## رای دادگاه بدوی
پرونده کلاسه ۹۹۰۹۹۸۵۱۷۲۱۰۰۴۲۲ شعبه ۴ دادگاه کیفری یک ( ویژه نوجوانان ) * تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۲۵۳۹۰۰۰۲۱۰۲۸۴۲
شکات:
۱. اقای م. ز. ح. ا. فرزند غ.
۲. اقای د. خ. فرزند ک.
۳. خانم ن. ف. فرزند ق.
متهم:
اقای س. ص. فرزند ع. به نشانی * با ولایت اقای ع. ص. فرزند گل م. و با وکالت اقای ع. ع. ی. ا. فرزند غ. به نشانی *
اتهام ها:
۱. ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو
۲. قتل عمدی مسلمان
بنام خدا
گردشکار: حسب گزارش اولیه مرجع انتظامی در مورخه ۱۳۹۹/۱۰/۵ پ. خ. ی مورد حمله پنج فرد ناشناس با چاقو و قمه قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان ان فوت نموده است. ( ص۱ ) پس از عزیمت بازپرس محترم به محل حادثه محل مذکور روبروی درب ورودی * قبرستان اثار خون تازه مشهود از مطلعین حاضر در صحنه تحقیق اقای ج. ن. ا. بیان داشته در حال فاتحه خوانی به همراه دختر کوچکش بوده که دیده که چند نفر ان طرف نشسته اند و ناگهان بلند شده و درگیر شده اند ۲ نفر از یک طرف و سه نفر از طرف مقابل بودند، مقتول به همراه فرد دیگر هر دو چاقو داشته اند و طرف مقابل نیز چاقو داشته اند دقیقا متوجه نشده که ایا هر سه نفر چاقو داشته اند یا خیر ولی یک یا دو نفر از انان چاقو داشتند که با یکدیگر درگیر و درگیری انان به سمت چپ قبرستان کشیده شده و مجددا به سمت راست قبرستان همچنان درگیری ادامه نهایتا در محلی که خون ریخته شده مقتول افتاده و بقیه از محل فرار کرده اند در محل فردی که همراه مقتول بوده و فحاشی زیادی می کرده است.اقای ن. عنوان مطلع بیان نموده سه نفر یک طرف درگیری بود دو نفر طرف دیگر بودند، یکی از دو نفر چاقو را از داخل پاچه شلوار خود دراورد و به قاتل داد و قاتل با چاقو با مقتول درگیر شد اول ان ۳ نفر وارد قبرستان شدند و بعد دو نفر دیگر امدند یک نفر از انان تپل بود و درگیر شد خواستم جدا کنم یک نفر از ان سه نفر نیز می خواست جدا کند و نقشی در درگیری نداشت چاقو را نیز ان نفر دیگر قاتل داد و این شخص که می خواست جدا کند چاقو نداشت اول دو نفر قاتل را چاقو زدند به ان فردی که تپل بود چاقو زدند او چاقو را دوستش گرفت و با این دو نفر درگیر شد و حمله کرد متهم به قتل نیز بر اثر جراحات وارده به بیمارستان منتقل و تحت درمان می باشد. در معاینه اولیه از جسد مشخص گردیده مقتول جوان ۱۷ ساله با قدی متوسط اثار جراحت در پس سر حدود ۵ سانتی متر، خلف شانه چپ یک و نیم سانتی متر، قدام شانه راست حدودا یک و نیم سانتیمتر، کتف راست حدود یک و نیم سانتیمتر سطح قدامی انگشت اشاره چپ جراحت سطحی بند اول انگشت پنجم دست راست می باشد. ( صص۳تا۵ ) اظهارات اقای ط. ش. به عنوان مطلع بیان داشته حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ یوم جاری به اتفاق پدرم جهت زیارت اهل قبور داخل بهشت م. بودیم پ. خ. به اتفاق دوستش امد جای من که پ. کلاه فردی به نام س. ص. را برداشت و فحاشی کرد و با یکدیگر مشاجره لفظی داشتند ابتدا پ. خ. با چاقو به دست راست ص. زد و س. ص. هم با چاقوی حدود ۳۰ سانتیمتری به پ. خ. زد و به همراه پسر دایی اش م. ع. متواری شد پ. خ. بر زمین افتاد و به بیمارستان منتقل کردند. دوست پ. خ. ی نامش را نمی دانم با م. ع. به وسیله اجر و سنگ درگیر شده و فرار کرد ( ص۸ ) نامبرده مجدد بیان داشته بنده به همراه دوستانم م. ع. و س. ص. بهشت محمدیه رفتیم قبل از رسیدن یک قبضه چاقو که در دست صاحبی بود از او گرفتم و داخل جیب شلوارم گذاشتم با هم به داخل قبرستان رفتیم که در انجا نشسته بودیم که اقای پ. خ. با یک نفر دیگر که او را نمی شناختم به سمت ما امدند و حالت طبیعی نداشتند که پ. کلاه اقای ص. را از روی سرش برداشت با هم درگیری لفظی داشتند، من ترسیدم و مقداری عقب تر رفتم درگیری شدیدتر شد دوست پ. با چاقو به اقای ص. حمله کرد به او ضربه ای زد، چاقو را پ. از او گرفت و به سمت صاحبی حمله کرد و او هم ضربه ای به اقای س. ص. وارد نمود بنده چنین صحنه را دیدم ترسیدم به اقدام به فرار نمودم و در طول مسیر چاقو افتاد خواستم ان را بردارم. که به محض برداشتن از روی زمین اقای ص. از پشت سر من رسید و چاقو را از دستم گرفت و به سمت ان دو نفر حمله کرد و بنده فرار کردم و پشت سرم را نگاه نکردم نمی دانم چه اتفاقی افتاده است.با اقای ع. اصلا در نزاع شرکت نکردیم فاصله ما حدود ۱۰ متر بود این دو نفر با هم از قبل اختلافاتی داشتند ولی در زمان نزاع اقای پ. خ. با س. ص. درگیر شد بنده چون فرار می کردم ندیدم که اقای ص. چند ضربه و چگونه زد فقط از زبان اقای ص. شنیدم که می گوید زدم چاقو در ابتدا در اختیار اقای ص. بود بنده قبل از اینکه بهشت م. برویم چاقو را از او گرفتم ولی در زمان فرار چاقو افتاد و اقای ص. چاقو را از من همان لحظه گرفت و به سمت اقای خ. رفت چاقو دسته قهوه ای و چوبی بود که بسته نمی شد طول چاقو به حدود ۲۰ سانتی متر بود من چاقو را گرفته بودم که با فردی درگیر نشود. ( صص۱۱تا۱۳ ) م. ع. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته بنده امروز به همراه دوستانم س. ص. و ط. ش. * رفته بودیم که در انجا فردی به نام پ. خ. با یک نفر دیگر نزد ما امد و کلاه اقای ص. را از روی سرش برداشت که در این خصوص با هم درگیری داشتند سپس با هم درگیری فیزیکی داشتند در زمان درگیری فیزیکی بین اقایان ص. و خ. دوست اقای خ. با چاقو به اقای ص. حمله کرد و دیدم ضربه ای با چاقو به دست اقای ص. وارد نمود سپس اقای خ. چاقو را از دست دوستش گرفت و او هم ضربه ای به اقای ص. زد من ترسیده و از اونجا دور شدم و در حین فرار به پشت سرم نگاه کردم دیدم اقایان خ. ی و ص. با هم درگیر هستند و هرکدام چاقو دارند و از اینکه چه اتفاقی افتاده خبر ندارم. و هیچ گونه دخالتی در نزاع نداشتم اقایان س. ص. و پ. خ. با هم درگیری قبلی داشتند و در یوم جاری دلیل نزاع انها برداشتن کلاه اقای ص. توسط پ. خ. بود زمان شروع نزاع دیدم که دوست پ. خ. ی چاقو دارد. و با چاقو به اقای ص. ضربه ای زد و سپس همان چاقو را اقای خ. گرفته و او هم به صاحبی ضربه ای زد و در زمان فرار بنده دیدم که اقای خ. و صاحبی به هم نزدیک هستند و هرکدام چاقو در دست دارد. من قبل از درگیری چاقو در اختیار دوستانم ندیده بودم ندیدم اقای ص. با اقای خ. چاقو بزند بنده زمانی که نزد اقای ص. و ش. رسیدم چاقویی ندیدم فقط در اخر به اقایان ص. و خ. ی با هم درگیر بودند من هم فرار کردم دیدم هر دو نفرشان چاقو دارند ( صص ۱۴ تا ۱۶ ) متهم به قتل س. ص. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته امروز حدود ساعت ۱۰ صبح به همراه دوستانم م. ع. و ط. ش. * رفتیم داخل قبرستان نشسته بودیم که دیدم اقای پ. خ. با یک نفر دیگر نزد ما امدند حالت طبیعی نداشتند وی کلاهی را که روی سرم بود برداشت و به او گفتم کلاه را بدهد ولی اعتنایی نکرد که با هم در ابتدا درگیری لفظی داشته و سپس وی با مشت به من ضربه ای زد و من هم با مشت به صورت و با پا ضربه پای او زدم که در همین حین دوست پ. با چاقو به من حمله کرد ولی نفهمیدم ضربه به من زد یا خیر و در همان جا پ. چاقو را از دوستش گرفت و به من حمله کرد و با چاقو ضربه به دست من وارد نمود که من هم دست او را گرفته و پیچ دارم. و چاقو را گرفتم و بعد با همان چاقو به پایین گردن او یک ضربه زدم و دیدم خون زیادی امد ترسیده بودم که به همراه دوستانم اقدام به فرار نمودیم و هر کدام به سمتی فرار کردیم من به منزل خودمان رفتم و در منزل به همراه پدرم به * رفتیم که توسط مامورین دستگیر شدم دوستان من ترسیده بودند و از ما فاصله گرفتند، هیچگونه کمکی به من نکردند. قبول دارم. چاقو را از دوستم به نام ط. ش. گرفتم با همان چاقو به پ. خ. ضربه ای زدم اظهارات قبلی من مبنی بر گرفتن چاقو از دوست پ. کذب بود بنده چاقو را خودم بردم ولی دقیقا یاد ندارم. که چاقو را کجا انداختم از محل نزاع به صورت پیاده به سمت * امده و از انجا با یک دستگاه خودرو پراید به منزل رفتم راننده را نمی شناختم راننده با توجه به اینکه دست من خونی بود دلیل ان را از من پرسید که گفتم دعوا کرده ام بنده فقط یک ضربه به پایین گردن او زدم ضربه پشت گردن او بود و دوستانم هیچ گونه ضربه ای نزده و حتی وارد درگیری نشدند بعد از اینکه دو ضربه چاقو خوردم به سمت دوستم رفتم چاقو را از کمر دوستم در اورده و یک ضربه به اقای پ. خ. زدم چاقو دسته چوبی قهوه ای رنگ بود که بسته نمیشد و چاقو را امروز داخل اشپزخانه برداشته بودم نمی دانم به چه دلیلی چاقو را از اشپزخانه برداشتم بعد از اینکه اقای خ. و دوستش به من چاقو زدند اقدام فرار نمودند و بنده چون چاقو خورده بودم سمت اقای ش. رفته و چاقو را به زور از او گرفتم و دنبال اقایان خوافی و دوستش رفتم و به انها فحاشی کردم که اقای خ. برگشت و به سمت من امد قصد داشت با چاقو دوباره به من بزند ولی بنده زودتر اقدام کرده و با چاقویی که از روبرو به پشت گردن او ضربه زدم چون که وی از من کوتاه تر بود ضربه به پشت کردن به اصابت کرد و خون زیادی امد فقط یک ضربه پشت گردن وی زدم را به یاد دارم. و اگر ضربه ای دیگری به وی خورده را از یاد برده ام چاقوی دست اقای خ. چاقوی تاشوی نقره ای یا کرم رنگ بود و یک نوار زرد رنگ روی دسته ان مشاهده می شد، بنده چند ضربه به روی سر و پشت وی زدم ولی تعداد دقیق ان را نمیدانم ولی مطمین هستم چاقویی به شکم یا دست و پای وی نزدم ( صص۱۷تا۲۰ ) متهم س. ص. در خصوص اتهام خود دایر به ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان پیمان خ. ی به وسیله چاقو، ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به مرحوم خ. ، شرکت در منازعه دست جمعی منتهی به قتل عمدی و شرکت در اخلال در نظم و اسایس عمومی بیان داشته قبول دارم. با من با دوستانم * رفته بودیم نزدیک خانه ما می باشد. هر هفتته می رویم انتهای * با ش. و ع. نشسته بودیم دیدم پ. خوافی با شخصی به نام ا. ا. که تازه اسم او را گفتند سمت ما امدند و به من گفتند تیله داری گفتم خیر کلاهم را از روی سرم برداشت که گفتم کلاهم را به گفت بنشین سرجات گفتم کلاهم را بده گفت برو تیله بخر بیاور تا کلاهت را بدهم بعد با مشت به شکمم زد و من نیز با مشت به او زدم ا. ا. چاقو دراورد و یک ضربه به بازوی چپم زد جدا شدیم و پ. مجددا سمت او رفت و چاقو را گرفت من گفتم از شما شکایت می کنم پ. چاقو را بلند کرد که بزند رفتم سمت ش. و چاقو را از او گرفتم و سمت او حمله کردم او با چاقو می زد من نیز زدم یک ضربه به سر او زدم به یک ضربه زیر گردن ( پشت گردن ) او زدم چون قد او کوتاه تر بود یک ضربه به پشت سر او و یک ضربه پشت گردن او زدم دیدم خون می اید ترسیدم و فرار کردم، به خانه رفتم که پدرم زنگ زد به پسرعمویم را به بیمارستان بردند که داخل بیمارستان مامورین مرا بازداشت کردند. من فقط این ضربه ها را به خاطر دارم. اگر صدمه دیگری زده ام چیزی به خاطر ندارم. شاید هنگامی که چاقو را از دست دوستش گرفته انگشتش اسیب دیده است.با دست راست میزدم چون دست چپ من چاقو خورده بود چاقو از من بود چاقوی اشپزخانه بود چون می خواستم با دوستانم بیرون بروم قیافه بگیرم و با انها شوخی کنم چاقو را همراه خودم برداشته بودم نزدیک قبرستان که رسیدیم ش. چاقو را از من گرفت و گفت دست من باشد. ببینم چه جوری است.و دست او دادم و داخل جیب خود گذاشت وقتی دعوا شد انها چاقوکشیدند، ش. و ع. ترسیدند و فرار کردند. و خود را عقب کشیدند وقتی چاقو خوردم سمت ش. رفتم که چاقو افتاده بود خواست بردارد. و خم شد و برداشت من از دست او پیش کشیدم سمت پیمان حمله کردم حدود ۴ متر فاصله داشتم که حمله ور شدم ا. ا. وقتی چاقو را به پیمان داد با سنگ پای راست من زد ش. و ع. هیچ نقشی نداشتند و دخالتی نکرده اند مشروب نخورده بودم، ولی پ. و دوستش حال طبیعی نداشتند مشخص بود برای دعوا امده بودند داخل بلوار که بودند حدود ۵۰ متر فاصله داشتند که ما وارد قبرستان شدیم دیدم انها نیز امدند وقتی ما نشستیم انها امدم فکر کردم می خواهند دست بدهند که کلاهم را پیمان برداشت و این اتفاق افتاد دوستش خیلی به من فحاشی کرد و فحاشی های او را به خاطر ندارم. وقتی به خانه رسیدم ضعف کرده بودم از ا. ا. به خاطر صدماتی که با چاقو به سنگ زده و فحاشی کرده شکایت دارم.، پس از اخذ اظهارات متهم قرار نگهداری موقت صادر گردیده است. ( صص۳۰تا۳۲ ) متهم ط. ش. م. ا. در خصوص اتهام خود دایر به معاونت در یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان از طریق تسهیل و در اختیار قرار دادن چاقو، شرکت در منازعه منتهی به قتل و اخلال در نظم و اسایش عمومی بیان داشته قبول ندارم. من در نزاع شرکتی نداشتم پدرم را می کشد که بخواهم چاقو را با خودم حمل کنم وقتی می خواستم وارد قبرستان بشویم چاقو را از او گرفتم که به ما نشان می داد و می گفت چاقو همراه خود دارد. چاقو را گرفتم و گفتم دعوا راه نداز اقوام ما داخل قبرستان هستند و ابرو داریم گفتم خانه که رسیدم چاقو را به تو میدهم داخل قبرستان گرفتیم یک جا نشستیم که پیمان خوافی امد حالت طبیعی نداشت و با کلاه س. را برداشت و گفت برو تیله بخر تا کلاهت را بدهم، س. بلند شد با مشت به سینه او زد من چون پیمان را می شناختم گفتم کلاه را بده به من نیز فحاشی کرد و حتی دوستش سمت من حمله ور شد میخواست مرا بزند من به سمت عقب فرار کردم حدود ۶ یا ۷ نفر از انها فاصله گرفتم که س. سمت من امد و گفت چاقو را بده چاقو را از جیبم دراوردم و به کمرم زدم که فرار کنم، س. با صدای تندی به من توهین کرد و گفت بده و به زور از من گرفت سمت پیمان دوید که حدود ۱۰ متر از او فاصله داشت دوست پیمان چاقو داشت که یک ضربه س. زد و پیمان چاقو را گرفت و درگیر شد دوستش به سمت ما سنگ پرتاب می کرد بعد از اینکه س. چاقو را از من گرفت من از انجا فرار کردم و صحنه درگیری س. و پیمان را ندیدم و از مزار بیرون شدم پس از اخذ اظهارات نامبرده قرار تامین وثیقه به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان صادر گردیده است. ( صص ۳۵ تا ۳۷ ) متهم م. ع. در خصوص اتهام خود دایر به شرکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل شرکت در اخلال و نظم و اسایش عمومی دفاعیات خود بیان داشته من، ش. و ص. در قبرستان نشسته بودیم که خ. ی با دوستش امدکلاه صاحبی را برداشت صاحبی گفت کلاه را بده که نداد و با مشت به سینه صاحبی زد صاحبی یک مشت زد دوست خ. ی چاقو دراورد به یک ضربه زد که من گوشی خود را در همین داخل جیب خود گذاشتم و از برنامه خارج شدم و بعد دیدم دست صاحبی نیز چاقو می باشد. که پ. نیز چاقو در دست داشت پ. چاقو را از دوستش گرفت که اول انها را جدا کردم بعد فاصله گرفتم چون دیدم چاقو دراورده اند و سنگ پرتاب میکنند، بعد شجاعی از انجا بیرون شده و رفت، من پشت سر او بیرون شدم چون دوست پ. سنگ پرت میکرد سمت صاحبی، من نزدیک او بودم ازمحل بیرون شدهم و تا لحظه ای که با چاقو با همدیگر را می زدند دیدم بعد از ان نایستادم و رفتم به خانه چون همان نزدیکی می باشد. چاقو از خود صاحبی بود که ش. قبل از اینکه وارد قبرستان بشود. ظاهرا از او گرفته بود پس از اخذ اظهارات متهم قرار تامین کفالت وی صادر گردیده است. ( صص۳۸تا۴۰ ) متهم ا. ا. ر. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته بنده روز حادثه حدود ساعت ۱۱ قصد داشتم به * بروم که کنار دیوار قبرستان چند نفر را دیدم که نشسته اند فقط یک نفر از انها که اقای پ. خ. بود را شناختم مابقی را نمی شناختنم او هم مرا دید و مرا صدا زد و با دوستانش حرف میزد و دیدم که سه نفر از انجا رفتند و بعد من به سمت وی رفتم و دیدم چهار نفری در حال خوردن مشروبات هستند بعد به همراه وی به سمت قبرستان رفتیم مقداری جلوتر سه نفر نشسته بودند که بنده هر سه نفر انها را می شناختم وقتی به انها رسیدیم اقای پ. خ. کلاهی را که روی سر س. ص. بود برداشت، س. قصد داشت کلاه خود را بگیرد، خ. با مشت ضربه ای به سینه ص. زد با هم درگیر شدند که در ادامه مشاهده کردم مرحوم خ. چاقویی از جیب خود برداشت و ضربه ای به اقای ص. زد که بنده به همراه اقای ع. اقدام به جدا کردن انها نموده، اقای خ. را به عقب بردیم ولی او همچنان فحاشی می کرد، بعد ص. به نزد اقای ش. رفت و به او می گفت چاقو را بدهد چندین مرتبه تکرار کرد من با اقای ش. گفتم که چاقو را ندهد ولی در نهایت اقای ش. چاقو را به صاحبی داد که به سمت اقای خ. که از او فاصله داشت می رفت و شروع به به فحاشی نمود اقای خ. برگشت و به سمت س. ص. امد زمانی که به هم رسیدند مشاهده کردم که اقای س. ص. با چاقو دو ضربه به پشت سر و گردن مرحوم خ. وارد نمود سپس اقای ص. فرار کرد من به سمت مرحوم خ. رفتم و چاقویی را که در دست او بود برداشتم و به منزل اقای خ. رفته و موضوع را به خانواده اش گفتم بنده با دوستان اقای ص. دخالتی در نزاع نداشتیم، چاقو متعلق به مرحوم ک. بود و بنده قبلا ان را در دست وی دیده بودم ( صص۶۹و۷۰ ) در مواجهه انجام گرفته بین متهمین در پلیس اگاهی متهمین ص. ، ش. و ع. اعلام نموده در زمان وقوع حادثه دوست مرحوم خ. به هویت ا. ا. ر. در ابتدا با چاقو به سمت اقای ص. رفته ضربه ای به او زد و سپس مرحوم خ. چاقو را از او گرفته و با اقای ص. درگیر شدند که اقای ا. ا. ر. اعلام نمود قبول دارم. یک قبضه چاقو ان زمان در اختیار بنده بود با ان ضربه ای به سمت اقای ص. زدم که به بازوی وی برخورد کرد سپس مرحوم چاقو را از من گرفت و با اقای ص. درگیر شدند همچنین متهم صاحبی اعلام نمود که اقای ر. در زمان فرار به سمت وی پاره اجری پرت کرده که به پای وی برخورد نموده ر. نیز این موضوع مورد تایید قرار داد اقای ا. ا. ر. اعلام کرد چاقو متعلق به بنده نبوده و ان را قبل از وقوع نزاع با مرحوم خ. ی بودند از او گرفتم و بنده ضربه با چاقو زدم جهت ترساندن به طرف ص. زدم به نظرم فقط لباس وی را پاره کرد و ضربات دیگر توسط مرحوم به وی اصابت کرده، متهم صاحبی اعلام کرد که اقای ع. و ش. هیچگونه دخالتی در نزاع نداشتند و فقط اقای ر. در ابتدا با چاقو به من حمله نمود و حتی یک ضربه به بازوی بنده وارد نمود که اسیب دیده در این خصوص از وی شاکی می باشم، اقای ا. ا. ر. هم اعلام نمود در زمان وقوع حادثه اقایان ش. و ع. حضور داشتند ولی نقشی در نزاع منجر به قتل نداشتند ( صص۷۳و۷۴ ) در ادامه پدر متهم سرد ص. قبض چاقو را تحویل مامورین پلیس اگاهی نموده و اعلام داشته چاقویی است.که در اختیار فرزندم بوده چاقو به رویت متهم س. ص. رسیده و اعلام کرد همان چاقو بود که با مرحوم خ. درگیر شدند و به او ضربه زدم و باعث قتل وی گردید، متهمین م. ع. ، ط. ش. و ا. ا. ر. هم چاقو را مورد تایید قرار دادند ( ص۷۹ ) متهم س. ص. به پزشکی قانونی معرفی جراحت بخیه شده قدام بازو چپ، سه عدد خراشیدگی حارصه کنار بازوی چپ، خلف ساعد چپ، قدام بازوی چپ، جراحت بخیه شده دامیه خلف ساعد چپ، جراحت زیر بغل سمت چپ اعلام گردیده ( صص۸۳و۹۵ ) اقای د. خ. بیان داشته بنده پدر پ. خ. می باشم فرزندم دیروز به قتل رسیده تقاضای قصاص و محکومیت قاتل را دارم. پسرم برای فاتحه خوانی سر مزار رفته بود که با دوستش ا. ا. ر. و پسر کوچک دیگرم به نام ع. خ. نیز با انها بوده که در فرار برای اوردن اب و شستن سنگ قبر یا خوردن اب از انها چند لحظه جدا شده و این اتفاق برای فرزندم پیمان افتاده ع. ۱۴ سال سن دارد. که می گوید وقتی سر صحنه رسیده است.دو نفر فرار می کردند. و س. ص. با فرزند پیمان درگیر بوده که پیمان انجا افتاده بوده ص. چند قدمی دنبال او کرد و گفته بیا تو را نیز با چاقو بزنم ( ص۴۹ ) خانم ن. ف. مادر مقتول تقاضای قصاص و صدور حکم محکومیت قاتل را نموده است. ( ص۹۱ ) و گواهی حصر وراثت را ارایه نموده اند ( ص۱۱۳ ) در خصوص چاقوی ارسالی به پزشکی قانونی اعلام گردیده ایجاد جراحات وارده به مقتول با چاقوی دسته قهوه ای رنگ نمیگردد. ( ص۱۱۱ ) در مورخه ۱۳۹۹/۱۰/۹ بازسازی صحنه قتل انجام و اظهارات متهم و مطلعین اخذ گردیده است. ( صص۱۶۱تا۱۶۴ ) پزشکی قانونی در معاینه جسد بیان داشته در معاینه ظاهری جراحت سطحی پس سر به سمت راست متمایل به طول ۵۳ میلی متر با لبه های تقریبا صاف و نسوج پل زننده در عمق جراحت، در سمت راست جرایت ساییدگی مشاهده شد، بریدگی به طول ۲۴ میلیمتر در قاعده گردن در سمت راست، ساییدگی کف دست چپ یک بریدگی، در اقدام فوقانی بازوی راست به طول ۲۳ میلیمتر، یک بریدگی به طول ۲۴ میلیمتر، در خلف فوقانی بازوی چپ یک بریدگی سطحی قاعده بند اول انگشت دوم دست چپ و بند اخر انگشت دوم دست چپ و بند اول انگشت سوم دست چپ و بین انگشت دوم و سوم دست چپ قدام بند اول انگشت چهارم و پنجم دست راست منطبق بر زخم های دفاعی مشهود بود، در کالبد گشایی زیر پوست گردن خونمردگی منطبق بر محل بریدگی در سمت راست بین عضلات و عناصر حیاتی گردن خونمردگی ظاهری، هماتوم وسیع در سمت راست قاعده گردن اطراف ورید * ر خونمردگی، بریدگی در جریان جدار شریان ایورت صعودی و در محل چند شاخه شدن شریان ایورت مشاهده، اطراف شریان ایورت وسیع عمق بریدگی گردن حدود ۹ سانتی متر جهت بریدگی و فوق از خلف به اقدام از بالا به پایین و کمی از راست به چپ بود این ضربه کشنده بود در بررسی بریدگی محل بازوی راست مختصر هماتوم بریدگی روی غلاف استخوان وارد شده جهت بریدگی مذکور خلف به قدام، از بالا به پایین و از چپ به راست بود علت فوت پس از اعلام صدمات غیرمسری، بریدگی عروق حیاتی گردن و عوارض ناشی از ان در اثر اصابت جسم برنده می باشد. اعلام گردیده است. ( صص۱۷۰و۱۷۱ ) اقای ن. ن. به عنوان مطلع بیان داشته من برای فاتحه رفته بودم دیدم سه نفر جوان امدند س. ص. نیز با انها بود بعد از ۷ و ۸ دقیقه مقتول با یک پسربچه دیگر امدند و با هم دست دادند نفهمیدم به هم چه گفتند که یک لحظه دیدم س. ص. بلند شد و مقتول نیز بلند شد، پ. خ. ی یک مشت به س. ص. زد و گفت لاشی دارم. با تو صحبت می کنم چرا اینطوری می کنی پسر کوچکی که با پیمان بود اسم او را نمی دانم با یک سنگ به صاحبی پرتاب کرد س. ص. دست خالی بود از خود دفاع می کرد پسر کوچک چاقو در اورد و او را ترساند بعد پیمان چاقو را از دست او گرفت درگیر شد یک یا دو ضربه به پ. خ. به س. ص. زد دید چاقو خورده ترسید و از پ. خ. ی حدودا ۵ تا ۶ متر فاصله گرفت پسر کوچک یک اجری سمت س. پرتاب کرد او ناراحت شد و سمت دو نفری که با او بودند رفت و گفت چاقو بدهید یک نفر از انها چاقو را از داخل جوراب خود دراورد که نمیخواست چاقو را بدهد نهایت س. ص. چاقو را از دست او گرفت سمت پ. خ. ی رفت و پ. خ. نیز چاقو داشت س. ص. چند ضربه چاقو زد دقیقا یادم نیست دو یا سه ضربه بود که زد پیمان افتاد، زنگ زدم اورژانس ( صص۲۱۱و۲۱۲ ) متهم به قتل به پزشکی قانونی معرفی که اعلام گردیده از نامبرده مصاحبه روانپزشکی به عمل امد نتیجه ارزیابی روانپزشکی بررسی شد وی از نظر توانمندی ذهنی از رشد و عقلانی کمال عقلانی برخوردار نمی باشد. ( ص۲۳۰ ) همچنین اعلام گردیده اختلال عمده روانپزشکی که سبب سلب قوه تمیز و اراده در وی گردد. احراز نشد ( ص۲۳۶ ) در پرونده دیگر که ضم پرونده نیز گردیده اقای م. ز. فرزند غ. ر. علیه س. ص. شکایت ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو در مورخه ۱۳۹۹/۴/۱۹ مطرح و بیان داشته متهم در مورخه فوق من حمله کرده و با چاقو مرا مورد ضرب و شتم قرار داده نامبرده به پزشکی قانونی معرفی اعلام گردیده جراحت بخیه ناحیه پشت به داخل حفره قفسه سینه در سمت چپ نفوذ کرده ( جایفه ) ضایعه فوق بر اثر اصابت جسم نوک تیز و پرنده ایجاد گردیده اقای ا. س. بیان داشته من، م. و م. * جلوی بستنی فروشی در حال خوردن بستنی بودیم که صاحبی امد و به م. گفت که داخل مدرسه دعوا کردی حالا اگر جرات داری بیا دعوا و چاقو در اورد و م. در حال فرار کردن بود که از پشت با چاقو زد و فرار کرد ( ص۱۲۰ ) اقای م. ب. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته با م. و ا. در داخل * جلوی بستنی فروشی مشغول بستنی خوردن بودیم که صاحبی پیاده به جای ما امد و گفت توی مدرسه دعوا کردی حالا اگر جرات داری اینجا دعوا کن و چاقو را دراورد و به م. حمله کرد، م. در حال فرار کردن بود که از پشت با چاقو زد ( ص۱۲۱ ) در بازبینی تصاویر دوربین های مداربسته مشخص گردیده شاکی در حال فرار در پیاده رو و متهم ذکر شده با یک عدد شبیه چاقو دنبال وی بوده ( ص۱۲۴ ) متهم س. ص. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته در * با فردی به نام ز. درگیر نشده و انها سه نفر بودند مرا دنبال می کردند. و من تاکسی گرفتم رفتم خانه انها از قبل با من دشمنی داشته اند در حالی که حالت طبیعی خود خارج شده بودند و با ته چاقو به سر و کمرم می زدند انقدر که این شخص به روی بدن خود تیزی دارد. خدابیامرز و. م. نداشته است.و معلوم نیست کجا با کی دعوا کرده و با من دشمنی داشته این عمل را انجام داده است.این ها همیشه چند نفری با موتور داخل * پلاس هستند ( ص۱۲۵ ) در مواجهه حضوری انجام گرفته شاکی اظهار داشت حدود ۱۵ روز پیش در * جلوی مغازه بستنی فروشی درباره ا. س. و م. ب. ایستاده بودند که اقای س. ص. رودرروی ما شد و گفت شما داخل مدرسه من را کتک کاری نمودی و همین حالا بیا مرا بزن و چاقوی خود را از داخل جیب شلوار بیرون اورد ناگهان با یک ضربه چاقو مرا مضروب از ناحیه پشت وسط شانه شدم، ا. س. بیان داشته من همراه شاکی و م. ب. نفر بودیم جلوی بستنی فروشی مشغول خوردن بستنی بودیم که متشاکی رسید قبلا باهم داخل مدرسه نزااع داشته اند که متهم صاحبی رو به شاکی م. ز. گفت شما مرا داخل مدرسه کتک کاری کردی و اکنون بیا مرا بزن چاقو دراورد ما فرار کردیم در حین فرار متشاکی یک ضربه زد و متواری شد متهم بیان داشته اظهارات گواهان را قبول ندارم. پس از رویت انها از مسیر * خارج شدم من چاقویی در دست نداشتم و به وی ضربه ای نزده ام ( ص۱۲۶ ) پس از ان متهم در اظهارات خود در شعبه بازپرسی بیان داشته شخصی به نام م. ز. را با چاقو نزده ام من داشتم داخل * راه میرفتم انها سه نفری وقتی مرا دیدند دنبال من کردند. و من فرار کردم این اشخاص با من خصومت شخصی داشتند از زمان مدرسه و چندین بار مرا زدند و از بیرون مدرسه نفر اوردند تا مرا بزند در حالی که از حالت طبیعی خود خارج بودند با ته قمه به سر و کمر من ضربه زدند اقای ز. خودزنی دارد. و اگر بدنش توجه کنید می بینید که پر از تیزی است.معلوم نیست کی و کجا دعوا کرده است.در دست من هیچ چاقوی نبوده و اگر دقت کنید پشت سر من ۲ نفری چوب و سنگ را دنبال می کرند پس از اظهارات متهم قرار وثیقه وی صادر گردیده است. ( صص۱۳۰تا۱۳۲ ) با تکمیل تحقیقات در هر دو پرونده پس از ان اخرین دفاعیات متهم قرار جلب به دادرسی متهم س. ص. به اتهام ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم پ. خ. با چاقو، ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به مرحوم پ. خ. و ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به م. ز. صادر و در خصوص اتهامات دیگر نامبرده و متهمین ط. ش. م. ا. و م. ع. به اتهام شرکت در نزاع دسته جمعی و اخلال در نظم عمومی و همچنین اتهام متهم ط. ش. م. ا. به معاونت در قتل عمدی و اتهام افراد ناشناس دایر به شرب خمر قرار منع تعقیب صادر و در خصوص اتهام متهم س. ص. به قتل عمدی مرد مسلمان، ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت مرحوم پ. خ. و ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به م. ز. کیفرخواست نامبرده صادر گردیده است. ( صص۲۴۲ تا ۲۴۹ ) در جلسه رسیدگی مورخه ۱۴۰۰/۱۱/۱۷ در این دادگاه شاکی م. ز. بیان داشته من * ایستاده بودم، ساعت حدود ۶ عصر تابستان بود که صاحبی امد و فحاشی می کرد و می گفت تو را میزنم که گفتم برو دنبال دعوا نباش که چاقو از جیبش خارج نمود تا امدم صورتم را برگردانم که فرار کنم که با چاقو به پشت من زد که ۱۰۰ متر جلوتر دویدم که افتادم و بعد بیمارستان رفتم از ایشان شکایت و در خصوص ضربهوارده نیز مطالبه دیه دارم.، اولیایدم اقای د. خ. بیان داشته من پدر مقتول پ. خ. می باشم که من انجا نبودم ولی شاهدین می گویند پسرم رفته فاتحه برای عمویش بخواند که اقای ص. به او گیر داده و شال گردن پسرم را کشیده که مرحوم گفته برو دنبال دعوا نباش که به پسر کوچکم گیر داده که گفته به بچه کوچک گیر داده که دعوا افتاده اند که حالا لگد زده اند یا خیر من نمی دانم که یک چاقو به پسرم زده و افتاده و بعد از ان نیز سه چاقو به وی زده است.من از متهم بقتل س. ص. شکایت و تقاضای قصاص نفس دارم.، ضمن اینکه در خصوص صدمات غیرمسری نیز مطالبه دیه دارم. خانم ن. ف. نیز بیان می دارد. من نیز مادر مقتول می باشم و من نیز از متهم بقتل س. صاحبی شکایت و تقاضای قصاص نفس دارم.، ضمن اینکه در خصوص صدمات غیرمسری نیز مطالبه دیه دارم.