رای خلاصه جریان پرونده
متهمین بنامهای 1- ح. 2- م. 3- م. هر سه ک. 4- ش. د.ن. با شکایت خانم ص. ش. به اتهام آدم ربایی و گرفتن نوشته با اجبار و اکراه پس از صدور کیفرخواست شماره 1595 - 91 دادسرای آ. به شرح دادنامه شماره 500638 - 92/5/5 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی تبریه شده اند و با تجدیدنظرخواهی خانم شاکی شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس با توجه به گزارش مامورین انتظامی و تحقیقات محلی و اقرار تلویحی متهمین و با توجه به اینکه رضایت شاکیه وقوع جرم را از جنبه عمومی منتفی نمی کند با نقض دادنامه صادره از دادگاه بدوی عمل متهمین ردیف های اول و دوم را از مصادیق آدم ربایی تشخیص داده و آقایان ح. ک. و م. ک. را بابت مشارکت در آدم ربایی به تحمل هر یک پانزده سال حبس به استناد مواد 621 و 668 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) و ح. ک. را بابت معاونت در اخذ نوشته به اکراه به تحمل 91 روز حبس و 11 ضربه شلاق و م. ک. را از حیث شرکت در اخذ نوشته به اکراه به تحمل 5 ماه حبس و 40 ضربه شلاق که مجازات اشد در مورد آنها قابل اجراست و آقایان ش. د.ن. و م. (ع.) ک. را به تحمل هر کدام 5 ماه حبس و 40 ضربه شلاق طبق دادنامه شماره 101249 - 92/7/13 محکوم کرده است و درخواست اعاده دادرسی محکومین یاد شده با وکالت آقای ن. ح. قبلا در این شعبه طبق دادنامه شماره 100475 - 93/2/29 رد شده است و وکیل مذکور مجددا با تقدیم لایحه ای با تمسک به تهیه استشهادیه و ارایه حکم محکومیت متهم به شهادت کذب بنام آقای ع. ف. به پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی طبق دادنامه شماره 501349 - 93/8/25 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی آ. که در شعبه هجدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس بموجب دادنامه شماره 2022036 - 93/11/26 تایید شده است. بعنوان دلیل جدید از دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی کرده است در حالیکه قبلا مستند درخواست اعاده دادرسی وکیل محکومین عدول شاهد شاکیه از شهادت خود بوده و با استناد به رای وحدت رویه 3700 - 1337 هیات عمومی دیوان عالی کشور رد شده است.بتاریخ فوق هیات شعبه تشکیل است و پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و استماع نظر جناب آقای شهرابی فراهانی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور با مشاوره چنین رای میدهد:
بموجب دادنامه شماره 920638 92/5/5 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی آ. آقایان ح. ک. ، م. ک. ، م. ک. و ش. د.ن. از اتهام آدم ربایی و گرفتن نوشته بصورت اکراه برایت حاصل نموده اند و براساس دادنامه شماره 921249 1392/7/13 شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس با نقض دادنامه بدوی آقایان ح. و م. ک. باتهام مشارکت در آدم ربایی هر کدام به تحمل پانزده سال حبس محکوم گردیده اند و ح. ک. به اتهام معانت در اخذ نوشته به اکراه به تحمل 91 روز حبس دیگر و یازده ضربه شلاق محکوم گردیده است م. ک. نیز به تحمل 5 ماه حبس تعزیری و 40 ضربه شلاق از حیث شرکت در اخذ نوشته به اکراه محکوم شده است و متهمین ش. د.ن. و م. (ع.) ک. هر کدام به تحمل 5 ماه حبس و چهل ضربه شلاق به همین اتهام محکوم شده اند محکوم علیهم در سه نوبت از دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی نموده اند که هر سه نوبت درخواست آنها به شعبه 36 دیوان عالی کشور ارجاع شده که در هر سه نوبت به موجب آراء صادره به شماره های 930475 93/2/29 و 933373 93/12/23 و 940251 94/2/14 شعبه مذکور تقاضاهای مزبور مردود اعلام شده است محکوم علیهم باسامی ح. و م. ک. و ش. دفاعی مجددا تقاضای دیوان عالی کشور به دیوان مطرح کرده اند که تقاضای مزبور به شعبه چهلم دیوان عالی کشور ارجاع شده است و توضیح داده اند که تنها گواه پرونده به نام ع. ف. طی اقرارنامه رسمی در تاریخ 92/9/9 شهادت خود را مسترد نموده است و همچنین بموجب دادنامه قطعی شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان فارس حکم محکومیت نامبرده باتهام کذب در تاریخ 93/11/26 صادر شده است . و همچنین وجود رابطه زوجیت فی مابین اینجانب ح. ک. با شخص شاکیه از این جهات تقاضای اعاده دادرسی نموده اند و سپس به تفصیل به دفاع ماهیتی از خود پرداخته اند . و در لایحه تکمیلی نیز قید کرده اند که در خصوص موضوع اساسا تحقیقی بصورت صحیح انجام نشده اند و اساسا موضوع بین شاکیه و متهمین یک موضوع خانوادگی بوده است یعنی شاکیه همسر شرعی و قانونی ح. ک. بوده و در زمان ادعای مطرح شده از طرف شاکیه در نکاح او بوده است . با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می گردد که یکی از مستندات دادنامه دادگاه تجدیدنظر که صراحتا در رای استناد شده اظهارات شخصی به نام ع. ف. بعنوان گواه بوده است و بموجب دادنامه شماره 931349 93/8/25 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی آ. و دادنامه شماره 932036 93/11/26 شعبه هیجده دادگاه تجدیدنظر استان فارس شخص مذکور باتهام شهادت کذب حسب شکایت شکات (متقاضیان اعاده دادرسی) محکوم گردیده است و مدارک مرتبط ضمیمه درخواست شده و از این جهات تقاضای اعاده دادرسی نموده اند . هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای م. بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر پذیرش درخواست اعاده دادرسی در خصوص دادنامه شماره 921249 92/7/13 مشاوره نموده چنین رای میدهد :
رای شعبه دیوان عالی کشور
محکومیت شاهد وقوع جرم به مجازات شهادت کذب زمانی دلیل جدید و موجب اعاده دادرسی است که محکومیت متهمین پرونده صرفا با شهادت شاهد کاذب اثبات شده باشد در حالیکه مستند دادنامه شماره 101249 - 92/7/13 شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس نه تنها شاهد بلکه تحقیقات محلی و گزارش مامورین و اقاریر تلویحی متهمین بوده است و به نحوی که قبلا نیز در این شعبه تقاضای اعاده دادرسی آقای ن. ح. وکیل محکومین دادنامه مذکور مردود اعلام شده بود با تمسک به تهیه استشهادیه و رای محکومیت شاهد واحد نیز درخواست وی قابل انطباق با بند 5 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری نمی باشد و رد می شود.
شعبه 36 دیوان عالی کشور
ابراهیم بهنام اصل - فتوت نصیری سوادکوهی
رای دیوان
با توجه به اینکه مستند اصلی صدور حکم محکومیت محکوم علیهم متقاضی اعاده دادرسی اظهارات گواه آقای ف. بوده است و صرفنظر از اینکه براساس سند اقرار نامه رسمی مورخه 92/9/9 نامبره شهادت خود را مسترد نموده است چون براساس دادنامه شماره 931349 93/8/25 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی آ. و دادنامه شماره 932036 93/11/26 شعبه هیجدهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس آقای ع. ف. باتهام شهادت کذب حسب شکایت متقاضیان اعاده دادرسی محکوم گردیده است لذا می توان دادنامه های صادره را بعنوان واقعه جدیدی که موثر در بی گناهی محکوم علیهم متقاضی اعاده دادرسی است تلقی کرد بنابراین با تطبیق تقاضای اعاده دادرسی آقایان ح. ک. ، م. ک. و ش. دفاعی با بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری 92 ، رسیدگی مجدد به موضوع محکومیت آنها در مورد هر دو اتهام به شعبه همعرض دادگاه تجدیدنظر استان فارس محول می گردد .
شعبه 40 دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون
علی اکبری - محمدبارانی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رای
تاثیر اثبات شهادت کذب شهود در تجویز اعاده دادرسی
۹۴۰۹۹۷۰۹۰۹۵۰۰۸۴۶ · ۱۳۹۴/۰۴/۳۰ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه۴۰دیوانعالیکشور
چکیده: اثبات کذب بودن شهادت شهود،از موارد تجویز اعاده دادرسی است،هرچند رای صادره مستند به ادله دیگری نیز باشد.اثبات کذب بودن شهادت شهود در صورتی از موارد تجویز اعاده دادرسی است،که رای صادره منحصرا"مستند به شهادت شهود باشد.