## رای خلاصه جریان پرونده اقای ع. د. به وکالت از خانم ه. ک. پ. به طرفیت اقای س. ر. ر. به خواسته فسخ نکاح موضوع سند نکاحیه شماره ۸۰۵۳۴ مورخ ۹۶/۱۱/۱۲ به جهت تدلیس زوج به شرح متن دادخواست با احتساب خسارات هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل در محاکم خانواده *در تاریخ ۹۸/۱۰/۷ مطرح نموده که به شعبه *ارجاع گردید.در متن دادخواست وکیل خواهان گفته است.موکله خانم ه. ک. پ. فرزند خ. در مورخ ۹۶/۱۱/۱۲ به عقد دایم خوانده اقای س. ر. ر. فرزند ع. ج. درامده است.که پس از شروع زندگی مشترک و گذشت مدتی بر اساس اسناد بدست امده از جمله دادنامه *کاشف به عمل امده که خوانده سابقا دو مرتبه ازدواج و این مهم را از موکله و خانواده ایشان مخفی نموده در صورتی که عقد نکاح متبانیا بر تجرد سابق طرفین استوار بوده است.لذا بنا به مراتب معروضه تقاضای رسیدگی و صدور حکم به فسخ به دلیل تدلیس را دارم. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است.در جلسه مورخ ۹۸/۱۱/۱۵ ساعت ۹/۵ که از ناحیه طرفین لوایحی نیز تقدیم شده است.و خواهان وکیلش و خوانده در جلسه حضور دارند خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و گفته است.ایشان نام خودش را از ا. به س. تغییر داده است.خوانده گفته است.در سال ۸۸ به خواستگاری خانم ن. ص. ن. عقد کردم سه ماه عقد بودیم در شک شدم پدرش از مقامات بود به من گفت بیایید توافقی جدا شوید من هم قبول کردم ازدواج نکرده بودیم و بعد در سال ۹۵ یا ۹۶ بود همان سالی که حجاج در منای فوت کردند. در عید قربان با خانم دیگری که همسایه ما بود اشنا شدم و فوری عقد کردیم و بعد متوجه شدم که این خانم کلاهبردار است.بعد از یک ماه از او جدا شدم و در تاریخ ۹۶/۱۱/۱۲ با خانم فعلی خودم عقد کردم و در مراسم قبل از عقد تمام این موضوعات را به مادر و خواهرش گفتم حتی خودش با خانم ن. ص. ن. تلفنی صحبت کرد و یک شب که با مادر و خواهرش رفتم یک جایی شام خوردیم و این موضوعات را به انها گفتم و مادرش گفت شوهرم قبل از ازدواج با من یک ازدواج دیگری داشته مهم این است.که با هم خوشبخت شوید و تمام این مدارکی که الان در پرونده گذاشته همه اینها را خودم در اختیارش گذاشتم و همه اینها در خانه موجود است.و مطلب دیگر اینکه ایا ایشان با من شرط کرده که من قبل از ازدواج با ایشان عقدی نکرده باشم؟ که من نگفته ام و تدلیس کرده ام خواهان گفت من با ایشان شرط نکردم که او ازدواج قبلی نداشته باشد. ولی او هم بمن نگفت که ازدواج قبلی داشته است.خوانده گفته است.راجع به تغییر نام س. نام مستعار من بود و همه مرا به نام س. می شناسند من هم نامم را به س. تغییر دادم خواهان گفت ما قبل از عقد هیچ صحبتی درباره این موضوع که نباید ازدواج قبلی داشته باشید با هم نداشتیم و ادعایش را بر اینکه قبل از عقد به خانم ن. ص. اشنا شوم و با او صحبت کردم قبول ندارم. بلکه من در تاریخ ۹۸/۸/۱۹ این موضوع را فهمیدم وکیل خواهان گفت تقاضای احضار شهودی که خودش ادعا کرده ( مادر و خواهر خواهان ) را دارم. و قراین و اوضاع و احوال از جمله سفید بودن شناسنامه و تغییر نام همگی قرینه بر این موضوع است.که اساسا این مهم پنهان مانده است.دادگاه پرونده را در اختیار قاضی مشاور جهت اظهارنظر قرار داده که در ذیل برگ ۳۲ پرونده امتناع شهادت شهود یعنی مادر و خواهر خواهان را ضروری دانسته و پرونده را معد ختم رسیدگی ندانسته است.دادگاه در تاریخ ۹۸/۱۲/۲۶ طی دادنامه ۱۹۹۰ با اعلام ختم دادرسی رای خود را به شرح ذیل صادر و اعلام داشته است. در خصوص دعوای خانم ه. ک. پ. فرزند خ. با وکالت اقای ع. د. به طرفیت اقای س. ر. ر. فرزند ع. ج. به این توضیح که خواهان بیان داشت خوانده قبل از ازدواج با من سابقه دو مرتبه ازدواج داشته است.و این مطلب را بمن نگفته بود در صورتی که عقد نکاح متبانیا بر تجرد سابق طرفین استوار بوده است. لذا تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح دارم. خوانده گفت مگر با من شرط کردند. که من قبل از ازدواج با او عقد دیگری نکرده باشم که من نگفته ام خواهان گفت با او شرط نکردم ولی او هم نگفت که ازدواج قبلی داشته است. دادگاه خواسته خواهان را مطابق موازین شرعی و قانونی تشخیص نداده چرا که عرفا این وصف از اوصافی نیست که متبانیا علیه عقد نکاح منعقد کرد و لذا مستندا به مفهوم ماده ۱۱۲۸ که منظور نظر خواهان است.حکم بطلان خواسته خواهان صادر میگردد. رای صادره حضوری است.و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر *می باشد. از این رای وکیل زوجه تجدیدنظر خواهی نموده است.دلایل و جهات تجدیدنظر خواهی را عدم توجه قاضی به دلایل که شهادت شهود بوده و می توانست در کشف حقیقت موثر باشد. و نیز استعلام از اداره ثبت احوال شعبه *در مورد تغییر نام زوج از ا. به س. که با چه مجوزی بوده و سوم اینکه دادگاه توجه به حقوق اسلام که مخفی کردن حقیقت را از مخاطب تدلیس می تواند لذا درخواست تجدیدنظر و رسیدگی مجدد و انجام تحقیقات و استعلامات لازم از مراجع یاد شده مورد استدعاست پس از انجام تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به مرجع تجدیدنظر به شعبه ۱۵ تجدیدنظر ارجاع گردیده که هیات محترم شعبه مذکور در وقت فوق العاده با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ ۹۹/۱/۳۱ چون اعتراض موجهی که موجب نقض رای تجدیدنظر خواسته می شود. به عمل نیامده است.از حیث استدلال به عمل امده رای تجدیدنظر خواسته صحیحا اصدار یافته خدشه ای بر ان وارد نیست با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را مستندا به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی عینا تایید نموده است.اکنون از این رای نیز وکیل زوجه فرجام خواهی کرده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده توسط عضو ممیز قرایت می شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور نظر به اینکه موضوع ازدواج قبلی مرد در عقد نکاح از جمله صفاتی نیست که متبانیا عقد بر ان واقع شود. زیرا در سند نکاحیه صرفا همسر داشتن زوج نیاز به درج در سند ازدواج داشته است.عرف جامعه ما در *این است.که قبل از ازدواج در مورد اینگونه مسایل از طرف خانواده زن تحقیق صورت می گیرد تا در صورت داشتن سابقه ازدواج نیز علت جدایی یا طلاق صرفا برای شناخت مقصر بودن مرد یا مسیولیت پذیری او علاج واقعه را قبل از وقوع بنمایند در جهت رعایت رفتارهای توام با احساس مسیولیت پذیری زوج در زندگی مشترک در سند نکاحیه مواردی را به عنوان شرط می توان بین طرفین عقد مقرر نمود که در مانحن فیه بین طرفین عقد ازدواج شرطی که زوج باید قبلا ازدواج نداشته باشد. درج و قید نشده است.با وقوع عقد نکاح فسخ ان که خلاف اصل است.نیاز به دلیل کافی دارد. چون عقد نکاح از عقودی است.که انحلال ان واجد شرایطی است.که در قانون مقرر شده است.چون عرف ازدواج سابق را عیب نمی داند نمی توان چنین وضعیتی را در زوج مصداق تدلیس دانست رای فرجام خواسته که به تایید رای بدوی که صحیحا و موجها و منطبق با موازین قانونی اصدار یافته است.و اعتراض موجهی که موجب نقض ان گردد. به عمل نیامده است.با رد فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده ۳۷۰ قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می گردد. شعبه * رییس: ع. ن. م. : ع. ک. ص. س. عضو معاون: ج. ب. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای