## رای خلاصه جریان پرونده
خانم ف. پ. متولد 1335 ( 59 ساله ) دادخواستی بطرفیت آقای ت. پ. متولد 1304 (90 ساله) و دادستان عمومی و انقلابل زنجان به خواسته تقاضای صدور حکم محجوریت خوانده (اول) به دلیل ابتلاء به بیماری ناشی از اعمال جراحی متعدد و کهولت سن و عدم تشخیص و توانایی در اداره امور مالی را تسلیم دفتر کل محاکم عمومی و انقلاب زنجان و خلاصتا اظهار نموده خوانده (ردیف اول) ابوی وی بوده و از سال 82 بطور مکرر مورد عمل جراحی از ناحیه سر قرار گرفته ، بنوعی که بواسطه تداوم بیماری و کهولت زیاد سن ، توانایی لازم جهت اداره امور مالی خویش را ندارد . خواهان موصوف کپی از کارت ملی خود و خوانده را پیوست عرضحال خود نموده و متمسک به دلایل استعلام از بیمارستانهای ش. و س. تهران و انجام معاینات پزشکی و هر گونه تحقیق ضروری به تشخیص دادگاه گردیده است . این دادخواست در تاریخ 94/8/12 ارجاع و شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) زنجان با دعوت طرفین عهده دار رسیدگی شده است ، جلسه مورخ 94/9/14 با حضور خواهان و در غیاب خواندگان تشکیل و احد از خواندگان ( دادستان عمومی و انقلاب زنجان ) لایحه ای به شماره 2812-94/8/20 فرستاده و طی آن اعلام داشته نظر به لزوم وصول حقوق دولت و اجرای عدالت متقاضی صدور حکم مطابق قوانین مربوطه میباشد ، در این جلسه خواهان اظهارات خود را بشرح دادخواست تقدیمی عنوان و درخواست نموده تاریخ حجر مشخص شود . دادگاه خوانده ردیف اول را جهت معاینه به پزشکی قانونی معرفی و درخواست مینماید تا در خصوص حجر و توانایی یا عدم توانایی وی در اداره اموال را بررسی و در صورت حجر ، تاریخ دقیق حدوث آن و اینکه آیا متصل به زمان صغر میباشد یا خیر را مشخص نمایند . خواهان در تاریخ 94/9/1 لایحه داده و گفته چون خوانده به هیچ وجه قادر به حرکت نبوده و مبتلا به پروستات و خود ادراری و ناتوانی در راه رفتن میباشد پزشک به محل اعزام شود ، دادگاه مراتب را به پزشکی قانونی اعلام و درخواست کرده بشرح فوق اقدام نماید ، اداره کل پزشکی قانونی زنجان طی دو فقره نامه شماره های 10924 و 8155 مورخ 94/9/25 بدوا اعلام داشته حسب معاینه و مشاوره با پزشک متخصص و رویت مدارک پزشکی موجود ، آقای ت. پ. مبتلا به اختلال شناختی و حافظه در زمینه سکته مغزی و زوال عقل میباشد ، اختلال شناختی و حافظه وی به حدی است که نمیتواند در امور مالی و زندگی خویش دخالت نماید و متعاقبا اعلام داشته اختلال روانی وی متصل به زمان صغر نمیباشد و با توجه به اینکه شروع و استقرار زوال ، تدریجی بوده ، اظهارنظر در خصوص زمان دقیق شروع و استقرار عارضه فوق با معاینات پزشکی مقدور نمیباشد . دادگاه بدوی ختم دادرسی اعلام و رای خود را طی شماره 1881-94/9/25 انشاء نموده است ، بموجب دادنامه موصوف دادگاه پس از ذکر مشخصات طرفین و مقدمات رای ، با نظر به جمیع اوراق پرونده از جمله دادخواست خواهان و نظریه پزشکی قانونی ...... که ایشان را به علت ابتلا به اختلال شناختی و حافظه در زمینه سکته مغزی و زوال عقل ناتوان در امور مالی و زندگی شناخته و اینکه دادستانی هم اجرای قانون را خواسته ، حجر فرد مذکور را به سبب فوق محرز دانسته و با استناد به مواد 1211 و 1 *** از قانون مدنی و 57 قانون امور حسبی حکم حجر آقای ت. پ. را صادر و مرقوم داشته ضمنا حجر ایشان متصل به صغر نبوده و با توجه به نبود دلایل مبنی بر اینکه شروع حجر از کی بوده همان زمان تقدیم دادخواست (94/8/12) ملاک قرار گیرد ، دادگاه بدوی رای صادره را حضوری اعلام کرده است . این رای در تاریخهای 94/10/1 به دفتر دادستانی و 94/10/2 به فرزند ب. پ. و 94/10/7 به خادم خواهان ابلاغ شده است . آقای ت. پ. در تاریخ 94/10/21 و آقای ح. ع.ک. به وکالت از خانم ف. پ. در تاریخ 94/10/27 هر کدام بطور جداگانه تجدیدنظر خواهی نموده اند ، آقای پ. در تجدیدنظر خواهی خود ضمن معترض بودن به نظریه پزشکی قانونی خلاصتا اینکه اظهار داشته وی در سن 90 سالگی و در قید حیات میباشد ، هر چند دارای ناتوانی جسمی بدلیل پیری و بیماری کنسر معده میباشد ولی اینها نمیتوانند دلیل بر حجر وی باشد ، وی در سلامت بوده و نسبت به محیط و اطرافش شناخت دارد ، اظهار داشته سایر فرزندانش این ادعای خواهان را قبول ندارند و حاضر به ادای شهادت در محکمه جهت عدم حجر وی هستند ، وی گفته در طول زندگی سکته مغزی ننموده است و این در حالیست که نامبرده (خواهان) خود دارای سلامت نبوده و با مشکلات عدیده ای گذران زندگی می کند . وکیل خانم پ. نیز در تجدیدنظر خواهی خویش به قسمت اخیر دادنامه صادره مبنی بر عدم تعیین تاریخ محجوریت ، تجدیدنظر خواهی نموده است ، هییت قضات تجدیدنظر ( شعبه اول ) استان زنجان در وقت فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده با اعلام ختم دادرسی رای خود را طی شماره 1427مورخ 94/11/28 انشاء نموده اند ، مطابق دادنامه مذکور با رد تجدیدنظر خواهی های بعمل آمده ، رای تجدیدنظر خواسته تایید گردیده است . این دادنامه در تاریخ 94/12/9 به فرزند آقای ت. پ. (ح. پ. ) ابلاغ میگردد . ملاحظه میگردد آقای ت. پ. با تسلیم دادخواست از این رای فرجام خواهی نموده است ، دفتر شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر در ذیل دادخواست مرقوم و گواهی نموده فرجام خواه آقای ت. پ. جهت ارایه درخواست فرجام خواهی به دادگاه مراجعه نمودند و با توجه به مرخصی بودن همکاران محترم شعبه اول ، تاریخ مراجعه 95/1/5 را تایید نموده است ، این گواهی ممهور به مهر دفتر شعبه ششم و امضاء فردی که سمت و مشخصات آن نامشخص بوده میباشد و به شماره 9514824017 مورخ 95/1/5 ثبت و در مهر مربوطه دفتر شعبه اول ممهور گردیده است . نسخه ثانی دادخواست فرجامی و ضمایم در تاریخ 95/1/9 با اخطاریه دفتر شعبه اول برای وکیل خانم ف. پ. ارسال و آقای ح. ع.ک. به وکالت از فرجام خوانده مذکور ( بدون ارایه وکالتنامه برای این مرحله ) پاسخ فرجام خواهی را داده است ، وکیل موصوف در لایحه ای که داده علاوه بر اظهاراتش کپی یکبرگ گواهی وفات صادره ثبت احوال با شماره .../... /... را پیوست کرده که در آن گواهی شده آقای ت. پ. در تاریخ 95/1/6 بعلت سرطان معده فوت نموده است . ملاحظه میگردد طی ورقه ای دفتر شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر امضاء و مهر نموده که با توجه به عدم حضور همکاران محترم در دفتر ، فرد جوانی در حدود 35 ساله که از بستگان آقای ت. پ. با توجه به عدم توانایی آقای ت. پ. نسبت به ارایه فرجام خواهی اقدام و تحویل دفتر دادگاه ششم تجدیدنظر نمودند . مدیر دفتر شعبه اول تجدیدنظر استان زنجان نیز در صورتجلسه ای فاقد تاریخ اجمالا چنین انعکاس داده که دادخواست فرجامی توسط شخص ذینفع ( آقای ت. پ. ) بدفتر آن دادگاه تسلیم نگردیده و گزارش مدیر دفتر شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر نیز موید این موضوع است که ارایه کننده دادخواست شخص جوانی در حدود 35 ساله بوده نه 90 ساله و از طرفی وکیل فرجام خوانده به عدم قابلیت جابجایی مشارالیه بلحاظ شرایط وخیم جسمی اشاره نموده ، بطوریکه گفته یک روز پس از تنظیم و ارایه دادخواست فوت نموده ، مدیر آن شعبه اول تجدیدنظر مرقوم داشته بنظر وی دادخواست مذکور قانونی نبوده و فاقد اثر میباشد و تاکید کرده که وی در مورخ 95/1/5 در مرخصی نبوده و در محل کار حضور داشته است ، صورتجلسه مذکور بنظر مستشاران شعبه رسیده و هییت مذکور دستور داده اند پرونده عینا به دیوان عالی کشور ارسال شود . با ارسال پرونده به دفتر کل دیوان عالی کشور و ارجاع آن به شعبه 22 دیوان و ثبت آن به کلاسه 950071/22 گزارش پرونده بنحو فوق توسط عضوممیز تهیه گردیده است ، مفاد دادخواست فرجامی و لوایح و مدارک طرفین همزمان با مشورت مورد مطالعه هییت شعبه قرار خواهد گرفت . هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای حضرتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد.
## رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجام خواهی آقای ت. پ. به طرفیت خانم ف. پ. نسبت به دادنامه شماره 1427 مورخ 94/11/28 صادره شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان که در مقام تایید رای شماره 1881 مورخ 94/9/25 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی زنجان مشعر; بر صدور حکم حجر فرجام خواه از زمان تقدیم دادخواست (94/8/12) صادر گردیده ، با مطالعه جامع اوراق و امعان نظر در پرونده ، فرجام خواهی واصله را وارد و موجه تشخیص و رای فرجام خواسته را واجد نقصان در تحقیقات و اقدامات انجام شده دانسته و آنرا در موقعیت کنونی شایسته و در خور تایید نمی داند زیرا ، اولا - مطابق ماده 1207 قانون مدنی صغار و اشخاص غیررشید و مجانین محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند ، از طرفی طبق ماده 104 قانون امور حسبی کسی که در اثر کبر سن یا بیماری و امثال آن از اداره تمام یا بعضی اموال خود عاجر شده ، میتواند از دادگاه بخواهد برای اداره اموال او امین معین نماید ، در مانحن فیه خواهان اولیه ( فرجام خوانده ) مصرحا مدعی جنون پدر خویش ( فرجام خواه ) نگردیده بلکه اعلام داشته بواسطه تداوم بیماری و کهولت سن زیاد خوانده ، توانایی لازم جهت اداره امور مالی خویش ندارد ، ایجاب داشت با توجه به مقررات قانونی مارالذکر خواهان و در ادامه وکیل ایشان با حضور در محکمه رسیدگی کننده صراحتا خواسته خود را عنوان و دلایل اثباتی آنرا اعلام مینمود و رسیدگی و اتخاذ هر گونه تصمیم شایسته بر مبنای خواسته معنون صورت میپذیرفت ، ثانیا - اداره کل پزشکی قانونی در نظرات تسلیمی خود تکلیف قضیه را بالصراحه روشن نکرده ، قطع نظر از اینکه نظریه مزبور مورد اعتراض فرجام خواه قرار گرفته ، اقتضاء داشت دادگاه رسیدگی کننده با ارسال هر گونه مدارک و سوابق پزشکی ابرازی متداعیین به پزشکی قانونی ، درخواست نماید با انجام هر گونه بررسی علمی و پزشکی و استطلاع لازم ، نظریه خود را صریح و فاقد ابهام بگونه ای که اعلام شود آیا فرد مذکور ابتلاء به جنون دارد یا خیر و در صورت دارا بودن چگونه میباشد و یا اینکه صراحتا اعلام نمایند مشارالیه در اثر کبر سن یا کهولت یا بیماری و امثال آن عاجز از اداره امور و اموال خود بوده است ، بدیهی است دادگاه در هر مورد اقدام قانونی مربوطه انجام خواهد داد ، چنانچه نظریه پزشکی قانونی ماخوذه دریافت و نسبت به ابلاغ آن اقدام گردد لدی الاقتضاء و عنداللزوم نظریه کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی اخذ خواهد شد ، ثالثا - فرجام خوانده ( خوانده ) همواره اعلام داشته که از سلامت روانی برخوردار بوده و فقط دارای ضعف قوای جسمانی و مبتلاء به بیماری کنسر معده و ....... بوده است ، موید اظهارات خود را علاوه بر مدارک پزشکی ، گواهی سایر فرزندانش ( غیر از فرجام خوانده ) و امور حقوقی انجام شده توسط خودش تا اواخر سال 93 عنوان داشته است ، ایجاب داشت دادگاه رسیدگی کننده در اینخصوص حسب مورد قرارهای معاینه و تحقیق محلی و قرار استماع شهادت گواهان و قرار استعلام از مراجع مربوطه صادر و بنا به مقتضیات پرونده نسبت به اجرای آنها اقدام و در این موارد اهتمام لازم مبذول مینمود ، رابعا - مطابق ماده 70 قانون امور حسبی اثر حجر از تاریخ قطعیت حکم مترتب میشود ، ترتب دادن اثر حجر به قبل از تاریخ حکم مذکور مستلزم ثابت شدن وجود علت حجر همراه با استدلال لازم میباشد ، چنانچه برای دادگاه رسیدگی کننده حجر محجور بر اساس ماده 1207 قانون مدنی اثبات شود ، رعایت قاعده مرقوم لازم است ، خامسا - بنا به تجویز ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه رسیدگی کننده علاوه بر سیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا ، هر گونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام خواهد داد ، سادسا - وکیل فرجام خوانده در لایحه ای که بعنوان پاسخ فرجام خواهی داده با پیوست نمودن کپی گواهی فوت آقای ت. پ. اعلام داشته یک روز پس از ثبت دادخواست فرجام خواهی (95/1/6) فرجام خواه دارفانی را وداع گفته است ، اقتضاء و ایجاب مینماید تا با وصف اینکه رای فرجام خواسته بشرح موارد مذکور واجد نقصان در تحقیقات تشخیص داده شده ، در اولویت و با مدنظر قراردادن قواعد آمره دادرسی و بدوا بر اساس مقررات ماده 105 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی اقدام و مقدمات امر فراهم و در صورت مرتفع شدن اقدامات مربوط به مقررات مرقوم در آتی جهت رسیدگی ماهوی وارد و موارد و نقایص مذکور انجام و بواسطه اقدامات و تحقیقات انجام شده و نتایج حاصله از آن رای شایسته و قانونی صادر فرمایند . فلذا و با نظر به مراتب مذکور و اینکه دادگاه تجدیدنظر که به تبع رسیدگی و رای صادره دادگاه بدوی اقدام و نکات و موارد فوق را رعایت ننموده است مستندا به بندهای 5 ماده 371 و الف ماده 401 از قانون مرقوم الذکر با نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده را جهت رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادر کننده ( شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ) ارجاع مینماید .
شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشوررییس شعبه : جنتی عضومعاون : حضرتی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تکلیف دادگاه در فرض عدم امکان تعیین تاریخ آغاز حجر
۹۵۰۹۹۷۰۹۰۸۲۰۰۰۶۹ · ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ · شعبه دیوان عالی کشور · انتقالی
چکیده: در مواردی که تعیین تاریخ ابتلا به حجر ممکن نباشد، اثر حجر از تاریخ قطعیت حکم مترتب میشود و تسری اثر حجر به قبل از این تاریخ مستلزم اثبات وجود علت حجر در آن زمان است. بنابراین در فرض ناممکن بودن تشخیص تاریخ آغاز حجر، دادگاه نمی تواند اثر حجر را از زمان تاریخ تقدیم دادخواست جاری سازد.