا بوده ، خروج موضوعی دارد. و چنانچه زوجه خواستار مطالبه حقوق مالی خویش بوده باشد. ، بایستی مستقلا و جداگانه با اقامه دعوی در مرجع ذی صلاح قضایی نسبت به استیفای حقوق ادعایی خود اقدام نماید. بنابراین الزام زوج فرجامخواه به پرداخت باقیمانده مهریه به تعداد ( ۶۱۳ ) قطعه سکه بهار ازادی بلحاظ تجاوز ان از حدود خواسته زوجه خواهان بشرح مندرج در دادخواست نخستین با موازین قانونی مغایرت داشته. فلذا به تجویز ماده۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در این قسمت نقض بلاارجاع می گردد. و چون بر سایر قسمت دادنامه فرجام خواسته ایراد و اشکال موثری مشهود نمی باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در این قسمت ابرام می گردد. شعبه * رییس شعبه- ح. ع. مستشاران-ح. م. ه. - م. ج. ح. م. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای