رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: اقای ا. ب. فرزند م. در تاریخ ۹۷/۵/۹ با مراجعه به واحد گشت نیروی انتظامی شهرستان *که در سطح حوزه روستای خراجی در حا ل گشت زنی بوده اند مراجعه و اظهار داشته که در حال برگشت به منزل بودم که شخصی به نام ع. پ. با زور سوار ماشین من شد و گفت باید من را تا درب منزل ببری من هم چون از نظر سن و جثه از وی کوچکتر بودم مجبور شدم او را به محل اعلامی برسانم بعد از رسیدن به درب منزلش به زور دست جلو دهانم گذاشت و از ماشین پیاده کرد و داخل منزلش برد و کمربند شلوارم را باز کرد و شلوارم را از پا دراورد و با من عمل لواط انجام داد و بعد از اتمام کار درحالی که اجازه فرارکردن به من نمی داد توانستم فرار کنم. با ارشاد عوامل گشت نامبرده به دادسرای عمومی و انقلاب شکایت کرده ، پرونده به بازپرس ارجاع گردیده و شاکی نزد بازپرس شکایت خود را به تفصیل بیان داشته ، خلاصه اظهارات او این است: دیروز ( ۹۷/۵/۸ ) حدود ساعت ۱۲ ظهر از پادگان *بیرون امدم ( شاکی سرباز بوده ) *یک خانه دارم. اول رفتم انجا بعد رفتم *حدود ساعت ۸ عصر رسیدم خراجی رفتم عروسی ص. ع. ز. و چون مرخصی داشتم می خواستم برگردم *و می خواستم سوار ماشین شوم که ع. پ. به ماشین من تکبه داده بود سلام و علیک کردیم گفت من را برسان خانه و خودش ادرس داد و رفتیم تا جلوی خانه و نزدیک خانه وی که رسیدیم سوییچ ماشین را در اورد و گفت بیا داخل گفتم میخواهم بروم گفت می گویم بیا داخل و من قصد وی را متوجه شدم و پیاده شد و از سمت راننده امد در را باز کرد و من را بغل کرد و برد داخل خانه. بازپرس از او سیوال کرده: ایا شما ممانعت ننمودید یا اقدامی انجام ندادید که کسی متوجه شود. پاسخ داده است: درشت هیکل است.و زورم به او نمی رسید و جلوی دهانم را گرفته بود و من را برد داخل حیاط ( راهرو ) به زور لباس های من مثل شلوار و شورتم را در اورد و گفت بنشین کاری ندارم. فقط لای پایت می گذارم و جلوی دهان من را گرفت و الت خود را وسط پای من گذاشت و ارضا شد و با دستمال کاغذی خودش را پاک کرد و زمانی که داشت خودش را پاک می کرد من سوییچ را برداشتم و فرار کردم. ( ص۸ و۹ ) متهم خود را به پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان *معرفی نموده و از طریق این اداره تحویل پلیس اگاهی گردیده و در تحقیقاتی که در پلیس اگاهی از او شده به بردن شاکی به زور به داخل منزلش و ارتکاب تفخیذ با او اقرار نموده و علت ان را فحاشی شاکی به خود ذکر کرده است. ( ص۴۰ و۴۱ ) منتها پس از اعزام به دادسرا و تفهیم اتهام مباشرت در ادم ربایی از سوی بازپرس به او اتهام انتسابی را تکذیب کرده و اظهارات خود در اگاهی را به علت کتک زدن به او اعلام نموده است. ( ص۴۷ ) بازپرس درباره متهم قرار بازداشت موقت صادر و دادستان با ان موافقت نموده و دادگاه کیفری دوخیار هم ان را تایید نموده است. ( ۴۹ و۵۶ ) بازپرس درباره اتهام متهم دایر به تفخیذ در تاریخ ۹۷/۵/۱۴ قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری یک شهرستان *صادر و بعد از موافقت دادستان بدل پرونده را به ان دادگاه ارسال نموده است. ( ص۱۰۲و۱۵۹ ) و درباره اتهام او مبنی بر مباشرت در ادم ربایی در پایان رسیدگی در تاریخ ۹۷/۵/۲۸با اعلام ختم تحقیقات قرار جلب به دادرسی صادر و دادستان ضمن موافقت با ان با صدور کیفرخواست از دادگاه کیفری دو شعبه *به استناد ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی تقاضای تعیین کیفر کرده است. ( ص۹۲ تا ۹۴ ) پرونده به شعبه *ارجاع شده و این شعبه طبق دادنامه شماره *قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری یک *صادر و پرونده را به ان دادگاه ارسال نموده است. ( ص۹۹ و ۱۰۱ ) . هر دو پرونده ، پرونده مربوط به ادم ربایی و همچنین پرونده مربوط به تفخیذ به شعبه *ارجاع گردیده است. ( ۱۰۱ و۱۵۹ ) در مورد پرونده مربوط به ادم ربایی دادگاه دستور داده که دفتر مقررات ماده ۳۸۷ قانون ایین دادرسی کیفری را اعمال نماید. در مورد پرونده مربوط به تفخیذ دادگاه ابتدا دستور دعوت شاکی را برای شکایت و احضار متهم را از زندان داده است. شاکی در تاریخ ۹۷/۵/۱۷ در دادگاه حاضر و دادگاه شکایت او را استماع کرده است. اظهارات او همانند اظهاراتش نزد بازپرس می باشد. ( ۱۶۴۱۶۶ ) متهم نیز در تاریخ ۹۷/۵/۲۰ اعزام شده و دادگاه اتهام تفخیذ به عنف با شاکی را به او تفهیم کرده و او در دفاع از خود با اشاره به این که با شاکی به عروسی رفته بوده و بعد از ان شاکی با خودروش او را به منزل برده گفته است: جلو خانه که رسیدیم گفت نمی ایی به مغازه برویم گفتم نه او یک فحش ناموسی داد و من هم عصبانی شدم و یک سیلی ارام به او زدم و گفتم چرا فحش میدهی و بار اخرت باشد. گفت حالا مگر چی شده. من زن و بچه داشتم و بهم برخورد و با او گفتم بیا داخل و او هم به داخل خانه امد و هیچ مقاومتی نکرد. به داخل راهرو خانه امد و به او گفتم شلوارت را در بیاور و او هم خودش شلوارش را دراورد و بعد هم به او گفتم شلوارت را بپوش و برو و او هم شلوارش را پوشید و رفت. من تجاوزی به او نکردم … ( ص۱۶۷ و۱۶۸ ) دادگاه نظریه پزشکی قانونی استان درباره نتیجه ازمایش از البسه شاکی و همچنین نظریه ان اداره درباره وضعیت روانی شاکی اخذ کرده که به ترتیب در صفحات ۱۷۶ و ۱۸۰ پیوست است. قرار بازداشت موقت متهم را نیز به درخواست وکیل او فک و درباره وی قرار اخذ وثیقه به مبلغ دو میلیارد و دویست میلیون ریال برای هر دو اتهام صادر ( ص۱۸۴ ) و وثیقه سپرده شده است. بعد از ان در مورد اتهام تفخیذ قرار رسیدگی صادر و دستور اعمال مقررات ماده ۳۸۷ قانون ایین دادرسی کیفری را داده ( ص۱۹۹ ) و پس از جری تشریفات قانونی و تهیه گزارش توسط مستشار دادگاه در جلسه مقدماتی اداری پرونده را ملاحظه و کامل و قابل طرح برای دادرسی تشخیص داده و دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار شاکی و متهم و وکلای انان و دعوت نماینده دادستان *را داده است. ( ص۲۱۲ ) در وقت مقرر جلسه دادگاه تشکیل شده است. اقای ب. ا. به وکالت شاکی ( وکالتنامه او در برگ ۲۰۳ پرونده ضمیمه است ) و متهم و وکیل او اقای م. ا. ن. ( وکالتنامه او در برگ ۱۷۲ ضمیمه است ) حاضر شده اند. نماینده دادستان *حاضر نشده و دادگاه حضور او را ضروری ندانسته است. پس از اعلام رسمیت جلسه و تفهیم مفاد ماده ۳۵۴ قانون ایین دادرسی کیفری به حاضرین و همچنین تفهیم ماده ۱۹۴ ان قانون به متهم ، پس از این که متهم خود را معرفی کرده با رعایت ترتیب مقرر در قانون رسیدگی کرده و پس از استماع اظهارات وکیل شاکی و مدافعات متهم و اخذ اخرین دفاع از او جلسه را ختم کرده و در نهایت در مهلت مقرر با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره ۳۱۳ مورخ ۹۷/۸/۲۷ متهم را از حیث ارتکاب بزه تفخیذ گناهکار تشخیص داده و به استناد مفاد ۲۳۵ و ۲۳۶ قانون مجازات اسلامی او را به یکصد ضربه شلاق حدی و همچنین دو سال اقامت اجباری در *به عنوان مجازات تکمیلی با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده ، لکن از اتهام ربایی با تمسک به قاعده دری و اصل برایت و استناد به مواد ۱۲۰ قانون مرقوم و ۴ قانون ایین دادرسی کیفری تبریه نموده است. رای صادره به شاکی و وکیل او و متهم و وکیل او و دادستان عمومی و انقلاب *ابلاغ گردیده و شاکی و وکیل او از رای صادره بر برایت متهم در خواست فرجام کرده اند درخواست مزبور در مهلت قانونی در دفتر دادگاه ثبت و همراه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول به این شعبه ارجاع گردیده است. لازم به یاداوری است.مفاد لایحه ای که به امضای شاکی و وکیل او رسیده صرفا درخواست فرجام است.و اعتراضات فرجامی در ان مطرح نشده و موکول به لایحه تکمیلی توسط وکیل گردیده است. وکیل فرجام خواه نیز لایحه تکمیلی حاوی اعتراضات فرجامی را تقدیم نموده لکن تمبر مالیاتی این مرحله را ابطال نکرده و در وکالتنامه ارایه شده قبلی نیز صرفا تمبر مالیاتی مرحله بدوی را ابطال کرده است. عضوممیزج. اسلامی هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ج. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه نظر به اینکه در لایحه ای که فرجام خواه و وکیل او تقدیم داشته اند صرفا درخواست فرجام کرده بدون اینکه اعتراض خود و جهات فرجام خواهی را مطرح نمایند و وکیل فرجام خواه نیز اگر چه در لایحه تکمیلی اعتراضات خود نسبت به رای فرجام را عنوان کرده لکن تمبر مالیاتی این مرحله را ابطال ننموده و به این جهت به حکم تبصره ۱ ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم وکالت او پذیرفته نیست ، بنابراین درخواست فرجام ناقص است.و قابل رسیدگی نیست و به دادگاه صادرکننده رای اعاده می شود. تا مدیر دفتر دادگاه در اجرای مقررات ماده ۴۴۰ قانون ایین دادرسی کیفری اقدامات لازم انجام داده و در صورت رفع نقص پرونده را به این شعبه ارسال نماید. رییس شعبه *:ج. ا. مستشار: ح. ق. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای