## رای خلاصه جریان پرونده محتویات پرونده حاکی از این است.که اقای ح. ل. ش. ج. در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۲۵ وکالت اقای ع. ش. با تقدیم دادخواست به محاکم عمومی *به طرفیت خانم ف. ف. س. تقاضای تایید فسخ نکاح با مشارالیها را نموده و مدعی شده است. موکل به موجب سند نکاحیه شماره ۶۵۵۸ مورخ ۱۳۸۴/۵/۹ همسر دایمی خوانده می باشد. متاسفانه زوجه در بدو ازدواج با مانورهای متقلبانه مبنی بر اینکه دوشیزه و باکره می باشد. مبادرت به ازدواج با ایشان نموده و لیکن هم اکنون مشخص شده است.که مشارالیها سابقه ازدواج داشته و باکره هم نبوده اند و لذا تقاضای صدور حکم به تایید فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج مورد استدعاست پرونده متشکله به شعبه *ارجاع شده است.که دادگاه مرجوع الیه به موجب دادنامه شماره ۸۴۸ ۴۰۱ مورخ ۱۳۹۸/۱۱/۲۱ به شرح و استدلال مندرج در متن ان از جمله اینکه خواهان در جلسه دادرسی تاریخ اطلاع خود از باکره نبودن همسرش را زمان مراسم عروسی ( ۱۳۸۴/۸/۱۸ ) اعلام نموده و در واقع نامبرده بعد از گذشت حدود ۱۴ سال از تاریخ اطلاع اقدام به طرح دعوی فسخ نکاح نموده و نظر به اینکه خیار فسخ فوری است.و اگر طرفی که حق فسخ دارد. و بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود. و …. با لحاظ نظر قاضی محترم مشاوره خانواده دادخواهی را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان ان صادر نموده است.این رای از سوی زوج و وکیل وی مورد اعتراض و تجدید نظر خواهی قرار گرفته که شعبه *با رد اعتراض ایشان دادنامه تجدیدنظرخواسته را بر اساس دادنامه شماره ۲۵۷ ۸۰۰ مورخ ۱۳۹۹/۲/۱۴ تایید کرده است.و حالا ملاحظه می شود. وکیل زوج در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی به انضمام لایحه ای ۷ صفحه ای که در هنگام شور قرایت می شود. نسبت به رای مذکور نیز اعتراض و فرجام خواهی نموده است.ایشان در لایحه فرجامی خود اجمالا ضمن تکرار همان مطالب مطروحه در مقام تجدید نظر خواهی مدعی شده است.که محاکم بدوی و تجدیدنظر به دلایل و مدارک وی توجه نکرده اند زیرا که فرجام خوانده سابقه ازدواج قبلی داشته ولی با ادعای مفقود شدن شناسنامه قبلی خود مبادرت به دریافت شناسنامه جدید گرفته که سابقه ازدواج در شناسنامه جدید ثبت ننموده و بدین وسیله مراتب تدلیس در ازدواج با موکل شده است.کما اینکه در سند ازدواج نیز وصف دوشیزه قید شده است.دومین دلیل تدلیس باکره نبودن فرجام خوانده بوده است.چراکه در رو نوشت طلاق قبلی وی نوع طلاق خلع مدخوله ذکر شده است.که این مطلب را از موکل کتمان نموده است.و موکل در اظهارات خود گفته است.که در شب زفاف خونی مشاهده نشد از زوجه پرسیدم گفت نوع بکارت بنده از نوع حلقوی می باشد. و من برای اثبات بکارت خودم نامه پزشکی قانونی دارم. و موکل هم به صحبت های او اعتماد کرده است.ولی دادگاه ها به اشتباه این اظهارات وی را اطلاع از باکره نبودن از شب عروسی اعلام کرده لذا دادگاه بدوی عملا اظهارات موکل را تقطیع کرده است.لذا درمورد فوریت اعمال خیار فسخ باید عرض کنم که موکل اخیرا از طریق یکی از اشنایان خود متوجه شده است.که فرجام خوانده سابقه ازدواج داشته و باکره هم نبوده است.و پس از اطلاع ایشان ( موکل ) سریعا موضوع را با من در جریان گذاشته که از طریق ارسال اظهارنامه اقدام کردم مضافا اینکه در فوریت اعمال خیار علم به حق فسخ و علم فوریت ان لازم است.که موکل اینها را نمی دانسته است.و ….تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته و ارجاع به دادگاه هم عرض مورد استدعاست پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.و پس از قرایت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین را می دهد. ## رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای ح. ل. ش. ج. با وکالت اقای ع. ش. به طرفیت خانم ف. ف. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۲/۱۴صادره از شعبه *نظربه اینکه ایشان در دادخواست فرجامی و ضمایم ان هیچ گونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجام خواسته را در پی داشته باشد. ارایه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجام خواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده ۳۶۸ و ماده ۳۷۰ و ماده ۳۹۶ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده را به دادگاه محترم صادرکننده رای مذکور اعاده می نماید. شعبه * مستشار:غ. ق. عضو معاون: ع. ص. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای