## رای شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9409980352600280 شماره دادنامه : 9509970907600148 شعبه : شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/02/27-11:02 قاضی : سعید عالم قاضی : عبدالعلی ناصح فورگ قاضی : عباسعلی علیزاده بایگی قاضی : محمد دیوسالار خلاصه جریان پرونده خانم ز. پیر حاجی خوزانی با وکالت خانم ن. ع. دادخواستی بطرفیت آقای ق.الف. ل.خ. بعنوان طلاق توافقی و صدور گواهی عدم امکان سازش در حالی که دادخواست طلاق را خانم ن. عطایی و خانم ز. پ.خ. هر دو امضاء کرده اند در محاکم خانواده اصفهان مطرح نموده اند . پرونده به شعبه 26 دادگاه خانواده ارجاع شده است ( تاریخ 94/3/18 ) هر دو امضاء کنندگان دادخواست در تاریخ 94/3/26 در وقت فوق العاده در شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی اصفهان حضور یافته اند ( خانم ز. پیرحاجی بعنوان زوجه و خانم ن. عطایی بعنوان وکیل مع الواسطه زوج ) زوجه گفته است : با توجه به وکالت نامه تفویض همسرم به شماره 220120 92/8/18 دفترخانه 73 اسناد رسمی خمینی شهر یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج خود را بذل و طلاق می خواهم جهیزیه نزد خودم است حضانت فرزند مشترک بنام ابوالفضل متولد 89/9/28 را تا سن 7 سالگی می خواهم . وکیل زوج گفته است : بذل را قبول و با طلاق موافقم . دادگاه ختم جلسه رسیدگی را اعلام نموده است و با بررسی اوراق پرونده بشرح دادنامه 367 94 مورخ 94/3/28 بدین شرح انشاء رای نموده است : « در این پرونده خانم ز. پیر حاجی خوزانی فرزند ق. و آقای ق.الف. ل.خ. فرزند خ. با وکالت مع الواسطه خانم ن. عطایی با تقدیم دادخواست بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش را درخواست کرده اند. دادگاه با عنایت به رونوشت مصدق مستندات زوجین که حکایت از علقه زوجیت دایم بین آنها دارد و ملاحظه وکالت نام تفویضی زوج به زوجه جهت مطلقه کردن خود به شماره 220120 92/8/18 دفتر اسناد رسمی 73 خمینی شهر و اینکه سعی و تلاش دادگاه و مشاور خانواده جهت اصلاح و سازش زوجین موثر واقع نشد دعوی تقدیم را وارد دانسته به استناد مواد 1133 و 1146 قانون مدنی و 24 25 26 29 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش صادر می نماید و به زوجین اجازه داده می شود ظرف مدت 3 ماه از تاریخ ابلاغ با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق با رعایت شرایط زیر اقدام نماید : 1 زوجه به انتخاب طلاق باین تعداد یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج را به زوج بذل و وکیل ایشان قبول بذل کرده است 2 حضانت فرزند مشترک بنام ابوالفضل متولد 89/9/28 تا سن هفت سالگی به مادر واگذار می شود 3 این طلاق با توجه به بذل بعمل آمده خلعی و به استناد بند 3 ماده 114 قانون مدنی باین است . رای صادره حضوری و قابل تجدیدنظرخواهی می باشد . در تاریخ 94/4/6 وکیل مع الواسطه زوج پس از ابلاغ رای حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی خود را ساقط نموده است و در تاریخ 94/4/7 زوجه نیز حق فرجام خواهی و تجدیدنظرخواهی خود را ساقط نموده است . دفتر دادگاه در تاریخ 94/4/7 گواهی قطعیت رای صادره را صادر نموده است و به زوجه تسلیم نموده است . در تاریخ 94/8/10 آقای م. ش.ک. وکیل پایه یک دادگستری طی شرحی به دادگاه به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی درخواست مطالعه پرونده را نموده است و از رای 367/94 تجدیدنظرخواهی به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی با تقدیم دادخواستی که به تاریخ 94/8/20 ثبت گردیده است بعمل آورده است. در لایحه وی جهات تجدیدنظرخواهی عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای که نه محل سکونت زوج اصفهان بوده و نه محل سکونت زوجه چون هر دو محل سکونت آنان خمینی شهر بوده است مخالف بودن رای با موازین قانونی و شرعی و اینکه وکیل مع الواسطه اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامی نداشته است و برای قبول با بذل مهریه اختیاراتی نداشته است به مرکز مشاوره خانواده بر خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات و بدون اطلاع زوج مراجعه شده است با توجه به اشکالات و ایرادات شکلی و ماهوی نقض رای را خواستار شده است . دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی اوراق پرونده با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه 1748/94 در تاریخ 94/10/21 بدین شرح انشاء رای نموده است : »; در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ق.الف. ل.خ. و وکالت آقای م. ش.ک. به طرفیت خانم ز. پ.خ. نسبت به دادنامه شماره 367/94 شعبه 24 دادگاه حقوقی . . . نظر باینکه تجدیدنظرخواه با اعطای وکالتنامه رسمی به زوجه ( تجدیدنظرخوانده ) وکالت در تفویض طلاق داده و زوجه نیز با توجه به وکالت شماره 220120 92/8/18 تقاضای طلاق با بذل یک سکه را نموده نظر باینکه وکیل تجدیدنظرخواه در لایحه اعتراضیه خود اظهار داشته موکل در راستای حفظ کیان خانواده و جلوگیری از گسیخته شدن زندگی زناشویی و مهم تر از آن به لحاظ وجود فرزند مشترک حاضر به اعطای وکالتنامه شده که این موضوع دلیل محکمه پسندی در خصوص مخدوش شدن رای بدوی نمی نماید و رای اصداری در راستای اعمال وکالت صادر شده و در این پرونده تقاضایی در خصوص حقوق مالی از طرف زوجه نشده و سعی دادگاه و مشاور خانواده نیز در اصلاح ذات البین موثر نبوده با رد تجدیدنظرخواهی مستندا به مواد 25 و 26 قانون حمایت خانواده و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می گردد . رای صادره قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود . »; اکنون از این رای وکیل زوج فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرایت می شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر غیرقابل طرح در دیوان عالی کشور در خصوص دادنامه شماره 1728/94 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد . رای شعبه هر چند دادخواست تقدیمی زوجه با وکالت خانم ن. عطایی دادخواستی بطرفیت زوج به خواسته طلاق توافقی مطرح شده است که در حقیقت منظور خواهان از تفویض وکالت به خانم ن. عطایی بعنوان وکیل مع الواسطه از ناحیه زوج بوده است که اشتباها در دادخواست از وکیل مذکور بعنوان وکیل خودش ذکر نموده است لیکن اقدامات بعدی زوجه و وکیل مع الواسطه زوج یعنی خانم ن. عطایی مسیر دادرسی و سمت خواهان و خوانده را در دادخواست روشن نموده است و رسیدگی های بعدی دادگاه بر این مبنا صورت گرفته است نتیجتا چون پس از صدور گواهی عدم امکان سازش توافقی و دخالت وکیل مع الواسطه زوج بعنوان خواهان و زوجه بعنوان خوانده و اینکه توافق بعمل آمده در حدود اختیارات تفویض زوج برابر سند رسمی به وکیل خودش که حق توکیل به غیر داشته است پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و مراجعه به دفتر طلاق جهت اجرای صیغه طلاق به وکالت از زوج صحیحا و موجها صورت گرفته است و با وقوع طلاق و انقضاء مدت عده و انتفاء زوجیت بین آقای ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی خوزانی اعتراض وی نسبت به رای اجرا شده توجیه قانونی نداشته است چون دیگر رابطه زوجیت بین ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی پس از اجرای صیغه طلاق نبوده است نتیجتا رای فرجام خواسته واجد ایرادی که موجب نقض آن شود بنظر نمی رسد مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته تایید و ابرام می گردد . شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور رییس: عبدالعلی ناصح مستشار : عباسعلی علیزاده عضومعاون : سعید عالم فهرست شعبه دیوان عالی کشور نقد رای