رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده ل. س. به وکالت ح. ز. در مورخه ۹۹/۴/۱۰ با تقدیم دادخواست به خواسته فسخ نکاح به لحاظ فریب در ازدواج و تدلیس به طرفیت ف. ه. خ. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در ۹۴/۲/۲۶ با خوانده ازدواج نموده و خوانده خود را باکره معرفی کرده ولی پس از عقد معلوم شد پرده بکارت ندارد. که دلیل ان را پرده ارتجاعی گفته و اخیرا موکل با دسترسی به گواهی پزشکی قانونی متوجه گردیده خوانده مدخوله بوده که منجر به شکایت شده و قرار جلب دادرسی صادر شده است.شعبه *در ۹۹/۴/۲۳ تشکیل جلسه داده است.خوانده گفته: من باکره بودم و در زمان محرمیت رابطه زناشویی داشتیم در ۹۴/۱/۱۳ و قبل از صیغه من گواهی پزشک زنان گرفتم که سلامت من را گواهی نمود که اصل ان در پرونده کیفری است. وکیل خواهان گفته: خوانده با ارائه گواهی پزشکی در ۹۳/۱۲/۱۷ خود را باکره معرفی کرده و موکل اعتماد نموده و علت عدم خونریزی را پرده ارتجاعی دانسته و در طول چند سال زندگی رفتار خلاف شان داشته است.و متوجه رابطه نامشروع از طریق پیامک و تماس تلفنی با پسر عمه موکل شده که بعد از وی تعهد گرفته است.و بعد متوجه شکایت کیفری با موضوع زنای به عنف شده که در پرونده کیفری گواهی پزشکی قانونی در سال ۹۲ مبنی بر عدم وجود پرده بکارت و مدخوله بودن ایشان وجود دارد. که نشان میدهد در سال ۹۲ مدخوله بوده است. در حالیکه گواهی پزشک ارائه شده مربوط به سال ۹۳ میباشد. و فریب در ازدواج و تدلیس محرز است.که بعد ایشان در مورد گواهی شکایت جعل صورت گرفته است.که در فرض جعل هم باید تحت تعقیب قرار گیرد. پزشکی قانونی *بشرح ص ۲۱ اعلام نموده که گواهی پزشکی دکتر ش. ص. جعلی است.به موجب دادنامه مورخه ۹۴/۶/۴ شعبه *( ص ۲۷ ) زوجه علیه م. ن. شکایت زنای به عنف نموده که حکم برائت صادر شده است.لیکن از باب رابطه نامشروع متهم محکوم شده است. عقد موقت زوجین در۹۳/۱۱/۲۴ بوده است. ( ص ۳۹ ) به موجب دادنامه مورخه ۹۹/۴/۲۳ شعبه *خانم ف. ه. خ. به اتهام فریب در ازدواج با توجه به گواهی ارائه شده مبنی بر باکره بودن وی جعلی اعلام شده و گواهی پزشکی قانونی حکایت از احراز مدخوله بودن وی قبل از ازدواج دارد. به پرداخت بیست میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است. گواهی پزشکی قانونی *( ص ۴۷ ) حکایت از این دارد. که در ۹۲/۳/۲ زوجه مدخوله بوده است.شعبه *دادنامه بدوی محکومیت زوجه از جهت فریب در ازدواج را مشمول مرور زمان دانسته و با نقض قرار موقوفی تعقیب صادر نموده است. ( ص ۶۳ ) قاضی مشاور با توجه به فوریت اعمال فسخ و عدم استفاده ان توسط زوج نظر به بطلان دعوی داده است. ( ص ۷۴ ) دادگاه به موجب دادنامه شماره *– ۹۹/۷/۲۳ نیز با تبعیت از نظر قاضی مشاور نظر به بطلان دعوی خواهان در عدم استفاده از فوریت فسخ داده است. خانم ل. س. به وکالت از ح. ز. نسبت به دادنامه بدوی اعتراض نموده است.و شعبه *به موجب دادنامه شماره *– ۹۹/۹/۲۷ دادنامه بدوی را تایید نموده است. خانم ل. س. به وکالت از ح. ز. از دادنامه فرجام خواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجام خوانده در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *– ۹۹/۹/۲۷ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ح. ز. با وکالت ل. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۹۹/۹/۲۷ صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجام خواه از جهت درخواست و اعلام فسخ نکاح صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا استدلال دادگاه بدوی مطابق نظریه قاضی مشاور حکایت از این دارد. که از فوریت فسخ استفاده نشده است.که در این صورت دعوی طبیعتا قابلیت استماع ندارد. ولی دادگاه بر خلاف استدلال خود در ماهیت موضوع رای بر بطلان صادر نموده است.ثانیا اینکه مطابق گواهی پزشکی قانونی موجود در پرونده کیفری که در سال ۹۲ تشکیل گردیده و زوجه شاکی بوده در مورخه ۹۲/۳/۲ زوجه مدخوله اعلام شده است.و به این نظریه هم معترض نبوده است. ( ص ۴۷ پرونده ) . ثالثا این که زوج مدعی است.اخیرا از وجود چنین پرونده یا گواهی پزشکی مطلع گردیده و اقدام به شکایت کیفری نموده که در فرض صحت ادعای وی اعمال فسخ بعد از اطلاع از موضوع و طرح شکایت کیفری در موقعیت قانونی تلقی می گردد. مگر اینکه اثبات شود. زوج قبلا از گواهی ذکر شده مطلع بوده است.که در این مورد نیز هیچ گونه تحقیقی صورت نگرفته و دلیلی هم بر اطلاع یا عدم اطلاع از طرفین ارائه نشده است. رابعا اینکه صدور قرار موقوفی تعقیب در مورد اتهام زوجه از جهت مرور زمان نسبت به فریب در ازدواج با استدلال دادگاه کیفری یک *خود بر احراز جرم کفایت می کند و فریب را محقق نموده است. در غیر اینصورت دادگاه باید حکم برائت صادر می نمود. رابعا اینکه ادعای زوجه بر اینکه گواهی پزشکی در سال ۹۳ بر سلامت خود گرفته ، صرف نظر از شکایت جعل مطروحه بر فرض عدم جعل نیز با توجه به مغایرت ان با گواهی سال ۹۲ که مورد اعتراض وی نبوده و مضافا ادعای رابطه جنسی بعد از محرمیت با زوج فریب در ازدواج را با توجه به گواهی سال ۹۲ منتفی نمی سازد. لذا با توجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.
با نقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *در مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۷ تشکیل جلسه داده است.وکیل زوج گفته موکل در مورخه ۹۴/۲/۲۶ با خانم ه. ازدواج نموده و خانم در زمان ازدواج باکره بوده است. صیغه محرمیت در ۹۳/۷/۱۴ خوانده شده است. و رابطه زناشویی داشته اند. خانم گفته در ۹۶/۲/۲۶ ازدواج کردیم قبل از عقد گواهی پزشک زنان گرفتم که سلامت من را تایید نموده است.گواهی باعث فریب موکل شده که با اولین نزدیکی متوجه عدم خونریزی می شود. و خانم گفته علت پرده ارتجاعی است.که بعد از اختلاف کاشف به عمل می اید طبق گواهی پزشک قانونی در سال ۹۲ زوجه مدخوله بوده است.در حالیکه گواهی که به موکل ارائه شده مربوط به سال ۹۳ بوده و باعث فریب موکل شده است. و خانم بابت فریب محکوم شده است.که بعد از ان موکل اقدام به طرح دادخواست نموده است.که فوریت فسخ عرفی است.زوج ( ح. ز. ) گفته: در سال ۹۸ فردی به مادرم گفته که عروس شما پرونده کیفری داشته و حتی مادرم گفت من شکایت کیفری کردم که مشمول مرور زمان و موقوفی تعقیب گردیده و بعد از ان من دعوی فسخ نکاح دادم. زوجه گفته: خانواده همسرم از سال ۹۳ کامل مرا می شناختند در سال ۹۳ خواستگاری امدند پدرم در حضور خودم و مادرم موضوع تشکیل پرونده قبلی در سال ۹۲ را به همسرم گفتند و خواستند که فکر کند که بعدا اتفاقی نیفتد همسرم دو هفته بعد تماس گرفت گفت من مشکلی ندارم.لذا عقد موقت هشت ماهه انجام شد و بعد هم در سال ۹۴ با همسرم رابطه زناشویی پیدا کردم. که بعد هم ایشان گفت که باید عقد دائم انجام شود. و در ۹۴/۲/۲۶ عقد دائم کردیم و یک فرزند داریم و الان بخاطر مهریه تقاضای فسخ نموده است.وکیل زوجه گفته دادنامه کیفری موکل مربوط به رابطه نامشروع غیر از زنا می باشد. و در مورد گواهی پزشکی هم موکل اعتراض داشته که قاضی گفته من نظریه را قبول ندارم. و درزمان صدور دادنامه کیفری موکل در منزل زوج حضور داشته است. زوج گفته: قبل از ازدواج پدر همسرم با من صحبتی در این مورد نداشته است.من در شب زفاف متوجه شدم که همسرم خونریزی نداشت ( مورخه ۹۴/۲/۲۸ ) با عصبانیت به او گفتم همسرم گفت پرده من ارتجاعی است.و گواهی پزشکی نشان داد که بعدا معلوم شد جعلی بوده است. زوجه گفته من باکره بودم و گواهی پزشکی ۹۲/۳/۲ راقبول ندارم. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۷/۸ باتوجه به اینکه زوجه در پرونده کیفری سال ۹۲ و قبل از ازدواج در سال ۹۴ مدخوله اعلام شده و دلیلی بر اینکه موضوع را به همسرش اطلاع داده باشد. ارائه نکرده بانقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به فسخ نکاح صادر نموده است. اقای ح. ن. به وکالت از ف. ه. خ. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل زوج اقای ه. ح. در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۷/۸ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجامخواهی اقای ح. ن. به وکالت از ف. ه. خ. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۷/۸ صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به فسخ نکاح زوجین صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته باتوجه به اینکه در پرونده کیفری سال ۹۲ و قبل از ازدواج ز وجه مدخوله اعلام شده و با ارائه گواهی پزشکی در سال ۹۳ و ۹۴ در زمان ازدواج خود را باکره اعلام نموده که مبنی بر فریب می باشد. مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه وکیل فرجامخواه ارائه نگردیده است. لذا مستندا به مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون مارالذکر با ردفرجامخواهی بعمل امده دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می نماید./ا۴۰۰/۱۰/۵
شعبه *
رییس شعبه : ج. ق. مستشار: س. م. ت.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
ضرورت استعلام از شورای روحانیت اهل سنت در احوال شخصیه
۱.۴۰۰۰۶۳۹۰۰۰۰۸۰۲۸E+۱۷ · ۱۴۰۰/۱۱/۰۳ · شعبه دیوان عالی کشور · پانزدهم دیوان عالی کشور
چکیده: از منظر شعبه دیوانعالی کشور، در دعوای زوج به خواسته فسخ نکاح و فریب در ازدواج و تدلیس به لحاظ باکره نبودن زوجه، به لحاظ اینکه زوجه سابقا در پرونده کیفری دیگری در قبل از ازدواج، مدخوله اعلام شده و متعاقبا با ارائه گواهی پزشکی در سال ۹۳ و ۹۴ در زمان ازدواج، خود را باکره اعلام نموده است موید اقدام زوجه در فریب و تدلیس نسبت به زوج میباشد.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.