رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳ اقای ج. ر. بطرفیت همسرش خانم ا. ن. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۶/۲۷ خوانده حضور نیافته لیکن خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.مدت دو سال است.که عقد کردیم ولی هنوز عروسی نکردیم و همسرم نیز قبلا باکره نبودند و ازدواج دومشان است.و مهریه همسرم یک سکه است.و تابحال حدود ۲۰۰ میلیون طلا و وسایل دیگر دارم. و با توجه به اینکه ایشان مریض هستند و مدام ناسازگاری می کند و مرتب دعوا می کند تقاضای طلاق همسرم را دارم. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و در جلسه بعدی رسیدگی بتاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۵ که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان همان مطالب جلسه قبل را بیان نموده در خصوص موارد سوی رفتار زوجه مطالبی ذکر نموده و در خاتمه اعلام کرده که با ایشان اصلا توافق ندارم. و میخواهم طلاق بدهم و حاضرم حق و حقوق ایشان را بدهم. خوانده دفاعا اظهار داشت با توجه به اینکه بنده قبلا ازدواج کرده بودم و طلاق گرفته بودم لذا می خواستم زندگی کنم و با توجه به اعتماد به ایشان یک سکه را مهریه کردم این که دست او شکست ، چون مشت خود را به دیوار زد و دستش شکست و هم چنین با دستش که انگشتر داشت به میز وسط مغازه زد شیشه ان ترک برداشت. من با همسرم رابطه زناشویی داشتم و مدخوله هستم لکن فیزیک بدنم طوری است.که شاید مرا باکره بگویند ( پرده بکارت حلقوی متسع است ) قصد طلاق ندارم. و اگر ایشان بخواهد طلاق بدهد باید مهریه بنده را بدهد و بنده هر چه خواستم ایشان برای بنده خریدند و لذا در خصوص نفقه ادعایی ندارم. و فرزند مشترکی هم نداریم و با توجه به عدم شروع زندگی مشترک جهیزیه نیز منتفی است. داوران منصوب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱/۹ که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت مهریه ام یک سکه است.انرا مطالبه دارم. و نفقه را ادعایی ندارم. لیکن از ۵ مرداد که جدا هستیم بمن نفقه ای نداده است.علیرغم اینکه تمکین خاص داشته ام و فرزند مشترکی نداریم و جهیزیه هم نبرده بودم چون هنوز عروسی نکردیم و هم چنین تنصیف اموال را تقاضا دارم. زوج اظهار داشت تمام دارایی من یک مغازه است.که ان هم برای مادرم است.و انرا هم قبل از عقد با خوانده داشتم لذا چیز خاصی بدست نیاوردم و حاضر به پرداخت نفقه از اول مرداد تا اتمام عده ماهیانه پانصد هزار تومان هستم و مهریه را هم پرداخت مینمایم. خوانده ( زوجه ) اظهار داشت بنده قبول دارم. که نفقه مرا تا اخر عده ماهیانه پانصد هزار تومان پرداخت نماید. و در خصوص دارایی هم من در جریان نیستم که ایشان چیزی بدست اورده یا خیر و مغازه را هم قبل از من داشتند و از اموال احتمالی وی خبری ندارم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ با توجه به خواسته خواهان و محرز بودن وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین و اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثرواقع نگردیده و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق لذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و باستناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی که عده ان از تاریخ وقوع سه طهر می باشد. و ثبت رسمی ان صادر نموده و در اجرای ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده زوج را مکلف نموده که یک سکه تمام بهار ازادی بابت مهریه و هم چنین بر حسب توافق طرفین از مرداد ۱۴۰۰ تا پایان ایام عده ماهیانه مبلغ پانصد هزار تومان بابت نفقه در حق زوجه پرداخت نماید. و توضیح داده که با توجه به عدم شروع زندگی مشترک ، جهیزیه ، اجرت المثل و تنصیف دارایی منتفی می باشد. و زوجین فرزند مشترکی ندارند. مدت اعتبار اجرایی گواهی صادره از تاریخ قطعیت و ابلاغ ان سه ماه می باشد. پس از ابلاغ رای صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۹ اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق اصول و فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و با رد اعتراض تجدیدنظرخواه و تعیین مبلغ سه میلیون تومان بابت نحله با لحاظ مفاد اظهارات طرفین و لایحه طرفین و لایحه تجدیدنظرخواهی زوجه مبنی بر شروع زندگی مشترک بالحاظ شرایط کرونایی و سابقه ازدواج و اینکه در خصوص تنصیف مالی از زوج معرفی نگردیده باستناد ماده ۳۵۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح بعمل امده تایید نموده است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۵ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه در خصوص فرجام خواهی خانم ا. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۹ شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۹ اصداری از شعبه *که بموجب ان به درخواست زوج ( فرجام خوانده ) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بالحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه ( فرجام خواه ) صادر گردیده است ، با توجه به جامع اوراق پرونده هر چند دادخواست مطروحه تحت عنوان دادخواست فرجامی تقدیم گردیده ، لیکن از انجاییکه در متن دادخواست صریحا باستناد ماده ۴۳۲ و بند ۷ ماده ۴۲۶ قانون ایین دادرسی مدنی نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۹ صادره از شعبه *درخواست اعاده دادرسی بعمل امده است.و مطابق ماده ۳۶۵ قانون فوق الذکر ارای صادره در مرحله تجدیدنظر علی الاطلاق قطعی بوده و با فرض قابل فرجام بودن این ارای ، درخواست اعاده دادرسی نسبت به این ارای قطعی صادره ، با توجه به مفاد تبصره ذیل ماده ۴۳۴ قانون مرقوم منع قانونی نداشته و قابلیت پذیرش و رسیدگی را خواهد داشت و از طرفی هم طبق ماده ۴۳۳ قانون ایین دارسی مدنی مرجع رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی همان دادگاه صادر کننده حکم قطعی می باشد. بنابراین دادخواست تقدیمی حاضر از ناحیه زوجه که مصداق دادخواست اعاده دادرسی نسبت به حکم قطعی صادره در مرحله تجدیدنظر را داشته قابلیت طرح و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته و در نتیجه این شعبه دیوان در خصوص دادخواست مطروحه مواجه با تکلیفی نبوده و پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده حکم مورد درخواست اعاده دادرسی ارسال میدارد. تا وفق مقررات نسبت به رسیدگی ان اقدام نمایند مقرر میدارد. پرونده پس از کسر از موجودی بمرجع ذیربط اعاده گردد. شعبه * رییس شعبه: ح. ع. مستشار: م. ح. م. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی