رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: خواهان ح. خ. د. به طرفیت خوانده ر. ن. ج. به خواسته فسخ نکاح طرح و شعبه *که عهده دار رسیدگی شده پس از انضمام در وقت مقرر مورخ ۵ /۴/ ۱۴۰۰ تشکیل جلسه داده است.و به لحاظ درخواست طرفین برای سازش و تجدید وقت ( ۱۹ ) و نیز ۱۰ /۵/ ۱۴۰۰ و عدم سازش ( ۲۸ ) و ادامه رسیدگی مورخ ۹ /۶/ ۱۴۰۰ و استماع اظهارات حاضرین ( ۳۰ ) با تشکیل جلسه مورخ ۲۴ /۷/ ۱۴۰۰ و اظهار نظر قاضی مشاور ( ۳۳ ) طی دادنامه شماره *مورخ ۲۵ /۷/ ۱۴۰۰ درخصوص دعوی اقای ح. خ. د. فرزند م. ح. با وکالت اقای ح. ج. مقیم *بطرفیت خانم ر. ن. ج. فرزند م. با وکالت خانم ا. ا. مقیم *به خواسته فسخ نکاح بلحاظ تدلیس در امر ازدواج ، نظر به اینکه حسب مندرجات دادخواست تقدیمی و مفاد اظهارات خواهان در جلسات رسیدگی دادگاه ، وی ادعا نموده که خوانده متولد سال ۱۳۶۳ بوده و در سند شناسنامه هم متولد همان سال نوشته شده ، لکن ایشان در خواستگاری به دروغ خود را متولد سال ۱۳۷۳معرفی و با تظاهر به سن کم خود و در اثر فریب وی ، با یکدیگر ازدواج نموده اند ، و فی الحال با توجه به تدلیس صورت گرفته تقاضای فسخ نکاح خود با خوانده را دارد.دادگاه بدوا تلاش در جهت حصول سازش بین طرفین معمول نمود لکن نتیجه ای حاصل نشد ، علیهذا به با توجه به مراتب معنونه مارا الذکر و اظهارات طرفین در جلسات رسیدگی دادگاه و اینکه اولا تفاوت سنی زوجین در عرف جامعه بعنوان امری رایج و بعضا مستحسن محسوب میشود. و موضوع مطروحه را نمیتوان دلیلی بر فسخ نکاح بحساب اورد ، کما ابنکه شخص خواهان نیز در اظهارات خود در جلسه رسیدگی دادگاه ، اصل تفاوت سنی را پذیرفته و صرفا میزان تفاوت ۸ سال برای ایشان قابل قبول نبوده و بر این اساس دعوی فسخ نکاح را مطرح کرده است. ثانیا ، در فرض صحت ادعای خواهان ، سند سجلی زوجه توسط زوج مشاهده شده و ایشان هم از تاریخ رسمی تولد مندرج در شناسنامه اطلاع یافته است.و در فرض اینکه زوجه به دروغ خود را متولد سال ۱۳۷۳ معرفی کرده ، دلیل و توجیه منطقی بر پذیرفتن بی چون و چرای موضوع ( ساده لوحی ) از ناحیه زوج وجود ندارد. ، چرا که تاریخ تولد ایشان برابر سند رسمی شناسنامه ، که ملاک احراز هویت اشخاص و مختصات خانوادگی انان است.به رویت وی رسیده است ، ثالثا از طرفی نیز تعیین سن اشخاص در وضعیت فعلی قوانین جاری مملکت و عرف حاکم بر جامعه ، با ملاحظه اسناد هویتی افراد از جمله سند سجلی و کارت ملی میباشد. و صرف اعلام موعدی بعنوان تاریخ تولد از ناحیه افراد دلیل صحت ادعای انان نبوده و معیار مندرجات سند سجلی میباشد. بنای علیهذا دادگاه خواسته و اختیار قانونی خواهان در فسخ عقد نکاح منعقده را محرز و منطبق با موازین قانونی مقرر در ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی تشخیص نداده و با لحاظ نظر مشاور محترم دادگاه و مستندا به مدلول ماده قانونی فوق الذکر و ماده ۲۱۹ قانون پیش گفته حکم بر عدم احراز حق فسخ نکاح خواهان و بطلان دعوی مطروحه صادر که با تجدیدنظرخواهی شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ ۵ /۱۰/ ۱۴۰۰ درخصوص تجدیدنظرخواهی اقای ح. ج. بوکالت از اقای ح. خ. د. فرزند م. نسبت به دادنامه شماره *۰۰/۷/۲۵ صادره از شعبه *که طی ان در مورد دعوی مشارالیه بطرفیت خانم ر. ن. ج. فرزند م. بخواسته فسخ نکاح بلحاظ تدلیس که با عدم احراز صحت دعوی حکم بر بطلان دعوی صادر شده است.ایراد و اعتراض موثری که موجب فسخ دادنامه شود. بعمل نیامده است.و تجدیدنظرخواهی انطباقی با شقوق ماده ۳۴۸ از قانون ایین دادرسی مدنی ندارد. و رای دادگاه با توجه به دلایل و رعایت اصول و تشریفات دادرسی و موازین قانونی صادر شده است.علیهذا با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را به استناد فراز دوم ماده۳۵۸ از قانون ایین دادرسی مدنی تایید می نماید. و با فرجام خواهی پرونده به این شعبه ارجاع و عمدتا واقع شدن عقد بر مبنای تولد ۷۳ و کتمان واقعیت و نیز لحاظ ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی از جمله جهات نقض بیان شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی رای شعبه دادنامه فرجام خواسته با رعایت اصول و تشریفات دادرسی و قواعد امره حاکم اصدار یافته است.و از این حیث اعتراض فرجام خواه ان را بی اعتبار نساخته است.و جهات اعلامی از جمله واقع شدن عقد بر مبنای تولد ۷۳ و کتمان واقعیت و نیز لحاظ ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی کافی برای انطباق با شقوق ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و در تیجه نقض ان نشده است.ورای دادگاه وفق و ادله موجود در پرونده و با رعایت قانون اصدار یافته است.و در نتیجه به استناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون مذکور ابرام می شود. رییس شعبه *: ع. م. دکتر ف. ا. عضو معاون فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی