## رای خلاصه جریان پرونده
خانم ک.م. با وکالت خانم م. ش. دادخواستی به طرفیت آقای م. پ. به خواسته، تقاضای اثبات رجوع و اثبات زوجیت مجدد منضم به استشهادیه و درخواست استماع شهادت شهود و استعلام از دفترخانه مربوطه به دادگستری شهرستان نجف آباد تقدیم ومضمونا اظهار داشته در آبانماه سال 1391 خوانده از وی خواستگاری کرده تا به عقد ازدواج دایم درآورد و پس از مدتی به اجبار موکله را مجددا به دفترخانه ازدواج برده و او را وادار به امضاء ذیل طلاق نامه نموده و پس از گذشت چند روز با اظهار ندامت و پشیمانی از موکله خواسته به وی رجوع نماید و موکله به همراه پسرش به منزل خوانده رفته وشب را با وی سپری می کند و حسب اظهار موکله خوانده جملاتی عربی صیغه محرمیت عقد دایم را جاری می کند و موکله مهریه خود را صد سکه مطرح که مورد قبول آقای پ. واقع می گردد و از آن تاریخ موکله مکررا به منزل خوانده رفت وآمد دارند لذا تقاضای صدورحکم براثبات رجوع و اثبات زوجیت مجدد را دارد. پرونده به شعبه سوم دادگاه حقوقی ارجاع گردیده و دادگاه دستور داده طرفین و وکیل مربوطه دعوت شوند و خواهان گواهان خود را حاضر نماید. به درخواست وکیل خواهان پرینت مکالمات تلفنی خواهان و خوانده از مخابرات استعلام و ضمیمه سابقه می گردد. در تاریخ 1392/5/2 جلسه دادگاه صرفا با حضور وکیل خواهان و بدون حضور خوانده تشکیل گردیده و وکیل مطالب دادخواست را تکرار کرده وتماسهای مکرر تلفنی را یکی از دلایل رجوع عنوان می کند و ضمنا از دادگاه می خواهد تا از شهودی که حاضر کرده است جداگانه تحقیق شود تا رجوع مجدد اثبات گردد در ادامه وکیل جلسه دادگاه را ترک و بشرح اوراق جداگانه از شهود تعرفه شده تحقیق شده و آقای ق.ج اظهار داشته که اطلاع دارد که خواهان با خوانده عقد دایم نموده و مدتی با هم زندگی کرده سپس وی را طلاق داده ومجددا رجوع کرده وتاکنون با هم زندگی می کنند وآقای س. م. برادر خواهان و خانم ش.پ وخانم آ. ز. و آقای ن.ن، فرزند خانم ک. و خانم ر. خواهر خواهان همگی اظهارات آقای ق.ج را تکرار نموده اند و آقای ن.ن که پسر خواهان است اظهار داشته خودم پس از تماس تلفنی آقای پ. مادرم را به خانه وی بردم و از آن به بعد مادرم با ایشان زندگی می کند و در تاریخ 1392/5/7 دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با استدلال به محتویات پرونده و اظهارات خواهان و وکیل وی و اظهارات گواهان و مطلعین مربوطه واستعلامهای معموله و عدم حضور خوانده در جلسه رسیدگی به استناد مواد 1062 و 1063 و 1149 قانون مدنی و مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم براثبات رجوع وزوجیت مجدد درخصوص طرفین در مورد خوانده بصورت غیابی صادر می کند. آقای م. پ. در تاریخ 1392/5/29با تقدیم دادخواست از رای غیابی صادره واخواهی نموده ومضمونا وبه اختصار اعلام کرده هیچ گونه ابلاغیه به وی وخانواده اش نشده که بتواند در جلسه دادگاه حاضر واز خود دفاع نماید. خانم ک.م. حدود یکماه با عقد موقت همسر وی بوده سپس با توافق همدیگر عقد موقت را فسخ کرده اند زوجه حق وحقوق خود را بخشیده و او بقیه مدت را بذل نموده وهیچ رجوعی صورت نگرفته شهود تعرفه شده از طرف ایشان شهادت کذب داده اند، خانم ک. م. با تقدیم لایحه ای مضمونا اظهار کرده، زوج عمدا در جلسه دادگاه شرکت نکرده و ایشان از وی برای عقد دایم خواستگاری کرده بود ایشان با آبروی ش بازی کرده زیرا به قصد عقد دایم به خواستگاری وی پاسخ مثبت داده دارای داماد و پسر بزرگ بوده واگر به قصد ازدواج دایم نبوده قبول نمی کرد، روز عقد قرار بود سفره عقد انداخته شود او قبول نکرد فرزندان وی نیامدند و او نگران آنها بوده حواسش پرت شده ومتوجه نبوده وبعد از امضاء زوج بلافاصله عقدنامه در کیف خودش گذاشته و به او نشان نداده است مدت 20 روزازاوسوءاستفاده کرده بعداز20 روز بهانه هایش را شروع کرده در حالیکه او اصلا نمی داند صیغه چیست لذا تقاضای رسیدگی نموده است در تاریخ 1392/7/29 جلسه شعبه سوم دادگاه با شرکت طرفین و وکلای آنان تشکیل گردید، ووکیل واخوانده مضمونا بیان کرده موکل وی تقاضای ثبت واقعه رجوع کرده با توجه به استشهادیه، شهادت شهود واستعلام پرینت تلفن در صورت لزوم ادای سوگند از طرف موکل تقاضای رسیدگی دارد وسند نکاحیه مورد مطالبه دادگاه توسط آقای پ. به محض وقوع عقد در دفترخانه و پس از امضای موکل اخذ ونزد موکل هیچ مدرکی موجود نیست لذا در صورت لزوم از دفترخانه استعلام شود، در مورد واخواهی آقای پ. ایشان از جریان دادگاه مطلع بوده وعمدا حضور نیافته ایشان بدوا از موکله وی برای ازدواج دایم خواستگاری کرده و پس از جاری شدن عقد مدتی بعد به اجبار موکله را به همان دفترخانه برده وطلاق داده وبعد از مدتی مجددا تماس گرفته و از موکله خواسته تا به منزل وی برود و او نیز به اتفاق پسرش به منزل آقای پ. رفته و به گفته خودش شب را در منزل ایشان مانده و آقای پ. مجددا از موکله درخواست رجوع مجدد نموده است. در ادامه دادگاه از خانم ک. م. تحقیق نموده وایشان ضمن تکرار مطالب قبلی مضمونا عنوان کرده خواسته وی عقد دایم بوده واز سردفتر سیوال کرده و او گفته عقد دایم است وحتی دفترچه ای را امضاء کرده که بالای آن نوشته بود عقد دایم ولی همسرش آنرا داخل کیف خود گذاشت و بعد هم گفت ازدواج را بعد از یکماه محضری می کند ولی پس از بیست روز او را با گریه و زاری طلاق داد و بعد از طلاق اظهار پشیمانی کرده با حضور پسرم به نزد وی رفتیم من پیش او ماندم او رجوع کرد وکیل واخوانده هم در پاسخ مضمونا اظهار داشته دعوای خواهان دارای ایراد اساسی است ومنوط به وجود سندرسمی دال بر وقوع عقد است در حالیکه موضوع مورد اانکار موکل است وعقددایمی نبوده تا طلاقی اتفاق بیافتد و شهود تعرفه شده هیچکدام شاهد وقوع عقد دایم نبوده اند و از اظهارات ایشان نیز وقوع عقد دایم احراز نمی گردد. ونامه دفترخانه نیز موید وقوع عقد موقت است واظهارات خواهان مبنی بر وقوع عقددایم صحیح نیست و مدرکی ارایه نکرده است لذا تقاضای رد دعوی ایشان و نقض دادنامه را دارد. سپس دادگاه به دادگاههای اصفهان نیابت داده تا سردفتر مربوطه را دعوت و از وی درخصوص نوع عقد و وقوع طلاق یا بذل مدت تحقیق شود، متعاقبا آقای م. ر. (علی الظاهر سردفتر مورد بحث در پرونده) با تقدیم لایحه ای مضمونا اظهار داشته خانم ک. م. و آقای پ. به قصد ازدواج دایم آمده بودند وقتی متوجه شد، آقای پ. همسر دایم دارد ایشان صیغه عقد 99 ساله خوانده و آقای پ. به ایشان گفته که که عقد دایم است و راجع به مهریه صحبتی نشد ولی آقای پ. به سردفتر گفته اند که مهریه 5 عددسکه است وخانم م. به نیت عقد دایم محضر را ترک کرد و او تازه متوجه شده که آقای پ. او را به نیت عقد دایم به دفتر وی برده بوده ودقیقا 20 روز بعد مجددا به دفتر وی مراجعه برای طلاق نموده اند در حالیکه خانم م. گریه می کرد وتلاش او برای منصرف کردن آقای پ. بی نتیجه بود، و خانم م. با گریه والتماس زیر سند را امضاء کرد. سپس توسط دادگاه از سردفتر به عنوان گواه تحقیق شد، وایشان مطالب مقیده در لایحه تقدیمی را تکرار کرده در تاریخ 1392/12/12 با حضور طرفین و وکلای آنان وسردفتر به عنوان شاهد جلسه دادگاه تشکیل گردید. خواهان ضمن تکرار مطالب قبلی مضمونا اظهار داشته از سردفتر شکایت کرده زیرا او فرق متعه 99 ساله را با عقد دایم نمی دانسته و در مواجهه حضوری بین او وسردفتر گفته که وقتی دیدم نوشته 99 ساله از سردفتر پرسیدم منظور چیست؟ و او گفت عقد دایم است من هم امضاء کردم و فقط گفته چون همسرم با برادران همسر قبلیش مشکل دارد و چون از همسر اولش جدا شده نمی خواهد برادران همسرش از عقد ما مطلع شوند و حتی پرسیدم آیا اسم من وارد شناسنامه شما شد همسرم گفت بعدا، شاهد اظهار می دارد مطالب همان است که گفته شد. من فقط گفتم صیغه 99 ساله از نظر مراجع حکم دایم را دارد زوج نیز گفت همان طوری عمل کند که مشکل نداشته باشد و ایجاد دردسر نکند و کل این صحبت ها با حضور زوجین بیان شد و این که زوجه می گوید متوجه نشدم مورد تآیید نیست عقد را در حضورزوجین به زبان فارسی و عربی و با اخذ وکالت از طرفین جاری کردم. خواهان در پاسخ می گوید پس چرا موقع طلاق صیغه طلاق جاری نشد؟ من که از صیغه سردر نمی آورم که صیغه چیست و چه خوانده می شود، سردفتر (شاهد) در پاسخ اظهار می دارد من از زوجین پرسیدم که آیا به من وکالت می دهید که شما را به عقد نودونه ساله با مهریه که مشخص شده است به عقد یکدیگر درآورم و حتی طرفین بله گفتند دادگاه سوال کرده آیا هنگام گرفتن وکالت مدت را نیز اعلام کردید. درپاسخ بیان شده خیر به این صورت می گویم که آیا به من وکالت می دهید که شما را به مدت معلوم و مهریه معلوم که توافق شده به عقد یکدیگر درآورم سپس در تاریخ 1392/12/13 دادگاه ضمن اعلام ختم رسیدگی با استدلال به اظهارات طرفین در جلسات دادرسی و شاهد تعرفه شده واخواه علقه زوجیت دایم طرفین و به تبع آن طلاق و رجوع را محقق ندانسته وبا توجه به استناد و دلایل ابرازی واخواه و نیز اظهارات واخوانده در جلسه دادرسی مورخ 1392/11/12 مبنی بر این که خواهان هنگام امضاء سند نکاحیه عادی مشاهده کرده که نوشته شده 99 ساله....صیغه عقد نکاح زوجین موقت بوده که با بذل مدت از طرف زوج. نکاح موقت منحل گردید، و برفرض آنکه حسب اظهارات واخوانده قصد وی امضاء عقددایم بوده است و نسبت به عقد نکاح موقت قاصد وعالم نبوده است، براساس قاعده فقهی ماقصدلم یقع وماوقع لم یقصد اصلا عقدی منعقد نشده است، لذا واخواهی را وارد تشخیص داده و با نقض دادنامه واخواسته حکم به بطلان دعوی واخوانده صادر نموده است(درتاریخ 1392/9/7 قبل از صدور رای از آقای م. ر. در جلسه دادگاه تحقیق شده که ایشان ضمن تکرار مطالب قبلی مضمونا اظهار داشته زوجین در تاریخ 1391/8/18 به عقد موقت درآمدند وصیغه عقد موقت بین آنان جاری شده بود و در تاریخ 1391/9/9 زوجین به دفتر مراجعه و مابقی مدت را زوج بذل کرد و زوجه مهریه خود را بذل کرد وعقدنامه موقت فسخ شد و متعهد شدند که از تاریخ فوق به بعد مزاحمتی برای یکدیگر ایجاد نکنند- عضوممیز) رای صادره مورد تجدیدنظرخواهی وکیل خواهان اولیه واقع شده وخانم ک. م. باتقدیم دو فقره بالمباشره مطالب قبلی را تکرار کرده اند که عندالاقتضاء هنگام شور قرایت خواهد شد وادعا کرده اند که او را فریب داده اند و عاقد با زوج تبانی کرده است در تاریخ 1393/5/14 شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ختم دادرسی را اعلام ومضمونا با استدلال به اینکه اولا هرچند تجدیدنظر خواه با قصد ازدواج دایم به دفترخانه رفته ولی در دفترخانه ازدواج موقت جاری شده و ایشان از اینکه به صورت 99 ساله جاری شده مطلع بوده است و ثانیا قصد ازدواج هم ازدواج موقت بوده وقبول بر ازدواج موقت کرده نه دایم و عقددایم بین طرفین محقق نشده است بلکه با پذیرش تجدیدنظرخواه صیغه به مدت 99 سال عقد نکاح موقت منعقد گردیده است وحسب اقرار طرفین نکاح فیما بین منحل گردیده و مراجعه تجدیدنظرخواه به منزل زوج وداشتن مراوده رجوع تلقی نمی شود و رجوع مربوط به عقد دایم است برابر مساله14 در قسمت گفتار در نکاح منقطع تحریرالوسیله بر زن منقطعه طلاق واقع نمی شود وتنها راه جدایی