## رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم الف. ط. بطرفیت آقای الف. ف. بخواسته خلع ید از پلاک ثبتی ... و مطالبه خسارات دادرسی دادگاه با احراز مالکیت مشاعی متداعیین به نسبت یک دانگ خواهان و پنج دانگ خوانده دعوی به دلالت نامه اداره ثبت اسناد و املاک به شماره 67838-94/11/11 و سکونت خوانده و تصرف آن حسب نظریه کارشناس تامین دلیل مورخ 94/12/8 و اقرار خوانده دعوی و با رد ادعای وی دایر بر اینکه ملک موضوع دعوی جزء مستثنیات دین است ، بلحاظ اینکه موضوع پرداخت دین نیست بلکه خواسته خواهان خلع ید بلحاظ زوال اذن می باشد ، دعوی را وارد تشخیص و مستندا به مواد 308و 311 قانون مدنی و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده موصوف به خلع ید از پلاک ثبتی موضوع دعوی به نشانی ... با رعایت ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی و پرداخت هزینه دادرسی طبق تعرفه قانونی در حق خواهان صادر می نماید.رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه محترم تجدید نظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 211 دادگاه حقوقی تهران-هادی رضوی
## رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای الف. ف. به طرفیت خانم الف. ط. از دادنامه شماره 2316-94 مورخ 94/12/25 صادره از شعبه 211 داذگاه عمومی حقوقی تهران که متضمن صدور حکم به خلع ید مشاعی از پلاک ثبتی ... موضوع یکواحد آپارتمان که متداعیین به نسبت معلوم درآن مشاعا مالک می باشند و پرداخت هزینه دادرسی درحق تجدیدنظرخوانده می باشد به گونه ایی نیست که موجب فسخ وبی اعتباری دادنامه مذکورگردد زیرا با توجه به محتویات پرونده ومستندات ابرازی رای صادره صحیح و فاقد ایراد قانونی است و در این مرحله از دادرسی نیز دلیل خاصی که موجب نقص دادامه مذکور گردد از سوی تجدیدنظرخواه به دادگاه ارایه نشده بنابراین در مجموع اعتراص وی را بلادلیل تلقی ضمن رد آن مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادامه عترض عنه را تایید و اعلام می دارد این رای قطعی است.
شعبه اول دادگاه تجدیدنظراستان تهران - مستشار و مستشار
سید محمد فاضل حسینی - داودصادقی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رای
استناد به مستثنیات دین بودن ملک در دعوی خلع ید از ملک مشاع
۹۵۰۹۹۷۰۲۲۰۱۰۰۱۶۱ · ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ · دادگاه تجدیدنظر استان · شعبه ۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران
چکیده: در دعوی خلع ید از ملک مشاع به دلیل زوال اذن، دفاع خوانده مبنی بر اینکه ملک موضوع دعوی از مستثیات دین است، با توجه به اینکه موضوع دعوی پرداخت دین نیست، پذیرفته نمی شود.