، متهم س. ص. در دفاعیات خود را بیان داشته قتل عمدی را قبول دارم. البته این گونه که پدر مقتول گفت اینطور نبود من سرصبح سمت قبرستان جای خانه مان با دوستانم ط. ش. و م. ع. نشسته بودیم که مرحوم با ا. ر. امد ما انتهای قبرستان نشسته بودیم و کلاه بر سر داشتم که مرحوم امد و کلاه مرا برداشت که چون مشروب خورده بود حالت طبیعی نداشت کلاه مرا برداشت و گفتم پ. کلاه مرا بده من او را از قبل می شناختم و از قبل یک درگیری با او داشتم و چون تازه وارد محل شده بودم یک درگیری داشتیم بعد از سه روز در قبرستان بودیم که گفت برو توشله ( تیله ) بخر بیاور و با مشت به قفسه سینه من زد و با مشت و لگد با هم درگیر شدیم که ا. از جیبش چاقو دراورد که با چاقو ا. به دست من زد که بخیه خورد که مرحوم دوید و چاقو را از او گرفت دو تا زیر بغل، یکی ساق دست، دو تا نیش چاقو خراشیدگی بروی دست چپ که من نیز از دوستم ط. ش. چاقو را گرفتم تا مقتول امد چاقو بزند من نیز یک دو تا زدم که یکی به کنار گردنش خورد و خون زیادی راه افتاد و من فرار کردم و رفتم خانه و مرا بیمارستان بردند و بعد پلیس امد دنبال من، س. شما قصد ارتکاب قتل را داشتید یا در حین درگیری این اتفاق رخ داد؟ ج. قصد قبلی نداشتم و قتل در جریان درگیری اتفاق بود، س. اظهارات شما در مراحل مختلف تحقیق برای شما قرایت می گرد نانچه مطالبی دارید بیان نمایید؟ ج. حرفهای خودم را در دادسرا قبول دارم.، س. به چه علت پس از اینکه مقتول و دوستش در حال رفتن بودند شما به دنبال انها رفتهاید؟ ج. مرحوم رفت اون طرف و فحاشی کرد و من فحاشی کردم، س. اظهارات مطلعین و متهمین دیگر برای شما قرایت می گردد. چنانچه مطالبی دارید بیان نمایید؟ ج. خیر صحبتی ندارم.، س. در زمانی که شما با چاقو به سمت مقتول برگشتید نامبرده نیز با چاقو به شما ضربه ای وارد نمود یا خیر؟ ج. وقتی امد ضربه ای بزند که تا دستش را بلند کرد من زودتر یک ضربه زدم که دستش افتاد و نتوانست ضربه بزند، اتهام جرح با چاقو به م. ز. را قبول ندارم. و من وی را نزدم ان شب من در ان خیابان بودم و رفتم خانه مان که م. ز. از قبل با من مشکل داشته و چند بار قبل مرا زدند که داشتم می رفتم که م. ز. مرا دید و تلفنش را دراورد و به دوستانش تماس گرفت ۳ نفر انجا بودند وگفت پاشو بیایید که من رفتم دو نفر با صندلی و جارو که در فیلم ها هست می خواستند مرا بزنند که من فرار کردم و خودم را جلوی یک پراید انداختم و از محل فرار کردم، س. در خصوص جرح عمدی به م. ز. به چه علت نامبرده ازشما شکایت نموده است؟ ج. من نمی دانم، این اقا دنبال پول است.و صحنه سازی کرده است، س. چنانچه صحنه سازی بوده به چه علت پزشکی قانونی جراحت جایفه برای صدمه وی تعیین نموده است؟ ج. من نزدم شاید جای دیگه خورده اگه چاقو خورده باید بیفتد نه اینکه سریع از انجا برود حالا می گوید ۱۰۰ متر ان طرف تر چرا همان لحظه نیفتاد، وکیل متهم بیان داشته من لایحه تقدیم کرده ام که ان را نیز شفاها قرایت می کنم، ( صص۲۸۱تا ۲۸۲۸۳ ) در جلسه مورخه ۱۴۰۱/۱/۲۲ اقای ط. ش. م. ا. به عنوان مطلع بیان داشته روز جمعه ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ صبح بود ان موقع خانه ما نزدیک قبرستان بود من قصد رفتن به قبرستان با م. ع. را داشتم که س. ص. هم امد یک چاقودست اقای س. ص. بود و به نظرم با اقای پ. خ. از قبل درگیری داشت و من در جریان ان نبودم سمت قبرستان من چاقو را گرفتم که نشسته بودم داخل قبرستان که اقای خ. و ا. ر. وارد قبرستان شدند اقای خ. کلاه س. ص. را برداشت و گفت برو توشله ( تیله ) بخر می خواهیم توشله بازی کنیم که اقای ص. و اقای خ. درگیری لفظی داشتند که اقای ر. چاقو را از جیبش دراورد باز کرد و دست اقای خ. داد که اقای خ. یک ضربه به شانه اقای س. ص. زد درگیری شروع شد و اقای خ. با چاقو قدرت نمایی می کرد و نمی زد سعی در جداکردن داشتیم که جدا نمی شدند که اقای خ. مجدد حمله کرد یک ضربه به ساعد اقای خ. زد که اقای ص. عقب امد و یک ضربه سنگ به پایش خورد و امد سمت من چاقو را گفت بده که من ندادم و به زور از من گرفت که رفت سمت اقای خ. طوری نبود که اختیار داشته باشد. خون جلوی چشمان او را گرفته بود و عصبانی بود و از او خون می امد که چون حمله کرد من فرار کردم و نایستادم وقتی به سمت انها رفت من نایستادم، البته زمانی اقای ص. رفت انها در حال فرار بودند که یک مرتبه ایستاد و با چاقو حمله ور شد. س. منظور از قدرت نمایی با چاقو توسط مقتول را توضیح دهید؟ ج. می خواست ما را نیز بزند که من عقب کشیدم.س. شما درگیری منتهی به قتل را مشاهده کردید یا خیر؟ ج. خیر من ندیدم. س. در زمان حضور با شما متهم به قتل مواد مخدر، روانگردان و یا مشروب مصرف نموده بود؟ ج.خیر هیچ چیزی مصرف نکرد، اقای م. ع. نیز بیان داشته انچه که ط. گفت من نیز دیدم اقای خ. و ص. با هم درگیر شدند تا صاحبی کلاه خودش را گرفت اقای خ. حمله کرد قبل از ان ا. با چاقو به صاحبی زد که ا. چاقو را به خ. ی داد و او نیز به س. حمله کرد که س. چاقو خورده بود رفت چاقو را از اقای ش. گرفت و سمت اقای خ. رفت که ا. سنگ و اجر پرت می کرد که از هم دور شدند و اقای خ. برگشت که حمله کند س. ص. و خ. رو در روی هم بودند ص. قبل از اینکه خ. ی ضربه ای بزند دو سه ضربه فکر کنم به گردن و سر وی زد. س. چنانچه اقای خ. ی چاقو در دست داشت در زمانی که س. صاحبی چاقو زد نتوانست دفاع کند یا او نیز با چاقو بزند؟ ج. فرصت نکرد.س. از لحاظ جثه و هیکل کدام یک برتری داشتند؟ ج. س. درشت تر از پیمان بود ولی پیمان از لحاظ سن بالاتر است. س. شما اشنایی قبلی با مقتول داشتید؟ ج. چند سال قبل با هم همسایه بودیم. س. بین مقتول و س. صاحبی اختلاف قبلی وجود داشت؟ ج. اقای ص. بخاطر م. ملک با خوافی مشکل داشتند اقای ص. خ. ی را نمی شناخت فقط م. م. به س. ص. فحش داده بود. س. پس از ارتکاب قتل چه کردید؟ ج. فرار کردیم و متهم صاحبی هم فرار کرد که با هم از قبرستان فرار کردیم که س. ماشین سوار شد، من خانه رفتم که دوستم ش. زنگ زد گفت شاید خوافی فوت کرده باشد. س. چاقویی که س. صاحبی از شجاعی گرفت متعلق به دام یک بود؟ ج. مال س. بود ولی ندیدم که شجاعی ان را کی گرفته بود ولی چاقو را یکبار دست س. صاحبی دیده بودم. س. اقای ش. بیان داشت خون جلوی چشمان وی را گرفته بود و عصبانی بود چنانچه در این خصوص مطلبی دارید بیان نمایید؟ ج. چون چند ضربه خورده بود عصبانی شده بود و می خواست از خودش دفاع کند رفت چاقو را گرفت. س. در تحقیقات قبلی بیان شده زمانی که متهم به سمت مقتول رفته نامبرده شروع به فرار نموده در این خصوص توضیح دهید؟ ج. زمانی که چاقو را گرفت انها دور شده بودند حدود ۱۰ تا ۱۵ متر فاصله داشتند و دور شده بودند که اقای خ. برگشت. س. به چه علت مقتول برگشت؟ ج. صاحبی فحش داد که او برگشت چاقو دست داشت که نزدیک شد چاقو را زد سه ضربه زد. س.اقای وکیل متهم سوال نموده شما بیان دارید متهم قدرت فکر داشت یا نه؟ ج. خیلی عصبانی بود خیلی ضربه خورده بود و می خواست از خودش دفاع نماید. س. در زمان حضور با شما متهم به قتل مواد مخدر، روانگردان و یا مشروب مصرف نموده بود؟ ج.خیر هیچ چیزی مصرف نکرد، خطاب به جناب اقای عالی مشاور دادگاه چنانچه مطالبی دارید بیان نمایید؟ ج. براساس پرونده شخصیت می باشد. و نظریه مکتوب نیز اعلام خواهد شد، متهم س. ص. بیان نموده ان زمان که من چاقورا گرفتم ا. با سنگ زد و من فحش دادم که مرحوم به سمت من امد از بس که چاقو خورده بودم اصلا نفهمیدم چی شده و چشمانم سیاهی میرفت، من در اگاهی فهمیدم چند ضربه چاقو زدم و چند ضربه چاقو خوردم. س. نحوه چاقو زدن به مقتول را به خاطر دارید؟ الان یاد دارم. و دو سه روز اول فهمیدم. س. شما از زمان دستگیری به صورت کامل و مبسوط درگیری را بیان داشته اید چگونه بیان می دارید اخیرا متوجه شدید؟ ج. از من در اگاهی پرسیدند فکر کن چند ضربه زدی که گفتم یک ضربه سر شانه اش زدم و بعد که دوستانم در بازداشتگاه امدند پرسیدم. س. نحوه ضربات نهایی به مقتول را بیان دارید؟ ج.وقتی رو به روی هم قرار گرفتیم مرحوم که می خواست با چاقو بزند من دستم را بلند کردم که زیر شانه ام خورد دو تا نیش چاقو خورد من چاقو را کلنگی گرفتم و سه ضربه ای که زدم ضربه اخر کنار گردنش خورد ترسیدم. س. اینکه مطلعین بیان داشته اند شما از لحاظ جثه برتری به مقتول داشته اید را توضیح و مکان قرار گرفتن خود و مقتول از حیث مسطح بودن یا بلندی مکان استقرار توضیح دهید؟ ج. ما هر دو روی زمین بودیم ولی من از لحاظ قدی بزرگتر بودم. اخرین دفاعیات متهم اخذ که اظهار داشته من از عمد نداشتم و قصد کشتن نداشتم من اینطور ادمی نیستم که حق حیات کسی را بگیرم برای او نماز و قران خواندم.وکیل متهم اظهارداشته یک سوال از متهم داشتم که جزییاتی که در مورد نخوه درگیری اعم از تعداد ضربات چاقو و نحوه ورود ضربات و تعداد جراحات ایا این جزییات در حین وقوع درگیری متوجه بوده یا بعدا در اگاهی از روی اظهارات شهود متوجه شده است.به نظر دادگاه با توجه به پرسیدن سوال و پاسخ متهم بشرح فوق نیازی به پاسخ نبوده لکن از جهت اینکه در مراحل بعدیمورد ایراد قرار نگیرد متهم پاسخ می دهد که من گفتم در اگاهی متوجه شدم.ضمن اینکه در ادامه وکیل متهم اعلام داشته ظرف سه روز لایحه میدهم.
( ( رای دادگاه ) )
در خصوص اتهام متهم اقای س. ص. فرزند ع. ، متولد ۱۳۸۳/۶/۷، شغل ازاد، شماره ملی*، تابعیت * ، مجرد، فاقد سابقه کیفری، بازداشت با قرار نگهداری موقت با وکالت اقای ع. ع. دایر به: الف. به قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم پ. خ. ب. ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت مرحوم پ. خ. با توجه به محتویات پرونده اصل اتهام قتل عمدی به لحاظ نوع اقدامات محرز است.لکن وکیل متهم در دفاع از موکل بدوا عدم رشد و کمال عقلانی متهم را مطرح و بیان داشته استدلال دادسرا متعارض با نظر پزشکی قانونی می باشد. و زدن چاقو، دیدن خون، ترسیدن و فرار از محل را دلالت بر عدم درک موضوع داشته زیرا تصور نمی کرده با ان ضربه مقتول بمیرد چرا که اگر موضوع مورد درک موکل بود، نمی ترسید و فرار نمی کرد، در دفاع بعدی وکیل متهم بحث دفاع مشروع را مطرح و بیان داشته که اصل تهاجم توسط مقتول محرز است.شک در شرایط دفاع است.و مهاجم باید عدم شرایط را اثبات نماید. که در مانحن فیه نه تنها اولیایدم بلکه دادسرا عدم شرایط را اثبات نکردند.، رفتار موکل که مجروح و در حال خون ریزی بوده چطور می توانسته خطر و تجاوز را دفع کند، اگر یک لحظه خودمان را جای موکل بگذاریم شخصی ما را چاقو زده و مجروح شدیم و با چاقو حمله و دنبال ما کند هر لحظه احتمال دارد. با چاقو به اندام هایی حیاتی بزند و سبب فوت شود. و هر عقل سلیم برای دفع چنین تجاوزی در ان لحظه و در ان شرایط همین اقدام موکل را تجویز می نماید. ( صص۲۷۶ تا ۲۸۰ ) و در اخرین دفاعیات نیز علاوه بر مبحث دفاع بیان داشته موکل حالت طبیعی نداشته و خون جلوی چشم های او را گرفته و قدرت بر تصمیم گیری نداشته، به طوریکه نمی فهمیده چند ضربه و کجاها زده و از سویی غیرعمدی بودن را به شدت تقویت می نماید.، در خصوص دفاعیات وکیل متهم بایستی بیان داشت انچه در نظریه پزشکی قانونی بیان گردیده عدم برخورداری از رشد و کمال عقلی است.که با توجه به دفاعیات متهم بنظر دادگاه وی به رشد عقلی رسیده که امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی و همچنین دسترسی سریع و اسان به اطلاعات در سن متهم و همسالان وی نمی توان مدعی عدم رشد وکمال عقلی و یا عدم درک ماهیت جرم و حرمت ان گردید.و دیگر اینکه ادعا گردد. فرار از صحنه قتل دلالت بر عدم درک موضوع می باشد. نیز قابل دفاع نبوده چه که در موارد مشابه و حتی ارتکاب قتل از ناحیه افراد بزرگسال نیز متهم بلافاصله جهت فرار از مجازات از محل متواری گردیده و در مانحن فیه متهم علاوه بر فرار نسبت به امحای ادله جرم نیز اقدام نموده ( چاقو را انداخته ) که این خود قرینه ای بر رشد عقلی بوده نه دلالت بر عدم رشد، در بحث دفاع مشروع نیز اولا فردی به هویت ر. ا. ا. اقرار به زدن یک ضربه به بازوی متهم به قتل نموده وبیان داشته سایر ضربات را مقتول وارد نموده هرچند دلیلی بر ایراد سایر ضربات از ناحیه مقتول نمی باشد. لکن بر فرض انتساب ان به مقتول صدمات به صورت جزیی و به دست چپ متهم به قتل اصابت نموده و هیچ اثاری بر اعضای حیاتی و حساس نبوده، در ثانی مقتول پس از درگیری در حال رفتن بوده که متهم به قتل با فحاشی او را به سوی خود کشانیده و ضربات را به وی وارد نموده اینکه اگر ضربه نمی زده ضربه می خورده قابل پذیرش نبوده چه که هیچ دلیلی بر حمله مجدد مقتول وجود نداشته تا اساسا بحث دفاع مشروع مطرح گردد. و بر فرض قبول ورود ضربات قبلی به متهم از ناحیه مقتول با خاتمه درگیری دفاعی متصور نبوده و دردرگیری مجدد نیز دلایلی دال بر حمله مقتول به متهم به قتل منعکس نبوده، در خصوص مطلب سوم و اینکه وکیل متهم بیان داشته خون جلوی چشم های او را گرفته و قدرت بر تصمیم گیری نداشته، به طوریکه نمی فهمیده چند ضربه و کجاها زده و از سویی غیرعمدی بودن را به شدت تقویت می نماید. نیز معروض می گردد. فرق است.بین فقدان اراده و قوه تمییز که فرد مجنون محسوب گردد. با عصبانیت چنانچه متهم فاقد اراده می بود نه می بایست از اقدامات انجام گرفته از ناحیه خود مطلبی به خاطر داشت نه اینکه بتواند از محل متواری و سوار بر خودرو گردد. لذا همانگونه که پزشکی قانونی نیز اعلام داشته اختلال عمده روانپزشکی که سلب سلب قوه تمییز و اراده در وی گردد. احراز نشده لذا دادگاه با تشخیص قتل عمدی و انتساب ان به متهم به قتل و با توجه به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان تربت جام، شکایت اولیایدم و ارایه گواهی حصر وراثت، اظهارات افرادحاضر در محل، نظریت پزشکی قانونی در خصوص علت تامه فوت و صدمات غیرمسری وارده به مقتول، نحوه ایراد بریدگی کشنده که از خلف به قدام، بالا به پایین و کمی راست به چپ بوده و در اصطلاح عامه بدان ضربه گلنگی گفته و با اظهارات مطلعین که بیان داشته متهم به قتل از لحاظ جثه ظاهری برتری نسبت به مقتول داشته مطابقت دارد.، اظهارات و دفاعیات وکیل متهم که به صورت مبسوط در بالا بیان و پاسخ ان نیز بیان گردید، احراز رشد و کمال عقلی از نظر این دادگاه، وجود قوه تمییز و اراده در متهم بقتل، بازسازی صحنه ارتکاب قتل و مجموع محتویات پرونده بزهکاری نامبرده محرز و مسلم است.باستناد بند ب ماده ۱۸ ( در خصوص شیوه ارتکاب بزه جرح با چاقو و نتیجه زیانبار ان ) ، مواد ۱۹٫۲۷ بند ب ماده ۲۹۰، مواد ۳۰۱٫۳۵۰٫۳۵۱٫۳۸۱٫۳۸۶٫۴۱۷٫۴۴۸٫۴۴۹٫۴۶۲٫۴۸۸٫۷۰۹٫۷۱۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و تبصره ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ حکم به محکومیت متهم باتهام مباشرت در قتل عمدی به تحمل قصاص نفس از طریق چوبه دار در محل زندان دادسرای محترم عمومی و انقلاب شهرستان مجری حکم پس از استیذان از م. م. ر. و یا نماینده ماذون ایشان و به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت مرحوم پ. خ. از جنبه عمومی به تحمل یکسال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و از جنبه حق الناسی به پرداخت نیم درصد دیه کامل بابت حارصه کف دست، دو و نیم درصد دیه کامل بابت موضحه بازوی چپ، دو درصد دیه کامل بابت دامیه پس سر، یک و نیم درصد دیه کامل بابت دامیه بازوی چپ، پرداخت چهار فقره دو صدم از یک سوم از یک دهم دیه کامل بابت دامیه قاعده بند اول انگشت دوم دست چپ، بند اخر انگشت دوم دست چپ، بند اول انگشت سوم وقدام بند اول انگشت چهارم دست راست، دو صدم از یک دوم ازیک دهم دیه کامل بابت قدام بند اول انگشت پنجم دست راست و یک درصد دیه بابت دامیه دست چپ در حق اولیایدم ظرف یک سال قمری از وقوع حادثه صادر و در خصوص اتهام دیگر متهم دایر به ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به م. ز. صرفنظر از اعلام رضایت شاکی با توجه به انکار متهم و اینکه مدارک و علم اوری از ناحیه شاکی ارایه نگردیده به لحاظ فقد ادله اثباتی و حاکمیت اصل برایت باستناد اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۴ قانون ایین دادرسی کیفری حکم برایت متهم از بزه انتسابی اخیر الذکر صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور می باشد.
قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان خراسان رضوی
رییس دادگاه ک. م. – مستشار دادگاه ح. ب. ا.
فهرست
دادگاه بدوی
نقد رای
نحوه احراز رشد عقلی مرتکب (م ۹۱ ق.م.ا)
۱۴۰۱۲۵۳۹۰۰۰۲۱۰۲۸۴۲ · ۱۴۰۱/۰۲/۳۱ · دادگاه بدوی · ۴ دادگاه کیفری یک (ویژه نوجوانان) استان خراسان رضوی
چکیده: با توجه به دسترسی سریع و آسان به اطلاعات در سن متهم و همسالان وی {بالغ زیر 18 سال} نمی توان مدعی عدم رشد و کمال عقلی و یا عدم درک ماهیت جرم و حرمت آن گردید. دیگر اینکه ادعا گردد، فرار از صحنه قتل دلالت بر عدم درک موضوع دارد نیز قابل قبول نبوده چه بسا در موارد مشابه و حتی ارتکاب قتل از ناحیه افراد بزرگسال نیز متهم بلافاصله جهت فرار از مجازات از محل متواری گردیده و در مانحن فیه متهم علاوه بر فرار نسبت به امحای ادله جرم نیز اقدام نموده ( چاقو را انداخته ) که این خود قرینه ای بر رشد عقلی بوده نه اینکه دلالت بر عدم رشد داشته باشد.