آرای قضایی مرتبط با ماده 272
قانون آیین دادرسی کیفری — ۷۷ مورد
در صورت اختلاف دادستان و بازپرس در صلاحیت، نوع جرم یا مصادیق قانونی آن، حل اختلاف با دادگاه کیفری دویی است که دادسرا در معیت آن انجام وظیفه می کند.
- عدم تحقق معامله به قصد فرار از دین با معامله صوریچنانچه در محکمه حقوقی صوری بودن معامله ای اثبات شود، به دلیل اینکه با معامله صوری انتقال صورت نمی گیرد، لذا بزه معامله به قصد فرار از دین نیز موضوعیت نخواهد داشت.
- محاسبه میزان حضور در تبعید در تبدیل تبعید به حبسچنانچه محکوم به تبعید از محل تبعید فرار کند، دادگاه در مقام تبدیل تبعید به حبس باید مدت حضور محکوم در تبعید را لحاظ نماید.
- سرقت مقرون به آزار و اذیتدر سرقت مقرون به آزار نمی توان مجازات برای جنبه عمومی ضرب و جرح حادث شده نیز قایل شد.
- محکومیت شاکی به حد زنامحکوم نمودن شخص شاکی به اتهام ارتکاب زنا محل تردید است.
- دیوارکشیدیوارکشی تغییرکاربری مشمول مقررات قانون حفظ کاربری اراضی نیست.
- تعدد معنوی تخریب و تحریقتحریق شامل تخریب هم می باشد و باید یک کیفر تعیین گردد نه کیفرهای جداگانه.
- مرجع تجدیدنظرخواهی درخصوص اعدام یا قصاصمرجع تجدیدنظرخواهی از احکام صادره از محاکم بدوی نسبت به مواردی که مجازات قانونی آن ها اعدام یا قصاص است، دیوان عالی کشور می باشد و چنانچه دادگاه بدوی در سیر مراحل رسیدگی به پرونده هایی با موضوع اتهامی قتل عمدی، عنصر عمد را در مرتکب تشخیص نداده و به غیرعمد یا شبه عمد بودن اعتقاد پیدا نمود. این تشخیص در مرجع تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی موثر نیست.
- شهادت شهود بعد از قطعیت حکمدر اعاده دادرسی، شهادت شهود دلیل جدید محسوب نمی شود.
- رجوع از شهادت بعد از قطعیت حکمچنانچه در رابطه با اتهام ضرب و جرح عمدی حکم صادر شود و یکی از مستندات دادگاه شهادت شاهد باشد و بعد از قطعی شدن حکم، گواه به موجب اقرارنامه قطعی از شهادت خود برگردد، چنین موردی از موارد پذیرش اعاده دادرسی نیست.
- اشخاص مجاز به تقاضای اعاده دادرسیاز آنجا که تقاضای اعاده دادرسی صرفا از سوی محکوم علیه و دادستان کل کشور و رییس حوزه قضایی در امور کیفری امکان وقوع دارد لذا دادستان و نماینده وی ( دادیار اجرای احکام به نمایندگی از دادستان ) حق اعاده دادرسی را ندارند.
- اشتباه و تناقض در رایاستناد دادگاه در صدور رای مربوط به قاچاق تجهیزات دریافت از ماهواره به قانون قاچاق کالا و ارز وجاهت قانونی نداشته و مجازات تعیین شده متناسب با مجازات مندرج در قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره نیست و اعاده دادرسی پذیرفته است
- اشتباه و تناقض در رایمحکومیت به مجازات انتقال مال غیر بدون رد مال و جزای نقدی در صورت اثبات جرم، ناشی از اشتباه و تناقض در رای است و می تواند از موارد پذیرش اعاده دادرسی باشد.
- سوگندصرفا با سوگند شاکی، دادگاه نمی تواند مجازات تعزیری تعیین نماید.
- یافتن یا امانت گرفتن اسلحه غیر مجازیافتن یا امانت گرفتن اسلحه غیر مجاز، مصداق بزه نگهداری اسلحه غیر مجاز می باشد.
- تناسب مجازات در تعیین مجازات تکمیلیمجازات تکمیلی ممکن است از مجازات اصلی جرم شدیدتر باشد
- مصادیق تغییر کاربریصرف احداث دیوار اطراف زمین تغییر کاربری محسوب نمی شود
- تعدد معنوی منازعه و اخلال در نظم عمومیتعیین دو فقره کیفر برای اخلال در نظم عمومی و منازعه صحیح نبوده و از مصادیق عدم تعیین کیفر متناسب با جرم است.
- تعدد مادی جعل و کلاهبرداریدر تعدد جعل و کلاهبرداری، برای هر عنوان مستقلا مجازات تعیین می شود.
- عنصر معنوی جرم تصرف عدوانیآگاهی مرتکب به ناحق بودن تصرفش یکی از ارکان ضروری عنصر معنوی جرم است.
- تاثیر نشوز بر ترک انفاقعدم اثبات نشوز زوجه از موجبات محکومیت به ترک انفاق است.
- برداشت وجه از بودجه سازمان تدارکات پزشکی توسط کارمند سازمانچنانچه کارمندان سازمان تدارکات پزشکی (زیرمجموعه هلال احمر) وجهی را از بودجه آن سازمان برداشت نمایند، مشمول عنوان اختلاس نخواهند بود.
- گذشت شاکی قبل از صدور حکم قطعیگذشت شاکی پیش از قطعیت حکم موجبی برای اعاده دادرسی نیست.
- عدم تناسب کیفراعمال تخفیف یا تبدیل مجازات، مخصوص دادگاهی است که رسیدگی ماهوی می کند و اقدام دادگاه تجدیدنظر در تغییر دادنامه مرحله بدوی و تبدیل مجازات جزای نقدی به حبس تعزیری از مصادیق بارز تشدید مجازات بوده و به لحاظ عدم تناسب کیفر با جرم از موارد اعاده دادرسی است.
- تاثیر اظهارات شاکی پس از صدور حکم قطعی در تجویز اعاده دادرسیاقرار بعدی شاکی به سوءبرداشت از عمل مرتکبان، موجب زوال عنوان آدم ربایی و از جهات تجویز اعاده ی دادرسی است.
- شرط پذیرش اعاده دادرسی به استناد ادعای امر مختومه کیفریادعای امر مختومه کیفری مدرک جدید و از موجبات اعاده دادرسی محسوب نمی شود اگر که؛ حین رسیدگی به قضیه مطروحه، حکم مورد ادعا به دادگاه صادرکننده حکم ارایه شده و دادگاه اخیر آن را دعوای مختومه ندانسته باشد.