رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده خانم س. طی شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب .... اعلام نموده که: فردی به نام ص. مرا به بهانه خواستگاری فریب داده و در تاریخ 1391/11/26 به داخل گاراژ برده و با زور مورد تجاوز قرار داده و عکس و فیلم گرفته است. گواهی پزشکی وی حاکی است در تاریخ 1393/04/22 از(شاکیه) معاینه به عمل آمد، مدخوله است که از زمان ایجاد آن بیش از سه هفته میگذرد. در معاینه مقعد در حال حاضر، فاقد علائم ظاهری دال بر دخول است. ضمنا با توجه به اظهار نامبرده مبنی بر آخرین نزدیکی، حدود سه هفته قبل و بیارزش بودن نمونهگیری بعد از گذشت این مدتزمانی، نمونهبرداری انجام نشد(صفحه 8). متهم ص. دستگیر و در وقت کشیک دادسرا اظهار داشته: علت دستگیری من این بوده که با یک دختر یک سال بود که دوست بودم و در اینیک سال همدیگر را میدیدیم و با هم ارتباط داشتیم و دختره مرا خیلی دوست داشت من هم همچنین حتی من چندین بار تلفنم را خاموش کردم که این خانم به من زنگ نزند چون متأهل بودم و میخواستم این رابطه تمام شود ولی این خانم هر روز زنگ میزد ... میگویند این خانم از شما شکایت کرده و میگویند شما به او تجاوز کردید ولی به خدا من هیچ تجاوزی به ایشان نکردم هر رابطهای باهم داشتیم با میل و رضایت خودش بود. سپس توضیح داد: در خوابگاه اتوبوس با یکدیگر رابطه نامشروع برقرار کردهاند و کمی خون دیده لیکن زنا را تأیید نکرده است(صفحات 17-19). با ارجاع پرونده به بازپرس محترم شعبه پنجم به خانم س. ارتباط نامشروع تفهیم اتهام گردیده، اظهار داشته است: آقای ص. خودش را آدم خوب و مذهبی معرفی کردند و گفتند شما را باید با لباسزیر ببینم که بالاخره ایشان به من تجاوز کردند و از من عکس و فیلم گرفتند و ماهی یکبار با تهدید میبردند نزد خود و روابط نامشروع و خواستههای نامشروع داشتند مثل مشروب خوردن و ... از عید که فهمیدم ایشان متأهل هستند همهجوره مرا تهدید میکرد و میگوید تا آخر عمرت باید هفتهای یکبار نزد من بیایی. به مشارالیها مجددا ارتباط نامشروع تفهیم اتهام گردیده، اظهار داشته است: قبول دارم(صفحات 34 ، 35). در جلسه تحقیق مورخ 1393/02/25 بازپرسی، آقای ص. اظهار داشته: رابطه جنسی داشتیم، دخول داشتیم چون ایشان مرا تهدید کرد من هم او را تهدید کردم(صفحه36). لذا بهموجب تصمیم صفحه 37 پرونده در خصوص اتهام هر دو نفر مبنی بر تهدید و ارتباط نامشروع قرار مجرمیت صادر و نسبت به شکایت س. علیه ص. دایر بر زنای به عنف و اتهام دیگر مشارالیه مبنی بر زنای محصنه به صلاحیت دادگاه کیفری استان اظهارنظر گردیده است که با تنظیم کیفرخواست پرونده به دادگاههای کیفری استان ... ارسال و به شعبه 76 ارجاع شده است. در جلسه مورخ 1393/03/20 دادگاه به متهم زنای به عنف بهصورت محصن تفهیم اتهام نموده، نامبرده اظهار داشته است: ما با هم دوست بودیم و هفتهای یکبار همدیگر را میدیدیم. خانواده وی میدانست و یک سال با هم در ارتباط بودیم اولین بار در اتوبوس با هم رابطه جنسی برقرار کردیم(صفحه43). من با ایشان زنا کردم و داخل نکردم ولی با رضایت خودش انجام دادم. چون فهمید زن دارم شکایت کرد و شوهر خواهرش نیز مرا زد، حدود یک ماه بود فهمیده بود زن دارم. حدود بیست الی سی بار این کار را کرده بودیم. من با همسرم اختلاف داشتیم و چند بار به خانه پدرش رفته بود. حدود بیست روز به خانه پدرش رفته بود الآن قبول دارم اشتباه کردم، توبه نیز کردم.
