آرای قضایی مرتبط با ماده 330
قانون آیین دادرسی مدنی — ۱۸ مورد
آراء دادگاههای عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست تجدیدنظر باشد.
- 1- تجدیدنظرخواهی از حکم صادره در دعوی اعتراض ثالث2- اثر نقض رای در دیوان عالی کشور متعاقب اعاده دادرسیاعتراض ثالث هم نسبت به رای غیرقطعی و هم نسبت به رای قطعی ، امکان پذیر است و در صورتی که رای غیرقطعی صادره از دادگاه بدوی مورد اعتراض ثالث قرار بگیرد، حکم صادره در این دعوی، قطعی نبوده و قابل تجدیدنظرخواهی است.
- (1)- ماهیت تصمیم دادگاه درخصوص اجرای رای داوری (2)- ماهیت درخواست اجرای رای داوری(1)- تصمیم دادگاه درخصوص درخواست اجرای رای داوری، رای نیست؛ بنابراین قابلیت اعتراض و تجدیدنظرخواهی نخواهد داشت. (2)- درخواست اجرای رای داور، دادخواست یا دعوا نمی باشد؛ بنابراین طرح آن مستلزم رعایت تشریفات دادرسی مدنی از جمله تنظیم دادخواست نیست.
- تجدیدنظر خواهی از تصمیم دادگاه در اجرای رای داوریدر خواست اجرای رای داور فاقد وصف ترافعی بوده و با توجه به اینکه درخواست از دادگاه بعنوان یک مرجع حاکمیتی می شود لذا دادگاه می تواند در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش آن، با توجه به ارکان وشرایط داوری نفیا یا اثباتا اخذ تصمیم نماید و تصمیم دادگاه در خصوص درخواست اجرای رای داوری غیر قابل تجدیدنظر خواهی است.
- تجدیدنظر خواهی از دستور فروش ملک مشاعرای دادگاه درخصوص دستور فروش ملک مشاع؛ غیر قابل تجدیدنظر است.
- عدم تجویز اعاده دادرسی به علت ماهوی بودن دفاعیاتدرخواست اجرای رای داور فاقد وصف ترافعی بوده و تصمیم دادگاه، در خصوص آن، قابل تجدید نظر خواهی نیست اما در صورتی که دادگاه بدوی در خصوص این درخواست، قرار صادر نماید، دادگاه تجدیدنظر، قرار صادره را نقض و پرونده را جهت اتخاذ تصمیم قضایی به مرجع بدوی اعاده مینماید. عنوان: نظارت قضایی بر درخواست اجرای رای داوری پیام: قضا از امور حاکمیتی است و داوری به عنوان یک استثناء، رافع نظارت حاکمیتی نیست؛ بنابراین منعی برای نظارت حاکمیتی دادگاه بدوی در مورد احکام داوری موضوع درخواست اجرا وجود ندارد؛ بنابراین دادگاه باید در درخواست اجرای رای داوری، با اعمال نظارت حاکمیتی، در خصوص اجابت یا عدم اجابت درخواست مذکور در چارچوب تصمیم قضایی اتخاذ تصمیم کند .
- تقدیم دادخواست اعاده دادرسی به دیوان عالی کشوردیوان عالی کشور دادگاه نیست بلکه مرجع نقض و ابرام رای قطعی بوده و رسیدگی ماهوی نمی کند بنابراین درخواست اعاده دادرسی قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست.
- دعوای اعسار نسبت به بدهی شخصی مدیر شرکت تجاریچنانچه مدیر عامل شرکت از بابت بدهی شخصی (مهریه همسر) مدیون باشد، دعوی اعسار از او پذیرفته می شود و نیازی به طرح دعوی ورشکستگی به عنوان تاجر به طرفیت او نیست؛ زیرا بدهی شخصی، مستقل از بدهی شخص حقوقی(شرکت) است.
- صلاحیت شورای حل اختلاف در دعوای خلع یددعوای خلع ید از دعاوی مالی است و چنانچه در زمان تقدیم دادخواست، خواسته کمتر از 5 میلیون تومان تقویم شده و در تمام مراحل رسیدگی از سوی خوانده دعوای اصلی یا وکیل او به تقویم خواسته اعتراض نشده باشد رسیدگی به این دعوا در صلاحیت ذاتی شوری حل اختلاف است.
- شرط رسیدگی به دعوای الزام به تنظیم سند رسمیبا توجه به اینکه توفیق در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی، موکول به اثبات تعاقب ایادی و صحت انتقال است بنابراین بدون طرح دعوی اثبات عقد انتقال و تنفیذ آن، صدور حکم بر الزام خوانده به تنظیم سند رسمی صحیح نیست.
- فرجامخواهی در مهلت تجدیدنظرخواهیچنانچه فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی به عمل آمده باشد به این دلیل که قبل از حصول قطعیت رای دادگاه بدوی، فرجام خواهی نسبت به آن میسر نیست، پرونده باید جهت ارجاع به دادگاه تجدیدنظر به دادگاه بدوی اعاده شود.
- درخواست ابطال نکاح توسط زوجعدم ثبت طلاق زوجه در ثبت احوال و عدم درج آن در اسناد سجلی، دلیل بر عدم اجرای طلاق شرعی نیست و صرف این موضوع، موجبی برای طرح دعوای ابطال نکاح توسط زوج نیست.
- مطالبه همزمان اجرتالمثل و شرط تنصیف داراییاعمال شرط تنصیف دارایی و اجرت المثل ایام زوجیت به طور همزمان قابل مطالبه نیست.
- آرای دادگاه عمومی در مقام تجدیدنظرخواهی از آرای شورای حل اختلافآرای دادگاه عمومی که به عنوان مرجع تجدیدنظر از آرای شورای حل اختلاف صادر می گردند، اعم از رای تجدیدنظر و اعاده دادرسی از آن، قطعی است و قابلیت اعتراض در دادگاه تجدیدنظر را ندارد.
- دلالت تقدیم دادخواست مطالبه اجرتالمثل بر تبرعینبودن کارهای انجامگرفته توسط زوجهتقدیم دادخواست مطالبه اجرت المثل، به طور ضمنی بیانگر عدم قصد تبرعی بودن کارهای انجام گرفته توسط زوجه که جزء وظایف شرعی و قانونی وی نبوده، می باشد
- قابلیت تجدیدنظر خواهی از رای دادگاه بدوی راجع به اعاده دادرسی آرای شورای حل اختلافرای دادگاه بدوی راجع به اعاده دادرسی از رای قبلی آن مرجع که در مقام رسیدگی به اعتراض از رای شورای حل اختلاف صادر شده، قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است.
- تاثیر تصریح به قابلیت تجدیدنظر آرای قطعیدرج قابلیت تجدیدنظر داشتن در ذیل رای، تاثیری در وضعیت قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن آن نخواهد داشت و این موضوع تابع عنوان خواسته و مبلغ آن می باشد. لذا رای دادگاه عمومی در مقام تجدیدنظر و اعاده دادرسی از رای شورای حل اختلاف، علی رغم ذکر قابلیت تجدیدنظر، قطعی است.
- عدم تمکین زوجه به دلیل ترک انفاقاگر زوج در دادگاه کیفری محکوم به جرم ترک انفاق شود، دعوای وی برای الزام به تمکین زوجه در دادگاه مدنی رد می شود.
- ماده 56از آنجا که دستور توقف عملیات اجرایی به صورت حکم یا قرار صادر نمیشود، بنابراین قابلیت تجدید نظرخواهی را ندارد. عنوان: رای صحیح در دعوای طلاق به دلیل عسر و حرج پیام: دستور توقف عملیات اجرایی قطعی و غیرقابل تجدیدنظر می باشد.