رأی شعبه دیوان عالی کشور
حاکی از اینست که آقای ر. ش. دادخواستی بطرفیت خانم ها ا. و پ. و م. و ا. و آقای ق. نام خانوادگی همگی ش. و خانم گ.ب.ب. گ. و ریاست دادگستری گ. بخواسته گواهی حجر (محجوریت) مرحوم ا. ش. از سال 1380 الی زمان فوت متوفی تقدیم دادگاه عمومی گ. نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که وی (خواهان) یکی از ورثه مرحوم ا. ش. میباشد و تقاضای صدور گواهی حجر آن مرحوم را از سال 1380 الی تاریخ فوت نامبرده بجهت اینکه آن مرحوم دارای بیماری بوده و این بیماری موجب گردیده که آن مرحوم فاقد قدرت و تفکر ذهنی و قدرت تصمیم گیری در امور خود باشد و تقاضای صدور حکم حجر آن مرحوم را نموده و فتوکپی های : 1- گواهی حجر وراثت شماره ...-89/12/15 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف بخش آ. مبنی بر اینکه مرحوم ا. ش. در تاریخ 89/9/25 فوت شده و ورثه وی شامل 6 فرزند به اسامی ر. و ق. و ا. و پ. و م. و ا. نام خانوادگی همگی ش. و یک عیال دائم به نام گ. میباشد .2- گواهی انحصار وراثت مورخ 91/1/23 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف آ. مبنی بر اینکه ق. ش. در تاریخ 90/1/25 فوت شده و ورثه وی شامل یک برادر و 4 خواهر باسامی ر. و ا. و پ. و م. و ا. نام خانوادگی همگی ش. میباشند .3- گواهی مورخ 91/12/20 صادره از ناحیه دکتر ح. گ. ، اجمالا مبنی بر اینکه آقای ا. ش. بعلت تنگی تنفس و برونشیت مزمن از سال 1380 لغایت 1386 تحت نظر و درمان توسط وی بوده است . 4- استشهادیه محلی مبنی بر اینکه ا. ش. در سال 1380 دچار بیماری بوده و توانائی انجام امور مالی و غیرمالی خود را نداشته و فاقد قدرت و توانائی ذهنی در جهت درک تمامی امور مربوط بخود و تحت نظر پزشکان بوده است ، را ضمیمه دادخواست مذکور مینماید .دادخواست فوق در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. مطرح رسیدگی قرار گرفته و طرفین حسب دستور مورخ 92/10/22 دعوت به دادرسی میگردند .آقای ح. ع. با تقدیم یک برگ وکالتنامه ، خود را بوکالت از خانم گ.ب.ب. گ. معرفی نموده و طی لایحه ای که در تاریخ 92/11/29 تقدیم شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. نموده است مطالبی را در قبال دعوی خواهان و دفاع از موکله خویش راجع به محجور نبودن مرحوم ا. ش. و کمال صحت عقل وی و طرح دعاوی مختلف از ناحیه خواهان از قبیل ابطال سند مالکیت بعلت جعل و یا حجر و عدم امکان اثبات حجر بلحاظ طول مدت فوت مرحوم ا. ش. و عدم دلالت گواهی پزشکی و استشهادیه محلی استنادی خواهان بر حجر مرحوم ا. ش. و عدم ادعای حجر مرحوم ا. ش. از ناحیه خواهان و نیز با استناد بنحوه تنظیم سند انتقال ملک مرحوم ا. ش. با حفظ حق عمری برای خود در زمان حیات خویش و نحوه تنظیم اجاره نامه زمین مزروعی توسط آن مرحوم و رد دعوی خواهان عنوان نموده و فتوکپی های : 1- دادنامه مورخ 91/7/22 صادره از شعبه اول شورای حل اختلاف گ. مبنی بر رد دعوی مطروحه آقای ر. ش. علیه خانم گ.ب.ب. گ. و دفتر اسناد رسمی شماره ... گ. بخواسته اعلام بطلان سند رسمی پلاک ثبتی شماره ... بلحاظ جعلیت سند مزبور .2- دادنامه مورخ 92/2/10 صادره از شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی گ. بر تایید رأی فوق الذکر اصداری از شعبه اول شورای حل اختلاف گ. 3- دادنامه مورخ 91/12/17 صادره از شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی گ. که طی آن آقای ر. ش. به خلع ید از 6 دانگ یکباب منزل مسکونی به پلاک ثبتی ... و پرداخت اجرت المثل خانه مذکور و موضوع دعوی خانم گ.ب.ب. گ. محکومیت حاصل نموده است .4- رأی مورخ 91/10/25 صادره از شعبه 6 شورای حل اختلاف گ. که طی آن قرار رد دعوی آقای ر. ش. بطرفیت خانم گ.ب.ب. گ. بخواسته ابطال سند مالکیت بلحاظ محجور بودن مرحوم ا. ش. بجهات مقیده در آن صادر گردیده است .5- دادنامه مورخ 90/12/24 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی گ. مشعر بر رد واخواهی آقای ر. ش. از دادنامه غیابی شماره 452-90/5/12 صادره از آن دادگاه و تایید آن از حیث محکومیت وی بلحاظ ارتکاب بزه تصرف عدوانی یک باب خانه مسکونی پلاک ... برفع تصرف از آن و محکومیت به حبس تعلیقی و پرداخت ضرر و زیان ناشی از تصرف آن در حق شاکیه بنام گ.ب.ب. گ. . 6- دادنامه مورخ 91/4/28 صادره از شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بر نقض رأی بدوی فوق از حیث محکومیت آقای ر. ش. بلحاظ تصرف عدوانی بجهت عدم احراز وقوع بزه و تایید رأی بدوی از حیث پرداخت ضرر و زیان ناشی از جرم .7- اجاره نامه عادی مورخ 85/3/27 تنظیمی بین ا. ش. ی و حمزه ش. ی در مورد زمین کشاورزی .8- وکالتنامه رسمی شماره ...-87/2/22 تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره ... گ. مبنی بر تفویض وکالت از ناحیه ا. ش. به گ.ب.ب. گ. . 9- دادخواست تقدیمی آقای ر. ش. علیه خانم گ.ب.ب. گ. بخواسته ابطال سند مالکیت بعلت محجور بودن ا. ش. . 10- خلاصه معامله خانه مورد بحث .11- سند قطعی غیرمنقول رسمی ...-83/4/2 تنظیمی در دفترخانه شماره ... گ. مبنی بر انتقال خانه موضوع دعوی از ناحیه ا. ش. به گ. با حفظ حق انتفاع برای ا. ش. بطور مادام الحیات ، را ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید .در تاریخ 92/11/28 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. با حضور خواهان و خواندگان ردیف یک الی 4 و خوانده ردیف 6 و وکیل وی تشکیل شده و خواهان بشرح دادخواست تقدیمی تقاضای رسیدگی نموده و توضیح میدهد که پدرش وی (خواهان) را در زمان حیات خود قیم برادرش بنام ق. که محجور بوده است قرار داده و همچنین پدرش در همه امور از وی (خواهان) و خواهران وی مشاوره میگرفت و چطور شده که اموال خود را که از جمله آنها ملک مسکونی میباشد بطور رسمی بخوانده ردیف 6 انتقال داده است و پدرش نزد دکتر ک. و دکتر گ.پرونده دارد و تقاضای استعلام از آنان را مینماید . و خوانده ردیف چهارم (ا. ش. ) نیز اظهار میدارد که پدرش هنگام ازدواج با خوانده ردیف 6 در مراحل اولیه حاضر نشد ملک را بنام وی نماید و چطور شد که بعد از ازدواج این انتقال انجام شده و از او سئوال کرده که چرا به آنها اطلاع نداده و او میگوید چون پدرتان مرا قسم داده که نگوید و تابستان 88 نزد پدر خود بوده که بدلیل عدم پرداخت وجه بخوانده ردیف 6 با وی به بانک رفته و سئوال کردند و گفتند که امضاء پدر پذیرفته نشده و کارمند بانک را به منزل آورده و از پدر وی امضاء گرفت و پدر وی آنقدر بدحال بوده. وکیل خوانده ردیف ششم نیز مدافعات خود را بشرح لایحه تقدیمی خود اعلام میدارد .دادگاه در جلسه مذکور تصویر پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را از آقایان دکتر ک. و دکتر گ. مورد مطالبه قرار میدهد .در پرونده امر فتوکپی های : 1- گواهی مورخ 90/2/21 صادره از ناحیه دکتر ح. گ. ، خلاصتا مبنی بر اینکه آقای ا. ش. ی بعلت برونشیت مزمن و تنگی تنفس از سال 1380 لغایت 1386 تحت نظر وی بوه و دارو و اسپری بنامبرده تجویز میشده و به اختلال هوشیاری دچار میشده .2- نامه مورخ 91/4/27 بانک س. خیابان ط. گ. بعنوان شورای حل اختلاف گ. خلاصتا مبنی بر بستن حساب های بلند مدت ، کلیه اسناد را امضاء و با توجه به گواهی پزشک معالج مبنی بر عدم کنترل جسمی ، از نامبرده اثر انگشت نیز اخذ گردیده است . 3- گواهی دکتر سیدج. مبنی بر اینکه ا. ش. از سال 86 بدلیل ناتوانی جسمی و اختلالات روانی تحت ویزیت پزشکان ویزیت در منزل مرکز سالمندان گ. بوده و توان انجام فعالیت های فیزیکی شخصی تا پایان عمر را نداشته .4- دادنامه شماره 1061-78/6/13 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی که بموجب آن حکم حجر آقای ق. ش. حسب درخواست آقای ر. ش. صادر شده و اعلام گردیده که محجور ولی خاص دارد ، ضمیمه میباشند .دکتر ح. گوشه در ذیل استعلام معموله دادگاه خلاصتا اعلام میدارد که گواهی میشود که آقای ا. ش. بعلت برونشیت مزمن + آمفیزم و تنگی نفس از سال 1380 لغایت 1386 در گ. تحت نظر وی بوده و تحت درمان با داروهای گوناگون و مصرف اکسیژن بوده است .مرکز جامع توان بخشی سالمندان گ. ( خانه بزرگان ) طی نامه شماره 47-93/2/20 بعنوان شعبه اول دادگاه عمومی گ. چنین اعلام داشته است که : « احتراما گزارشی از وضعیت جسمی و روحی مرحوم ا. ش. بر طبق مستندات موجود در بخش ویزیت در منزل (خانه بزرگان) شهرستان گ. و بر اساس معاینات تیم درمانی حضور شما ارائه میگردد . مرحوم ا. ش. فرزند م. با کد ملی ... در سال 1386 در فاز ویزیت در منزل مرکز جامع توانبخشی خانه بزرگان پذیرش گردیدند و تحت معاینات هر ماهه (پزشکی ، پرستاری ، روانشناسی ، مددکاری) این تیم قرار گرفته اند . بر طبق معاینات و گزارشات موجود سالمند ، دچار بیماری آلزایمر و اختلال حواس بوده و حتی توانائی انجام کارهای خود را نداشته است و از نظر رفتاری نیز نوسانات خلقی و گاهی بی قراری در او دیده شده است .»; .لازم بذکر است که نامه مذکور بدون استعلام دادگاه واصل شده و در پرونده امر مضبوط است .متعاقبا مرکز مذکور طی نامه شماره 49-93/2/25 فتوکپی پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را که شامل 66 برگ است بدادگاه ارسال میدارد که ضمیمه پرونده میباشند .دادگاه بر اساس اعلام دکتر ح. گ. ، تصویر پرونده بالینی و درمانی مرحوم ا. ش. را از بیمارستان ش. سمنان مورد مطالبه قرار میدهد .بیمارستان ش. سمنان طی نامه مورخ 93/3/4 تصویر 19 برگ مدارک بالینی مرحوم ا. ش. را در پاسخ درخواست شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. به آن دادگاه ارسال میدارد . شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. بموجب نامه مورخ 93/3/24 بعنوان اداره پزشکی قانونی گ. با ارسال تصویر مدارک بالینی مربوط بمرحوم ا. ش. به آن اداره ، از مرجع مذکور درخواست مینماید که در خصوص محجور بودن یا غیرمحجور بودن آن مرحوم اظهارنظر نمایند .اداره پزشکی قانونی گ. حسب نامه شماره 670/93/م/20/4-93/4/14 در پاسخ استعلام شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی اراک اعلام میدارد که : ( علیرغم بررسی دقیق مدارک و مستندات پزشکی ( پرونده های متعدد بیمارستانی ، پرونده بهزیستی و ....) تعین محجوریت متوفی در زمان حیاتشان - اثباتا یا نفیا- مقدور نمیباشد .) .در تاریخ 93/5/29 آقای ک. ف. با تقدیم یک برگ وکالتنامه منضم به لایحه دفاعیه ، خود را بوکالت از آقای ر. ش. معرفی نموده و با استناد بپرونده متشکله در اداره بهزیستی که مربوط بمرحوم ا. ش. میباشد و گواهیهای آقایان دکتر گ. و دکتر ک. و با استناد به استشهادیه محلی پیوست پرونده ، مبادرت به اعتراض بنظریه پزشکی قانونی گ. از حیث غیرمقدور بودن اعلام نظر در مورد محجوریت مرحوم ا. ش. نموده و مستدعی ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی میگردد .شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. در تاریخ 93/5/29 از جهت بررسی موضوع صحت قوای عقلانی و محجور بودن یا نبودن متوفی (آقای ش. ) مبادرت بصدور قرار ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی به تشخیص دادگاه نموده و همچنین با تعین وقت دادرسی طرفین را جهت استماع شهادت شهود طرفین بمنظور اثبات محجوریت یا سلامت عقلانی آقای ش. حین الحیات دعوت مینماید .در تاریخ 93/7/7 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. با حضور خواهان و خانم گ. و وکلای آنان تشکیل شده و وکلای مذکور اعلام میدارند که شهود خود را حاضر کرده اند و دادگاه در صورتمجلس تنظیمی قید مینماید که شهود آقای ر. ش. دو نفر بودند که فاقد کارت شناسائی بودند که اظهارات آنان اخذ نشد و فقط از شهود خانم گ. باسامی آقایان رمضان گ. ( پسر دائی خانم گ. ) و ر. گ. (پسر عموی خانم گ. ) و ع.ر. ک.(شوهر خواهر خانم گ. ) در محضر دادگاه تحقیق میگردد .1- آقای ر. گ. خلاصتا اظهار میدارد که زیاد رفت و آمد نداشته و در خواستگاری دختر عمه وی (گواه) ا. ش. حضور داشته و چند بار در همان اوائل بخانه آنها رفته و پس از آن یکی دوبار در مهمانی آنها یا فامیل او را دیده و وقتی که با او رفت و آمد داشته صحیح و سالم بود و هیچ مشکلی نداشت .2- آقای ر. گ. نیز بعنوان گواه بطور خلاصه اظهار میدارد که قبل از فوتش در روزهای منتهی بفوت در بیمارستان بستری بود ولی قبل از آن سابقه بستری در بیمارستان روانی نداشت و تا آخرین روزهای زندگی او را میدیده و تا آنجا که اطلاع دارد حواسش بود و یکی دوبار عروسی دختر خود ، او را دعوت کرده و در مورد نحوه انجام امور با او مشورت کرده و از زندگی خصوصی او اطلاعی ندارد و وی حتی تا دو ماه قبل از فوتش سوار موتورسیگلت میشد و با همسرش بخانه وی (گواه) میآمد .3- آقای ع. ر. ک. نیز اجمالا اظهار میدارد که آقای ا. ش. از نظر جسمی مریض بود و مجرای تنفسی وی ایراد داشت و اکسیژن مصرف میکرد و گاهگاهی در بیمارستان بستری میشد و در خصوص موضوعات خانوادگی با ما صحبت نمیکرد و با همسرش با موتور نزد ما میآمد .اداره کل پزشکی قانونی استان سمنان بر اساس نامه شماره ...-93/9/4 که بعنوان اداره پزشکی قانونی گ. بوده و از طریق اداره پزشکی قانونی گ. در پاسخ شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. ارسال گردیده و در پرونده امر مضبوط است نظریه مورخ 93/9/4 کمیسیون پزشکی متشکله در آن اداره کل و راجع به مرحوم ا. ش. را که پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات خواهان و خوانده و بحث و تبادل نظر توسط سه کارشناس متخصص ( یکنفر متخصص مغز و اعصاب و یکنفر روانپزشک و یکنفر متخصص پزشکی قانونی ) میباشد ، باین شرح اعلام میدارد که : « نتیجه کمیسیون : هیچگونه مدرک مستدل بالینی که مؤید وجود بیماری آلزایمر در متوفی باشد موجود نیست ، لیکن حسب گزارشات پرستای ارائه شده که در پرونده بهزیستی ایشان موجود است نامبرده در سال 1389 دچار اختلال حواس بوده که البته بدلیل مشکلات جسمی و عوارض سکته مغزی تحت مراقبت های ویزیت در منزل تحت نظر بهزیستی بوده است . ضمنا نامبرده به دفعات متعدد در طی سالهای 89-81 بدلیل مشکلات جسمی در بیمارستان بستری بوده که در هیچیک از پرونده های فوق الذکر اشاره ای به وضعیت توانائی ذهنی و مغزی ایشان نشده است و لذا مدرکی دال بر عدم توانائی ذهنی و تصمیم گیری ایشان احراز نگردید .»; .نظریه مذکور مورد اعتراض وکیل خواهان قرار گرفته و وکیل مذکور بموجب لایحه ای که در تاریخ 93/10/21 تقدیم دادگاه نموده است مطالبی را در توجیه اعتراض خویش عنوان مینماید .بالاخره شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. بموجب دادنامه شماره 9309972250301350-93/12/27 در خصوص درخواست آقای ر. ش. بطرفیت خانم ها ا. و پ. و م. و ا. و آقای ق. نام خانوادگی همگی ش. و خانم گ. و ریاست دادگستری گ. مبنی بر تقاضای صدور حکم حجر مرحوم ا. ش. از سال 1380 لغایت زمان فوت متوفی ، با توجه بمحتویات پرونده و با عنایت بنظریه پزشکی قانونی بشماره ...-93/4/14 و همچنین نظریه کمیسیون پزشکی استان سمنان بشماره ...-93/9/4 که عدم توانائی ذهنی و حجر سابق متوفی را احراز ننموده است و نظر به اظهارات گواهان معرفی شده از ناحیه خوانده و دفاعیات وکیل خوانده گ. و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده ، دادگاه آقای ا. ش. را محجور تشخیص نداده و باستناد ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی و ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر مینماید .دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی آقای ک. ف. بوکالت از آقای ر. ش. قرار گرفته و شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان سمنان بر اساس دادنامه شماره 9409972315500322-94/3/24 خلاصتا بلحاظ اینکه از توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده بدوی و تحقیقات و اقدامات معموله در آن مرحله از رسیدگی از ناحیه معترض ، اعتراض خاص و موجهی که موجبات فسخ رأی صادره را ایجاب نماید بعمل نیامده و از حیث تشریفات و اصول رسیدگی نیز فاقد ایراد و اشکال مؤثر قانونی میباشد لذا با رد اعتراض معترض ، مبادرت بتایید دادنامه تجدیدنظر خواسته نسبت به تجدیدنظر خواه مینماید .دادنامه مرقوم حسب گزارش مأمور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 94/4/3 به وکیل آقای ر. ش. ابلاغ شده و آقای ک. ف. به وکالت از آقای ر. ش. بموجب دادخواستی که در تاریخ 94/4/23 در دفتر دادگاه صادر کننده رأی فوق الذکر به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام خواهی از رأی مذکور نموده و دفتر دادگاه یاد شده پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را بدیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به پرونده به این شعبه ارجاع میشود و مندرجات دادخواست فرجامی و لایحه پیوست آن بهنگام شور قرائت خواهند گردید . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رأی شعبه
فرجام خواهی آقای ک. ف. بوکالت از آقای ر. ش. از دادنامه شماره 9409972315500322-94/3/24 صادره از شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان سمنان که متضمن تأیید دادنامه شماره 9309972250301350-93/12/27 اصداری از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی گ. مشعر بر اعلام بطلان دعوی بدوی فرجام خواه بخواسته صدور حکم حجر مرحوم ا. ش. از سال 1380 لغایت زمان فوت آن مرحوم به کیفیت منعکس در دادنامه های فوق الذکر و پرونده امر میباشد مقبول نیست زیرا از ناحیه وکیل فرجام خواه در قبال دادنامه فرجام خواسته تعرض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار باشد ، صورت نپذیرفته و تع ر. ت معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل مذکور و لایحه ضمیمه آن ، علاوه برعدم اتکاء به هر گونه دلیل واجد تأثیر در مقام و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاههای ذیربط واقع گردیده اند ، با عنایت بجهات موجهه مصرح در دادنامه های مارالذکر ، به گونه ای هم نیستند که اساس آراء یاد شده و مبانی استنباط قضائی و تشخیص دادگاههای مرقوم را که مبتنی بر ارزیابی دلائل پرونده و اظهارنظر پزشکی قانونی گ. و کمیسیون پزشکی متشکله در اداره کل پزشکی قانونی استان سمنان که با ملحوظ داشتن کلیه سوابق و مدارک پزشکی راجع به مرحوم ا. ش. و مجموع محتویات پرونده و بویژه عدم احرازحجر مرحوم ا. ش. اصدار یافته اند ، متزلزل و مخدوش ساخته و مخالفت آنها را با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رأی معترض عنه را ایجاب نمایند و استناد وکیل فرجام خواه به شهادت شهود و تمسک نامبرده به پاسخ مرکز توان بخشی گ. نیز با عنایت به عدم توان معارضه گواهی گواهان با نظریات علمی و فنی ادارات پزشکی قانونی گ. و سمنان که در پاسخ استعلام دادگاه بدوی اعلام شده و در پرونده امر مضبوط هستند و همچنین عدم دلالت پاسخ مرکز توان بخشی گ. و اوراق ضمیمه آن بر ابتلاء مرحوم ا. ش. به جنون ، از توجیه قانونی برخوردار نبوده و قابل پذیرش نیستند علیهذا مستندا بمادتین 370 و 396 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواه ، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد . شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور
رئیس شعبه : جنتی عضومعاون : حضرتی
فهرست
شعبه دیوان عالی کشور
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
تجدیدنظر خواهی از ابطال دستور فروش
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۸۲۰۰۱۸۶ · ۱۳۹۴/۰۸/۲۵ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۲۲ دیوانعالی کشور
چکیده: گواهی گواهان، توان معارضه با نظریات علمی و فنی ادارات پزشکی قانونی را ندارد.