رای خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
اقای ا. ا. از اقای ح. ا. م. ک. به اتهام فروش مال غیر به دادسرای عمومی و انقلاب *شکایت کرده است. پرونده به بازپرس شعبه اول ارجاع گردیده و شاکی نزد بازپرس اظهار داشته به اتفاق اقای ح. ا. م. ک. یک حیاط کلنگی از اقای ع. م. پ. خریده و در قولنامه نام او به عنوان خریدار قید شده و اقای ح. ا. م. ک. به عنوان شاهد ان را امضای کرده موقع تنظیم قولنامه پنج میلیون تومان نقد و مبلغ سی و سه میلیون تومان چک از حساب اقای ح. ا. م. ک. دادیم که بعداز تخلیه ملک به فروشنده بدهد و من بیست و نه میلیون تومان بابت این چک به حساب اقای م. ک. واریز کردم ولی او بدون اجازه من ملک را به اقای ر. فروخته است. شاکی قولنامه ادعایی را ارایه ننموده و اظهار داشته ندارد. و اقایان ح. ر. و ر. ر. را به عنوان شاهد معرفی کرده است.و مدعی جعلیت قولنامه ارایه شده از سوی مشتکی عنه که تصویر ان در صفحه ۹ پرونده ضمیمه است.گردیده ( ص۱۴ ) بازپرس به مشتکی عنه اتهام فروش مال غیر توام با جعل قولنامه تفهیم نموده ، او در دفاع از خود اظهار داشته: حیاط را من خریده ام طی قولنامه ۹۳/۲/۸ ( تصویر ان در برگ ۹ پرونده ضمیمه است ) … و صاحب ان هم زنده است.و انچه شاکی به حساب من ریخته است.بابت حیاط دیگری است.و اقای ا. به غیر فروخته است.و ربطی به چک این پرونده نداشته است. ایشان کارگر من بوده نه شریک من و م. خود را هم گرفته است. ( ص۱۵ ) شاکی همچنین از اقایان ع. م. ح. پ. ( فروشنده ملک به اقای م. ) و ا. ر. ( خریدار ملک ) شکایت کرده است. ( ۲۵ و ۳۴ ) اقای ع. م. ح. پ. در خصوص شکایت شاکی از او اظهار داشته: من حیاط کلنگی را به ا. ا. و ح. ک. که شریک بودند فروخته و قولنامه را به نام ا. ا. نوشته ، ح. دوباره پیش من امد و گفت من با ا. ا. تسویه حساب کرده ام بیا دوباره قولنامه به نام من بنویس ، من قبول نمی کردم ولی در نهایت به وی اعتماد کردم … و قولنامه به نام ح. نوشتم … ( ص۳۵ ) بازپرس پس از تحقیق از اقای م. ن. که کاتب قولنامه شاکی و اقای ح. پ. معرفی شده و همچنین شهود شاکی اقایان ح. و ر. ر. ( ص۲۰تا ۲۳ ) و ا. ر. در نهایت بموجب قرار مورخ ۹۴/۶/۱ درباره اقای ح. ا. م. ک. به اتهام فروش مال غیر و اقای ا. ر. به اتهام خرید مال غیر قرار جلب به دادرسی صادر و معاون دادستان ضمن موافقت با ان با صدور کیفرخواست از دادگاه کیفری دو تقاضای مجازات برای انان نموده است. ( ص۱۰۲ تا ۱۰۴ )
متهمان در شعبه *محاکمه شده اند و دادگاه به موجب دادنامه شماره *با ذکر دلایل و قانونی اقای ح. ا. م. ک. را بزهکار تشخیص داده و به یک سال حبس رد اصل مال به شاکی و چهارصد میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرده است.و اقای ا. ر. از اتهام انتسابی تبریه گردیده است. اقای ح. ا. م. از این رای درخواست تجدیدنظر کرده که شعبه *طبق دادنامه مذکور در فوق ان را تایید کرده است. محکوم علیه از رای محکومیت اش درخواست اعاده دادرسی کرده که در دبیرخانه دیوان ثبت و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. نامبرده در لایحه اش که زمان شور خوانده میشود. ضمن تکذیب شکایت شاکی و نفی اتهام انتسابی به تفصیل مطالبی در دفاع از خود اظهار داشته و رای محکومیت اش را مورد ایراد و خدشه قرار داده و به استناد بند چ ماده ۴۷۴ق.ا.د.ک. تقاضای پذیرش درخواست را نموده است. متعاقب ان اقای س. پ. به وکالت محکوم علیه لایحه ای تقدیم نموده و ضمن بیان مطالبی در دفاع از او تقاضای تجویز اعاده دادرسی را نموده است. این لایحه نیز زمان شور خوانده میشود. عضو ممیز – ج. ا.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش اقای ج. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای
درخواست مستدعی اعاده دادرسی موجه و در خور پذیرش نیست ، زیرا دادگاه در رسیدگی ماهوی اتهام انتسابی به او را احراز کرده و انچه نامبرده و وکیل او در لوایح تقدیمی اظهار داشته اند دفاع ماهوی و ادعای بیگناهی است.که در این مرحله قابل توجه و امعان نظر نیست و با جهت استنادی نیز انطباق ندارد. ، بنا به مراتب و مستندا به ذیل ماده ۴۷۶ قانون ایین دادرسی کیفری قرار رد درخواست را صادر و اعلام می نماید.
شعبه *رییس: ج. ا. مستشار: ح. ق.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
رأی قضایی شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۱۰۷۰۰۵۲۴
۹۶۰۹۹۷۰۹۱۰۷۰۰۵۲۴ · ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ · شعبه دیوان عالی کشور · سی و چهارم دیوان عالی کشور
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.