آرای قضایی مرتبط با ماده 1131
قانون مدنی — ۵۳ مورد
خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط میشود، به شرط این که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد. تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
- ملاک رعایت فوریت در دعوای فسخ نکاحدر فسخ نکاح، لزوم رعایت فوریت، امری عرفی است و مبدا زمانی آن نیز زمان اطلاع از عیب است. بنابراین در مواردی مانند وجود سفه یا عدم آن، که با گذشت زمان برای طرف مقابل مشخص می شود، وی پس از اطلاع از این امر می بایست به فوریت، حق فسخ خود را اعمال کند.
- علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آنسقوط حق فسخ نکاح بهجهت گذشت مدت منوط به علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است و این موضوع، نیازمند اثبات است. بنابراین مادامیکه علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت استفاده از آن به اثبات نرسیده باشد، تاخیر وی موجب اسقاط حق فسخ وی نمی شود. عنوان: معیار وصف سلامت زوجین پیام: مقصود از وصف سلامت هر یک از زوجین، صرفا سلامت نسبی و عدم ابتلا به عیوب و امراض صعب العلاج، غیر قابل علاج، مخاطره آمیز یا موجب اختلال در روابط زناشویی است. بنابراین عیوب و امراض دیگر، موجب زوال وصف سلامت و ایجاد خیار فسخ نکاح نمی شود.
- ماهیت شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر تغییر مذهب زوجدر صورتی که زوج اهل سنت بوده و زوجه در حین انعقاد عقد، از این امر آگاه باشد و شرط کند که زوج مذهب خود را به تشیع تغییر دهد، این شرط، شرط فعل بوده و شرط صفت مشمول مقررات ماده 1128 قانون مدنی محسوب نمی شود.
- موارد ارجاع امر به کارشناسیجلب نظر کارشناس برای تشخیص صحت و سقم ادعا در فرضی ضرورت دارد که قراین و شواهدی ظنی بر صحت ادعا موجود باشد و قاضی برای حصول علم، با تشخیص فنی بودن قضیه، موضوع را به کارشناس ارجاع دهد؛ بنابراین اگر وضع ظاهر دلالت بر خلاف ادعا داشته و نادرستی ادعا برای قاضی محرز باشد، نیازی به ارجاع کارشناسی نیست. زیرانظر کارشناس دلیل محسوب نمیشود و صرفا طریق حصول علم در امور ظنی است.
- شرط داشتن تابعیت ایرانی در عقد نکاحدر عقد نکاح می توان "تابعیت ایرانی" را به عنوان یکی از اوصاف طرفین عقد نکاح شرط نمود.
- شرط تحقق فریب در ازدواجدرصورت جمع شرایط لازم جهت تحقق حق فسخ نکاح به دلیل احراز تدلیس زوجه در ازدواج، صدور قرار منع تعقیب در خصوص شکایت کیفری زوج دایر بر فریب در ازدواج، مانع از اعمال این حق و بطلان دعوی فسخ نکاح نیست. عنوان: تشخیص رعایت فوریت اعمال حق فسخ نکاح پیام: درصورتی که زوج پس از اطلاع از سبب فسخ نکاح، ابتدا شکایت کیفری طرح کرده و سپس دعوی حقوقی فسخ نکاح مطرح کند، حق فسخ وی به دلیل عدم رعایت فوریت ساقط نمی شود چرا که تاخیر صورت گرفته غیرمتعارف نیست.
- عسر و حرج به علت عدم توانایی جنسی زوجاگر زوجه علی رغم آگاهی از بیماری پوستی غیر قابل علاج خود، در زمان عقد در این باره سکوت کند؛ تدلیس در عقد نکاح محقق می شود و زوج حق فسخ نکاح را دارد، زیرا عقد نکاح متباینا بر سلامت جسمی و روانی واقع می شود. عنوان: فوریت در فسخ نکاح پیام: فوریت خیار فسخ موکول به علم متقاضی فسخ به فوریت فسخ است و گذشت زمان 7 ماه از تاریخ نکاح تا اقامه دعوای فسخ نکاح، عرفا به منزله رعایت وصف فوریت است. عنوان: مصداق فسخ نکاح مستند به عدم سلامت پیام: اگر بیماری پوستی نوروفیبروماتوز بیش از یک سوم بدن زوجه را فرا گرفته باشد از مصادیق عدم سلامتی جسمی است و زوج حق فسخ نکاح دارد.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج زوجهدرعقد نکاح، دوشیزه بودن زوجه وصف کمال برای وی محسوب می شود اما مطلق عدم سابقه ازدواج هرکدام از طرفین، عرفا وصف مقصودی برای دیگری محسوب نیست تا علیرغم عدم اشتراط صریح آن، عقد مبینا بر آن واقع شود. بنابراین در فرض باکره ماندن زوجه، عدم اطلاع زوج از ازدواج سابق وی، موثر درمقام نبوده و موجد هیچ حقی برای او نیست.
- تشریفات و مهلت فسخ نکاح به دلیل جنوناعمال خیار فسخ به دلیل جنون هر یک از زوجین تا زمانی که این امر در مرجع صالح قضایی به اثبات نرسیده و حکم حجر صادر نشده باشد ممکن نیست(خیار فسخ وجود ندارد)؛ بنابراین از تاریخ اثبات قطعی جنون هر یک از زوجین و صدور حکم حجر وی برای طرف مقابل حق فسخ وجود داشته و می تواند با اعمال فوری این حق خود نسبت به فسخ نکاح اقدام کند.
- نحوه احراز علم به فسخ نکاح و فوریت آندر فسخ نکاح، اصل بر عدم علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است؛ بنابراین تا زمانی که علم ذوالخیار به اثبات نرسد، اصل مذکور جاری بوده و در صورتی که شخص در زمره افرادی باشد که نوعا و معمولا آگاه و مطلع ازحکم قانونی درخصوص مورد نیست، ضرورت دارد دادگاه با اخذ توضیح، علم وی به حق فسخ و فوریت آن را بررسی کند.
- ضمانت اجرای تخلف از شرط صفت در نکاحدر صورتی که زوج خود را دارای صفتی(داشتن مدرک دکتری یا دندانپزشک) معرفی نموده و این موضوع در عقدنامه درج شود، ولی فاقد آنها باشد، این امر می تواند مبنای فسخ نکاح از سوی زوجه باشد.
- مبدا محاسبه فوریت در اعمال خیار فسخ نکاحدر دعوی فسخ نکاح به دلیل بیماری یکی از زوجین، طرف مقابل از تاریخ اثبات بیماری مورد نظر، حق فسخ خواهد داشت. بنابراین مبدا زمانی محاسبه فوریت در اعمال خیار، تاریخ اثبات بیماری منتسب به شخص است.
- شرایط اعمال حق فسخ در نکاحاستفاده از حق فسخ در نکاح به طور فوری و در موارد منصوصه قابل اعمال می باشد.
- شمول شروط بنایی بر شرط فعلشرط بنایی منحصر به شرط صفت نیست بلکه شامل شرط فعل نیز می شود.
- نحوه محاسبه فوریت خیار فسخ نکاح در فرض تردیددر صورت تردید در شرایط اعمال خیار توسط زوج، مدت زمان تردید جزء مهلت عرفی که خیار باید اعمال شود به حساب نمی آید و اعمال آن بعد از تردید منافاتی با فوریت ندارد.
- مفهوم شرط بنایی و شرط تبانیشرط بنایی ناظر بر عدم نقصان است به طوری که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد و به منزله ذکر در عقد است اماشرط تبانی ناظر بر شرط کمال است ؛ صفت خاصی شرط شده که در زمره شروط قبل از عقد است که اغلب فقهای امامیه آن را ذیل و یا جزء شروط ضمن عقد مقرر داشته اند.
- درخواست فسخ نکاح به جهت تدلیسصرف ازدواج سابق بدون اینکه بکارت زوجه زایل شده باشد، از مصادیق تدلیس و از موجبات فسخ نکاح نیست، ولی از آنجا که در ازدواج اول بین هر پسر و دختری حسب عرف مسلم و متداول در جامعه ایران، باکره بودن دختر به عنوان وصف کمال، مقصود پسر بوده و به عنوان یک شرط مبنایی نانوشته محسوب است که عقد نکاح مبنیا بر آن واقع می شود و درصورتی که معلوم شود زوجه به هنگام ازدواج دوشیزه نبوده و این امر را کتمان کرده است این موضوع می تواند از مصادیق تدلیس در ازدواج محسوب گردد.
- فسخ نکاح به دلیل کتمان بیماری صرع زوجههرچند که بیماری صرع جزء بیماری های منصوص موجب فسخ نکاح نیست، اما اگر ثابت شود صفت سالم بودن زوجه جزء شروط ضمن عقد ذکر شده یا عقد با لحاظ آن واقع شده و یا علی رغم عدم ذکر، از اوضاع و احوال و سیره عرفی، اراده طرفین نسبت به وجود چنین شرطی احراز شود، زوج می تواند به جهت ابتلاء زوجه به این بیماری قبل از عقد و کتمان آن، عقد نکاح را فسخ کند.
- ضمانت اجرای عدم رعایت فوریت در اعمال حق فسخدر دعوی فسخ نکاح، در فرض عدم رعایت فوریت در اعمال خیار فسخ، موضوع، مقتضی صدور قرار عدم استماع دعوا است نه حکم به بطلان دعوا.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل کتمان بیماری پوستی زوجهکتمان بیماری پوستی زوجه حین نکاح، درصورت لاعلاج بودن آن و قابلیت انتقال ژنتیکی به فرزند، می تواند از مصادیق تدلیس موجب فسخ نکاح باشد.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجهصرف قید عدم سابقه ازدواج زوجه در قباله نکاح و کشف خلاف آن، موجب خیار فسخ نکاح بر مبنای تدلیس نخواهد بود؛ زیرا این صفت(عدم ازدواج سابق) برای زوجه، باید در عقد تصریح و عقد بر مبنای آن واقع شود.
- درخواست فسخ نکاح به دلیل سرطان زوجهوجود بیماری سرطان خون در زوجه از موارد فسخ نکاح به دلیل تدلیس در نکاح محسوب نمی شود.
- ضمانت اجرای عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونینظریه پزشکی قانونی در حکم نظر کارشناسی است و باید به طرفین دعوا ابلاغ شود تا اگر به آن اعتراضی دارند، مطرح شود. در غیر این صورت، حکم صادره نقض می شود.
- حق فسخ نکاح و فوریت اعمال آنصرف گذشت مدت زمان قابل توجه از لحظه عقد نکاح، موجب سلب حق فسخ یا انتفای فوریت آن نیست زیرا سقوط حق فسخ منوط به علم صاحب حق به داشتن حق فسخ و علم به لزوم فوریت اعمال آن است.
- دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجهمجرد کتمان عقد محرمیت توسط زوجه، ایجادکننده حق فسخ نکاح نیست بلکه در صورتی مجوز فسخ نکاح است که هنگام اجرای صیغه عقد نکاح، عاقد صریحا در ضمن عقد لفظا شرط کند و یا اینکه زوج قبل از اجرای صیغه عقد دوشیزه بودن و فقد عقد محرمیت با نامزد قبلی را مطرح و عاقد صیغه عقد را مبنیا بر آنچه مطرح شده است جاری نماید.