رای خلاصه جریان پرونده خانم م. ش. با وکالت خانم الف. ح. دادخواستی به طرفیت آقای م. م. به خواسته صدور گواهی امکان سازش تقدیم و توضیح داده: موکل در مورخه ۱۳۸9/6/29 به عقد دایمی و شرعی زوج خوانده درآمده است. بعد از پنج ماه از تاریخ وقوع عقد زوج در پرونده کیفری رابطه نامشروع زنای محصن مرتکب گردیده است و از سال 89 در زندان شهرستان بابل بسر می‌برد و موجبات هتک حیثیت آبرویی و خانوادگی موکل و سلب آسایش روحی و روانی وی گردیده است. همچنین از پرداخت خرج و مخارج نفقه زندگی موکل امتناع کرده است. با توجه به موارد فوق موجبات عسروحرج زوجه را فراهم کرده است. تقاضای صدور حکم به خواسته را دارد. در تاریخ ۱۳۹2/2/3 دادخواست به شعبه دوم دادگاه حقوقی شهرستان بابل ارجاع می‌گردد. پس از جری تشریفات قانونی طرفین به دادرسی دعوت می‌شوند. دادگاه از زندان بابل سابقه زوج را سیوال می‌کند. حسب اعلام زندان، نامبرده به جرم شرکت در آدم‌ربایی به پانزده سال حبس محکوم که به هفت سال تقلیل و از اتهام زنای محصن و به عنف تبریه و به جرم رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم و با استفاده از آزادی مشروط با تحمل پنج سال حبس آزاد شده است.(ص 2۶ پرونده) در وقت مقرر ۱۳۹2/7/13 وکیل زوجه لایحه تقدیم و خواسته را به شرح دادخواست بیان و زوج حاضر نمی‌شود. لایحه نیز ارسال نمی‌دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می‌نماید. زوجه داور معرفی می‌نماید. زوج داور معرفی نمی‌کند و دادگاه برای او داور تعیین می‌نماید. حسب نظریه داوران، با توجه به سابقه کیفری زوج ادامه زندگی امکان‌پذیر نیست. دادگاه طی دادنامه غیابی شماره 388-۱۳۹3/2/29: با توجه به سابقه کیفری زوج مراتب را عسروحرج تلقی و ادامه زندگی را موجب عسروحرج دانسته، به استناد ماده 1130 قانون مدنی حکم به طلاق صادر و به خواهان اجازه می‌دهد با طلاق از نوع باین خود را مطلقه نماید. پس از ابلاغ رای، زوج نسبت به آن واخواهی می‌نماید. در تاریخ ۱۳۹3/10/17 در وقت مقرر جلسه دادگاه با حضور زوج و وکیل زوجه تشکیل می‌شود. زوج می‌گوید من نمی‌خواهم زوجه را طلاق دهم. بنده فقط دو سال حبس بودم و آزاد شدم. وکیل زوجه می‌گوید با توجه به سابقه کیفری زوج تقاضای رد واخواهی و تایید دادنامه غیابی را دارم. موکل تامین جانی ندارد. زوج او را تهدید و مرتبا کتک‌کاری و توهین می‌نماید. زوجه در بدترین شرایط است. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و طی دادنامه شماره 2183-۱۳۹3/10/27: با رد واخواهی رای غیابی را تایید می‌نماید. پس از ابلاغ رای، زوج نسبت به آن اعتراض و تجدیدنظرخواهی می‌نماید. اجمال اعتراض این است که اینجانب از تاریخ ۱۳۹0/2/8 تا ۱۳۹2/6/23 در زندان بابل بودم. بعد تبریه شدم. در زندان نیز حق و حقوق همسرم را پرداخت می‌نمودم و هیچگونه پرونده کیفری دیگری ندارم. شعبه دوازذه دادگاه تجدیدنظر استان مازندران طی دادنامه شماره 419-۱۳۹4/3/26: اعتراض معترض را غیروارد تشخیص و با رد آن دادنامه بدوی را تایید می‌نماید. پس از ابلاغ رای، زوج نسبت به آن فرجام‌خواهی می‌نماید. اجمال فرجام‌خواهی این است که اینجانب جوانی مسلمان و با تقوی و از خانواده مذهبی هستم. هیچ نوع سابقه‌ای ندارم. زوجه بی‌دلیل تقاضای طلاق کرده است. ما در حال حاضر با هم زندگی می‌کنیم. او تحت تاثیر فرزندانش که از شوهر قبلی دارد و در زندگی ما دخالت می‌کنند این امر باعث اختلاف شده است، اما بنده هیچ اختلافی ندارم و زندگی خود را دوست دارم. درخواست نقض حکم صادره را دارم. سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای غلامحسین ذات عجم عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر : صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا می‌باشد. در خصوص دادنامه فرجام‌خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می‌دهد : رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی آقای م. م. نسبت به دادنامه شماره 419-۱۳۹4/3/26 صادره از شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران با توجه به محتویات پرونده، محکومیت کیفری قطعی زوج و تحمل مجازات و احراز عسروحرج زوجه در دادگاه، موجه و قابل پذیرش تشخیص داده نمی‌شود. با تذکر به اینکه عنوان صحیح قانونی رای صادره حسب مفاد مواد 26 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 حکم به الزام زوج به طلاق زوجه بوده، نوع طلاق باین قضایی و مدت اعتبار آن شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی است. رای فرجام‌خواسته مطابق با موازین قانونی و شرعی و با رعایت تشریفات دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوی اصدار یافته و متضمن ایرادات اساسی موجب نقض دادنامه معترض‌عنه نمی‌باشد. بنابراین با رد فرجام‌خواهی، رای فرجام‌خواسته به استناد مواد 370 ، 396 و 403 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌گردد. رییس و عضو معاون شعبه 42 دیوان عالی کشور دکتر علیزاده - غلامحسین ذات عجم فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای