رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1393/7/14 آقای م. و.د.ز. دادخواستی به طرفیت دولت محترم جمهوری اسلامی ایران به خواسته جبران خسارت وارده از هر حیث مقوم به بیست و یک میلیون ریال تسلیم دادگاه‌های عمومی حقوقی تهران نموده که به شعبه بیست و نهم ارجاع و چنین توضیح داده است که دادخواستی به پیوست تصویرات مصدق سند عادی و دادنامه منعکسه در پرونده شماره ۳۴۳/77/۱۲ دادگاه عمومی و شماره دادنامه 135 - ۱۳۸6/2/18 شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان به خواسته 1- ابطال اسناد تفکیکی 2- خلع ید 3- الزام به تنظیم سند رسمی شش دانگ پلاک ثبتی ... فرعی از ... و غیره اصلی بخش ... تبریز 4 - جبران خسارت دادرسی و غیره تقدیم نموده‌ام قاضی محترم از ثبوت دلایل تبعیت نفرموده و شماره دادنامه 9309974110900383 - ۱۳۹3/5/28 صادر نموده اینک لحاظ بهره‌برداری قضائی 8 برگ ضمائم پیوست می‌نمائیم و مطالبه و ملاحظه محتویات پرونده‌های استنادی و مرتبط را لحاظ تعیین میزان خسارت وارده که در اثر تفسیر ضرر مادی و معنوی وارد گردیده را خواستار و نهایتا جبران خسارت وارده از هر حیث و غیره مورد تقاضاست. بعد از 16 سال شماره دادنامه 9309974110900383-۱۳۹3/5/28 مغایر با دادنامه منعکسه در پرونده شماره ۳۴۳/77/۱۲ دادگاه عمومی می‌باشد سبب ورود خسارت است دادگاه مرجوع‌الیه وارد رسیدگی شده و وقت رسیدگی برای روز 1393/12/10 ساعت 11 صبح تعیین نموده خواهان برای جلسه مرقوم لایحه فرستاده خوانده برای جلسه مرقوم حضور نیافته دادگاه با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام نموده و برابر دادنامه شماره 9309970228901206- 1393/12/24 چنین رأی صادر و اعلام کرده است «در خصوص دادخواست تقدیمی آقای م. و.د.ز. به طرفیت دولت جمهوری اسلامی ایران به خواسته مطالبه خسارات وارده ناشی از جریان دادرسی و تغییر محاکم قضائی دادگاه توجها به اینکه به حکایت دادنامه‌های استنادی خواهان در خصوص دعاوی مطروحه قرار رد دعوی و عدم استماع دعوی بر اساس موازین قانونی صادر گردیده و این امر نیز ناشی از طرح دعوی اشتباه از سوی خود خواهان بوده و مطالبه خسارت از دولت ناظر بر زمانی است که اشتباه محض دادگاه و ورود خسارت محرز و مسلم باشد که در ما نحن فیه چنین امری اثبات نگردیده است علی ایحال دادگاه دعوی خواهان را وارد و ثابت ندانسته مستندا به ماده 197 از قانون آئین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان را صادر و اعلام می‌نماید این رأی حضوری ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان می‌باشد» این رأی در تاریخ 1394/2/15 به آقای م. و.د.ز. ابلاغ گردیده و مشارالیه در تاریخ 1394/3/10 با انقضاء موعد تجدیدنظرخواهی و قطعی شدن دادنامه فرجام‌خواهی نموده است و ما حصل درخواست وی اینستکه با صدور آراء مغایر قانون نسبت به موضوع قرار داد واحد و صدور رأی غیر مفاد صریح قرار داد عادی که عامل اختلاف بوده علت ورود خسارت است که مورد توجه قرار نگرفته و شعبه 29 حقوقی مردود فرموده که نسبت به آن معترض هستم لذا تقاضای مطالبه پرونده‌های استنادی و مرتبط و نقض دادنامه مخدوش و رسیدگی مجدد به لحاظ نقص تحقیقات دارم. دفتر شعبه مرجوع‌الیه تبادل لوایح را انجام داده و با انقضاء فرجه برابر پاسخ دادن و عدم وصول پاسخ از سوی فرجام‌خوانده پرونده را به دبیرخانه دیوان عالی کشور فرستاده است رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته و پرونده به کلاسه بالا ثبت شده اوراق لازم از سوابق ارسالی و دادخواست فرجامی هنگام شور قرائت می‌شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی آقای م. و.د.ز. از دادنامه قطعیت یافته شماره 9309970228901206- 1393/12/24 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران موجه نیست زیرا با توجه به رسیدگی دادگاه نخستین و استدلال و استنباط منعکس در رأی صادره ایرادات و اعتراضات قبلا مطرح و مورد توجه واقع شده و در این مرحله هم قابل پذیرش نبوده و مؤثر در مقام نیست مآلا هم دادنامه فرجام‌خواسته مغایرتی با موازین شرعی و قانونی ندارد مستندا بمواد 367 و 370 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام‌خواهی نتیجتا ابرام می‌شود. رئیس و مستشار شعبه 3 دیوان عالی کشور حسن غفارپور - رسول شاملو فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی