پرسش
اجازه ولی (پدری یا جدپدری) برای ازدواج دختر رشید و باکره چگونه است و اگر ازدواجی بدون اجازه و علی رغم میل و اذن وی صورت گیرد صحیح است (باطل است یا غیرنافذ)؟
نظر و پاسخ
با توجه به منطوق و مفهوم ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی، ازدواج دخت-ر رشید و باکره بدون اذن ولی غیرنافذ است و اگر پدر دادخواست ابطال چنین عقد ازدواجی را با دلایل مخالفت خود به دادگاه تقدیم کند دادگاه مکلف به رسیدگی است و در صورت احراز صحت ادعا رای به ابطال آن خواهد داد. در صورت مباشرت زوجین و ابطال نکاح، ازدواج دوم بدون اجازه پدر صحیح است. (رای وحدت رویه ردیف ۶۲/۶۲ - ۱۳۶۳/۰۲/۳۱ دیوان عالی کشور). در نتیجه نظر ابرازی نشست قضایی دادگستری شهر کرد تایید می شود.
طبق متن تحریرالوسیله امام خمینی (ره) همکاران به استناد نظر حضرت امام (ره) در تحریر به صحت چنین ازدواجی نظر دادند و اظهار داشتند از آن جا که انسان بالغ و عاقل کبیر و رشید در انجام امور خود آزاد است و می تواند تملک کند و مالکیت داشته باشد در انجام اعمال حقوقی و مالی خود هم هیچ کس بر او ولایت ندارد؛ لذا ازدواج وی بدون اجازه پدر، صحیح است و اجازه پدر، شرط کمال است که اگر هم نباشد خللی به صحت شرعی عقد ازدواج متصور نمی باشد و شاید به همین دلیل، فقها احتیاط را در اذن پدر دانسته اند؛ ولی اکثریت قضات محترم با استفاده از نظریات فقهی فقهای دیگر و همچنین منطوق و مفهوم ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی، قایل به غیرنافذ بودن عقد نکاح بدون اذن پدر هستند و استدلال ایشان یک نظر غالب در فقه و از طرفی رویه قضایی نیز می باشد و اگر پدر دادخواست ابطال چنین ازدواجی را به دادگاه تقدیم کند دادگاه موظف به رسیدگی و صدور رای به ابطال خواهد بود.
البته اگر مجددا ازدواجی صورت گیرد، ازدواج دوم بدون اذن پدر صحیح است زیرا مانع باکره بودن است و اگر به هر علت بکارت زایل شود ازدواج دوم بدون اذن پدر صحیح است.
رده:نشست های قضایی سال ۱۳۷۹