تمام شدن مدت یا بذل مدت باقیمانده نکاح توسط شوهر است و اگر بخشید دیگر حق رجوع ندارد وحسب مفاد ماده 1148 قانون مدنی حق رجوع در طلاق رجعی برای شوهر درمدت عده است و رجوع فقط مربوط به نکاح دایم است و در نکاح منقطع حق رجوع برای طرفین وجود ندارد لذا دادنامه معترض عنه را مطابق با موازین قانونی دانسته و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید کرده است. دادنامه صادره از شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به شماره 0703-930 مورد فرجام خواهی خانم ک. م. واقع ومضمونا بیان داشته به نیت ازدواج دایم به دفترخانه رفته و به عاقد اظهار کرده که قصد ازدواج دایم دارد و به قصد اینکه خطبه عقد دایم جاری شده امضاء کرده وفرجام خوانده بلافاصله دفترچه عقدنامه را در کیف خود گذاشته و به وی نشان نداده و پس از بیست روز به لحاظ اختلاف فیمابین و علیرغم میل باطنی خود مجبور به طلاق شده فرجامخوانده طی تماس تلفنی با وی اظهار ندامت و پشیمانی نموده وتقاضای رجوع نموده و ایشان به اتفاق پسرش به منزل فرجام خواه مراجعه وشب را نزد وی مانده و فرجام خوانده جملات عربی را بیان نموده و مهریه ای نیز تعیین گردیده لذا تقاضای رسیدگی و نقض دادنامه های واخواهی وتجدیدنظر را نموده است. پرونده پس از وصول به دیوانعالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است.(آقای پ. نیز با تقدیم لایحه ای مضمونا بیان کرده اثبات رجوع مستلزم این است که قبلا زوجیت و متعاقب آن طلاق به اثبات برسد و دیگر اینکه خانم ک.م. فردی باسواد و دارای روابط اجتماعی است وذیل عقدنامه موقت را امضاء نموده که مطابق قانون علیه امضاء کننده قابل استناد است و ایشان هیچ دلیلی بروقوع عقددایم ارایه ننموده وشهود وی هیچیک شاهد جاری شدن صیغه عقددایم نبوده اند و عاقد جاری کننده عقد وهمچنین شاهد بذل مدت دو مرتبه در دادگاه حاضر شده و صراحتا گفته که صیغه 99 ساله با مهریه 5 سکه طلا جاری شده است لذا تقاضای رد درخواست فرجامی را نموده است.هییت شعبه درتاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای حسین اکبری عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
## رای شعبه دیوان عالی کشور
محتویات پرونده حکایت از آن دارد که فرجام خواه اگر به نیت عقددایم نیز به دفترخانه رفته باشد آنچه در عالم واقع اتفاق افتاده وایشان نیز به این امر اقرار دارند وقوع عقد متعه به مدت 99 سال بوده وذکر اینکه عقد جاری شده درحکم عقد دایم است ماهیت عقد را عوض نمی کند وعقد ازدواج موقت تابع مقررات شرعی وقانونی مربوط به ماهیت آن عقد است از جمله اینکه با اتمام مدت تعیین شده علقه زوجیت خاتمه پیدا می کند وهمچنین است با بذل مدت باقیمانده توسط زوج، ودیگر اینکه انواع طلاق در ازدواج موقت موضوعیت نداشته منجمله طلاق رجعی که فرجام خواه مدعی آن است بنابراین ایراد و اعتراض موثری که موجبات ورود خدشه و انفساخ دادنامه فرجام خواسته را فراهم آورد از جانب فرجامخواه ارایه نگردیده لذا به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته تایید و ابرام می گردد و مقرر می دارد پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد.
شعبه اول دیوان عالی کشور - مستشار و عضومعاون
حمیدرضا موحدی - حسین اکبری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
ماهیت نکاح موقت طولانی مدت
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۶۱۰۰۰۹۳ · ۱۳۹۴/۰۱/۲۳ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۱ دیوانعالی کشور
چکیده: ماهیت نکاح موقت طولانی مدت(99 ساله) با ذکر اینکه «عقد جاری شده در حکم دایم است»; تغییر نمی کند؛ بنابراین تابع احکام نکاح موقت است.