سپس ی. خود را به وکالت از متهم معرفی و لوایحی تقدیم کرده است. متعاقبا دادگاه با تشکیل جلسه مورخ 1393/04/31 مجددا اظهارات طرفین را اخذ و لایحه وکیل آقای ص. را نیز ملاحظه نموده. در این جلسه متهم صرفا اتهام رابطه نامشروع و تهدید را پذیرفته، البته بعدا به انجام دخول اقرار نموده و ارتباط با خانم س. را ناشی از بیماری همسرش اعلام کرده است. از وی سؤال شده: شما وقتی با این خانم این کار را میکردی همسرت کجا بود؟ پاسخ داده: خانه پدرش بوده است همسرم مریضی اعصاب دارد و پیش من نمیآمد. به ایشان گفته بودم همسرم نمیآید چون سرد بود و مشکل اعصاب داشت من در این دو سال 4 بار فکر کنم رابطه داشتهام. سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 9309970225400096 1393/05/28 با رأی اکثریت اعضاء محترم در خصوص اتهام آقای ص. مبنی بر زنای به عنف نسبت به خانم س. در شرایط احصان حکم بر اعدام وی صادر و در خصوص تهدید مشارالیها به تحمل 74 ضربه شلاق محکوم و خانم س. از اتهام رابطه نامشروع با متهم تبرئه گردیده است. با ابلاغ رأی م. به وکالت از محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نموده. ضمنا خانم م.ج. همسر آقای ص. با ارسال لایحهای اعلام کرده که به بیماری شدید افسردگی مبتلا بوده و قرصهای اعصاب مصرف مینماید و به لحاظ مریضی فوق، دچار سردمزاجی شده بهنحویکه بیش از پنج سال است که با آقای ص. رابطه زناشویی(نزدیکی) نداشته است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
بهموجب دادنامه 9309970225400096 1393/05/28 شعبه 76 دادگاه کیفری استان ... و به شرح دادنامه مذکور آقای ص. به اتهام زنای به عنف در شرایط احصان نسبت به خانم س. به اعدام محکوم و به اتهام تهدید نسبت به مشارالیها نیز به تحمل 74 ضربه شلاق محکوم گردیده و ردیف دوم از اتهام رابطه نامشروع تبرئه حاصل نموده است. این رأی مورد تجدیدنظرخواهی محکومعلیه واقع گردیده که با بررسی محتویات پرونده الف در خصوص محکومیت آقای ص. از جهت زنای به عنف نظر به اینکه اولا: حسب اعلام شاکیه نامبرده در تاریخ 1391/11/26 و با آشنایی قبلی مورد زنای به عنف واقع گردیده، لیکن مشارالیها در تاریخ 1393/02/21 اعلام شکایت نموده است که قاعدتا فاصله بین زمان وقوع جرم و اعلام شکایت و استمرار رابطه طرفین توجیهپذیر نیست. ثانیا: محکومعلیه در هیچیک از جلسات رسیدگی اقرار به انجام زنای به عنف ننموده و بهجز ادعای شاکیه دلیل و مدرک دیگری در این خصوص وجود ندارد. ثالثا: حصول علم قاضی میبایست از طرق متعارف و بر مبانی و دلایل و مدارک کافی و قابلقبول استوار باشد که در مانحنفیه چنین مطلبی احراز نمیشود. رابعا: اقرار شخص متهم نیز بر انجام زنا قطعنظر از فقدان شرایط و نصاب قانونی جهت حصول علم نیز قابلتأمل است کما اینکه در صفحه 44 پرونده و در جریان رسیدگی متهم اظهار داشته: «من با ایشان زنا کردم و داخل نکردم.»، گویا محکومعلیه هرگونه رابطه جنسی را زنا تلقی نموده است. ب در خصوص محکومیت وی از جهت زنای در شرایط احصان با عنایت به اینکه محکوم علیه از ابتدا و در جریان تحقیقات و رسیدگی علت ارتباط با شاکیه را بیماری و اختلاف و سردمزاجی همسرش اعلام نموده، مضافا خانم م.ج. همسر محکومعلیه طی لایحه 3973 1393/06/24 ضمیمه لایحه تجدیدنظرخواهی در تأیید این مطلب صراحتا اعلام نموده که به علت بیماری شدید افسردگی و مصرف قرصهای اعصاب دچار سردمزاجی گردیده بهنحویکه با آقای ص. بیش از پنج سال است که رابطه زناشویی(نزدیکی) نداشته است. لذا بنابهمراتب فوق، هم در اتهام زنای به عنف و هم در زنای محصنه با توجه به قاعده درأ(تدرء الحدود بالشبهات) رأی تجدیدنظرخواسته قابلیت تأیید را نداشته و با نقض آن مستندا به بند 4 از قسمت(ب) ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رسیدگی مجدد را به شعبه همعرض دادگاه صادرکننده رأی محول مینماید. بدیهی است چنانچه دادگاه محترم مرجوعالیه اتهام دیگری از قبیل رابطه نامشروع یا زنای در غیر شرایط احصان را برای تجدیدنظرخواه احراز نماید، موضوع قابلرسیدگی و صدور رأی خواهد بود. نسبت به محکومیت آقای ص. به تحمل شلاق از جهت تهدید و برائت خانم س. رأی صادره فاقد ایراد و اشکال قانونی است و به استناد بند الف ماده 265 قانون مرقوم تأیید و ابرام میگردد.
شعبه 30 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
محمدعلی کریمپور - عبدالغفور دری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
شرط صدور حکم به استناد علم قاضی
۹۳۰۹۹۷۰۹۰۸۶۰۰۳۰۴ · ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ · شعبه دیوان عالی کشور · شعبه ۳۰ دیوانعالی کشور
چکیده: حصول علم قاضی باید از طرق متعارف و بر مبانی، دلایل و مدارک کافی و قابل قبول استوار باشد.
مواد قانونی مرتبط
۰ موردارجاع صریحی به مادهای از قوانین موجود یافت نشد.