پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور، رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین میگردد ارجاع میشود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی میباشد:
الف- اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است، رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع میشود.
ب- اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد، به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع میگردد.
ج- در سایر موارد نقض، پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع میشود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع میشود.
ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی
قانون آیین دادرسی مدنی › باب پنجم - فرجامخواهی › فصل اول - فرجامخواهی در امور مدنی › مبحث ششم - اقدامات پس از نقض
آرای قضایی مرتبط
۲۲۶ مورد- رابطه میان ترک فعل و تدلیسعملیات منجر به فریب در معامله، محدود به امور مثبت نبوده و امور سلبی چون سکوت آگاهانه و به عمد پیرامون وضعیتی در مورد معامله که در صورت آگاهی طرف معامله از آن، در تصمیم او تاثیرگذار می بود نیز داخل در تعریف عملیات منجر به فریب بوده و می تواند موجب ایجاد خیار تدلیس شود.
- جمع بین اجرت المثل و شرط تنصیف داراییوجود حق تنصیف دارایی برای زوجه موجب عدم استحقاق وی نسبت به اجرت المثل نیست. -
- جمع بین اجرت المثل ایام زوجیت و شرط تنصیفمطالبه اجرتالمثل ایام زوجیت و شرط تنصیف که از شروط ضمن عقد می باشد، به صورت توامان امکان پذیر بوده و تعیین اجرتالمثل از سوی دادگاه، باعث سقوط حق زوجه برای استفاده از شروط ضمن عقد نمی شود.
- حدود اختیارات زوج پس از اعطای وکالت بلاعزل در طلاق به زوجهدرصورتی که زوج به زوجه، وکالتی مطلق در طلاق اعطا کرده و حق عزل وکیل را نیز از خود سلب نموده باشد، زوج حق پس گرفتن دعوای طلاق اقامه شده از ناحیه زوجه را ندارد. زیرا در صورت وجود چنین حقی برای زوج، وکالت مذکور امری بیهوده و عبث تلقی و اعمال آن به صورت دور باطل و بی اثر می شود که این امر خلاف مفاد وکالت و ماهیت آن می باشد. -
- اثر رهن ملک بر حقوق مستاجرهنگامی که منافع یک ملک (مانند سرقفلی ) متعلق حق غیر باشد، مالک اعیانی نمی تواند حق غیر را بدون اذن مالک منافع در رهن قرار دهد.
- اعطای نیابت دادگاه تجدید نظر به دادگاه بدوی همان حوزه قضاییاعطای نیابت از جانب دادگاه تجدیدنظر به دادگاه بدوی که واقع در یک حوزه قضایی هستند (جهت ملاحظه پرونده استنادی و قید خلاصه آن) فاقد وجاهت قانونی بوده و لازم است دادگاه تجدیدنظر در موارد مشابه پرونده های استنادی را راسا مطالبه نماید.
- 1- فسخ نکاح به جهت ناتوانی ذهنی زوجه2- اثر عدم رعایت فوریت بر اسقاط حق فسخ نکاح1- عدم توانایی ذهنی در حد عدم رشد راسا از موارد فسخ نکاح نیست مگر اینکه سلامت ذهنی شرط شده یا عقد مبتنی بر آن صورت گرفته باشد. اما عدم توانایی ذهنی در حد جنون از موارد فسخ نکاح است.2- اگر چه خیار فسخ نکاح فوریست و عدم رعایت فوریت موجب اسقاط حق فسخ می گردد لیکن این اسقاط حق مشروط به این است که ذوالخیار علم به حق فسخ داشته و نیز عالم به این بوده که این خیار فوری می باشد. بنابراین در صورت تاخیر زوج در اعمال خیار فسخ، باید در این خصوص تحقیق به عمل آید.
- استرداد طلاجات اعطا شده به زوجهاهداء طلا و سکه به عروس در هنگام ازدواج عرفا به عنوان هدیه و هبه است و از آنجایی که عاریه بودن آن امری غیرمتعارف است، اگر زوج مدعی عاریه دادن آنها به زوجه باشد، باید دلیل معتبری بر این امر اقامه کند.
- ممنوع الخروج نمودن زوجه محصل در خارج از کشوردرصورتی که زوجین با توافق یکدیگر در خارج از کشور اقامت داشته و زوجه در این کشور مشغول به تحصیل باشد، ممنوع الخروج نمودن وی توسط زوج پس از مراجعه به ایران، که موجب بازماندن او از ادامه تحصیل می گردد، از مصادیق سوءرفتار زوج و عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک می باشد.
- تکلیف حقوق مالی زوجه در دعوی طلاقدر دعوی طلاق از ناحیه زوجه، در صورت احراز عسر و حرج و صدور حکم الزام به مطلقه نمودن زوجه، ضروریست دادگاه در حکم خود به تعیین تکلیف حقوق ناشی از زوجیت بپردازد و صرف ارجاع به سایر پرونده های مربوطه، کافی نیست.
- ادعای عسر و حرج به دلیل بلاتکلیفی ناشی از اقدام خود زوجهادعای عسر و حرج زوجه به دلیل بلاتکلیفی او در زندگی مشترک در صورتی به عنوان یکی از جهات طلاق مورد توجه دادگاه قرار می گیرد، که این امر ناشی از اقدام خود زوجه نباشد بلکه در نتیجه سوءرفتار زوج به وجود آمده باشد.
- تکلیف دادگاه تجدیدنظر در مورد بخش مسکوت مانده در رای بدویدر دعوای طلاق از ناحیه زوج، دادگاه مکلف است، تکلیف کلیه حقوق قانونی و شرعی زوجه را روشن کند. اما در صورت مسکوت ماندن بخشی از حقوق در رای بدوی، دادگاه تجدیدنظر باید نسبت به آن اقدام کند و نمی تواند خود را محدود به آنچه مورد حکم دادگاه بدوی قرار گرفته بداند و زوجه را به طرح دعاوی مستقل ارشاد کند.