آرای قضایی مرتبط با ماده 299
قانون آیین دادرسی مدنی — ۳۷ مورد
چنانچه رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده میشود.
- شرط رسیدگی به دعوای الزام به تنظیم سند رسمیبا توجه به اینکه توفیق در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی، موکول به اثبات تعاقب ایادی و صحت انتقال است بنابراین بدون طرح دعوی اثبات عقد انتقال و تنفیذ آن، صدور حکم بر الزام خوانده به تنظیم سند رسمی صحیح نیست.
- مرجع صالح رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسیازآنجاکه شعب دیوان عالی کشور حسب اصول رسیدگی، مرجع ممیز نقض و ابرام آرای محاکم قضایی بوده و مرجع صدور حکم نیستند بنابراین رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی از احکام حقوقی، از اختصاصات دادگاه عمومی حقوقی صادرکننده رای قطعی است و دیوان در این خصوص با تکلیفی مواجه نیست.
- عدم تعیین مجازات به صورت منجزعدم تعیین مجازات به صورت منجز، موجب بی اعتباری دادنامه بدوی است.
- مطالبه خسارت ناشی از عدم تحویل مبیعصرف عدم انجام تعهد قراردادی (تحویل مبیع) موجب ضمان است و در صورت منقضی شدن مهلت اجرای قرارداد، متعهدله می تواند مطالبه خسارت کند بنابراین در این فرض، مطالبه خسارت فرع بر تصریح در قرارداد نیست.
- دعوای ابطال شناسنامهاستفاده از شناسنامه به مدت طولانی (سی سال) در کنار عدم ارایه دلیل متقن بر تعلق آن به غیر، اماره بر تعلق آن به استفاده کننده است.
- نوع تصمیم دادگاه در پی رسیدگی ماهیتیرد دعوی از شیونات رای شکلی (قرار) است، نه حکم و چنانچه مرجع قضایی پس از رسیدگی ماهیتی، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد باید با صدور حکم به «بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن»; تصمیم شایسته اتخاذ نماید بنابراین صدور حکم بر رد دعوی محمل قانونی ندارد.
- تلقی حکم دادگاه بدوی به عنوان قراردر صورتی که دادگاه بدوی بدون ورود در ماهیت اقدام به صدور حکم بر رد دعوا نماید، دادگاه تجدیدنظر رای صادره را قرار تلقی و با نقض آن، پرونده را جهت رسیدگی ماهیتی اعاده می کند.
- تعیین میزان مسیولیت خوانده در فرض تعدد خواندگاندر صورت تعدد خواندگان، خواهان باید دقیقا میزان مسیولیت هر کدام را نسبت به موضوع خواسته تعیین نماید وگرنه دعوی غیر منجز تلقی می شود و قابلیت استماع ندارد.
- حکم یا قرار رد دعویصدور حکم به رد دعوی، فاقد معنی و توجیه قانونی است زیرا رد دعوی از شیون قرار (رای شکلی) است نه حکم (رای ماهوی). بنابراین چنانچه مرجع رسیدگی، پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد، باید حکم به «بی حقی»; یا «بطلان»; دعوی یا «عدم ثبوت»; آن بدهد.
- تاریخ شروع حجر در صورت عدم تعیین تاریخ توسط دادگاهالف چنانچه دادگاه، علیرغم تکلیف قانون امور حسبی در رای راجع به اعلام حجر، مبادرت به تعیین تاریخ شروع حجر محجور ننماید، تاریخ حجر از تاریخ قطعیت دادنامه محاسبه می شود. ب کسی که مدعی حجر قبل از زمان قطعیت حکم است، می تواند عمل به تکلیف تعیین زمان شروع حجر را از همان دادگاه صادر کننده رای حجر یا جانشین او بخواهد و تقاضای مذکور از شعبه دیگر دادگاه مسموع نیست.
- حکم یا قرار رد دعویصدور حکم به رد دعوی فاقد معنی و توجیه قانونی است زیرا رد دعوی از شیون قرار (رای شکلی) است نه حکم (رای ماهوی)، بنابراین چنانچه مرجع رسیدگی، پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد، باید حکم به «بی حقی»; یا «بطلان»; دعوی یا «عدم ثبوت»; آن بدهد.
- اعتبار حکم به رد دعواحکم به رد دعوی معنی ندارد زیرا رد دعوی قرار است نه حکم، بنابراین اگر قاضی پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیر موجه تشخیص دهد باید حکم به بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن بدهد و اگر بدون رسیدگی ماهوی این رای را صادر نماید، مرجع تجدید نظر آن را به قرار رد دعوی اصلاح می نماید.
۱۲