پرسش
در برخی پرونده های دادگاه انقلاب که با تعدد قاضی رسیدگی می شود لازم است برای متهم وکیل تسخیری انتخاب شود. همچنین وفق ماده۸ »آیین نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری« ، وکالت نامه وکیل تسخیری به امضای متهم رسیده و در صورت امتناع، قاضی شعبه از باب قاعده»الحاکم ولی الممتنع «وکالت نامه را امضاء می:کند ۱ - حدود اختیارات وکیل تسخیری چیست؟ آیا لازم است موارد مندرج در ماده۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی در وکالت نامه درج شود. در صورت درج این موارد، آیا موضوعات تصریح شده دارای اعتبار است. به عنوان مثال اگر وکیل تسخیری اختیار وکالت در توکیل را درج کر د و به امضای متهم رساند، آیا چنین حقی برای وی ایجاد می شود و اگر چنین مواردی قید نگردید، آیا وکیل تسخیری اختیار فرجام خواهی و ... را خواهد داشت امضای وکالت نامه توسط قاضی و به نمایندگی از متهم در چه محدوده و قلمرویی دارای اعتبار است؟
۲
- در مواردی که متهم م تواری است و برای وی وکیل تسخیری تعیین شده است، آیا رای صادره حضوری است؟ اگر حضوری باشد و رای با اعتراض وکیل قطعیت یابد، چگونه می توان حقوق متهم را بعد از حضور یا دستیابی به وی، برابر ماده۲ قانون آیین دادرسی کیفری تضمین کرد؟
پاسخ
۱
- اولا، مستفاد از تبصره ۲ ماده۱۹۰ و مواد۳۴۸ و۴۱۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ ، تعیین وکیل تسخیری با مقام قضایی ذی ربط با لحاظ شرایط قانونی است و لذا وکلای تسخیری فاقد قرارداد وکالت با متهم یا متهمان می باشند و حضور آن ها جهت رعایت تشریفات شکلی رسیدگی الزامی است و در حقیق ت ، .دخالت وکیل تسخیری در امر دادرسی، به حکم قانون است و نه بر اساس قرارداد ثانیا، تعبیر به کار رفته در ماده۸ »آیین نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری مصوب۲۸/۱۲/۱۳۹۸ «قابل مناقشه است و برگ معرفی نامه ای که از طرف کانون وکلا در اختیار وکیل قرار می گیرد و وکیل تسخیری هم باید نسخه ای از این فرم را تکمیل و ارایه کند، عنوان قرارداد وکالت ندارد؛
لذا به نظر می رسد ارایه اصل برگ معرفی نامه الزامی است و عبارت»تنظیم و ارایه وکالت نامه ... هر چند توسط مرجع قضایی به نمایندگی از موکل امضاء شده باشد «...
مندرج در ماده۸ آیین نامه یادشده، باید به این .معنا حمل شود که ارایه این برگ بدون امضای موکل قابلیت تقدیم به مرجع قضایی دارد ثالثا، نظر به این که تعیین وکیل تسخیری، انحصار به مرحله بدوی ندارد و مادام که عنوان وکالت از وکیل ،تسخیری سلب نشده می تواند به وظایف وکالتی خود در مراحل بعدی نیز اقدام کند؛ بنابراین وکیل تسخیری حق فرجام خواهی نسبت به آرای محکومیت حضوری که در مرحله بدوی صادر شده است را دارد و آرای وحدت رویه به شماره های۳۲۲۲ مورخ۳/۸/۱۳۳۸ و۵۹۸ مورخ۱۲/۲/۱۳۷۴ هیات عمومی دیوان عالی کشور.موید این نظر است رابعا، مقررات ناظر به حق توکیل در انجام وکالت، ناظر به وکالت تعیینی است؛ بنابراین مقررات ماده۳۸۴ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ ناظر به جرایم موضوع بندهای»الف« ، »ب« ، »پ « و»ت « ماده ۳۰۲ قانون پیش گفته مبنی بر ضرورت حضور وکیل تسخیری د ر رسیدگی به جرایم موصوف، از اختیار وکلا ی .تسخیری از حق توکیل به غیر )که مختص وکلای تعیینی است( منصرف است ۲ - ظاهر عبارت»یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشود « مذکور در ماده۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ ، حکایت از»وکیل تعیینی «دارد و یا مر بوط به مواردی است که با عجز از تعیین وکیل و یا امتناع از معرفی وکیل، دادگاه برای متهم وکیل تسخیری تعیین کرده و متهم نیز حضور نداشته است. در نتیجه در صورتی که متهم متواری یا مجهول المکان باشد، نظر به این که اصولا بین وکیل تسخیری ،و موکل ارتباطی وجود ندارد رای صادره غیابی محسوب می شود و مطابق مقررات، هر زمان که محکوم علیه رای غیابی از آن مطلع شود و به آن اعتراض کند، در همان دادگاه قابلیت واخواهی دارد و حضور وکیل تسخیری صرفا جهت رعایت تشریفات شکلی رسیدگی است و این امر موجب سلب حق اعتراض بعدی محکوم علیه نمی باشد؛ با عنایت به مراتب پیش) گفته، پاسخ به قسمت دوم از بند۲( استعلام منتفی است