## رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: بتاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۷ خانم ن. ز. با وکالت اقای ع. ب. دادخواست طلاق به طرفیت همسرش ا. ش. ا. تقدیم واظهارداشت که در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱ با خوانده ازدواج کرده و بعد از گذشت مدت یک سال ونیم از ازدواج و عدم تشکیل زندگی مشترک ، متاسفانه خوانده با رفتارهای نامناسب شرایط سخت روحی و روانی برای موکله فراهم نموده که موکله در این راستا در عسر و حرج می باشد. یک برگ استشهادیه موید صحت اظهارات میباشد. و حسب تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته مبنی بر طلاق را دارم. داوران زوجین نظر خود را بر عدم امکان سازش اعلام کرده اند. خوانده دفاعا در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۱ بیان و اظهار داشته که با طلاق موافق نیستم و همسرم مدت ۴ ماه رفته و اصلا با محکومیت و حتی پدرش نیز با احترامی مانع پیگیری می باشد. و در مشاوره ما دخالت کرده سرانجام دادگاه مربوطه شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین در جلسه دادرسی و حسب گواهی مطلعین طبق استشهادیه و مضبوط در پرونده و بذل تمام حقوق مالی از جانب زوجه و عدم توفیق داوران در ایجاد مصالحه بین زوجین ، عسر و حرج زوجه درادامه زندگی مشترک احراز و به استناد مواد ۱۱۳۰ و ۱۱۳۳ قانون مدنی و مواد ۲۶ و ۲۹ قانون مدنی حکم بر الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه با شرایط مصرح دران صادر و اعلام میگردد. اقای ا. ش. ا. ( زوج ) نسبت به رای اصداری بشرح فوق اعتراض و تجدیدنظر خواهی می نماید. که شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱ با توجه به مفارقت زوجین از تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱ از همدیگر و ادامه اختلافات انان و بذل حقوق مالی زوجه به خاطر کراهت از زوج و عدم دفاع موثر زوج ، ادامه وضعیت موجود به مصلحت طرفین نبوده و لذا اعتراض را وارد ندانسته وضمن رد ان با توجه به ادعای زوجه که غیرمدخوله و باکره است.و زوج نیز دراین مورد انکاری نداشته و از انجا که نظریه پزشکی قانونی نیز صراحت در مدخوله و یا غیرمدخوله بودن زوجه نداشته و در مقام شک در خصوص مورد اصل بربقای حالت سابق و قدر متیقن می باشد. در این حالت مهریه نیز نصف خواهد بود و لذا با اصلاح نوع طلاق به باین غیر مدخوله و خلع با بذل مهریه متعلقه و سایرحقوق و منتفی بودن عده زوجه و با الحاق مواد ۱۱۴۳ لغایت ۱۱۴۶ و ۱۰۹۲ قانون مدنی و ماده ۳۳ و تبصره ان از قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ به مواد استنادی در رای بدوی و اینکه نامبرده ( زوجه ) وکیل در قبول ما بذل و توکیل به غیر از طرف زوج با اذن حاکم می باشند ، دادنامه تجدیدنظر خواسته را نتیجتا تایید و ابرام نموده است. زوج خوانده نسبت به دادنامه مرقوم اعتراض و فرجام خواهی می نماید. که پس از تبادل لایحه به دیوان عالی کشور ارسال و پرونده به منظور رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجام و لایحه دفاعی موقع شور قرایت می شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرایت گزارش اقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد: ## رای شعبه دیوان عالی کشور رای فرجام خواهی اقای ا. ح. ش. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ شعبه *که به موجب ان بلحاظ احراز و اثبات عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک با زوج حکم بر الزام زوج فرجام خواه به مطلقه نمودن زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. باتوجه به جامع اوراق و مطاوی پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. زیرا ، صرف نظر از اینکه زوجه فرجام خوانده برای اثبات ادعای خود دایر بر ابتلای و درگیری با مشکلات غیر قابل تحمل ادله ای به رسم معمول و مالوف در این قبیل پرونده ها ، مانند ایراد ضرب و جرح ، عدم پرداخت نفقه و احکام صادره در این خصوص ارایه و ابراز نکرده است.و یا به قول جناب اقای زوج فرجام خواه هنوز زندگی مشترک را اغاز نکرده اند تا مشکلات و عسر وحرج در زندگی مفهوم عینی پیدا کند ، لکن گذشت بیش از دو سال از تاریخ عقد و عدم شروع زندگی زناشویی زیر یک سقف و کالمعلقه بودن زوجه جوان و بلاتکلیفی وی در منزل پدر و شرم و حیای و شرمندگی او نزد خانواده و پیش دوستان و همسالان خود و قاعدتا افسوس گذرزمان و عمرجوانی ، خود اجلی و اعلی دلیل دال بر عسر و حرج و افتادن در مشکل غیرقابل حل و غیرقابل تحمل برای ایشان است.وغالبا چنین اوضاعی از موجبات و اسباب عسر و حرج و کراهت زوجه نسبت به زوج در زندگی مشترک با او خواهد بود.در پرونده حاضر هم اگرچه زوجین هنوز زندگی خود را زیر یک سقف اغاز نکرده اند ولی ارزیابی زوجه نسبت به شوهر و زندگی با او از زمان عقد اغاز می شود. و به مرور پی به خلق و خو و خصوصیات فردی شریک زندگی خود می برد و سرانجام به نقطه ای می رسد که به شدت به او علاقه و یا کراهت پیدا می کند و عکس العمل خود را در صورت کراهت به زوج با طرح دعوای طلاق نشان می دهد و کراهت هم که مترادف نفرت ، بیزاری و تنفر و دوست نداشتن می باشد. و امری درونی است ، به راحتی قابل رفع و زدودن نخواهد بود و شاید هم غیرممکن باشد. در پرونده محاکماتی فعلی نیز زوجه به شدت نسبت به همسرش متنفر شده ، به نحوی که بناگزیر حقوق مالی خود را اعم از مهریه ، نفقه و … را در ازای طلاق به زوج بذل می کند. بنابر این اعتراض و فرجام خواهی زوج با این توجیه که چون هنوز زندگی مشترک را اغاز نکرده اند ، پس عسر و حرج معنی و مصداق ندارد. ، قابل قبول نیست و در این مرحله موضوعیت ندارد. و ایشان می توانستند طوری عمل و برخورد نمایند که اوضاع تا این حد بغرنج و غیر قابل کنترل نشود. و می بایست با رسیدگی های لازم و توجه به خواهش های مشروع و حوایج معقول و منطقی زوجه زندگی خود را به خوبی اغاز و از به هم پاشیدگی ان جلوگیری کند ولی در طول این چندسال اقدام موثر و مفیدی برای حل و فصل اختلاف و کدورت فیمابین مبذول نداشته اند.بنابر این ضمن رد فرجام خواهی وی ، دادنامه فرجام خواسته که مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه صادر کننده رای فرجام خواسته و متکی بر ارزیابی دلایل ابرازی ومطابق با محتویات پرونده و موازین قانونی صادر شده است ، صحیح و صایب بوده ، باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می گردد. رییس شعبه *: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ج. ح. م. فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای