## رای خلاصه جریان پرونده به دلالت دادنامه شماره 901409- 918/08/1393 شعبه 101 دادگاه جزایی شهرستان ا. مستدعی اعاده دادرسی به اتهام خرید مشروبات الکلی دست ساز و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به ج. به تحمل هفت ماه حبس و پنجاه ضربه شلاق و پرداخت جزای نقدی و نیز تحمل 30 ضربه شلاق تعزیری محکوم واز جهت اتهام شرب خمر و اتهام دیگر دایر به تسبیب در قتل ج. با این توضیح که هر دو نفر در طول مسیر مکرر اقدام به شرب خمر نموده و بعد از درگیری مختصر بین آنان ح. با سیلی او را مضروب کرده و ج. در تاریکی شب اتومبیل را ترک و قهر می نماید و روز بعد مشخص می شود در اثر سقوط از بلندی فوت کرده و بین آنها دشمنی نبوده و دلیلی هم بر ربودن موجود نیست و وقوع قتل عمدی محرز نمی باشد و آنها صرفا برای مشروب خواری به بیرون ازشهر رفته و اقدام متهم در ایراد ضرب عمدی و احیانا درخواست عمل منافی عفت هم درحدی نبوده که برای ج. قابل تحمل نباشد و ترک اتومبیل به خاطر درگیری بوده و بین فعل متهم و ترک اتومبیل و مرگ ج. در اثر سقوط از بلندی هم رابطه سببیت منطقی برقرار نمی باشد مستند به اصل برایت از اتهامات مذکور تبریه شده است لیکن در پی تجدیدنظرخواهی اولیاء دم مرحوم شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با اکثریت آراء و با این استدلال که قطعا رابطه سببیت بین فعل متهم ح. که عبارت از تقاضای نامشروع و ایراد صدمه عمدی بوده که نسبت به ایراد ضرب عمدی متهم اقرار دارد و درخواست نامشروع نیز مطابق اظهارات س. ب. بوده و متهم 2 فقره سابقه در خصوص لواط دارد و بین عمل متهم یعنی تقاضای نامشروع از مرحوم و ایراد صدمه عمدی به مرحوم در محل ناشناخته در تاریکی شب و متعاقب آن پیاده شدن مرحوم از ماشین و سپس افتادن ایشان در شب تاریک رابطه سببیت احراز می شود متهم را به استناد ماده 506 و 492 قانون مجازات اسلامی به پرداخت دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیاء دم محکوم نموده و اقلیت دادگاه هم در مورد کافی نبودن دلایل برای تسبیب در فوت مرحوم ابراز عقیده کرده است. اینک وکیل مدافع محکوم علیه با تقدیم لایحه ای به دیوان عالی کشور که هنگام شور قرایت خواهد شد اجمالا با پرداختن به ماهیت پرونده و شرح ماوقع و نتیجه گیری اینکه مرحوم با هماهنگی قبلی طوعا با موکل همراه شده و مشروب الکلی نیز با مباشرت مرحوم تهیه شده و جر و بحث و درگیری مختصر ناشی از مستی عادتا در حد واندازه ای نبوده که غیر قابل تحمل باشد و در فرض محال غیر قابل تحمل بودن نیز نمی تواند راهپیمایی یک ساعته مرحوم و صعود وی به کوهستانهای صعب العبور و عبور از پرتگاههای خطرناک توسط مرحوم را توجیه نماید و برابر گزارش بازپرس پرونده از بازسازی صحنه واظهارات راننده آژانس در عمل هیچ مانعی جهت انتخاب طرق متعارف از جمله تماس با تلفن همراه با یکی از آژانسهای تلفنی یا تماس با پلیس 110 یا سوار شدن به خودروهای عبوری در جاده آسفالته اصلی و پیاده روی حدود 500متر برای رسیدن به روستا وجود نداشته ولی مرحوم شخصا در مسیر خطرناک وارد شده و از بالای کوه به دره سقوط و فوت کرده و جسد نامبرده چند کیلومتر دورتر از محل توقف خودرو کشف شده که بازپرس پرونده در روز روشن حدود 40 دقیقه مسیر را طی کرده است لذا اقدام دادگاه تجدیدنظر بر خلاف معنا و مفهوم سبب و مباشر بوده و تعیین دیه مبتنی بر اشتباه بوده و نه تنها در مانحن فیه موضوعیت ندارد و مجازات هیچگونه سنخیتی نیز با اعمال انتسابی به موکل نداشته مستند به بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری تقاضای اعاده دادرسی نموده و پرونده بعد از ثبت کلاسه دفتر کل به این شعبه ارجاع با تهیه گزارش در دستور کار قرار گرفته است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای سید مصطفی قایم مقامی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر پذیرش در خواست اعاده دادرسی در خصوص دادنامه شماره 600824- 29/06/1394 اعاده دادرسی خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد. ## رای شعبه دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی آقای ف. به وکالت از آقای ح. در خور پذیرش به نظر می رسد. زیرا از تعریف تسبیب که در ماده 506 قانون مجازات اسلامی آمده استنباط می شود مرتکب جنایت هرچند مستقیما سبب تلف شدن یا مصدومیت دیگری را فراهم نکرده باشد ولی باید در مقدمات مادی منتهی به وقوع جنایت دخالت مستقیم داشته باشد مانند مثال که چاهی بکند و کسی در آن بیفتد بنابراین رفتارهای غیر مستقیم مرتکب که از حیث روحی و روانی در مجنی علیه تاثیر گذار باشد و در واقع منجر به جنایت گردد از شمول تعریف تسبیب خروج مصداقی دارد موید آن مفاد ماده 535 قانون مجازات اسلامی است که به اسباب طولی دخیل در وقوع جنایت اشاره و مجددا حفر گودال و قرار دادن سنگ کنار آن را مثال زده و در ماده 526 قانون مذکور بر جنایت بالمباشره و به تسبیب و ضمان آنها اشاره شده است که از آنها رفتار مادی مسبب متبادر به ذهن می گردد لذا در ما نحن فیه به دلالت شرح ما وقع و مصرف مشروب الکلی توسط مرحوم که مسلم فرض شده و بعد مسافت و فاصله طولی و زمانی محل اولیه با محل وقوع جنایت و قرار داشتن اسباب متعدد طولی که دراین فاصله و زمان ایجاد شده با وجود منتفی بودن سبب مادی منسوب به محکوم علیه، مورد تقاضا با بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری منطبق تشخیص و مستند به ماده 476 همین قانون ضمن تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده حکم قطعی محول و ارجاع می گردد. شعبه 38 دیوان عالی کشور- رییس و مستشار و عضو معاون سید علی اصغر لطیفی رستمی - سید مصطفی قایم مقامی - علیرضا رحمانی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رای