آرای قضایی مرتبط با ماده 1133
قانون مدنی — ۵۰۲ مورد
مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.
تبصره (الحاقی 1381/8/19)- زن نیز میتواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119)، (1129) و (1130) این قانون، از دادگاه تقاضای طلاق نماید.
- اقدام انفرادی وکیل در صورت وکالت مشترکدر فرض تعدد وکلا درصورتی که وکالت به طور انفرادی اعطاء نشده باشد، وکلا می بایست مجتمعا اقدام به تنظیم دادخواست کنند؛ بنابراین اقدام انفرادی یکی از وکلا پذیرفته نیست.
- حدود اختیار دیوان عالی در رسیدگی به اجرت المثل و نحلهدر صورت صدور حکم نسبت به نحله و اجرت المثل به صورت توامان؛ حتی در فرض فرجام خواهی توسط زوجه و عدم فرجام خواهی توسط زوج، دیوان عالی می تواند نسبت به حذف نحله اقدام کند.
- نقش داوری در دعوای طلاقدر دعوی طلاق، دادگاه قبل از صدور رای باید جهت اصلاح بین زوجین، موضوع را به داوری ارجاع کند، هرچند دعوی خواهان محکوم به رد اعلام شود؛ زیرا این امر، از تکالیف دادگاه است.
- تعیین مهریه با قرآن، آیینه و شمعداندر صورتی که مهریه یک جلد قرآن کریم، آیینه، یک جفت شمعدان و یک شاخه گل رز تعیین شده باشد، مالیت داشته و صحیح است؛ بنابراین از موارد تعیین مهرالمثل نیست.
- رابطه اجرت المثل ایام زوجیت و شرط تنصیف داراییاجرت المثل ایام زوجیت و شرط تنصیف دارایی قابل جمع هستند؛ بنابراین استحقاق زوجه نسبت به هر یک از حقوق ناشی از اجرای شرط تنصیف دارایی و اجرت المثل ایام زندگی مشترک به دلیل مختلف بودن مبانی قانونی هر یک از آنها موجب اسقاط استحقاق وی نسبت به حق دیگر نیست.
- رابطه نحله و اجرت المثل ایام زوجیتمطالبه نحله منوط به عدم استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل خدمات ایام زندگی مشترک است؛ بنابراین در صورت تعیین اجرت المثل، استحقاق وی نسبت به نحله منتفی است.
- اثر توافق زوجین درباره بیماری زوج بر طلاقدر صورت توافق زوجین درخصوص بیماری خاصی (بیماری اعصاب و روان) قبل از وقوع عقد نکاح و عدم تشدید آن بعد از عقد، درخواست طلاق توسط زوجه به دلیل مزبور قابل پذیرش نیست.
- اثر بذل مهریه در تحقق عسر و حرجبذل مهریه در مرحله فرجام خواهی، موثر در عسر و حرج زوجه نبوده و درخواست طلاق توسط وی به دلیل مذکور قابل پذیرش نیست.
- ادعای بی اعتباری اقرارنامه در قالب دفاعدر درخواست طلاق از ناحیه زوج، اقرارنامه زوجه مبنی بر دریافت مهریه معتبر بوده و ادعای بی اعتباری آن توسط زوجه باید در مرجع قضایی صالح و در یک دعوی مستقل طرح شود.
- رابطه اجرت المثل و شرط تنصیف داراییشرط تنصیف دارایی و اجرت المثل به دلیل مختلف بودن مبانی، شروط و قیود تحقق آنها قابل جمع هستند؛ بنابراین استحقاق زوجه نسبت به هر یک از حقوق مذکور موجب اسقاط حق دیگر نیست.
- وضعیت حقوق مالی زوجه در دعوی طلاق از ناحیه زوجدر دعوی صدور گواهی عدم امکان سازش از ناحیه زوج، درصورتی که زوجه حقوق مالی خود را به موجب دادخواست مستقلی مطالبه کرده باشد، دادگاه باید رسیدگی به دعوی را تا پایان رسیدگی مراجع قضایی مربوطه و قطعیت آرای صادره در این خصوص، متوقف کند.
- درخواست اعمال شرط تنصیف دارایی نسبت به حق انتفاعحق انتفاع مادام العمر از یک آپارتمان به دلیل محدود و مشخص نبودن مدت آن، قابلیت تقویم و ارزیابی را ندارد؛ بنابراین موضوع شرط تنصیف دارایی قرار نمی گیرد.
- تعیین اقلام جهیزیه توسط دادگاهدر بسیاری از موارد بردن جهیزیه توسط زوجه به منزل مشترک بدون اخذ رسید یا حتی تهیه سیاهه یا لیست انجام می شود و ملاک در تعیین اقلامی که زوجه به عنوان جهیزیه به منزل شوهر برده، تشخیص دادگاه است.
- تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی ویاز آنجا که محکومیت زوجه به رابطه نامشروع، مصداق بارز سوء رفتار محسوب میگردد وی مستحق دریافت نحله نیست؛ ولی در خصوص اجرت المثل و نفقه ذیحق است.
- وضعیت حقوق مالی زوجه در طلاق به درخواست زوجدر صورتی که طلاق به درخواست زوج باشد، وی مکلف است کلیه حقوق قانونی استحقاقی زوجه را قبل از اجرا و ثبت طلاق در حق زوجه پرداخت کند و صرف صدور احکام جداگانه و مستقل در خصوص آنها که هنوز به مرحله اجرا در نیامده رافع تکلیف قانونی زوج در این خصوص نخواهد بود.
- ملاک تعیین اجرت المثل برای زوجهملاک قانونی استحقاق زوجه نسبت به اجرت المثل بر اساس ایام زوجیت نیست، بلکه در این خصوص ملاک ایام زندگی مشترک است.
- تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی ویمحکومیت زوجه به رابطه نامشروع، مسقط مهریه وی نبوده ولی از جهت دلالت محکومیت مزبور بر نشوز، مستحق نفقه نیست.
- مطالبه حقوق هزینه شده زوجه در دعوای طلاق زوجادعای زوجه نسبت به حقوق هزینه شده در زندگی مشترک و هم چنین اثاث البیت در صورت وجود اختلاف بین طرفین، در دعوی طلاق اقامه شده توسط زوج، قابلیت رسیدگی ندارد؛ بنابراین زوجه باید با اقامه دعوی در دادگاه صالح نسبت به استیفاء حقوق ادعایی خود اقدام کند.
- نحوه تعیین میزان اجرت المثل ایام زوجیتتعیین میزان اجرت المثل ایام زوجیت امری تخصصی است و نیاز به ارجاع امر به کارشناس دارد و مانند نحله نیست تا طبق نظر دادگاه تعیین شود.
- دادخواست الزام به ثبت یا تنفیذ طلاقاقامه دادخواست هایی نظیر «الزام به ثبت طلاق»; و یا «تنفیذ طلاق»; در واقع دور زدن قانون حمایت خانواده است و قابلیت استماع ندارد.
- اصل حاکم بر مطالبه اجرت المثل ایام زوجیتدر مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، اصل عدم تبرع است؛ بنابراین با توجه به اینکه انجام امور منزل تکلیف زوجه نیست، مطالبه اجرت المثل از ناحیه وی به طور ضمنی بیانگر عدم قصد تبرعی بودن کارهای انجام گرفته است.
- وضعیت مهریه عندالاستطاعه در طلاق از سوی زوجشرط عندالاستطاعه بودن پرداخت مهریه، ناظر به بقاء زوجیت بوده و با اراده زوج بر طلاق زوجه منتفی می شود.
- دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجهعرفا اعلام بذل یا انصراف زوجه از دریافت حقوق مالی خویش به منظور دوام زندگی مشترک با زوج و یا به منظور موافقت زوج با طلاق زوجه به عمل می آید؛ بنابراین در صورت اقدام معارض زوج از طریق اقامه دعوی طلاق، اقرارنامه رسمی زوجه مبنی بر بذل کلیه حقوق ناشی از زوجیت قابلیت استناد ندارد.
- درخواست طلاق توسط زوجه به دلیل عسر و حرجباکره بودن زوجه پس از گذشت مدت زمانی که مغایر انتظار و عرف معمول باشد(حدود 4 سال) از مصادیق عسر و حرج محسوب می شود؛ ولواینکه بر اساس گواهی پزشکی قانونی، ناتوانی جنسی زوج اثبات نشود؛ بنابراین درخواست طلاق وی به این دلیل قابل پذیرش است.
- درخواست الزام به تمکین بعد از صدور حکم طلاقتمکین با طلاق در تعارض است ؛ بنابراین درصورت صدور حکم مبنی بر اعمال وکالت درطلاق توسط زوجه، موجبی برای الزام وی به تمکین وجود ندارد.