## رای خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
۱ حسب گزارش مورخ ۹۴/۷/۷ ماموران کلانتری ۱۴ شهرستان *در پی اعلام خانم ف. ب. دایر به سرقت از منزل او ماموران به محل عزیمت و سارق که خود را س. ن. معرفی نموده دستگیر کرده اند. اموالی که از نامبرده کشف شده در گزارش ماموران به این شرح ذکر شده: ۱ چادر خانگی زنانه ۲ یک دست لیوان ۳ دستبند اهنی ۴ دو عدد سفره یکبار مصرف پنج متری ۵ یک عدد انگشتر نقره ۶ دو عدد انگشتر نقره ای مردانه ۷ دو میلیون و چهارصد و بیست هزار تومان ۸ دفترچه بانک ملت دو فقره ۹ کارت حج یک فقره ۱۰ کیف پول زنانه ۱۱ کیف زنانه شامل دارو ۱۲ کارت ملی و شناسنامه خانم ف. ب. و م. ۱۳ عابر سازمان *خانم ف. ب. ۱۴ گلوبند نقره ای. اموال مذکور به خانم ف. ب. تحویل گردیده است. ( ص ۳ ) پرونده مقدماتی در کلانتری ۱۴ *تشکیل و در وقت کشیک به دادسرا ارسال گردیده و قاضی کشیک از خانم س. ن. تحقیق و به او اتهامات مشارکت در سرقت مقرون به ازار و تهدید به ضررهای نفسی بوسیله شوکر و حمل و نگهداری شوکر تفهیم و مدافعات او را استماع و انگاه درباره او قرار تامین از نوع وثیقه صادر و به لحاظ عجز از تودیع ان به زندان معرفی و پرونده را برای تکمیل و دستگیری اقای م. ر. که خانم ن. او را همدستش معرفی کرده به کلانتری اعاده نموده است. ( ص ۱۴ تا ۱۶ ) کلانتری نیز اقای م. ر. را دستگیر و پرونده را ضمن اعزام او به دادسرا ارسال نموده که به دادیار شعبه سوم ارجاع گردیده است. ( ص ۲۶ ) خانم ف. ب. نزد دادیار اظهار داشته که دیروز ( ۹۴/۷/۷ ) یک نفر زنگ زد و گفت از پست بسته اورده ام وقتی در را باز کردم یک خانم حامله وارد منزل شد و به زور اول مرا به دستشویی و سپس به حمام برد و در انجا زندانی کرد و مقداری پول و پارچه و طلا بردند. شاکی شخصی را که زنگ زده م. ر. معرفی کرده است. ( ص ۲۸ ) خانم ا. ق. پ. چهان. مشهور به س. ن. در دفاع از اتهامات خود نزد دادیار اظهار داشته: من نمی دانم چه وسایلی از منزل شاکی سرقت شد. اصلا تهدیدی نکردم. من ۲ عدد سفره یکبار مصرف ۲ دست لیوان و یک پلاستیک که پول داخل ان بود به مقدار ۲۳۰۰/۰۰۰ تومان و دو عدد دست بند نقره را از م. امانت گرفتم و خودم سرقت نکردم. من با م. حدود ساعت ۱۴ به *رسیدم. ما با م. برای مهمانی به منزل مادربزرگ م. امدیم [م. ر. نوه دختری خانم ف. ب. است.و خانم ا. به گفته م. همسر دوم اوست] م. به من گفت که من به دستشویی میروم و وقتی که امد بمن گفت که این پلاستیک را بگیر. یک پلاستیک سبز رنگی بود که دسته قرمز داشت داخل ان معلوم نبود و من داخل کلانتری محتویات ان را دیدم. ما وقتی به درب منزل مادربزرگ م. امدیم م. زنگ را زد و مادربزرگ او درب را باز کرد با هم داخل منزل شدیم و با م. روبوسی کرد … صحبت از ارث شد و م. گفت من به دستشویی میروم و بعد امد و مادربزرگ م. به سمت حمام امد و م. گفت بیا برویم که پسر دایی هایم امدند و وقتی که من به بیرون امدم پلیس مرا گرفت. شوکر برای م. بود و من داخل کیفم گذاشتم و جلوی درب یکی از بستگان م. یک چوب به همراه داشت لذا من شوکر را گرفتم و گفتم اگر نزدیک شوید شما را با شوکر می زنم و مامور شوکر را از دست من گرفت … این خانم ( شاکیه ) خودش داخل حمام رفت و من او را نبردم ( ص ۳۸ و ۳۹ ) [دادیار اشاره کرده که اظهارات متهم خلاف اظهارات او نزد قاضی کشیک است. نزد قاضی کشیک گفته: من نمی خواستم سرفت کنم م. ر. گفت فقط تو ببرش توی حمام بقیه اش با من و با انها تصفیه حساب می کنم. از او سوال شده: کدامیک پیرزن را داخل حمام بردید؟ پاسخ داده: من او را داخل حمام بردم و بعد م. امد داخل ولی من قصد سرقت نداشتم. ] اقای م. ر. در همین جلسه اظهار داشته: ما روز ۹۴/۷/۷ ساعت حدودا ۱۴ به *امدیم. مستقیما به منزل پدربزرگم رفتیم و من با خانم ق. پ. درب منزل مادربزرگم را نشان دادم. مادربزرگم درب را چون ایشان را نشناخت باز نکرد و من امدم در زدم و چون ایفون تصویری بود تا من را دید باز کرد و ما به داخل رفتیم. به من گفت این خانم کیه که من گفتم خانم دومم است.و رفت چایی اورد و گفت چطور شده از این طرف امده اید و ما صحبت ارث و میراث کردیم ولی مشاجره کردیم سر ارث و میراث. من رفتم به دستشویی برای تجدید وضو وقتی امدم خانم گفت فکر کنم مادربزرگ از من خوشش نمی اید چون رفته داخل حمام و من چون جای کلید ها را بلد بودم رفتم که کمی از وسایل مادربزرگم را ببرم و اشتباه کردم و فضولی کردم و نمی دانم دقیقا چه چیزی را برداشتم. فقط مقداری پول را که نمی دانم چقدر بود از داخل میز برداشتم و به خاطر ندارم. مبلغ پولها چند تومان بود. وسایل را داخل پلاستیک سفید رنگ که محتویات ان مشخص است.… قرار دادم … و پلاستیک را اصلا نبردم چون دیدم که پسر داییم درب منزل بود. نیت من این بود که خانمم موقع رفتن ان را با خودش به بیرون بیاورد. من دیدم که پسر دایی ام زنگ را زد و به خاطر این که الات جرم دست ما نباشد. تمام وسایل را در منزل رها کردیم. من ترسیده بودم با مادربزرگم خداحافظی نکردم. من زودتر بیرون امدم … پسر دایی من ، من را دید که از منزل خارج شدم و به سمت ماشین رفتم و ماشین را روشن کردم و خانمم که می خواست بیاید پلیس او را گرفت. در مورد شوکر و چاقو نیز گفته است: شوکر و چاقو برای من بود … همیشه داخل ماشین من است.چون امنیت ندارم. و بخاطر دفاع از خودم نگهداری می کنم … شوکر هم فکر می کنم نوشته پلیس دارد. … و در اخر هم گفته است.که اشتباه کردم و هیچ وسیله ای از منزل بیرون نبردم. ( ص ۳۷ و ۳۸ ) در جلسه بازجویی از متهمان وکیل انان اقای ح. ر. وکیل متهمان نیز حاضر بوده است. لازم به یاداوری است.که اقای م. ر. در کلانتری گفته: به عنف وارد نشدم ولی مشارکت در سرقت را قبول دارم. من هیچ چیز را از منزل خارج نکردم و وسایل مسروقه را ان خانم برداشت … برای باطل کردن طلسم که یک دعا نویس گفته بود در منزل این خانم است.رفتیم … من زنگ زدم و به مادربزرگم گفتم که از اژانس امده ام و نگفتم که از پست امده ام … ( ص ۲۷ ) برای او قرار تامین از نوع وثیقه به مبلغ هشتصد میلیون ریال صادر و به لحاظ عجز از سپردن ان بازداشت گردیده است. بعدا وثیقه سپرده و ازاد شده است. ( ص ۶۳ ) قرار تامین درباره خانم ا. ق. پ. ج. نیز در تاریخ ۹۴/۷/۱۵ با توجه به وضعیت خاص او و احتمال وضع حمل به قرار کفالت به مبلغ سیصد میلیون ریال تخفیف داده شده و او با معرفی کفیل ازاد گردیده است. ( ص ۹۳ ) در ادامه خانم ف. ب. از متهمان علاوه بر شکایت قبلی تحت عناوین ورود به عنف ، تهدید با سلاح سرد ( شوکر ، چاقو ) و ایراد خسارت عمدی ( شکستن شیشه و در انباری ) و ایراد صدمه بدنی نیز شکایت کرده که این شکایت نیز به دادیار شعبه سوم ارجاع گردیده است. ( ص ۸۴ ) نامبرده برای معاینه به پزشکی قانونی معرفی شده و پزشکی قانونی صدمات وارد شده به او را دو فقره کبودی در حال جذب یکی در خلف گردن و دیگری را در ران چپ و یک فقره حارصه درحال التیام در ساق چپ و تاریخ حدوث صدمات مذکور را ۷ – ۳ روز قبل از معاینه ( ۹۴/۷/۱۴ ) تعیین کرده است. ( ص ۱۰۷ ) در ادامه پرونده با توجه به موضوع اتهام ( سرفت مقرون به ازار ) به بازپرس شعبه *ه من زد و تنها به داخل خانه امد و درب را بست و پشت در را انداخت … کارد از داخل کیف خود دراورد به همراه شوکر … گفت … صدایت دراید خشکت می کنم … بعد من را داخل حمام انداخت و درب حمام را بست و من بلند شدم داخل اتاق موبایلم را برداشتم و داخل جیب مانتو گذاشتم و جلوی درب حمام ایستادم … دوباره من را هل داد داخل حمام و بعد درب حمام را بست ویک میز چهار نفره را پشت درب قرار داد … به نوه ام ا. زنگ زدم … موضوع را گفتم و گفتم برو پلیس بیاور … کلیه صدماتی که در گواهی پزشکی قانونی بیان شده متهمه وارد نموده است.… ( ص ۱۳۵ تا ۱۳۷ ) اقای ا. ب. نیز مشاهدات خود را از لحظه ورود به منزل مادربزرگش تا رسیدن پلیس و دستگیری ا. از متهمان ( خانم ا. ) بیان کرده است. ( ص ۱۴۰ تا ۱۴۲ ) در جریان رسیدگی خانم ف. ب. از اقای م. ر. به اتهامات افترا ، تهدید به قتل و فحاشی ( ص ۱۸۰ ) و اقای م. ب. از نامبرده به اتهامات افترا و فحاشی ( ص ۱۶۷ و ۱۶۸ ) شکایت کرده اند. به این شکایات نیز بازپرس رسیدگی و پس از تشدید تامین متهمان ( ص ۲۲۴ تا ۲۳۶ ) و چند نوبت رد و بدل شدن پرونده بین بازپرس و دادیار درنهایت برای اقای م. ر. به اتهامات: مشارکت در سرقت مقرون به ازار ( موضوع شکایت خانم ف. ب. ) توهین ( موضوع شکایت اقای م. ب. ) و درباره خانم ا. ق. پ. ج. به اتهام مشارکت در سرقت مقرون به ازار ، حبس غیر قانونی و ایراد صدمه بدنی عمدی ( موضوع شکایت خانم ف. ب. ) قرار جلب به دادرسی و در خصوص اتهام دیگر او دایر به حمل و نگهداری غیر مجاز شوکر قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری دو *ونسبت به سایر جرایم اعلام شده علیه نامبردگان قرار منع تعقیب صادر و دادیار اظهار نظر ضمن موافقت با قرارهای صادر شده با صدور کیفر خواست از دادگاه تقاضای تعیین کیفر برای متهمان نموده است. ( ص ۱۵۸ تا ۱۶۱ و ۲۳۷ تا ۲۴۰ و ۲۴۶ تا ۲۵۰ )
۲ متهمان در شعبه *محاکمه شده اند و دادگاه پس از استماع اظهارات و مدافعات اصحاب دعوی و وکلای انان بموجب دادنامه شماره ۱۱۸۲ – ۹۵/۸/۱۰ اتهام متهمان را از حیث شرکت در سرقت مقرون به ازار ثابت تشخیص داده و به استناد ماده ۶۵۲ قانون مجازات اسلامی ( بخش تعزیرات ) با اعمال تخفیف اقای م. ر. را به دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و خانم ا. ق. پ. ج. را به دو سال حبس و دو میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق محکوم کرده است. همچنین متهم اخیر را از حیث ایراد صدمه بدنی به خانم ف. ب. بزهکار تشخیص داده و به پرداخت دیات صدمات وارد شده در حق او محکوم کرده است. متهمان از سایر اتهامات تبریه گردیده اند. از این رای متهمان و خانم ف. ب. درخواست تجدیدنظر کرده اند و شعبه *به ان رسیدگی و طبق دادنامه مذکور در فوق ضمن رد تجدیدنظر خواهی ان رای را تایید نموده است. اوراق پرونده دلالت بر اجرای رای در مورد حبس و جزای نقدی ندارد. همچنین دلالت بر تشکیل بدل و ارسال ان به دادگاه کیفری دو برای رسیدگی به اتهام خانم ا. ج. پ. ق. دایر به حمل و نگهداری غیر مجاز شوکر ندارد. و لازم است.دادسرا در این مورد اقدام قانونی لازم معمول دارد.
۳ اقای ک. ع. به وکالت متهمان از رای محکومیت انان از دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی کرده که در دبیرخانه دیوان ثبت و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. مطالب مندرج در لایحه تقدیمی دفاع از محکوم علیهما و رد اتهامات انتسابی به انان و تقاضای تجویز اعاده محاکمه به استناد بند ج ماده ۴۷۴ قانون ایین دادرسی کیفری است. لایحه مزبور زمان شور خوانده میشود. عضو ممیز ج. ا.
هیات شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و مشاوره ، چنین رای میدهد:
## رای شعبه دیوان عالی کشور
رای
درخواست مستدعیان اعاده دادرسی موجه و مقبول نیست ، زیرا انچه وکیل انان در توجیه و تشریح درخواست بیان داشته راجع به ماهیت بزه و اظهار بی تقصیری است.که در این مرحله موقعیت قانونی ندارد. و درخور اعتنا و توجه نیست ، دلیل جدیدی هم که بیگناهی انان را اثبات نماید. ارایه نگردیده است. از این رو به لحاظ عدم انطباق درخواست با موارد اعاده دادرسی قرار رد درخواست را صادر و اعلام می نماید. دستور توقف اجرای حکم شلاق درباره اقای م. ر. نیز لغو میگردد.
رییس شعبه *: ج. ا. مستشار: ح. ق.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
رای قضایی
۹۶۰۹۹۷۰۹۱۰۷۰۰۹۱۲ · ۱۳۹۶/۰۹/۲۵ · شعبه دیوان عالی کشور · سی و چهارم دیوان عالی کشور